نام دوازده امام علیهم السّلام‌

عرض کردم: یا رسول اللَّه، آنان را برایم نام ببر. فرمود: این پسرم- و دستش را بر سر امام حسن علیه السّلام گذاشت- سپس این پسرم- و دستش را بر سر امام حسین علیه السّلام گذاشت- سپس پسر این پسرم- و باز دستش را بر سر امام حسین علیه السّلام گذاشت- سپس پسر او که همنام من است، نام او «محمد» است. او شکافنده علم من و خزانه‌دار وحی خدا است. برادرم، این «علی» «25» در زمان حیات تو به دنیا خواهد آمد. از من به او سلام برسان. سپس رو به امام حسین علیه السّلام کرد و فرمود: «محمد بن علی» در زمان حیات تو متولد می‌شود. از من به او سلام برسان. برادرم، سپس بقیّه دوازده امام از فرزندانت خواهند بود.
عرض کردم: یا نبی اللَّه، آنان را برایم نام ببر. حضرت فرد فرد آنان را برایم نام برد «26». ای برادر بنی هلال «27»، بخدا قسم از ایشان است مهدی این امت که زمین را از قسط
______________________________
(24) عبارت در کتاب مختصر اثبات الرجعة چنین است: بخاطر ایشان بلاء دفع می‌شود و دعا مستجاب می‌گردد.
(25) یعنی امام زین العابدین علی بن الحسین علیه السّلام.
(26) در کتاب مختصر اثبات الرجعة و در بعضی نسخ اعتقادات صدوق نام ائمه علیهم السّلام در اینجا برده شده است.
عبارت در اعتقادات صدوق چنین است:
گفتم: یا رسول اللَّه، آنان را برایم نام ببر. فرمود: تو ای علی، سپس این پسرم- و دست بر سر امام حسن علیه السّلام گذاشت- سپس این پسرم- و دست بر سر امام حسین علیه السّلام گذاشت- سپس همنام تو برادرم که او سیّد عبادت‌کنندگان است. سپس پسرش همنام من محمّد که شکافنده علم من و خزانه‌دار وحی الهی است. بزودی «علی» در زمان حیات تو ای برادر بدنیا خواهد آمد. از من به او سلام برسان. و بزودی ای حسین، «محمّد» در زمان حیات تو بدنیا خواهد آمد. از من به او سلام برسان. سپس جعفر، بعد موسی بن جعفر، بعد علی بن موسی، بعد محمد بن علی، بعد علی بن محمد، بعد حسن بن علی زکیّ، سپس آنکه نامش نام من و رنگش رنگ من است، قیام‌کننده به امر خداوند در آخر زمان، مهدی که زمین را از عدل و داد پر می‌کند همان طور که از ظلم و جور پر شده باشد.
(27) منظور از «برادر بنی هلال»، سلیم بن قیس هلالی است.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 274
و عدل پر می‌کند همان طور که از ظلم جور پر شده باشد. بخدا قسم من همه آنان که بین رکن و مقام با او بیعت می‌کنند می‌شناسم و اسم همه آنان و قبائلشان را می‌دانم.

2 تأیید سلیم در نقل این حدیث توسط ائمه علیهم السّلام‌

 

تأیید امام حسن و امام حسین علیهما السّلام‌

سلیم می‌گوید: بعد از شهادت امیر المؤمنین علیه السّلام «28»، امام حسن و امام حسین علیهما السّلام را در مدینه ملاقات کردم، و این حدیث را بنقل از پدرشان برای ایشان نقل کردم. فرمودند:
راست گفتی، پدرمان علی علیه السّلام این حدیث را برای تو بازگو کرد و ما هم نشسته بودیم.
همچنین این حدیث را از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله همان طور که پدرمان برایت نقل کرد عینا بیاد داریم، نه چیزی از آن کم و نه چیزی به آن زیاد شده است.

تأیید امام زین العابدین و امام باقر علیهما السّلام در زمان حیات سلیم‌

سلیم می‌گوید: بعد حضرت علی بن الحسین علیه السّلام را ملاقات کردم در حالی که پسرش محمد بن علی علیه السّلام «29» هم نزد آن حضرت بود. آنچه از پدرش و عمویش و از امیر المؤمنین علیه السّلام شنیده بودم برای آن حضرت نقل کردم. حضرت فرمود: امیر المؤمنین علیه السّلام در حالی که مریض بود و من در سنین کودکی بودم از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله به من سلام رسانید.
______________________________
(28) «د»: بعد از آنکه معاویه حکومت را بدست گرفت.
(29) یعنی امام باقر علیه السّلام.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 275
سپس امام باقر علیه السّلام فرمود: جدّم حسین علیه السّلام طبق عهدی که با پیامبر صلی اللَّه علیه و آله داشت- در حالی که مریض بود- سلام پیامبر صلی اللَّه علیه و آله را به من رسانید.

