ترجمه کتاب شریف تحت العقول عن آل‌الرسول علیهم‌السلام

مشخصات کتاب

سرشناسه : ابن‌شعبه، حسن‌بن علی، قرن ق‌۴
عنوان قراردادی : [تحف العقول عن آل‌الرسول صلی‌الله علیهم. فارسی]
عنوان و نام پدیدآور : ترجمه کتاب شریف تحت العقول عن آل‌الرسول علیهم‌السلام/ تالیف ابن‌شعبه حرانی؛ مترجم بهراد جعفری
مشخصات نشر : تهران: دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۸۰.
مشخصات ظاهری : ص ۴۹۶
شابک : 964-440-217-0۳۰۰۰۰ریال
یادداشت : نمایه
عنوان دیگر : تحف العقول عن آل‌الرسول صلی‌الله علیهم. فارسی
موضوع : احادیث اخلاقی -- قرن ق‌۴
موضوع : احادیث شیعه -- قرن ق‌۴
موضوع : اخلاق اسلامی
شناسه افزوده : جعفری، بهراد، ۱۳۴۵ - ، مترجم
رده بندی کنگره : BP۲۴۸/الف‌۲۵ت‌۳۰۴۱ ۱۳۸۰
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۶۱
شماره کتابشناسی ملی : م‌۸۰-۲۷۲۷۳

سخن مترجم

کتابی که در اختیار خواننده محترم قرار دارد ترجمه ساده و روانی از کتاب نفیس و پرارزش «تحف العقول عن آل الرّسول علیهم السّلام» تألیف عالم ربّانی و محدّث عالی مقام جهان تشیّع «أبو محمّد حسن بن علی بن شعبه حرّانی» أعلی اللّه مقامه الشّریف است.
این مرد بزرگ از مفاخر علمای امامیّه و بسیار بزرگوار و جلیل بوده و شخصیّت او از کتاب ذیقیمتش آشکار و هویدا است، کتابی که با حجم اندک حاوی مطالبی بسیار سودمند از آداب، سنن، پند، حکمت، و نصایح و امثال آن از رسولخدا و ائمّه معصومین صلوات اللّه علیهم، و حضرات موسی، عیسی و لقمان علیهم السّلام می‌باشد.
شیوه مؤلّف در کتاب اینگونه است که ذیل عنوان هریک از ائمّه معصومین علیهم السّلام ابتدا خطبه یا کلامی از آن امام پیرامون توحید و یکتاپرستی آغاز کرده سپس به مواعظ یا نامه، و در آخر به کلمات قصار آن حضرت می‌پردازد.
این کتاب از زمان نگارش تا امروز پیوسته مورد وثوق علما و فقیهان شیعه و محدّثین بوده، و وجود آن در هر کتابخانه موجب روشنائی و هدایت است.
ترجمه این کتاب ابتدا همراه با متن معرب به زیور طبع آراسته شد، و پس از آن تصمیم به ویرایش و تصحیح مجدّد آن نمودم، تا متن کتاب بصورت ترجمه یکدست طبع شود.
و نیز در عین اینکه سعی شده در ترجمه متن، قداست کلام معصوم علیه السّلام حفظ گردد، کاملا رعایت بازگرداندن مفاهیم جمله‌های عربی به پارسی بشود و همان مفهومی که جمله عربی دارد عینا جمله پارسی داشته باشد. و در عین حال سادگی و عدم تکلّف در ألفاظ رعایت شد تا فهم و درک آن همگانی‌تر باشد.
برای عدم یکنواختی و سود افزونتر، در برخی از نقاط کتاب شرح حال مختصری از شخصیّتهائی که نامشان در متن آمده در پاورقی ذکر شد تا خواننده را فراغی حاصل
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 4
آید و ملال خاطرش با تفنّنی برطرف شود و مطالعه کتاب را بزودی رها نسازد.
باری در ترجمه این کتاب همانگونه که در طبع سابق توضیح دادم، سعی شد تا حدّ امکان منبع و مأخذ آن و نیز بیانات شخصیتهایی چون محدّث حکیم فیض کاشانی و علّامه مجلسی رحمهما اللّه و دیگر بزرگان شیعه مدّنظر قرار گیرد، که گاه در ترجمه داخل و گاه در زیرنویس درج گردید. و نیز تحقیقات استاد بزرگوار جناب آقای غفّاری- للّه درّه- را همچون طبع سابق در زیرنویس کتاب آوردم تا همگان از آن بهرمند گردند.
در خاتمه از خواننده بزرگوار تقاضا دارد همچون گذشته ما را از تذکّرات خود بهرمند فرموده و آگاه نماید.
بهراد جعفری
زمستان 80
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 5

مؤلّف و ارزیابی کتاب

[ولادت مؤلف]

هر شخصیّت و دانشمندی در برخورد با نام او ثنایش گفته و با عظمت و تکریم او را ستوده است، و رأی همگان بر فضل و فقه و تبحّر و جلالت قدر و علوّ شأن و اعتماد بر کتابش منطبق است.
شیخ ابراهیم قطیفی؛ معاصر محقّق کرکی- رحمهما اللّه- در کتاب «الوافیة فی تعیین الفرقة النّاجیة» بنابر نقل قاضی نور اللّه تستری قدّس سرّه در مجالس المؤمنین ضمن ترجمه حال أبو بکر حضرمی حدیثی نقل نموده و در بیانش چنین گوید: «الحدیث الأوّل، ما رواه الشّیخ العالم الفاضل العامل الفقیه النّبیه أبو محمّد الحسن بن علیّ بن شعبة الحرّانی فی الکتاب المسمّی بالتّمحیص عن أمیر المؤمنین علیه السّلام- ثمّ ذکر الحدیث» یعنی:
«حدیث نخست روایتی است که دانشمند فاضل عامل فقیه و هوشیار أبو محمّد حسن ابن علی بن شعبه حرّانی در کتاب خود بنام «تمحیص» از امیر المؤمنین علیه السّلام نقل کرده که فرمود- و حدیث را ذکر می‌کند-».
علّامه مجلسی- رضوان اللّه علیه- در فصل دوم کتاب بحار الأنوار گوید: به نسخه‌ای عتیق و قدیمی از کتاب «تحف العقول» دست یافتم که نظم و ترتیب آن حاکی از علوّ شأن مؤلّفش دارد و بیشتر متن کتاب پند و اندرز؛ و اصول معلومه‌ای است که بی‌نیاز از سند است.
شیخ حرّ عاملی- رحمه اللّه- در کتاب خود «أمل الآمل» مؤلّف را به لفظ فاضل و جلیل ستوده و او را محدّث خوانده است.
مرحوم افندی (شاگرد علّامه مجلسی) صاحب کتاب ریاض العلماء از وی بنام فاضل، عالم و فقیه یاد می‌کند، و او را مورد اعتماد استاد خود و نیز مرحوم فیض کاشانی میداند.
سیّد بزرگوار محمّد باقر خوانساری در کتاب «روضات الجنّات» از او تمجید کرده و گفته: «او فردی است فاضل، فقیه، دانشمند، هشیار، بلندپایه و آبرومند، و کتابش «تحف العقول» گسترده و پرفائده می‌باشد و مورد وثوق اصحاب است»، سپس به محتوای کتاب پرداخته و ضمن تعریف از آن فصول مختلف آنرا بیان نموده است.
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 6
عارف ربّانی شیخ حسین بن صادق البحرانی- قدّس سرّه- در رساله خود که در اخلاق و سلوک است گفته: «بسیار مایلم که در این باب حدیثی شگفت‌انگیز را که وافی و شافی است، از کتاب «تحف العقول»- که مؤلّف فاضل بزرگوارش حسن بن علی بن شعبه از قدمای اصحاب است- نقل نمایم.
تا آنجا که شخصیّتی همچون شیخ مفید- رضوان اللّه تعالی علیه- از این کتاب حدیث نقل می‌کند، و آن کتابی است که روزگار مانند و مثلش را ندیده است.
باری ذکر این کتاب نفیس و عظمت مؤلّفش در کتاب أعیان الشّیعه، و کتاب تأسیس الشّیعه، و کتاب الذّریعه، و و و و آمده است.

تاریخ وفات مؤلّف:

از زمان وفات مؤلّف تاریخ دقیقی در دست نیست، ولی از آنجا که او معاصر شیخ بزرگوار صدوق (ره)- متوفّای 381-، و راوی أبو علی بن همّام- متوفّای 336- است، برمی‌آید که وفاتش در قرن چهارم؛ و یا ابتدای قرن پنجم بوده.
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 7