تأیید امام زین العابدین علیه السّلام بعد از وفات سلیم‌

ابان می‌گوید: این حدیث را بطور کامل خدمت حضرت علی بن الحسین علیه السّلام نقل کردم. آن حضرت فرمود: سلیم راست گفته است، جابر بن عبد اللَّه انصاری نزد پسرم آمد در حالی که در سن نوجوانی و مکتب رفتن بود. جابر او را بوسید و سلام پیامبر صلی اللَّه علیه و آله را به او رسانید «30».

تأیید امام باقر علیه السّلام بعد از وفات سلیم‌

ابان می‌گوید: بعد از وفات امام زین العابدین علیه السّلام به سفر حج رفتم و امام باقر علیه السّلام را ملاقات کردم و همه این حدیث را برایش نقل کردم و یک حرف هم از آن کم نکردم.
چشمان حضرت اشک آلود شد و فرمود: سلیم بعد از شهادت جدّم حسین علیه السّلام نزد من آمد و من در خدمت پدرم نشسته بودم، و این حدیث را عینا برایم نقل کرد.
پدرم به او گفت: راست گفتی، پدرم این حدیث را عینا از امیر المؤمنین علیه السّلام برایت نقل کرد و ما حاضر بودیم. سپس امام حسن و امام حسین علیهما السّلام آنچه از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله شنیده بودند برای سلیم نقل کردند.

تأیید امام صادق علیه السّلام‌

حماد بن عیسی می‌گوید «31»: این حدیث را نزد مولایم امام صادق علیه السّلام ذکر نمودم. حضرت گریه کرد و فرمود: سلیم راست گفته است، این
______________________________
(30) در «ب» این مطالب را از لسان امام باقر علیه السّلام چنین نقل کرده است: ابان می‌گوید: این حدیث را بطور کامل از سلیم برای امام باقر علیه السّلام نقل کردم. حضرت فرمود: سلیم راست گفته است. جابر بن عبد اللَّه انصاری نزد پدرم آمد در حالی که من پسری در سن مکتب رفتن بودم و از طرف پیامبر صلی اللَّه علیه و آله به من سلام رسانید.
(31) این قطعه جزء کتاب سلیم نیست و در آخر حدیث منقول از سلیم در کتاب مختصر اثبات الرجعة به نقل از حماد بن عیسی یکی از راویان کتاب سلیم آمده است.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 276
حدیث را پدرم از پدرش علی بن الحسین علیه السّلام و او از پدرش حسین بن علی علیه السّلام نقل کرد که فرمود: این حدیث را زمانی که سلیم از امیر المؤمنین علیه السّلام پرسید شنیدم.

3 عهدشکنی‌های امت نسبت به اهل بیت علیهم السّلام‌

 

اشارة

ابان بن ابی عیّاش می‌گوید: امام باقر علیه السّلام (پس از تأیید حدیث سلیم) فرمود: ما اهل بیت چقدر از ظلم قریش و متحدشدنشان بر علیه ما و کشتنشان ما را دیده‌ایم، و چه‌ها که شیعیان و محبّین ما از مردم دیده‌اند! پیامبر صلی اللَّه علیه و آله از دنیا رفت در حالی که در باره حق ما اقدام فرموده بود و به اطاعت ما فرمان داده و ولایت و دوستی ما را واجب کرده بود، و به مردم خبر داده بود که ما صاحب اختیارتر از خود آنها بر ایشانیم، و دستور داده بود که حاضرانشان به غائبان برسانند.

سقیفه برای ابو بکر و عمر

آنان بر علیه علی علیه السّلام متحد شدند. آن حضرت هم با آنچه پیامبر صلی اللَّه علیه و آله در باره او فرموده بود و عموم مردم شنیده بودند در مقابل آنان استدلال کرد.
گفتند: درست می‌گویی، پیامبر صلی اللَّه علیه و آله این را فرموده است، ولی آن را نسخ کرده و گفته:
«ما اهل بیتی هستیم که خداوند عز و جل ما را بزرگوار داشته و انتخاب کرده و دنیا را برای ما راضی نشده است، و خداوند نبوّت و خلافت را برای ما جمع نمی‌کند»! چهار نفر هم به سخن او گواهی دادند: عمر و ابو عبیدة و معاذ بن جبل و سالم مولی ابی حذیفه. اینان مسأله را بر مردم مشتبه کردند و مطلب را بر آنان راست جلوه دادند و ایشان را به عقب برگرداندند، و خلافت را از معدنش و آنجایی که خدا قرار داده بود خارج کردند.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 277
بر علیه انصار با حق ما و دلیل ما استدلال کردند و خلافت را برای ابو بکر منعقد کردند. ابو بکر هم آن را به عمر برگرداند تا در مقابل کار او تلافی کرده باشد.

شوری برای عثمان‌

سپس عمر خلافت را شوری بین شش نفر قرار داد. آنان هم مسأله را بر عهده عبد الرحمن بن عوف گذاردند. ابن عوف خلافت را برای عثمان قرار داد به شرط آنکه بعد از خودش به او برگرداند.
ولی عثمان بن عبد الرحمن حیله کرد، و ابن عوف کفر و جهل خود را ظاهر ساخت و در زمان حیاتش بر علیه عثمان سخن گفت و فرزندان ابن عوف چنین پنداشتند که عثمان او را مسموم کرد و از دنیا رفت «32».

جنگهای جمل و صفین و نهروان‌

سپس طلحه و زبیر بپا خاستند و به اختیار خود و بدون اجبار با علی علیه السّلام بیعت کردند.
ولی بیعت خود را شکستند و خیانت کردند، و سپس عایشه را بعنوان خونخواهی عثمان با خود به بصره بردند «33».
سپس معاویه طاغیان اهل شام را برای خونخواهی عثمان فرا خواند و بر علیه ما جنگ بپا کرد.
سپس اهل «حروراء» با امیر المؤمنین علیه السّلام مخالفت کردند به این عنوان که طبق کتاب خدا و سنت پیامبرش حکم کند!! در حالی که اگر این دو گروه «34» طبق آنچه با ایشان شرط
______________________________
(32) «د»: ابن عوف خلع عثمان از خلافت و کفر او را اعلام کرد و گفت که عثمان او را مسموم کرده است، و بدین صورت ابن عوف از دنیا رفت.
علامه امینی در الغدیر: ج 9 ص 86 چنین روایت کرده است: هنگامی که کارهای خلاف عثمان ظاهر شد به عبد الرحمن بن عوف گفتند: اینها همه کار توست. گفت: چنین گمانی در باره او نداشتم، ولی قسم یاد می‌کنم که هرگز با او سخن نگویم.
(33) «د»: تا آنکه هر دو کشته شدند.
(34) یعنی اهل جنگ صفین و نهروان، و طبق نسخه «ب»: اگر آن دو نفر (یعنی حکمین).
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 278
کرده بود حکم می‌کردند باید حکم می‌کردند که علی علیه السّلام در کتاب خدا و بر لسان پیامبرش و در سنّت او «امیر المؤمنین» است. ولی اهل نهروان با او مخالفت کردند و جنگیدند.

بیعت‌شکنی با امام حسن و امام حسین علیهما السّلام‌

سپس با حضرت حسن بن علی علیه السّلام- بعد از پدرش- بیعت کردند و با او پیمان بستند.
ولی با او عهدشکنی کردند و او را تنها گذاشتند و بر ضد او شورش نمودند تا آنجا که با خنجری بر ران «35» حضرت ضربت زدند و خیمه‌گاه او در لشکر را به غارت بردند و به خلخالهای همسران حضرت دستبرد زدند.
آن حضرت هم چون یارانی نیافت با معاویه صلح کرد و خون خود و اهل بیت و شیعیانش را حفظ نمود، که آنان واقعا کم بودند «36».
سپس هیجده هزار نفر «37» از اهل کوفه با امام حسین علیه السّلام بیعت کردند، ولی عهد خود را شکستند. سپس روی در روی او آمدند و با او جنگیدند تا آن حضرت به شهادت رسید.