پیشگفتار مؤلّف‌

بنام خداوند بخشاینده مهربان
حمد و سپاس خداوندی را سزاست که حمد خویش را بدون نیاز به حمد حامدانش، راهی از راههای اعتراف به مقام خداوندی و بی‌نیازی و ربّانیّت خویش قرار داد، و سبب و وسیله‌ای برای افزایش رحمتش، و راه و جاده‌ای برای جوینده إحسان و فضل خویش مقرّر ساخت، و حقیقت اعتراف به نیکی نعمتهایش را در نهان لفظ استوار نمود، و از جمله نعمتهایش [توفیق] ستایش بر بخشایش اوست، و إقرار به بخشایندگیش را همردیف هرستایش لفظی قرار داد، هرچند بزرگ گشته.
و گواهی می‌دهم که هیچ معبودی در خور ستایش نیست جز خدای یگانه بی‌انباز، آن گواهی که از درونی پاک و بی‌ریا دمیده، و گفتار زبان بدان شهادت بیانگر صدقی پنهان که: اوست آفریننده، سازنده، صورتگر و دارای نیکوترین نامها، چیزی همانند او نیست، چه همه چیز از خواست او سرچشمه گرفته، و مخلوق شباهتی با سازنده خود ندارد.
و گواهی می‌دهم که محمّد بنده و فرستاده اوست، در گذشته دور او را بر تمامی امّتها برگزید، چرا که می‌دانست او را هم‌شکل و همانند در بین همنوعانش نیست. او را اختیار کرد تا از طرف خویش فرمان‌دهنده و بازدارنده باشد، و او را در همه جهان آفرینش أداکننده از جانب خود برانگیخت. چرا که چشمهای ظاهری او را درنیابند، و أندیشه‌های درون پی به وی نبرند، و پندارهای عمیق در نهان او را مجسّم نسازد، هیچ معبودی جز او سزاوار پرستش نیست، پادشاهی است بر همه چیز چیره.
و اعتراف به نبوّت او را قرین اعتراف به مقام خدائی خویش ساخت، و او را به چنان کرامتی مخصوص داشت که هیچ آفریده‌ای را دستیابی به آن نشاید، چرا که او شایسته بود که دوست یگانه وی باشد، زیرا خداوند آن‌را که دچار دگرگونی شود به خود مخصوص نسازد، و کسی را نظیری داشته باشد دوست خود نمی‌گیرد.
و دستور به صلوات بر او داد تا در گرامیداشت او بیفزاید، و راه دوستی با
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 8
خاندانش را بگشاید. پس درود و ثنای خدا بر او و خاندانش باد، و نیز کرامت و شرف و بزرگواریشانرا أفزون فرماید به نحوی که پایان نپذیرد و جاوید بماند. و بدرستیکه خداوند تبارک و تعالی پس از پیامبرش أفرادی را مخصوص خویش گردانیده و رتبه و مقام آنان را به جهت مقام خجسته پیامبر ارتقاء و تا مرتبه او بالا برد، و ایشان را [خوانندگان حقّ] به سوی خود و راهنمایان إرشاد قرار داد، إمامانی معصوم از لغزش، فاضل و کامل ساخت، و حجّتهائی بر تمام بشر، و داعیان به درگاه خویش، و شفیعانی که به اجازه او شفاعت کنند، مقرّر ساخت. خودسر چیزی نگویند، و به فرمانش عمل کنند، و حکم او را برپا داشته، و سنّتش را إظهار دارند، و حدودش را جاری؛ و فرائض و واجباتش را أدا کنند، تا کسی که هلاک می‌شود به حجّتی روشن هلاک شود، و آن‌که زنده می‌ماند به حجّتی روشن زنده بماند، درود و مدح خداوند و فرشتگان نیکوکار بر محمّد و دودمان نیکش باد.
باری؛ هنگامیکه در آنچه از علوم و دانش پیامبرمان و وصیّش و إمامان از فرزندان آن دو بزرگوار- رحمت و برکات و صلوات خداوند بر اینان باد- که به من رسیده به دقّت نظر کردم، و پیوسته در آن اندیشیدم دانستم که آن مقدار اندکی است از آنچه از ایشان گفته‌اند، و جزئی است از آنچه صادر نشده، [با اینحال] آن علم را شامل و برگیرنده همه امور دین و دنیا و خیر این سرا و آن سرا از آنچه گذشته و آنچه خواهد آمد یافتم. [چرا که] و حقیقت را نیافتم مگر آنچه از ایشان است و حقّ جز با ایشان نیست، و درستی جز از ایشان گرفته نشود، و راستی از غیر ایشان طلب نشود. و پس از ملاحظه دانشمندان شیعه که از ایشان در حلال و حرام و واجبات و مستحبّات- آنچه که خداوند ثوابش را برای ایشان نوشته- تألیف نموده‌اند، و آیندگان را از زحمت تألیف بی‌نیاز ساخته و بار گران گردآوری سخنان و گفتار معصومین علیهم السّلام را از دوش ایشان برداشته‌اند، امّا در آنچه از این بزرگواران علیهم السّلام به من رسیده با روایاتی مواجه شدم که مشتمل بر حکمتهای رسا و پندهای شافی، و ایجاد رغبت و علاقه در آنچه ماندنی است، و پرهیز از هرآنچه ناپایدار است، بیم و امید، و ترغیب به أخلاق و کردار پسندیده، و بازداری از ناشایستهای آن‌دو، و تشویق به پرهیزگاری و واداری به زهد و پارسائی است، و اینگونه دستورات اخلاقی را در گفتار بعضی از این إمامان معصوم علیهم السّلام- که در ضمن
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 9
سفارشها و سخنرانیها و نامه و فرمانهای گرانقدر آنان آمده بود- یافتم.
و همچنین مشابه این معانی کلماتی کوتاه و پرمعنی و پرفائده از ایشان هست ولی تألیفی از هیچیک از دانشمندان شیعه و یا کتابی که به آن اکتفا و اعتماد کنم و خود را بدان بی‌نیاز نمایم ندیدم تا آنچه را که در نظر دارم فراهم شده باشد، لذا از آنچه در این زمینه بود کتابی آماده کردم و مطالبی که هم‌جنس و مانند و نزدیک بدان بود أعمّ از خبری کمیاب و یا مطلبی خوب بدان افزودم، چرا که قصدم جلب رضای خدای جلّ ثناؤه و طلب پاداش او بود، و همی خواهم نفس خود را بر این مواعظ استوار و بدان أدب نمایم، و به آنچه سبب نجات و یا شوق به پاداش نیک و بیم از عقاب بود وادارم، و این خود سبب آگاهی من در هنگام بی‌توجّهی و یادآوری من به وقت فراموشی بود.
و شاید مؤمن مخلصی آن‌را بخواند، پس آنچه از مطالب آن‌را که قبلا می‌دانسته یادآور او باشد و آنچه را نمی‌دانسته به دست آورد، پس مرا در پاداش کسی که فهمیده و بدان عمل کرده با خود شریک سازد، زیرا در این کتاب مطالبی مشتمل بر: اصول و فروع دین، و کلّیات و جزئیّات حقّ، و مجموعه آداب و سنن، و هشدارها و نصایح إمامان (علیهم السّلام)، و خیرات برجسته و خبرهای شایان توجّه می‌باشد.
و بنای کتاب را براساس سلسله مراتب حجج معصومین علیهم السّلام مقرّر نمودم، و چهار وصیّت‌نامه را که در راستای معنای کتاب و همانند آن بود بدان ملحق ساختم.
و دیگر از خصوصیات این کتاب إسقاط سند و نقل متن حدیث می‌باشد که آن‌را به جهت کوتاهی و اختصار در کلام حذف نمودم- هرچند که غالب این أحادیث را [با نقل سند از اساتید خویش] شنیده‌ام- چون بیشتر آنها دستورات و نصایحی است که بر صحّت خود گواهی می‌دهد.
و ذکر این نکته شایان توجّه است که من این کتاب را برای أفراد مخالف و منکر [غیر شیعه دوازده إمامی] فراهم نیاوردم، بلکه آنرا برای کسی که تسلیم به أئمّه، و عارف به حقّ ایشان است، و همچنین گفتارشان را پسندیده دارد و در کار خود به آنان مراجعه می‌کند تألیف نمودم.
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 10
و مطالبی از این نوع که در موضوع کتاب آمده أفزون از آن مقداری است که در حصر و شماره درآید، و پهناورتر از آن است که بتوان جمع‌وجور نمود، و تا همین أندازه أندیشمندان را بسنده و خردمندان را کافی است.
پس ای شیعیان مؤمن در آنچه إمامانتان علیهم السّلام فرموده و شما را بدان فراخوانده و تشویق نموده‌اند أندیشه نمائید، و با چشم باطن و قلبتان بدان نظاره کنید، و با گوش جانتان بشنوید، و با أندیشه سالم و فهم درستی که خداوند به شما أرزانی داشته و به آن بر شما احتجاج نموده است آنرا دانسته و حفظ کنید. و به مثابه مخالفین خویش که دلائل ضروری و نصایح رسا را با بی‌اعتنائی گوش می‌کنند و بدان سطحی می‌نگرند و به زبان آن‌را ستوده و فقط به گفتار آن را تمجید می‌نمایند- و نقل آنرا می‌پسندند و بس- مباشید. زیرا که ایشان از نصیحت سودی نبرند، و نه به آنچه تشویق شده‌اند رو آورند، و نه از منهیّات پروا نمایند، پس حجّت بر ایشان تمام و اندوهشان دائمی است. بلکه مطالب رسیده را از آنکه خدا اطاعت فرمانش را واجب ساخته برگیرید، و از آنچه افراد از امامان بزرگوار و مورد اعتماد نقل کرده‌اند برگرفته و با گوش جان فرمان برید و بر سر آن استوار بوده و آنرا بکار بندید. و در این راه از کوتاهی و تقصیر برحذر و به عجز و ناتوانی خویش معترف باشید.
و بکوشید در آموختن مجهولات و عمل کردن به معلومات؛ تا قول و عملتان باهم بخواند. چرا که نجات در پرتو دانش این بزرگواران میسّر؛ و بدان زندگی فراهم شود. هم‌اکنون خداوند حجّت را به وجود ایشان برپا و راه راست را به منزلت و موقعیّت ایشان مقرّر داشته، و راه هرگونه عذر و بهانه را به جهت منزلت آنان بسته است. پس این بزرگواران هیچ راهی برای اطاعت خدا و وسیله‌ای به سوی رضای او و راهی به سوی بهشت إلهی را وا نگذاشته‌اند مگر اینکه بدان دستور داده و بسوی آن خوانده؛ و همه‌وهمه را در ظاهر و باطن و با تعریض و تصریح متذکّر شده و شناسانده‌اند. و همچنین از مجموعه اعمالی که آدمی را بسوی نافرمانی خداوند کشانده و موجب خشم إلهی ساخته و به عذاب نزدیک می‌کند غافل نبوده و از همه آنها برحذر داشته و به آن اشاره و از آن ترسانده‌اند، تا مردم را بر خدا بهانه و دستاویزی نباشد.
پس خوشبخت کسی است که خداوند او را موفّق به پیروی و یادگیری و پذیرش
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 11
از آنان ساخت، و بدبخت کسیکه با ایشان مخالفت ورزیده و از غیرشان دوست و محرم گرفته و دستورشان را ترک گفته و از آن روی برتافت، زیرا آن بزرگواران دستاویز استوار و ریسمان إلهی‌اند؛ آنانی که رسولخدا أمر به پیروی آنان داده و فرموده: اینان کشتی نجات، و والیان امرند، همانهایی که خداوند اطاعت فرمانشان را واجب ساخت و فرموده: «أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ»، و آنان همان راست‌گویانند که امر به همراهی آنان نموده و فرموده: «اتَّقُوا اللَّهَ وَ کُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ».
بکوشید تا به تمام دستورات کوچک و بزرگشان عمل کرده و از منهیّات خرد و کلانشان برحذر باشید، زیرا آنکه فرمان کوچک را عمل می‌کند؛ بزرگتر را نیز جامه عمل می‌پوشاند، و بهمین ترتیب است کسی که از کمی گناه پروا نکند گرفتار زیادی آن خواهد شد، و در همین راستا روایت شده که: «از گناهان صغیره پروا کنید، و آن این سخن بنده است که: ایکاش جز این گناهی نداشتم»، و نیز: «به معصیت و کوچک بودن آن منگر، بلکه ببین معصیت چه کسی را می‌کنی، زیرا او خدای والای عظیم است». زیرا بمحض اینکه خداوند در درستی نیّت و بی‌ریایی بنده‌اش در فرمانبری و دوستی او به رضای خداوند و بی‌میلی او از خشمش واقف شود یاریش فرماید، و گوش قلبش را بازنماید و پس از آن هرروز خود را در رشد و ترقّی خواهد یافت، زیرا الأعمال بالنّیّات.
خداوند همه ما را بر اعمال صالح موفّق کرده و به گفتار درست ارشاد فرماید، و در کار دین و دنیا یاریمان نموده و در زمره کسانی قرار دهد که در وقت عطا شکر نموده و به وقت گرفتاری صبر را پیشه خود ساخته، و چون بدی کنند آمرزش جویند.
از خداوند برای خود و همه ثبات و دوام ایمان و یکتاپرستی و اقتدای به امامان- که به ما بخشیده- را خواهانم، چرا که اوست سخیّ و بخشنده!
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 12

فهرست [مطالب]

پیشگفتار مؤلّف 7
سخنان رسولخدا صلی اللّه علیه و اله و سلّم وصیّت پیامبر به امام علی علیه السّلام 10، 18، 21 سخنان حکیمانه پیامبر 22
سفارشاتی به معاذ بن جبل 30 سخنانی دیگر 32
بیان دانش و خرد و جهل 33 نصایح پیامبر صلی اللّه علیه و اله و سلّم 34
خطبه حجّة الوداع 35 کلمات قصار پیامبر 37
سخنان حضرت علی علیه السّلام در اخلاص توحید 60 نامه امام علی به امام حسن علیهما السّلام 66
نامه امام علی به امام حسین علیهما السّلام 81 خطبه وسیله 84
آداب چهارصدگانه 91 عهدنامه مالک اشتر 116
خطبه دیباج 136 در حکمت، تشویق، تهدید و نصیحت 141
وصف تقصیرکاران 144 وصف پرهیزگاران 146 در بیان ایمان و کفر 149
کلام آنحضرت به کمیل 153 سفارشاتی کوتاه به کمیل 155
سفارشات آنحضرت به محمّد بن ابی بکر 160
نامه آنحضرت به مردم مصر 160 در بیان زهد و نکوهش دنیا 164
در بیان مساوات و برابری در تقسیم غنائم 167 پیرامون مصرف مناسب مال 169
تعریفی از دنیا برای پرهیزگاران 170
در میان ایمان و ارواح و اختلاف آنها 172
سفارشاتی به زیاد بن النّضر 174
در شرح حال راویان حدیث 176
در بیان ارکان اسلام و حقیقت توبه و استغفار 178
بیانات آنحضرت به امام حسن هنگام وفات 179
در فضیلت دانش 181 کلمات قصار امیر المؤمنین علیه السّلام 182
سخنان امام حسن علیه السّلام مجموعه پرسش و پاسخی در زمینه‌های گوناگون 207
از سخنان حکیمانه آنحضرت 208
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 13
مجموعه‌ای از پاسخهای آنحضرت 209 در بیان «استطاعت» 211
نصیحتی از آنحضرت 212
خطبه آنحضرت پس از صلح با معاویه 213 کلمات قصار امام حسن علیه السّلام 214
سخنان امام حسین علیه السّلام در امر بمعرف و نهی از منکر 218 یک نصیحت و اندرز 221
نامه امام حسین علیه السّلام به مردم کوفه 222
پاسخ به سؤالات پادشاه روم 223
اقسام جهاد 224 یکتاپرستی 224
کلمات قصار امام حسین علیه السّلام 226
سخنان حضرت سجّاد علیه السّلام مواعظ روز جمعه آنحضرت علیه السّلام 230
سخنانی در زمینه‌های پند، زهد و حکمت 233
رساله حقوق 236 در بیان زهد 251
نامه آنحضرت به زهری 254 کلمات قصار امام سجّاد علیه السّلام 258
سخنان امام باقر علیه السّلام سفارشات آنحضرت به جابر بن یزید جعفی 264
گفتاری از آنحضرت علیه السّلام به جابر 267
از فرمایشات امام باقر علیه السّلام در احکام شمشیرها 268
یک نصیحت و اندرز 271 کلمات قصار حضرت باقر علیه السّلام 273
سخنان امام صادق علیه السّلام سفارشات آنحضرت علیه السّلام به عبد اللّه بن جندب 282
سفارشات امام صادق علیه السّلام به محمّد بن النّعمان أبو جعفر أحول 290
نامه امام صادق علیه السّلام به گروهی از شیعیان و یارانش 295
از فرمایشات آنحضرت علیه السّلام معروف به «نثر الدّرر» 298
سخنان امام صادق علیه السّلام در تعریف محبّت و دلبستگی به اهل بیت 307
پاسخ آنحضرت علیه السّلام در بیان انواع درآمدهای بندگان 317
نامه آنحضرت علیه السّلام در مورد غنیمتها و وجوب خمس 320
احتجاج امام صادق علیه السّلام با صوفیان 327
گفتار آنحضرت علیه السّلام پیرامون آفرینش انسان و ترکیب وجودش 332
و از فرمایشات حکیمانه آنحضرت علیه السّلام 335
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 14
کلمات قصار حضرت صادق علیه السّلام 336
سخنان امام کاظم علیه السّلام سفارشات امام کاظم علیه السّلام به هشام، و تعریف او از «عقل» 361
از سخنان حکیمانه آنحضرت علیه السّلام 379
گفتگوی امام کاظم علیه السّلام با هارون الرّشید 380
کلمات قصار حضرت کاظم علیه السّلام 384
سخنان امام رضا علیه السّلام بیانات حضرت رضا علیه السّلام در کلّیّات شریعت 390
از سخنان آنحضرت علیه السّلام در زمینه توحید و یکتاپرستی 398
از سخنان امام رضا علیه السّلام در شرح و بیان «اصطفاء» 400
تعریف آنحضرت علیه السّلام از امامت، و امام، و قدر و منزلت او 411
کلمات قصار حضرت رضا علیه السّلام 416
سخنان امام جواد علیه السّلام پاسخ امام جواد علیه السّلام به سؤال یحیی بن أکثم 422
یک مسأله نادر و عجیب 426
کلمات قصار حضرت جواد علیه السّلام 427
سخنان امام هادی علیه السّلام نامه آنحضرت علیه السّلام در إنکار و ردّ مذهب جبر و تفویض 429
پاسخ امام دهم علیه السّلام به سؤالات یحیی بن أکثم 449
کلمات قصار حضرت هادی علیه السّلام 454
سخنان امام حسن عسکری علیه السّلام نامه آنحضرت به إسحاق بن إسماعیل نیشابوری 457
کلمات قصار امام حسن عسکری علیه السّلام 460
**** فرمایشات رازگونه خداوند عزیز و جلیل با موسی بن عمران علیه السّلام 464
فرمایشات رازگونه خداوند جلّ ثناؤه با عیسی علیه السّلام 470
مواعظ مسیح علیه السّلام در انجیل و غیر آن 476
سفارشات مفضّل بن عمر به شیعیان 490
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 15

گفتار پیامبر صلّی اللَّه علیه و اله و سلّم در زمینه‌های: «حکمت، پند، زهد و امثال آن»

 

اشاره

به نام خداوند بخشاینده مهربان‌

سفارش آن حضرت صلّی اللَّه علیه و اله و سلّم به أمیر مؤمنان علیه السّلام‌

یا علی؛ از نشانه‌های یقین این است که دیگران را بدان چه مستوجب خشم خداست خشنود نسازی، و به آنچه خدا نصیبت ساخته شکر غیر او را نکنی، و دیگری را بر آنچه خداوند از تو بازداشته بد نگوئی، چرا که حرص آزمند آورنده روزی نیست، و نه بیزاری کسی آن را بازمی‌دارد، بدرستی که خداوند به فرمان و بخشش خویش نشاط و شادی را در یقین و خشنودی قرار داد، و سختی و غم را در تردید و عصبانیّت.
ای علی: هیچ فقری سخت‌تر از نادانی، و هیچ اندوخته‌ای سودمندتر از خردمندی و هیچ تنهایی و غربتی هراس انگیزتر از خودبینی نیست، و نیز هیچ درخواستی نیکوتر از مشورت، و هیچ خردی همچون عاقبت اندیشی، و هیچ فخری چون خوشرفتاری و هیچ عبادتی همانند فکر و اندیشه نیست.
ای علی: دروغگوئی آفت کلام، و فراموشی بلای دانش، و تنبلی بلای عبادت، و منّت گذاشتن بلای بخشش، و ستمگاری بلای شجاعت، و خودبینی بلای زیبائی، و فخر فروشی بلای افتخار خانوادگی است.
ای علی: ترا به راستگوئی سفارش می‌کنم، و هیچ گاه دروغ از لبانت خارج نشود، و هرگز بر خیانتی دلیر مشو، و از خدا چنان پروا کن که گوئی او را می‌بینی، و مال و جانت را فدای دینت کن، و خود را به رفتار نیک بیارای، و از اخلاق و صفات بد بر حذر باش.
ای علی: محبوبترین کردار در نزد خداوند سه چیز است: عامل به واجبات الهی از عابدترین مردمان، و آنکه از حرام خدا پروا کند از پارساترین خلق است، و قانع به روزی مقدّر خداوند از بی‌نیازترین مردمان است.
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 16
ای علی: سه عمل در شمار خوبیهای رفتار است: پیوستن با کسی که از تو گسسته، بخشش به کسی که از تو دریغ داشته، و عفو کسی که به تو ستم روا داشته است.
ای علی: سه چیز مایه نجات است: حفظ زبانت، و گریه بر لغزشهایت، و آنکه خانه‌ات محلّ راحت و پذیرائی تو باشد.
ای علی: سه چیز از بهترین رفتار است: رعایت إنصاف مردم، و همدردی با برادر دینیت برای رضای خدا، و یاد خدا در هر حال.
ای علی: سه گروه در شمار میهمانان الهی‌اند: آنکه برای خشنودی خدا به دیدار برادر مؤمنش بشتابد زائر خداست، پس گرامیداشت و اجابت دعایش به عهده خداوند است. و نمازگزاری که با تعقیبات؛ دو نماز را بهم متّصل نماید؛ میهمان خداست و گرامیداشت میهمان او با خود او است، و آنکه به حجّ و عمره رود پس او بر خدا وارد شده و اکرامش بر خدا لازم آید.
ای علی: سه کار در دنیا و آخرت پاداش پذیر است: سفر حجّ که فقرزداست، و کمک به بینوایان که بلا گردان است، و آمد و شد با خویشان (صله رحم) که بر عمر بیفزاید.
ای علی: سه خصلت اگر در فرد نباشد کارش راست نیاید: پاکدامنی تا او را از نافرمانی خدا باز دارد. دانشی که بواسطه آن از بیخردی نادان برهد. خرد و عقلی که در پرتو آن با مردم کنار بیاید.
ای علی سه گروه در روز جزا در سایه عرش الهی باشند: کسی که آنچه برای خود می‌پسندد بر برادرش نیز بپسندد، و دیگر آنکه او را کاری رسیده تا از رضایت یا عدم رضایت پروردگار بدان کار خاطرش آسوده نشود قدم از قدم بر ندارد، و کسی که تا خویش را از عیبی إصلاح نکند برادرش را بدان عیب خورده نگیرد، چرا که هر زمان عیبی را از خویش برطرف کرده و خود را إصلاح کند عیبی دیگر ظاهر شود، و مرد را همان بس که به خود پردازد.
ای علی: سه چیز از درهای خیر است: بخشش دل، و خوش زبانی، و تحمّل در برابر آزار.
ای علی: در تورات آمده است: چهار چیز در کنار چهار چیز است: کسی که
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 17
روز را با حرص به دنیا آغاز کند بتحقیق بر خدا خشم کرده، و آنکه از اندوهی که او را رسیده گله کند بر خدا گله‌مند شده، و آن کس که در برخورد با شخص ثروتمند خود را زبون سازد دو سوم دینش بر باد رود، و دوزخیان این امّت از آنانند که آیات الهی را به تمسخر و بازیچه می‌گرفته‌اند.
[ای علی] چهار چیز هم ردیف چهار چیز است: آنکه حکومت یابد مستبدّ شود، و آنکه مشورت نکند پشیمان شود، آنچه دهی همان ستانی، فقر مرگ اکبر است. سپس از آن حضرت سؤال شد: منظور از فقر نداشتن طلا و نقره است؟ فرمود:
فقر در دین است.
ای علی: روز قیامت تمام چشمها گریان است مگر سه چشم: دیده‌ای که در راه خدا و طاعت بیداری کشیده، و دیگر آنکه از ممنوعات الهی چشم پوشیده، و دیگر آن چشمی که از ترس خدا اشک ریخته.
ای علی: خوشا به حال آنکه در حضور خدا بر گناهانی که جز خداوند بر آن آگاه نیست می‌گرید.
ای علی: سه چیز موجب هلاکت و سه چیز نجات دهنده است: امّا سبب هلاک: پیروی هوای نفس، و بخل حاکم بر وجود انسان، و سوم: خودپسندی است. أمّا نجات بخش: رعایت إنصاف در حال خشنودی و خشم، و میانه‌روی در ثروت و فقر، و ترس از خدا در نهان و آشکار چونان که تو او را می‌بینی، و اگر تو او را نمی‌بینی او که تو را می‌بیند.
ای علی: در سه کار دروغ جایز است: خدعه در جنگ، و وعده به همسر، و إصلاح بین مردم.
ای علی: در سه کار سخن راست ناروا است: سخن چینی، نقل کردار ناپسند زن برای همسرش، و تکذیب دعوی نیکوکاری.
ای علی: چهار چیز به هدر رود: خوردن پس از سیری. چراغ در شب ماهتاب. و کشت و زرع در نمکزار. و نیکی به افراد نااهل.
ای علی: کیفر چهار عمل سریع است: پاسخ خوبی به بدی. و آنکه به تو ستم کند بدون اینکه تو او را بیازاری. و دیگر هم پیمانت، در حالی که نیّتت وفای به اوست و قصد او خیانت به تو است. و آنکه با او صله رحم کنی و او پیوند خود را
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 18
با تو بگسلد.
ای علی: اگر چهار چیز در کسی باشد اسلامش کامل است: راستی، شکر، حیاء، و خوش رفتاری.
ای علی: کم توقّعی از دیگران بی‌نیازی نقد است، و پر توقّعی فقر و تهی دستی حاضر.