مظلومیت شیعیان در زمان زیاد و ابن زیاد و حجاج‌

ما اهل بیت از زمانی که پیامبر صلی اللَّه علیه و آله از دنیا رفته همچنان ذلیل و تبعید و محروم می‌شویم و کشته و طرد می‌گردیم، و بر خون خود و همه آنان که ما را دوست دارند ترس داریم.
در مقابل، دروغگویان برای دروغ خود زمینه‌ای یافته‌اند که بوسیله آنها نزد رؤساء و قاضیان و کارگزارانشان در هر شهری تقرب می‌جویند. برای دشمنان ما در باره والیان گذشته خود احادیث دروغین و باطل نقل می‌کنند. و از ما سخنانی را که نگفته‌ایم روایت
______________________________
(35) «ب»: بر شکم حضرت. «د»: بر پهلوی حضرت.
(36) یعنی شیعیان واقعی تعدادشان کم بود که حضرت خون آنان را حفظ نمود.
(37) «ب» و «د»: بیست هزار نفر.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 279
می‌کنند تا ما را بد جلوه داده باشند و بر ما دروغ ببندند و با سخنان باطل و دروغ به سردمداران و قاضیان خود تقرب جویند «38».
اوج این مطلب و کثرت آن در زمان معاویه بعد از وفات امام حسن علیه السّلام بود، که شیعیان در هر شهری کشته شدند و دست و پای آنان قطع گردید، و با هر تهمت و گمانی در باره محبّت ما و وابستگی به ما بدار آویخته شدند «39».
این بلا همچنان تا زمان ابن زیاد بعد از شهادت امام حسین علیه السّلام شدت می‌گرفت و بیشتر می‌شد «40».
سپس حجاج آمد و شیعیان را به انواع کشتن و به هر گمان و تهمتی بقتل رسانید تا آنجا که اگر به کسی «کافر» یا «آتش پرست» می‌گفتند برایش محبوب‌تر از آن بود که به او «شیعه حسین صلوات اللَّه علیه» گفته شود.

4 تاریخچه‌ای از جعل و تحریف احادیث‌

 

نگاهی به جعل احادیث‌

چه بسا شخصی که از او به نیکی یاد می‌شد- و شاید واقعا هم پرهیزکار و راستگو بود- می‌دیدی که احادیث عظیم و عجیبی در باره فضیلت بعضی از سردمداران گذشته نقل می‌کند که خداوند هیچ یک از آنها را خلق نکرده است «41». او گمان می‌کند آنها حق
______________________________
(38) «د»: و از قول ما آنچه نگفته‌ایم و دستور نداده‌ایم را نقل می‌کنند تا ما را نزد مردم مبغوض نمایند و در نتیجه مردم ما را ترک کنند و از ما بیزاری بجویند.
(39) عبارت در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید چنین است: و هر کس بعنوان محبت و وابستگی به ما از او یاد می‌شد زندانی می‌گردید یا مال او به غارت می‌رفت یا خانه‌اش ویران می‌شد.
(40) «ب»: سپس بلا همچنان در زمان معاویه و یزید تا بعد از شهادت امام حسین علیه السّلام شدت می‌یافت و بیشتر می‌شد.
(41) «ب»: که خداوند هیچ فضیلتی در ایشان خلق نکرده است.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 280
است بخاطر کثرت کسانی که این مطلب را از ایشان شنیده‌اند و به دروغگوئی و کمی تقوی شناخته نشده‌اند.
آنان از امیر المؤمنین و امام حسن و امام حسین علیهما السّلام مطالب قبیحی نقل می‌کنند که خدا می‌داند در این باره دروغ و باطل نقل کرده‌اند.

نمونه‌هایی از احادیث جعلی‌

ابان می‌گوید: به امام باقر علیه السّلام عرض کردم: اصلحک اللَّه، مقداری از آنها برایم ذکر کنید.
فرمود: روایت کرده‌اند که «دو آقای پیران اهل بهشت ابو بکر و عمر هستند»! و اینکه «به عمر الهام می‌شود و ملائکه به او سخن می‌آموزند»! و اینکه «سکون و آرامش بر زبان او سخن می‌گوید»! و اینکه «ملائکه از عثمان حیا می‌کنند»! و اینکه «من وزیری از اهل آسمان و وزیری از اهل زمین دارم» «42»! و اینکه «به آنان که بعد از من هستند اقتدا کنید» و اینکه «ای کوه حراء، ساکن باش که بر فراز تو جز پیامبر و صدیق و شهید کسی نیست» «43».
امام باقر علیه السّلام بیش از صد روایت «44» را شمرد که مردم گمان می‌کنند حق است، و فرمود: بخدا قسم همه اینها دروغ و باطل است.

بیان چگونگی جعل و تحریف‌

عرض کردم: اصلحک اللَّه، هیچ کدام از اینها صحیح نبوده است؟ فرمود: بعضی از اینها جعلی و بعضی تحریف شده است.
امّا تحریف شده، حضرت چنین قصد کرده بود که « (ای کوه،) بر فراز تو پیامبر خدا
______________________________
(42) «د»: من دو وزیر از اهل آسمان و دو وزیر از اهل زمین دارم. که منظور را ابو بکر و عمر گرفته‌اند.
(43) در الغدیر: ج 9 ص 332 چنین نقل می‌کند که: پیامبر صلی اللَّه علیه و آله در کوه حراء بود که کوه تکانی خورد و سنگهایش بطرف پای کوه سرازیر شد. حضرت با پای مبارک به کوه زدند و فرمودند: آرام بگیر که بر فراز تو کسی جز پیامبر یا صدیق یا شهید نیست. مخالفین کلمه «شهید» در این حدیث را به عثمان، و در بعضی روایات به ابو بکر و عمر تفسیر کرده‌اند، در حالی که منظور امیر المؤمنین علیه السّلام بوده است. به الغدیر: ج 10 ص 73 مراجعه شود.
(44) «ب»: دویست روایت.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 281
و صدیق و شهید است» و آن حضرت علی علیه السّلام را قصد کرده بود، و کوه حرا هم سخن حضرت را پذیرفت.
و نظیر آن که فرمود: چطور بر تو مبارک نباشد در حالی که پیامبر و صدیق و شهید از تو بالا رفته‌اند، و منظور آن حضرت علی علیه السّلام بود.
ولی اکثر این احادیث دروغ و کذب آراسته و باطل است. خداوندا، سخن مرا سخن پیامبر و علی علیهما السّلام قرار ده، هر گاه که امت محمّد صلی اللَّه علیه و آله بعد از او اختلاف کنند تا روزی که خداوند مهدی علیه السّلام را مبعوث نماید.
روایت از کتاب سلیم:
1. روضة المتقین: ج 12 ص 201.
2. منهاج الفاضلین (خطی): ص 239.
3. بحار: ج 2 ص 218.
4. بحار: ج 27 ص 211.
5. بحار: ج 28 ص 295.
6. بحار: ج 36 ص 276.
7. اثبات الهداة: ج 1 ص 664.
8. اثبات الهداة: ج 1 ص 543.
9. فرائد الاصول (شیخ انصاری): ص 36.
10. احقاق الحق: ج 1 ص 55.
11. عوالم العلوم: ج 2. 3 ص 534 ح 1.
12. فضائل السادات: ص 10.
روایت با سند به سلیم:
1. مختصر اثبات الرجعة: ح 1.
2. بصائر الدرجات: ص 198 ح 3.
3. اصول کافی: ج 1 ص 62 ح 1.
4. المسترشد: ص 36.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 282
5. خصال صدوق: باب 4 ح 131.
6. اعتقادات صدوق: صفحه آخر.
7. اکمال الدین صدوق: ص 284.
8. رجال کشی: ج 1 ص 321 ح 167.
9. الاستنصار (کراجکی): ص 10.
10. غیبت نعمانی: ص 49.
11. شواهد التنزیل (حسکانی): ج 1 ص 148 ح 202.
12. شواهد التنزیل: ج 1 ص 35 ح 41.
13. تحف العقول: ص 131.
14. تفسیر عیاشی: ج 1 ص 14 ح 2.
15. تفسیر عیّاشی: ج 1 ص 253 ح 177.
16. الصراط المستقیم (بیاضی): ج 2 ص 127.
17. کتاب التحفة فی الکلام، به روایت شیخ حر در اثبات الهداة: ج 2 ص 200.
18. فضائل السادات: ص 170.
19. کفایة الموحدین (طبرسی): ج 2 ص 291 و 345.
روایت از غیر سلیم:
1. مختصر اثبات الرجعة: ح 1 از حماد بن عیسی از امام صادق علیه السّلام.
2. نهج البلاغه: خطبه 210.
3. احتجاج طبرسی: ج 1 ص 392.
4. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید: ج 11 ص 43.
5. مناقب ابن شهرآشوب: ج 1 ص 242.
6. اعلام الوری: ص 375.
7. تفسیر عیّاشی: ج 1 ص 246.
8. امالی مفید: ص 67.
9. تذکرة الخواص: ص 142.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 283

11- 1. اتمام حجت امیر المؤمنین علیه السّلام در اجتماع مهاجرین و انصار در زمان عثمان 2. مناشدات و احتجاجات امیر المؤمنین علیه السّلام 3. سخنان طلحه با امیر المؤمنین علیه السّلام در باره چند مسأله مهم‌

 