سفارشات کوتاه پیامبر به أمیر مؤمنان علیه السّلام‌

ای علی: مؤمن حقیقی سه نشانه دارد: روزه، نماز، أدای زکات. و شخص ظاهر ساز را نیز سه نشانه است: در حضور چابلوسی، در پشت سر بدگوئی، و در مصیبت سرزنش کند. و ستمکار را سه ویژگی است: زیر دستش را سرکوب کند، و بالادست خویش را نافرمانی، و همنوعان ستمکارش را یاری نماید.
و ریاکار را سه نشانه است: نزد مردم سرحال، و به وقت تنهائی بی‌حوصله، و در همه کار خوش دارد از او تعریف شود.
و منافق را سه علامت است: اگر سخن گوید دروغ است، و چنانچه مورد اعتماد و امانت داری واقع شود خیانت کند، و به هنگام وعده زیر قول خود زند.
تنبل را سه نشانه است: در انجام امور سستی کند تا به تقصیر و عقب ماندگی افتد، و کوتاهی کند آنقدر که به تباهی کشاند، و تلف کند تا گناهکار شود.
عاقل را نشاید که برای غیر سه مورد سفر کند: بهبود وضع زندگی، قدمی برداشتن برای روز جزا، و بردن لذّتی در غیر حرام.
ای علی: هیچ فقری سخت‌تر از نادانی، و هیچ ثروتی سودمندتر از خرد، و هیچ تنهائی هولناکتر از تکبّر نیست. و هیچ عملی چون عاقبت اندیشی، و هیچ پرهیزی چون خویشتن داری، و هیچ افتخار خانوادگی همچون خوش أخلاقی نیست. و به تحقیق دروغ، بلای گفتار؛ و فراموشی، بلای دانش؛ و منّت گذاشتن، بلای بخشش است.
ای علی: بهنگام دیدن هلال ماه سه بار بگو:
اللَّه أکبر
؛ سپس بگو:
«الحمد الّذی خلقنی و خلقک و قدّرک منازل و جعلک آیة للعالمین»
: «حمد و سپاس آن خدائی را سزاست که من و تو را آفرید، و برای گردشت منازل مختلفی معیّن نمود، و تو را
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 19
نشانه‌ای برای جهانیان قرار داد».
ای علی: هنگام نگریستن در آینه سه مرتبه اللَّه أکبر گفته سپس بگو:
«اللّهمّ کما حسّنت خلقی فحسن خلقی»
: «خداوندا همچنان که آفرینشم را زیبا نمودی رفتارم را بیارای».
ای علی: هر گاه کاری تو را به هراس افکند دعا کن و بگو: «اللّهمّ بحقّ محمّد و آل محمّد إلّا فرّجت عنّی»: بار إلها تو به حقّ محمّد و دودمانش قسم می‌دهم که از این مشکل رهایم ساز.
أمیر مؤمنان علی علیه السّلام گوید: به پیامبر گفتم: ای فرستاده خدا مفهوم
«کلمات»
[در این آیه]: فَتَلَقَّی آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِماتٍ: «پس آدم از پروردگارش چند کلمه‌ای فرا گرفت- بقره: 37» چه بود؟ رسول خدا صلّی اللَّه علیه و اله و سلّم فرمود: ای علی: خداوند «آدم» را بسرزمین هند و حوّا را به جدّه، و مار را به اصفهان؛ و إبلیس را به میسان «1» فرو فرستاد، و در بهشت چیزی زیباتر از مار و طاوس نبود، و پیش از این مار همچون شتر چهار پای داشت، پس إبلیس به درونش رفته و به توسّط آن آدم را گول زد، در این حال خداوند بر مار خشم نمود و پاهایش را گرفته و فرمود: غذایت را خاک قرار دادم و باید بر شکمت راه روی، لعنت خدا بر کسی که بتو رحم کند! و بر طاوس نیز که إبلیس را به درخت راهنمائی کرد غضب نموده و صدا و پاهایش را دگرگون ساخت. پس حضرت آدم صد سال را در هند سپری نمود، و بی‌آنکه سر به آسمان بلند کند پیوسته دست بر سر نهاده و بر خطای خویش گریست. پس خداوند جبرئیل را به سویش فرستاد، و او خطاب به آدم گفت: پروردگارت سلامت رسانده و می‌فرماید: ای آدم آیا تو را به قدرت خویش نیافریدم؟ آیا از روحم در تو ندمیدم؟ آیا فرشتگانم را به سجده‌ات نگماشتم؟ آیا حوّا؛ کنیز خویش را همسرت نساختم؟ آیا در بهشتم تو را منزل ندادم؟ پس این گریه دیگر برای چیست؟ ای آدم به این کلمات سخن گوی- که بی‌تردید خداوند پذیرای توبه تو خواهد بود-:
«سبحانک لا إله إلّا أنت، عملت سوءا و ظلمت نفسی، فتب علیّ إنّک أنت التّواب الرّحیم»
: «پاک و منزّهی، هیچ معبودی جز تو نیست، کار بدی کرده و به خویش ستم نمودم،
______________________________
(1) میسان نام شهری در استان بصره می‌باشد، و در کتاب یاقوت آمده است که قبر عزیر پیامبر علیه السّلام در آنجا است.
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 20
پس برحمتت بر من باز آی؛ چرا که تو بسیار توبه پذیر و مهربانی».
ای علی: هر گاه در بنه و بارت مار دیدی تا سه بار مهلتش ده، پس برای بار چهارم آن را بکش؛ چرا که کافر است.
ای علی: اگر ماری در راه دیدی آن را بکش، چرا که من با جنّ قرار کرده‌ام که در صورت مار نمایان نشود.
ای علی چهار خصیصه أخلاقی نشانه بدبختی است: خشکی چشم، سنگدلی، آرزوی دراز، و دوستی دنیا.
ای علی: وقتی که در حضور ثنایت گفتند، بگو:
«اللّهمّ اجعلنی خیرا ممّا یظنّون و اغفر لی ما لا یعلمون و لا تؤاخذنی بما یقولون»
: «بار خدایا مرا بهتر از آنچه فکر می‌کنند قرار ده، و از خطاهائی که اینان بی‌خبرند چشم پوش، و به آنچه می‌گویند مؤاخذه‌ام مفرما».
ای علی: هنگام همبستری بگو:
«بسم اللّهمّ جنّبنا الشّیطان و جنّب الشّیطان ما رزقتنی»
: «بنام خدا، پروردگارا شیطان را از ما و از فرزندی که روزی ما می‌کنی دور و بر کنار دار»، در این صورت اگر بچّه‌دار شدید هرگز از شیطان به او ضرری نرسد.
ای علی: غذایت را به نمک آغاز و بدان پایان بر، چرا که آن درمان هفتاد مرض است که کمترین آن أمراض: جنون و جذام و پیسی می‌باشد.
ای علی: بر بدن خود روغن زیتون بمال، که این عمل شیطان را تا چهل شب از انسان دور می‌سازد.
ای علی: در شب پانزدهم و اوّل ماه با همسرت نزدیکی مکن، آیا دیوانه را ندیدی که بیشتر در این دو شب متشنّج می‌شود ای علی: هر وقت صاحب فرزندی شدی، پسر یا دختر، در گوش راستش اذان و در گوش چپ إقامه بخوان، تا دیگر از ناحیه شیطان به او آسیبی نرسد.
ای علی: آیا می‌خواهی بدترین مردمان را به تو معرّفی نمایم؟! عرض کردم:
آری ای رسول خدا، فرمود: کسی که خطای کسی را نبخشاید، و از لغزشی در نگذرد. بعد فرمود: آیا تو را به بدتر از این خبر ندهم؟! عرض کردم: آری ای رسول خدا، فرمود: کسی که از آزارش آسودگی و به خیرش امیدی نیست.
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 21