اشارة

1. اتمام حجت امیر المؤمنین علیه السّلام در اجتماع مهاجرین و انصار در زمان عثمان: تفاخر مهاجرین و انصار، نام حاضرین در مجلس مناشده امیر المؤمنین علیه السّلام، منظره مجلس مناشده.
2. مناشدات و احتجاجات امیر المؤمنین علیه السّلام: خلقت محمد و علی علیهما السّلام با طینت واحد، خلقت نوری اهل بیت علیهم السّلام و پاکی نسل ایشان، علی علیه السّلام برادر پیامبر صلی اللَّه علیه و آله، سدّ ابواب بجز باب علی علیه السّلام، اعلام ولایت در غدیر خم، علی علیه السّلام ولی هر مؤمن، علی علیه السّلام در مباهله، علی علیه السّلام در خیبر، علی علیه السّلام در ابلاغ سوره برائت، علی علیه السّلام در شدائد پیامبر صلی اللَّه علیه و آله، علی از پیامبر و پیامبر از علی علیهما السّلام، ملاقاتهای خصوصی پیامبر و امیر المؤمنین علیهما السّلام، علی علیه السّلام افضل امت، علی علیه السّلام، سید عرب، علی علیه السّلام غسل دهنده پیامبر صلی اللَّه علیه و آله، علی علیه السّلام در حدیث ثقلین، علی علیه السّلام سابق الی اللَّه، علی علیه السّلام در السابقون السابقون، اجمالی از واقعه غدیر خم، علی علیه السّلام در حدیث کساء، علی علیه السّلام در صادقین، علی علیه السّلام بمنزله هارون، علی علیه السّلام از شاهدان بر مردم، علی علیه السّلام در جانشینان پیامبر صلی اللَّه علیه و آله، کیفیت مجلس مناشده.
3. سخنان طلحه با امیر المؤمنین علیه السّلام در باره چند مسأله مهم: هفت جواب به حدیث جعلی ابو بکر و عمر در باره خلافت: جواب اوّل:
معاهده بر صحیفه ملعونه، جواب دوم: حدیث غدیر، جواب سوم:
حدیث منزلت، جواب چهارم: حدیث ثقلین، جواب پنجم: حدیث تسلیم بإمرة المؤمنین، جواب ششم: شورای شش نفری عمر، جواب هفتم: سخنان عمر هنگام مرگ، کسی جز دوازده امام علیه السّلام حق خلافت و امامت ندارد، کدام سزاوارتر به جانشینی پیامبرند؟
سخنی در باره «لیبلغ الشاهد الغائب»: دستور به تبلیغ ولایت ائمه علیهم السّلام، ائمه علیهم السّلام مبلغین اوامر الهی به مردم.
سخنی در باره جمع قرآن: قرآن امیر المؤمنین علیه السّلام، قرآن عمر، قرآن عثمان، قرآن به املای پیامبر صلی اللَّه علیه و آله، در کتف چه نوشته شد؟ سندی محکم برای قرآن موجود، قرآن امیر المؤمنین علیه السّلام نزد کیست؟
دوازده امام ضلالت از بنی تیم و بنی عدی و بنی امیه.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 284

1 اتمام حجّت امیر المؤمنین علیه السّلام در اجتماع مهاجرین و انصار در زمان عثمان‌

 

تفاخر مهاجرین و انصار

ابان از سلیم نقل می‌کند که گفت: در زمان حکومت عثمان، در مسجد پیامبر صلی اللَّه علیه و آله علی علیه السّلام را با جماعتی دیدم که با یک دیگر گفتگو می‌کردند و فقه و علم را مذاکره می‌کردند.
از طرفی قریش و فضیلت و سوابق و هجرت ایشان را یادآور شدند، فضائلی که پیامبر صلی اللَّه علیه و آله در باره ایشان فرموده بود مثل کلام حضرت که «امامان از قریش هستند» و «مردم دنباله رو قریش هستند»، و «قریش امامان عرب هستند»، و «به قریش ناسزا نگوئید»، و «هر قریشی قوّت دو مرد از دیگران را دارد»، و «خدا مبغوض بدارد هر کس قریش را مبغوض بدارد»، و «هر کس خواری قریش را اراده کند خدا او را خوار کند».
از طرف دیگر انصار و فضیلت و سوابق و یاری ایشان را یاد کردند و آنچه خداوند در قرآن بر ایشان ثنا گفته و فضائلی که پیامبر صلی اللَّه علیه و آله در باره ایشان فرموده است «1».
همچنین آنچه پیامبر صلی اللَّه علیه و آله بر سر جنازه سعد بن معاذ «2» و حنظلة بن راهب غسیل
______________________________
(1) در کتاب احتجاج این عبارات در اینجا اضافه شده است: مثل کلام حضرت که: «انصار عیال من و صاحب سرّ من هستند»، و «هر کس انصار را دوست بدارد خدا او را دوست بدارد و هر که آنان را مبغوض بدارد خدا او را مبغوض بدارد»، و «انصار را مبغوض نمی‌دارد کسی که به خدا و رسولش ایمان آورده باشد»، و «اگر مردم به راههای مختلفی بروند من راههای انصار می‌پیمایم».
(2) در کتاب احتجاج این عبارات در اینجا اضافه شده است: و آنچه پیامبر صلی اللَّه علیه و آله بر سر جنازه سعد بن معاذ فرمود که «عرش در مرگ او به لرزه در آمد»، و اینکه وقتی حوله‌هایی از یمن برای حضرت آوردند و مردم خوششان آمد، آن حضرت فرمود: «حوله‌های سعد در بهشت زیباتر از اینهاست». همچنین از سخنان حضرت بر سر جنازه سعد این بود که فرمود: «ملائکه بدون کفش و عبا در تشییع جنازه او بودند، و من هم به آنان اقتدا کردم. دست من در دست جبرئیل بود و هر جای تابوت را می‌گرفت من نیز می‌گرفتم. به بحار: ج 10 ص 43، و ج 20 ص 236 مراجعه شود.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 285
الملائکة «3» و نیز آنکه زنبوران از جنازه‌اش دفاع کردند «4» فرموده بود یادآور شدند، بطوری که چیزی از فضائل خود باقی نگذاشتند.
هر کدام از دو گروه می‌گفتند: «فلانی و فلانی از ماست». قریش می‌گفتند: «پیامبر صلی اللَّه علیه و آله از ماست، و حمزة بن عبد المطلب و جعفر و عبیدة بن حارث و زید بن حارثة و ابو بکر و عمر و عثمان و سعد و ابو عبیدة و سالم و ابن عوف از ما هستند»، بطوری که احدی از سابقه داران دو گروه را باقی نگذاشتند و همه را نام بردند.

نام حاضرین در مجلس مناشده امیر المؤمنین علیه السّلام‌

در حلقه اجتماع بیش از دویست نفر حاضر بودند، که بعضی به طرف قبله تکیه داده بودند و بعضی در دایره مجلس نشسته بودند.
آنان که از قریش بیاد دارم: علی بن ابی طالب علیه السّلام و سعد بن ابی وقاص و عبد الرحمن بن عوف و زبیر و طلحه و عمار و مقداد و ابو ذر و هاشم بن عتبة و عبد اللَّه بن عمر و امام حسن و امام حسین علیهما السّلام و ابن عباس و محمد بن ابی بکر و عبد اللَّه بن جعفر و عبید اللَّه بن عباس بودند.
از انصار: ابیّ بن کعب و زید بن ثابت و ابو ایّوب انصاری و ابو الهیثم بن تیهان و محمد بن مسلمة و قیس بن سعد بن عبادة و جابر بن عبد اللَّه و ابو مریم و انس بن مالک و زید بن ارقم و عبد اللَّه بن ابی اوفی و ابو لیلی به همراه پسرش عبد الرحمن که کنار او نشسته
______________________________
(3) حنظلة بن راهب در جنگ احد به شهادت رسید و پیامبر صلی اللَّه علیه و آله فرمود: «ملائکه را دیدم که او را غسل می‌دادند». وقتی حضرت به مدینه بازگشت از همسرش در باره او پرسید. او گفت: «چون حنظله علاقه به جهاد داشت بدون آنکه غسل جنابت نماید راهی جنگ شد»، لذا به او «غسیل الملائکه» گفتند. به بحار ج 20 ص 47 و 58 مراجعه شود.
(4) مقصود عاصم بن ثابت انصاری معروف به «حمی الدبر» است که در جنگ شهید شد و مشرکین خواستند جنازه او را به یکی از زنان انتقامجوی کفّار بفروشند ولی خداوند زنبورها را فرستاد و اطراف بدن او را گرفتند تا کفار به او نزدیک نشوند. به بحار: ج 20 ص 152 مراجعه شود.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 286
بود و نوجوانی تازه مو بر صورت بر آورده و سفید رو بود. سپس ابو الحسن بصری همراه پسرش حسن که او هم نوجوانی تازه مو بر صورت بر آورده و سفید رو با قدی مناسب «5» بود آمدند.
سلیم می‌گوید: من به او و عبد الرحمن بن ابی لیلی نگاه می‌کردم، و نمی‌توانستم تشخیص دهم کدام نیکوترند، ولی حسن بصری بزرگتر و بلندقدتر بود.