سفارشات دیگر پیامبر به أمیر مؤمنان‌

ای علی: مبادا عریان به گرمابه روی، زیرا همو که برهنه به حمّام رود و هم آنکه به او می‌نگرد هر دو ملعون و از رحمت خدا دور می‌باشند.
ای علی: انگشتری بر انگشت سبّابه و میانه خود مکن، چرا که این عمل رسم قوم لوط بوده است، و نیز انگشت کوچک را بی‌انگشتری مگذار.
ای علی: وقتی بنده‌ای می‌گوید: «پروردگارا گناهم را بیامرز چون غیر از تو آمرزنده‌ای نیست»، خداوند از این سخن به خود بالیده و خطاب به فرشتگانش می‌فرماید: این بنده می‌داند جز من آمرزنده‌ای نیست، گواه باشید من او را آمرزیدم.
ای علی: از دروغ پروا کن، زیرا دروغ روی انسانیت انسان را سیاه نموده و او را نزد خدا در شمار دروغگویان درآورد، و صدق و راستی چهره باطن را روشن نموده و نزد پروردگار در زمره راستگویان ثبت می‌شود، و آگاه باش که «راستی» فرخنده و «دروغ» نحس است.
ای علی: از غیبت و سخن چینی بپرهیز، چرا که غیبت، روزه را می‌شکند، و سخن چینی مایه شکنجه در قبر است.
ای علی: بدون ضرورت به «اللَّه» سوگند مخور- چه دروغ و چه راست، و او را وسیله سوگند خویش قرار مده، زیرا خداوند کسی را که به نامش سوگند دروغ گوید مورد رحمت و رعایت خویش قرار نخواهد داد.
ای علی: غم روزی فردا مخور، چرا که هر فردائی روزیش مقدّر شده است.
ای علی: از لجبازی بپرهیز، زیرا ابتدایش نادانی و آخرش پشیمانی است.
ای علی: بر تو باد به مسواک کردن، که سبب پاکی دهان، و خشنودی پروردگار، و روشنائی دیده است. و خلال نمودن تو را محبوب فرشتگان می‌کند، زیرا فرشتگان از بوی دهان آنکه پس از صرف غذا خلال نمی‌کند آزار شوند.
ای علی: [هیچ گاه] خشم مگیر، پس چنانچه عصبانی شدی بنشین و در توانائی خداوند بر بندگان و بردباری از آنان بیندیش. و زمانی که به تو گفته شد: «از خدا بترس» خشمت را دور داشته و به بردباریت بازگرد.
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 22
ای علی: آنچه از جانب خود بخشش می‌کنی به حساب آر که آن را نزد خداوند اندوخته خواهی یافت.
ای علی: اگر رفتارت را با خانواده و همسایه و دوستان و آشنایان شایسته کنی نزد خداوند بلند پایه شوی.
ای علی: آنچه بر خود نمی‌پسندی بر غیر خود نیز مپسند. و آنچه برای خود گوارا می‌داری برای برادرت نیز بپسند، در نتیجه در فرمانت عادل، و در دادگریت میانه‌رو، و محبوب اهل آسمان و زمین خواهی شد. سفارش مرا- به خواست خدا- نگهدار.

فرازی از سخنان حکیمانه پیامبر اسلام صلّی اللَّه علیه و اله و سلّم‌

در فرازی از یک حدیث طولانی و مفصّل آمده است که: راهبی معروف از نواده‌گان یهودا- حواریّ حضرت عیسی علیه السّلام- به نام شمعون بن لاوی مسائل زیادی از آن حضرت پرسید و آن حضرت به تمامی آنها- با وجود بسیاریش- پاسخ گفت، و در آخر او نیز بدان حضرت ایمان آورده و وی را تصدیق کرد. و ما از مجموع این پرسش و پاسخ تنها به ذکر محلّ حاجت اکتفا نمودیم.
و از آن جمله شمعون پرسید: خرد چیست و چگونه است، و تقسیم بندی آن را هر آنچه که هست و نیست برایم بازگو فرموده و روشن سازید؟ رسول خدا صلّی اللَّه علیه و اله و سلّم فرمود: خرد بازدارنده از نادانی است، و نفس به مثابه پلیدترین حیوانات می‌باشد که اگر بازداشته نشود سرگردان شود، پس خرد مهار نادانی است. و همانا خداوند پس از آنکه عقل را آفرید فرمودش: پیش آی، پیش آمد، و امر کرد که باز گرد، بازگشت، سپس خدای متعال فرمود: قسم به عزّت و جلالم موجودی را بزرگتر و فرمانبرتر از تو نیافریدم، به تو آغاز کنم و به تو از سرگیرم، پاداش نیک سزای توست و کیفر نیز بر دوش توست. سپس از عقل؛ صبر و بردباری منشعب شد، و از بردباری؛ دانش، و از دانش؛ هوشیاری، و از هوشیاری؛ پاکدامنی، و از پاکدامنی؛ خودداری، و از خودداری؛ شرم، و از شرم؛ وقار، و از وقار؛ تکرار نیکی، و از تکرار خوبی؛ بیزاری از تبهکاری، و از آن نصیحت پذیری. پس این ده گروه از أقسام خوبی است، و هر کدام از آنها به تنهائی به ده نوع دیگر تقسیم
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 23
می‌شوند.
امّا آنچه از بردباری و حلم منشعب می‌شود:
1- کردار شایسته، 2- همنشینی با نیکوکاران 3- برطرف شدن پستی، 4- رهائی از فرومایگی، 5- اشتیاق به نیکی، 6- دستیابی به درجات بالا، 7- گذشت، 8- مدارا، 9- إحسان، 10- سکوت. پس این ده چیز به برکت حلم گرد آید.
أمّا آنچه از علم منشعب می‌شود:
1- بی‌نیازی در عین ناداری، 2- بخشش و کرم در عین نظر تنگی و خسّت، 3- هیبت و جذبه در عین خونسردی، 4- تندرستی در عین بیماری، 5- نزدیکی در عین دوری، 6- شرم و آزرم در عین خودستائی، 7- شأن و بزرگی در عین خواری [ظاهری]، 8- سربلندی در عین ناچیزی [ظاهری]، 9- دانائی، 10- و اعتبار. و این مجموعه در پرتو دانش برای خردمند مهیّا شود، پس خوشا به حال خردمند و دانشمند! و أمّا آنچه از رشد و هوشیاری منشعب می‌شود:
1- درستی (در گفتار و کردار)، 2- هدایت 3- نیکوکاری 4- پرهیزگاری، 5- کامیابی، 6- پایداری، 7- میانه روی، 8- راستی، 9- جوانمردی، 10- شناختن دین خدا. این ده چیز از قبل هوشیاری برای خردمند فراهم شود، پس خوشا به حال آنکه این دستورات را بر اساس یک برنامه صحیح برپا سازد و آنچه از پاکدامنی منشعب می‌شود عبارت است از:
1- خشنودی، 2- تسلیم، 3- کامیابی، 4- آسایش، 5- دلجویی، 6- فروتنی، 7- پندپذیری، 8- اندیشه کردن، 9 بخشش، 10- گشاده دستی.
اینها مجموعه‌ای است که از ناحیه پاکدامنی نصیب خردمندی می‌گردد که به خدا و قسمت او خشنود است.
و آنچه از خویشتن داری منشعب می‌گردد:
1- سازندگی، 2- فروتنی، 3- پرهیزگاری، 4- توبه، 5- اندیشه کردن، 6- أدب، 7- نیکوکاری، 8- إظهار دوستی، 9- سود و دارائی، 10- خوشروئی.
این مجموعه‌ای است که با خویشتن داری نصیب هر خردمند می‌گردد. پس خوشا به
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 24
حال آنکه مولایش به سبب این خصلت (خویشتن داری) اکرامش نمود.
و ثمرات و نتایج حیاء و شرم ده چیز است:
1- ملایمت، 2- دل رحمی، 3، 4- ترس از خدا در پنهان و آشکارا، 5- تندرستی، 6- پرهیز از بدی، 7- خوشروئی، 8- نظر بلندی، 9- پیروزی، 10- خوشنامی در میان مردم.
اینها بخاطر حیاء به خردمند می‌رسد، پس خوشا به حال کسی که پند الهی را پذیرفته و از پرده برداری او بترسد.
و امّا آنچه از وقار منشعب می‌شود:
1- ملایمت، 2- احتیاط، 3- امانتداری، 4- اجتناب از پیمان‌شکنی، 5- راستگوئی، 6- پاکدامنی، 7- اصلاح مال، 8- آمادگی در برابر دشمن، 9- بازداشتن از ناپسند، 10- دوری از سبکی. پس این مجموعه به سبب وقار به خردمند می‌رسد، پس خوشا به حال با وقار و نیز کسی که سبکی و نادانی او را نشاید، و گذشت و چشم پوشی می‌کند.
و امّا ثمرات تکرار نیکی:
1- خودداری از منهیّات الهی، 2- دوری از سبک مغزی، 3- اجتناب از گناه، 4- عقیده محکم، 5- علاقه به نجات، 6- فرمانبری خداوند، 7- بزرگداشت دلیل و راهنما، 8- دوری از شیطان، 9- پذیرش دادگری و عدالت، 10- حقّگوئی.
پس اینها آن چیزهائی است که به سبب تکرار و مداومت بر نیکی به خردمند می‌رسد، پس خوشا به حال آنکه آینده و نیز روز قیامت را یاد کرده و از فناء زندگی دنیا درس بگیرد.
و امّا آنچه در پرتو بیزاری از تبهکاری منشعب می‌گردد:
1- بزرگواری 2- پایداری، 3- دستگیری، 4- پایداری بر راه روشن، 5- پی‌گیری راه درست، 6- ایمان به خدا، 7- حفظ حرمت، 8- یک رنگی، 9- خودداری از کارهای بیهوده، 10- مواظبت از آنچه سودمند است. پس این مجموعه‌ای است که به خردمند به سبب بیزاری از تبهکاری می‌رسد، پس خوشا به حال آنکه حقّ را بپا داشت و به ریسمانهای راه خدا چنگ زد.
و امّا آنچه از خلوص و نصیحت‌پذیری منشعب می‌شود:
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 25
1- افزایش خرد 2- ارتقاء اندیشه، 3- عاقبت بخیری، 4- رهائی از سرزنش، 5- خوشبختی 6- دوستی، 7- گشادگی دل (کنایه از آمادگی برای پذیرش کلام حقّ)، 8- دادگستری، 9- کامیابی در کارها، 10- توانائی بر فرمانبرداری خداوند.
پس خوشا به حال آن کس که از لغزشگاههای هوا و هوس نجات یافت. این خصال تماما از فهم و خرد نصیب انسان می‌شود.
شمعون گفت: مرا از نشانه و علامات جاهل با خبر سازید، رسول خدا صلّی اللَّه علیه و اله و سلّم فرمود: اگر همراهش شوی آزارت دهد، و اگر از او دوری کنی ناسزایت گوید، و اگر تو را چیزی دهد منّت نهد، و اگر او را چیزی دهی ناسپاسی کند، اگر به او راز گوئی افشا کند، و اگر او تو را رازی گوید تو را به افشاگری متّهم سازد. اگر بی‌نیاز شود سرکشی کند و سخت دل و ترش رو شود، و اگر بینوا شود نعمت خدای را انکار کند و از گناه پروا نکند، و اگر شاد شود زیاده روی کرده و از حدّش تجاوز کند، اگر غم بیند ناامید شود، و اگر بخندد قهقهه زند، اگر بگرید چونان بهائم عربده زند. به عیب‌جوئی نیکان پردازد، نه خدا را دوست دارد و نه از وی می‌ترسد، از او حیا نکند و به یاد او نیفتد، اگر خشنودش سازی به آنچه در تو نیست ستایش و تحسینت کند، و در صورتی که بر تو خشم گیرد همه تحسینهایش از بین رفته و به دروغ تو را به باد بدگوئی گیرد. آری این راه و روش شخص جاهل و نادان است.
شمعون گفت: پس نشان اسلام را بیان فرمائید، رسول خدا صلّی اللَّه علیه و اله و سلّم فرمود: ایمان، و علم، و عمل. پرسید: نشانهای ایمان و علم و عمل چیست؟ آن حضرت فرمودند:
نشان ایمان چهار چیز است: إقرار به یگانگی خدا، و اعتقاد قلبی به او، و کتابهای او، و فرستادگانش.
و امّا نشان دانش چهار چیز است: خداشناسی، شناخت دوستانش، دانستن واجبات الهی، و حفظ و نگهداری آنها تا اینکه انجام شود. و عمل عبارت است از:
نماز، روزه، پرداخت زکات، و یک رنگی.
شمعون گفت: نشان صادق، و مؤمن، و بردبار، و توبه کار، و شکرگزار، و خاشع، و صالح، و ناصح، و همچنین نشان آنکه دارای یقین است، و نشان
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 26
مخلص، و زاهد، و نیکوکار، و پرهیزگار را بیان فرمائید؟ و نیز نشان متکلّف، و ستمکار و ریاکار، و منافق، و حسود، و اسرافکار، و غافل، و خائن، و تنبل و دروغگو، و همچنین نشان فاسق چیست؟ رسول خدا صلّی اللَّه علیه و اله و سلّم فرمود: نشان صادق چهار چیز است: راستگوئی، ایمان داشتن به نوید و بیم الهی، به پیمان خویش وفا کند، و از خیانت پرهیز و دوری گزیند.
و امّا نشان مؤمن: آنکه مهربانی کند، و بفهمد، و حیا کند.
نشان صابر چهار چیز است: شکیبائی بر ناملایمات، تصمیم به کارهای خوب، فروتنی، بردباری.
توبه کار را چهار نشان است: اخلاص در عمل، دوری از باطل، همیشه با حقّ بودن، و شوق بر کار خیر.
و نشان شاکر و سپاسگزار چهار چیز است: شکر در برابر نعمتها، و پایداری در گرفتاری، قناعت به قسمت الهی، ستایش و تعظیم نکردن از غیر خدا.
نشان خاشع چهار چیز است: ترس از خدا در نهان و آشکار، انجام کارهای نیک، اندیشه حساب روز رستاخیز، و راز و نیاز با خدا.
و نشان صالح چهار چیز است: دلش را پاک سازد، و کردارش را إصلاح نماید، و کسب و درآمدش را درست کند، و تمامی أعمالش را صحیح انجام دهد.
و ناصح چهار نشان دارد: به حقّ دادگری کند، حقّ را از جانب خویش ادا نماید، آنچه بر خود می‌پسندد برای دیگران نیز بپسندد، و به حقّ هیچ کس تجاوز نکند.
و اهل یقین را شش نشان است: به وجود پروردگار از روی حقیقت یقین داشته و بدو ایمان آورد، و محقّق بودن مرگ را باور داشته و از آن بترسد، و مطمئن باشد که قیامت حقّ است سپس از رسوائی خود در آن روز پروا کند، و یقین داشته باشد که بهشت حقّ است و بدان امیدوار بوده، و مرغ جانش به سوی آن پرواز کند. و همچنین به دوزخ و عذاب یقین داشته و برای رهائی از آن تلاش کند، و به حقیقت سؤال و جواب روز رستاخیز باور داشته آنگاه به حساب کردار خود برسد.
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 27
و نشان مخلص چهار چیز است: دارای قلبی سالم و درست و اعضائی بی‌آزار است، خیرش را به دیگران رسانده و بدی خود را از دیگران باز دارد.
و نشان زاهد ده چیز است: پرهیز از منهیّات الهی. خویشتن داری. دستورات خداوند را بر پای دارد. اگر برده است فرمانبر خوبی باشد، و اگر مالک است راه و روش درست آن را بداند. تعصّب و کینه نداشته. جواب بدی را به خوبی پاسخ دهد.
به آنکه زیانش رسانده سود بخشد. از آنکه به او ستم روا داشته گذشت کند در برابر حقّ سر تعظیم فرود آورد.
و نشان نیکوکار ده چیز است: 1- دوست می‌دارد برای خاطر خدا، 2- و دشمن می‌دارد فقط برای خدا، 3- دوستی می‌کند برای خدا، 4- جدا می‌شود برای خدا، 5- خشم می‌گیرد برای خدا، 6- خشنود می‌شود برای خدا، 7- کار می‌کند محض رضای خدا، 8- خواسته‌اش نزدیکی به اوست، 9- فروتنی می‌کند برای خدا با حال ترس، خلوص، شرمندگی و هشیاری، 10- در راه خدا و تقرّب به او احسان و نیکی می‌کند.
و نشان پرهیزگار شش چیز است: 1- از خدا می‌ترسد، 2- از تنگنای الهی بر حذر است، 3 و 4- شب به روز و روز را به شب می‌رساند گوئی او را می‌بیند، 5- امور دنیائی او را محزون نسازد، 6- و به سبب خوش خوئی هیچ چیز از دنیا بر او دشوار نشود.
و نشان متکلّف چهار چیز است: بحث و جدل در امور بی‌حاصل کند، ستیزه با بالادست، عهده‌دار کاری شود که فراهم نیاید، همّت گمارد بدان چه نجاتش نخواهد داد.
و نشان ظالم چهار چیز است: بالادست خود را به نافرمانی ستم کند، با چیرگی به زیردستش ستم کند، با حقّ دشمنی کند و ستم را آشکار نماید. «1» نشان ریاکار چهار چیز است: در حضور دیگران در کار خدا حریص است، و در تنهائی کاهل و تنبل، در کاری که از او تعریف شود حریص است، و با تلاش
______________________________
(1) لفظ «یغلب» قبلا آمده بود: «یقهر» و ظاهرا آن صحیح باشد. و جمله:
«یظهر الظّلم»
در بعضی از نسخه‌ها:
«یظاهر الظّلمة»
می‌باشد، یعنی: «و ستمکاران را یاری کند».
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 28
سعی در ظاهر سازی دارد.
نشان منافق چهار چیز است: باطنش نابکار، دلش مخالف زبان، کردارش مخالف گفتار، و باطنش مخالف ظاهرش باشد، پس وای بر منافق از آتش دوزخ! و نشان حسود چهار چیز است: بدگوئی، چاپلوسی، و از درماندگی رقیب شادی کند «1» و إسراف کار چهار نشان دارد: به بیهوده می‌بالد، خواهان آن چیزی است که نزدش نیست، در کار خیر بی‌میل، و هر که برایش سودی نداشته باشد بزرگیش را انکار می‌کند.
غافل را چهار نشان است: کوری، بی‌توجّهی، دلخوشی، و فراموشی.
و تنبل چهار نشان دارد: سستی کند تا حدّ کوتاهی، کوتاهی کند تا حدّ ضایع کردن، و ضایع کند تا اینکه تنگ دل شود، و تنگ دلی کند تا به گناه و نافرمانی افتد.
و دروغگو چهار نشان دارد: اگر زبان گشاید راست نگوید، و گفتار دیگران را نیز تصدیق نکند، سخن چینی، و تهمت زدن.
و فاسق چهار نشان دارد: هوسرانی، یاوه‌سرائی، دشمنی کردن، اتّهام.
و نشان خائن چهار چیز است: سرپیچی از دستور خداوند رحمان، آزار همسایگان، نفرت از یاران، و تمایل به بیدادگری و ستم.
شمعون گفت: شفایم بخشیدی و از کوری بینایم ساختی! اکنون به من روشهائی بیاموز تا به کمک آنها هدایت شوم، رسول خدا صلّی اللَّه علیه و اله و سلّم فرمود: ای شمعون همانا تو را دشمنانی است از جنّ و إنس که در جستجوی تو بوده و همواره با تو در ستیزند تا اینکه دین و عقیده حقّت را به تاراج برند. دشمنان انسی را در آخرت هیچ نصیب و بهره‌ای نباشد و علاقه‌ای به ثواب الهی ندارند، و تمام کوشش آنان
______________________________
(1) بنظر می‌رسد یکی از علائم چهارگانه حسود از نسخه ساقط شده باشد، و بنا بر قولی احتمال دارد بجای: «أربعة» «ثلاثة» بوده، همچنان که در وصایای لقمان به فرزندش آمده است که گوید:
«للحاسد ثلاث علامات: یغتاب إذا غاب، و یتملّق إذا شهد، و یشمت بالمصیبة»
.
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 29
ایراد گرفتن به مردمان است، در حالی که بر خود سرزنشی نکنند و توجّهی به کردار خود ندارند. وقتی بینند که تو درستکاری حسادت کنند؛ و گویند: خود نماست! و اگر تو را نادرست بینند گویند هیچ خیری در او نیست.

و دشمنان جنّی تو عبارتند از إبلیس و لشکریانش. پس هر گاه نزد تو آمد و گفت: پسرت مرد! بگو: همانا زندگان آفریده شدند که بمیرند، پاره تنم داخل بهشت شد و از این مطلب خوشحالم.
و اگر نزد تو آمد و گفت: مالت از بین رفت! بگو: حمد و ثنا آن خداوندی را سزاست که بخشید و گرفت، و زکات را از من معاف داشت، و دیگر بر من زکاتی نیست.
و اگر نزدت آمد و گفت: مردم به تو ستم کردند و تو به آنان ستم نمی‌کنی!؟
بگو: راه سرزنش و عقوبت در روز جزا بر کسانی است که به مردم ستم می‌کنند و بر نیکوکاران هیچ راهی (برای سرزنش و عقوبت) نیست.
و اگر نزد تو آمد و گفت: چقدر نیکی‌های تو زیاد است!- تا تو را مغرور سازد- بگو: بدیهایم بیش از خوبیهایم می‌باشد، و اگر گفت: چقدر نمازت زیاد است! بگو: غفلت و بی‌خبریم به مراتب بیش از نمازم می‌باشد.
و اگر گفت: چقدر به مردم بخشش می‌کنی!؟ بگو: آنچه ستانم بیش از بخشش است.
و اگر گفت: چه بسیار در حقّ تو ستم کرده‌اند! بگو: آنان که مورد ستم من واقع شده‌اند زیادترند.
و اگر گفت: چقدر کار می‌کنی! بگو: دیر زمانی است که بیهوده گذرانده و نافرمانی کرده‌ام.
و اگر تو را گفت: شراب بنوش، بگو: گناه نمی‌کنم.
و اگر نزدت آمد و گفت: دنیا را دوست می‌داری؟ بگو: هیچ میلی بدان ندارم، و هم اکنون برو دیگری را بفریب! ای شمعون با نیکان معاشرت کن و پیروی پیامبرانی همچون یعقوب و یوسف و داود را بنما. هنگامی که خداوند تبارک و تعالی عالم زیرین را آفرید؛ پس از جوش و
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 30
خروش به خود بالیده و گفت: چه چیزی مرا می‌پوشاند؟ خداوند زمین را آفرید و بر سطح آن گسترد؛ تا آرام گرفت. سپس زمین مغرورانه گفت: چه چیز بر من غلبه می‌کند؟ پس کوهها را آفرید و بر گرده‌اش چون میخ استوار ساخت تا بر خود نلرزد، پس زمین رام گشته و برقرار شد. و در پی آن کوهها بر زمین سر برکشیده و مغرورانه گفت: چه چیز بر من غلبه کند؟ خدا آهن را آفرید و ساکنش ساخته و آرام شد، سپس آهن بر کوهها بالیده و گفت: چه چیز بر من غلبه کند؟ آتش را آفرید و آهن را ذوب کرد، پس آهن آرام گرفت، سپس آتش دم برآورده و فریاد کرد و به خود بالیده و گفت: چه چیز بر من غلبه کند؟
آب را آفرید و آن را خاموش کرد، و آرام گرفت، سپس آب به خود بالید و جوشید و گفت: چه چیز بر من غلبه کند؟ باد را آفرید و آن أمواج آب را به جنبش درآورده و قعرش را به خیز واداشت و از جریان آن جلوگیری کرد، آب هم آرام گرفته و زبون شد. از پس آن باد به خود بالیده و طوفانی شد و گفت: چه چیز بر من غلبه کند؟ انسان را آفرید، و او تا در برابر باد و غیر آن چاره‌جوئی کرده ساختمان و پناهگاه ساخت، پس باد آرام گرفته و ساکت شد، پس انسان گردنکشی کرد و گفت: چه کسی از من قوی‌تر است؟ خداوند مرگ را آفرید و مغلوبش ساخت و انسان مطیع شد، سپس مرگ بر خود بالید، و خداوند عزّ و جلّ فرمود: به خود مبال! چرا که من تو را در میان دو گروه أهل بهشت و أهل دوزخ خواهم کشت، سپس هرگز زنده‌ات نخواهم ساخت، و او ترسید.
سپس پیامبر صلّی اللَّه علیه و اله و سلّم فرمود: بردباری بر خشم، و رحمت بر عذاب، و صدقه بر خطا چیره خواهد بود.

سفارش رسول خدا صلّی اللَّه علیه و اله و سلّم به معاذ بن جبل «1»- به هنگام اعزام او بن یمن-

ای معاذ! به مردم یمن قرآن بیاموز، و فرهنگشان را به رفتار شایسته
______________________________
(1) «معاذ بن جبل أنصاری خزرجی است و کنیه‌اش أبو عبد الرّحمن است، به سنّ 18 سالگی إسلام اختیار کرده و از جمله اصحاب عقبه گشت. و در تمامی مشاهد به همراه پیامبر صلّی اللَّه علیه و اله و سلّم بود. و بنا به گفته مؤرّخین اعزام او به سوی یمن بعد از غزوه تبوک به سال دهم هجرت صورت پذیرفت. و آورده‌اند: به هنگام فرستادن او به سوی یمن وجود مبارک پیامبر صلّی اللَّه علیه و اله و سلّم به همراه مهاجرین و أنصار او را مشایعت نموده و در حالی که او سوار بر اسب بود؛ پیامبر در کنارش وی را سفارش می‌کرد، و معاذ آن جناب را گفت: ای فرستاده خدا من سواره و شما پیاده!؟ و پیامبر فرمود: ای معاذ این قدمهایم را در راه خدا به حساب می‌آوردم. سپس او را سفارش نمود. و لازم به تذکّر است که معاذ از کسانی شمرده شده که در ماجرای صحیفه ملعونه شرکت داشته و در آن از ولایت علیّ بن أبی طالب امیر المؤمنین علیه السلام تخلّف شده، و جماعتی آن را امضاء کرده بودند، و او در زمره مخالفین شمرده شده است».
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 31
نیکو گردان، و مردمان را اعمّ از خوب و بد در جایگاه خودشان قرار ده، و دستور خداوند را در میان آنان اجرا کن، و در فرمان و مال خداوند از هیچ کس مترس، چرا که نه ولایت از آن توست و نه مال. و در هر کم و زیادی امانتشان را پس ده.
بر تو باد مدارا و گذشت بدون فروگذاری از حقّ، که شخص نادان بگوید از حقّ خدا چشم پوشیدی. قبل از اینکه مردم جاهلانه به کارت عیب بگیرند مصلحت آن کار را بر ایشان بیان کن، و رسول جاهلیّت را جز آنچه اسلام پذیرفته محو و نابود کن.
تمام دستورات اسلام را چه کوچک و چه بزرگ اعلام کن، و بیشتر تلاشت مصروف نماز گردد، چرا که آن پس از اعتراف به دین بمانند سر و رأس اسلام است.
و مردمان را به یاد خدا و روز جزا متذکّر شو، و به دنبال نصیحت باش، زیرا که آن سبب انجام اعمال خداپسندانه است، سپس مربّیانی در میانشان بفرست، و خداوندی را که به سویش بازخواهی گشت پرستش کن، و در راه خدا از سرزنش هیچ ملامتگری بیم مدار.
و تو را به تقوای الهی، و راستگوئی، و وفای به پیمان، و پرداخت امانت، و دوری از خیانت، و نرم گوئی، و ابتدای به سلام و همسایه‌داری، و یتیم‌نوازی و درستکاری، و کوتاهی آرزو، و دوستی آخرت، و ترس از بازخواست، و همراهی ایمان، و اندیشه در قرآن، و فروخوری خشم، و تواضع، سفارش می‌کنم. و از ناسزاگوئی به مسلمان و فرمانبری گناهکار، و نافرمانی امام عادل، و تکذیب راستگو، یا تصدیق دروغگو بر حذر داشته و باز می‌دارم. و همیشه بیاد خدا باش و او را یاد کن، و برای هر گناهی توبه‌ای جدید کن: برای معاصی پنهانی توبه‌ای مخفیانه، و برای آنچه در آشکارا مرتکب شدی آشکارا توبه کن.
ای معاذ! اگر نبود که تا روز قیامت دیگر تو را نخواهم دید این سفارشات را کوتاه می‌کردم، ولی چنان می‌بینم که دیگر هیچ وقت تو را نخواهیم دید. ای معاذ
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 32
آگاه باش که به تحقیق محبوبترین شما نزد من آن است که مرا با همان حال که از من جدا می‌شود ملاقات کند.

سخن دیگری از پیامبر اسلام صلّی اللَّه علیه و اله و سلّم‌

هر چیزی شرافتی دارد، و شرافت مکانهای اجتماعی رو به قبله بودن آن است.
آنکه دوست دارد آبرومندترین مردم باشد از خدا بترسد، و آنکه دوست دارد که از قوی‌ترین مردم باشد به خداوند اطمینان کند. و کسی که بخواهد از بی‌نیازترین مردم باشد باید به آنچه در دست خداست بیش از آنچه خود دارد اعتماد و اطمینان کند.
سپس فرمود: آیا شما را به بدترین مردم خبردار نکنم؟ گفتند: آری ای رسول خدا، فرمود: آنکه تنها منزل گیرد، و خیرش به دیگران نرسد، و برده‌اش را شلّاق زند.
آیا به بدتر از آن خبرتان کنم؟ گفتند: آری ای رسول خدا، فرمود: آنکه از هیچ خطائی نگذرد، و هیچ پوزشی را نپذیرد.
سپس فرمود: آیا بدتر از او را معرّفی کنم؟ گفتند: آری ای رسول خدا، فرمود:
آنکه به خیرش امید؛ و از شرّش ایمنی نیست، سپس فرمود: بدتر از او را معرّفی نکنم؟
گفتند: آری ای رسول خدا، فرمود: آنکه از مردم نفرت دارد و مردمان نیز از او بیزارند.
همانا حضرت عیسی علیه السّلام خطاب به قوم بنی إسرائیل فرمود: «ای بنی إسرائیل! برای جاهلان سخن حکیمانه مگویید که حقّ آن را ضایع کنند، و از أهلش باز مدارید که به ایشان ستم روا داشته‌اید. با ستمکار مقابله نکنید که آبرویتان بریزد.
ای بنی إسرائیل! کارها بر سه گونه‌اند:
1- کاری که درستی آن روشن است؛ از آن پیروی کنید، 2- کاری که گمراهی‌اش حتمی است؛ از آن دوری کنید، 3- و کاری که نه درستی و نه خطای آن روشن است؛ آن را به خدا باز گزارید».
ای مردم! همانا برای شما نشانه‌هائی جهت هدایت است، آنها را راهنمای راهتان گیرید، و نیز مقصدی است، بکوشید تا به آن برسید، همانا مؤمن همیشه در بیم و هراس است، زمانی که گذشت؛ نمی‌داند خدا با او چه کرده، و زمانی که باقی است نمی‌داند در باره‌اش چه خواهد کرد. بنا بر این بنده باید برای آخرت از خود و دنیایش توشه‌ای برگیرد. و نیز از جوانی قبل از پیری، و از زندگی پیش از مرگ
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 33
کمال استفاده را ببرد، قسم به خدائی که جانم در دست اوست، پس از مرگ توبه حاصلی ندارد، و پس از دنیا خانه و سرائی برای انسان جز بهشت و یا جهنّم نیست.

سخنان پیامبر صلّی اللَّه علیه و اله و سلّم در باره: دانش، خرد، نادانی‌

دانش را بیاموزید که یادگیری آن خیر؛ و گفت و شنودش حمد و ثنای الهی، و تحقیق در آن جهاد است، و آموزش به جاهل صدقه است؛ و نشرش سبب نزدیکی به خداست، زیرا دانش راهنمای حلال و حرام بوده و طالب خود را به بهشت می‌برد، و همچنین همدم تنهائی؛ و دوستی است به وقت دوری از خانه و کاشانه؛ و راهنمائی در خوشبختی؛ و اسلحه‌ای بر علیه دشمنان، و زیب و زیور دوستان. خداوند به جهت دانش مردمی را رفعت بخشیده و در اعمال شایسته الگوئی جهت پیروی قرار داد. کارهاشان مورد توجّه؛ و آثارشان مورد بینش و راهنماست.
فرشتگان خواهان دوستی با ایشانند، زیرا دانش؛ هستی و زندگی بخش دلها و روشنائی دیدگان از نابینائی؛ و نیروی بدنها از سستی است.
اطاعت از خدا و شناخت و اقرار به یکتائی او، صله رحم، شناختن حلال و حرام؛ همه و همه در سایه دانش انجام شود، و دانش پیشوای خرد است.
و خداوند عقل را به سعادتمندان دهد و از بدبختان دریغ فرماید. و نشانه فرد عاقل: صبر در برابر گستاخی نادان؛ و گذشت از کسی که به او ستم کند، و فروتنی برای زیردست، و جلوزدن در تحصیل نیکی از بالادست خود، و عاقبت اندیشی قبل از سخن گفتن؛ اگر نیک است بگوید و سود برد، و اگر زشت است سکوت کند تا سالم بماند، و به هنگام فتنه به خدا پناهنده شده، و دست و زبان خویش باز دارد، اگر رفتار شایسته‌ای دید آن را غنیمت شمارد، هرگز شرم و حیا از او جدا نشود، و هیچ حرص و طمعی از او سر نزند، پس اینها ده خصلت شناسایی عاقل است.
و نشان نادان: ستم نمودن به دوست، درازدستی به زیر دست، و تکبّر بر بالادست است، و گفتارش بدون اندیشه است و سکوتش غفلت، و در صورت ابتلای به فتنه در گرداب آن هلاک شود، و اگر رفتار شایسته‌ای بیند روی برگردانده و کندی کند، از گناهان گذشته خود هراسی ندارد، و در باقی عمر دست از گناهان نشوید، در کار نیک سستی کرده، و در آن کندی نماید، و برای.
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 34
آنچه از دست داده یا از بین برده هیچ اهمّیتی قائل نیست، پس اینها ده صفت فرد نادان محروم از عقل می‌باشد.

نصایح پیامبر صلّی اللَّه علیه و اله و سلّم‌

مرا چه شده که می‌بینم دوستی دنیا بر بیشتر مردمان چنان چیره شده که گوئی مرگ در این دنیا برای غیر ایشان نوشته شده است، و رعایت حقّ بر غیر ایشان واجب گردیده، تا آنجا که رفتگانشان را مردمی مسافر می‌گیرند که هر چه زودتر به سویشان باز میگردند، چنین پندارید آنان را به گور کرده، و میراثشان را می‌خورید، و پس از ایشان جاودان خواهید بود؟! هرگز هرگز! آیا آیندگان از پیشینیان پند نمی‌گیرند؟! هر موعظه قرآنی را نادیده گرفته و فراموش ساختند، و گوئی از سرانجام هر کردار زشتی در امانند، و از نزول هیچ بلا و از بروز هیچ پیشامد ناگواری نهراسیده.
خوشا به حال آنکه پروای الهی او را از ترس مردمان واداشته است.
خوشا به حال آنکه درآمدش حلال، باطنش درست، ظاهرش آراسته، و طبیعتش موزون است.
خوشا به حال آنکه ما زاد بر درآمدش را بخشیده و خود را از کلام زیادی باز می‌دارد.
خوشا به حال آنکه برای خدای تعالی فروتنی کند و بی‌آنکه از سنّت من بگرداند از حلال دنیا هم چشم بپوشد، و شکوه زندگانی را بدون تغییر از سنّت من ترک گفته، و بعد از من پیروی از خوبان خانواده‌ام کند، و با أهل علم و حکمت رفت و آمد داشته، و از نیازمندان دستگیری نماید.
خوشا به حال آنکه درآمدش حلال، و خرجش حلال، و بر تهی دستان احسان کند، و نیز از جمعیّت متکبّر و دنیا دوست؛ همان دین‌سازان بر خلاف سنّت، و عاملین به غیر روشم دوری گزیده باشد.
خوشا به حال آنکه با مردم خوشرفتار است، و به آن یاری داده، و بدی و زیان خود را از آنان دور بدارد.
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 35

خطبه رسول خدا صلّی اللَّه علیه و اله و سلّم در «حجّة الوداع»؛ آخرین سفر حجّ‌

حمد و ثنا از آن خداست، او را سپاس گوئیم، و از او کمک خواهیم، و از او طلب بخشش کنیم، و به سویش توبه کنیم، و از پلیدیهای خویش و کردار ناپسندمان به خدا پناه می‌بریم. آن را که خدا هدایتش فرمود گمراه‌کننده‌ای ندارد، و اگر خدا گمراهش کند او را راهنمائی نباشد. و شهادت می‌دهم که هیچ معبودی جز خداوند سزاوار پرستش نیست، یگانه است و بی‌أنباز. و شهادت می‌دهم که محمّد بنده و فرستاده اوست. ای بندگان خدا! شما را به پروای الهی سفارش؛ و بر فرمانبری او ترغیب می‌کنم، و از او طلب خیر و صلاح می‌کنم، و اکنون می‌گویم:
ای مردم! به آنچه برایتان شرح می‌دهم گوش فرا دهید، زیرا نمیدانم شاید سال دیگر در این مکان شما را نبینم.
ای مردم! تا دم مرگ خون و آبروی هر یک از شما محترم است، به مانند حرمت این روزتان در این شهرتان، هان آیا مأموریّت خود را رساندم؟ خداوندا تو شاهد باش! هر آنکه نزدش امانتی است به صاحبش بازگرداند، همانا معاملات ربوی دوران جاهلیّت به تمامی ملغی و باطل است، و نخستین ربائی که لغو می‌کنم ربح پولهای عبّاس بن عبد المطّلب است، و نیز هر خونی که در دوران جاهلیّت بر گرده کسی مانده همه اکنون هدر می‌باشد، و نخستین خونی که هدر می‌کنم خون عامر بن ربیعة بن الحارث بن عبد المطّلب «1» است. و به تحقیق هر افتخار موروثی دوران جاهلیّت باطل است بجز خادمی کعبه و سقایت حاجّ (آب دادن حاجیان). و در قتل عمد قصاص است، و قتل شبیه به عمد- یعنی قتلی که با عصا و سنگ صورت
______________________________
(1) عامر بن ربیعه از افرادی بود که دایه‌اش از بنی اسد بود و بنو هذیل در أیّام پیش از إسلام او را به قتل رسانده بود، و پیامبر طلب خون او را در إسلام باطل فرموده و این حقّ را برای پدرش ربیعه بی‌اثر ساخت، و نکته قابل توجّه این است که پیامبر اسلام ابطال ربا و خون را از خانواده و أهل خود آغاز نمود تا به همگان بفهماند که در أمر دین هیچ ملاحظه‌ای نیست.
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 36
گرفته باشد (بدون قصد کشتن و تصادفی)- دیه‌اش صد شتر است، و آنکه بیشتر از این طلبد این فزونی از آداب دوران جاهلیّت است.
ای مردم! براستی شیطان از اینکه در سرزمین شما پرستش شود مأیوس و ناامید گشته ولی هنوز به فرمانبری در غیر آن؛ یعنی در سبک گرفتن معاصی خشنود است.
ای مردم! إِنَّمَا النَّسِی‌ءُ زِیادَةٌ فِی الْکُفْرِ یُضَلُّ بِهِ الَّذِینَ کَفَرُوا یُحِلُّونَهُ عاماً وَ یُحَرِّمُونَهُ عاماً لِیُواطِؤُا عِدَّةَ ما حَرَّمَ اللَّهُ (همانا تأخیر (و تغییر) ماه حرام به ماهی دیگر افزایش در کفر است که کسانی که کافر شده‌اند بدان گمراه می‌شوند؛ آن را سالی حلال می‌شمارند و بسالی دیگر حرام، تا با شمار آنچه خدای حرام کرده است همسان و برابر سازند- توبه: 37)، و به تحقیق روزگار به همان وضعیت و حالتی که در آن روز خداوند آسمانها و زمین را خلق کرد چرخیده و بازگشته است، و إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً فِی کِتابِ اللَّهِ یَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ مِنْها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ (همانا شمار ماهها نزد خدا دوازده ماه است در کتاب خدا (کتاب آفرینش یا لوح محفوظ) روزی که آسمانها و زمین را بیافرید؛ از آنها چهار ماه حرام است- توبه: 36) سه ماه آن پی در پی است: «ذو القعدة، ذو الحجّة، و محرّم» و «رجب» که بین ماه جمادی الثّانی و شعبان است. هان آیا (حکم خدا را به شما) رساندم؟ بار إلها خود گواه باش! ای مردم! همانا برای زنانتان بر شما حقّی است، و نیز برای شما بر آنان حقّی است، حقّ شما این است: کسی را به بسترتان نیاورد، و جز با اجازه شما کسی را که مکروهش دارید به منزلتان راه ندهد، و پاک نگهداشتن دامن خویش از هر زشتی، پس در صورت عدم رعایت این حقوق خداوند در سختگیری و ترک همخوابگی و تنبیهشان- نه به اندازه‌ای که دردناک باشد- به شما رخصت داده است. و اگر پذیرفتند و شما را فرمان بردند پس غذا و پوشاکشان در حدّ معمولی و متعارف بر عهده شماست. آنان در نزد شما امانات الهی هستند، و کامگیری از آنان را بنا بر حکم کتاب خدا بر خود حلال کرده‌اید، پس تقوای الهی را در موردشان رعایت کرده و سفارشات مرا در حقّ آنان بپذیرید.
ای مردم! همانا مؤمنان با یک دیگر برادرند، و برای هیچ مؤمنی مال برادرش
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 37
جز با رضایت خاطر او روا نیست. هان! آیا (دستورات الهی را به شما) رساندم؟
بار إلها خود شاهد باش! مبادا به کفر بازگشته و یک دیگر را گردن زده و بکشید، ز

زیرا من در میان شما یادگاری قرار دادم که اگر از آن پیروی کنید هرگز گمراه نخواهید شد؛ و آن یادگار: کتاب خدا است و عترتم؛ که همان خاندانم می‌باشد، هان! آیا (دستور خدا را) رساندم؟ بار إلها خود گواه باش! ای مردم! به تحقیق پروردگارتان یکی است، و پدرتان نیز یکی است، همه شما از آدم، و او نیز از خاک بود، إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ (هر آینه گرامی‌ترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست- حجرات: 13) برای هیچ فرد عربی بر عجمی فضیلتی نیست مگر به پرهیزگاری. هان! آیا إبلاغ کردم؟ گفتند: آری، فرمود:
پس حاضر به غایب برساند.
ای مردم! همانا خداوند سهم هر وارثی را از میراث معیّن نموده، و وصیّت به بیشتر از ثلث برای هیچ وارثی قابل اجرا نیست. فرزند متعلّق به صاحب بستر- یعنی شوهر- است، و نصیب شخص زناکار- که مدّعی پدری آن فرزند شده- خیبت و نومیدی است. و آنکه ادّعای پدری غیر از پدرش؛ و خود را به غیر مولای خود منتسب کند «1» لعنت خدا و فرشتگان و همه مردمان بر او باد! و خداوند از او هیچ توبه و جریمه‌ای را نپذیرد، و درود و رحمت خداوند بر شما باد