منظره مجلس مناشده‌

صحبت به درازا کشید و از صبح تا ظهر طول داشت «6»، و عثمان در خانه‌اش بود و از گفتگوی آنان خبر نداشت. علی بن ابی طالب علیه السّلام هم ساکت بود، و او و هیچ یک از اهل بیتش سخنی نمی‌گفتند.
مردم رو به علی علیه السّلام کردند و گفتند: چرا سخنی نمی‌گوئی؟ حضرت فرمود: هر کدام از دو گروه فضیلتی را گفتند و به حق هم گفتند.
سپس فرمود: ای قریش و ای انصار «7»، خداوند بخاطر چه کسی این فضیلت را به شما داده است؟ آیا بخاطر خودتان و قبائلتان و خانواده‌هایتان، یا بخاطر غیر شما؟ گفتند:
خداوند بخاطر پیامبر صلی اللَّه علیه و آله «8» این فضائل را به ما عطا فرموده و بر ما منت گذاشته است، و همه اینها را ببرکت او یافته‌ایم و به آنها رسیده‌ایم. هر فضیلتی در دنیا و دین که به آن دست یافته‌ایم بخاطر پیامبر صلی اللَّه علیه و آله است نه بخاطر خودمان و نه قبائلمان و نه خانواده‌هایمان.
فرمود: ای قریش و ای انصار، راست گفتید.
______________________________
(5) «ج»: قدی کشیده.
(6) «الف» و «ج»: تا وقت نماز ظهر طول کشید.
(7) «ب»: من از شما ای قریش و ای انصار می‌پرسم.
(8) «ب» و «د»: بخاطر پیامبر صلی اللَّه علیه و آله و اهل بیت و قبیله‌اش ....
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 287

2 مناشدات «9» و احتجاجات امیر المؤمنین علیه السّلام‌

 

خلقت محمد و علی علیهما السّلام با طینت واحد

امیر المؤمنین علیه السّلام در ادامه کلامش فرمود: آیا اقرار می‌کنید که آنچه از خیر دنیا و آخرت که بدان دست یافته‌اید فقط از ما اهل بیت بوده و از هیچ کدام شما نبوده است «10»؟
آیا اقرار می‌کنید که از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله شنیدید که می‌فرمود: «من و برادرم علی بن ابی طالب تا آدم با یک طینت هستیم» «11»؟
اهل بدر و اهل احد و سابقه‌داران و متقدّمین گفتند: آری، این را از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله شنیدیم.

خلقت نوری اهل بیت علیهم السّلام و پاکی نسل ایشان‌

فرمود: آیا اقرار می‌کنید که پسر عمویم پیامبر صلی اللَّه علیه و آله فرمود: «من و اهل بیتم نوری بودیم که چهارده هزار سال قبل از آنکه خداوند آدم را خلق کند در پیشگاه پروردگار مشغول عبادت بودیم. وقتی خداوند آدم را خلق کرد آن نور را در صلب او قرار داد و او را به زمین فرستاد. سپس آن نور را در صلب نوح در کشتی حمل نمود. سپس در صلب ابراهیم آن را به آتش پرتاب کرد. سپس خداوند همچنان ما را از صلب‌های با شرافت به
______________________________
(9) «مناشده» در اصطلاح یعنی برای اقرار گرفتن از مخاطب در باره مطلبی، گوینده او را قسم می‌دهد و از او اقرار می‌طلبد. در این مجلس هم حضرت در باره فضائل خود و اهل بیتش مردم را قسم می‌دهد و از آنان اقرار می‌گیرد، که از نظر تاریخی و اعتقادی ارزش مهمّی دارد.
(10)- «ب»: و از هیچ کس دیگری نبوده است.
(11) در باره ابتدای خلقت اهل بیت علیهم السّلام به جلد 25 بحار الانوار مراجعه شود.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 288
رحمهای پاک و از رحمهای پاک به صلب‌های با شرافت بین پدران و مادران منتقل می‌نمود که هرگز یکی از آنها بصورت زنا با یک دیگر ملاقات نکردند»؟
سابقه داران و متقدّمین و اهل بدر و اهل احد گفتند: آری، این را از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله شنیدیم.

علی علیه السّلام برادر پیامبر صلی اللَّه علیه و آله‌

فرمود: شما را به خدا قسم می‌دهم، آیا اقرار می‌کنید که پیامبر صلی اللَّه علیه و آله بین هر دو نفر از اصحابش برادری قرار داد، و بین من و خودش برادری قرار داد و فرمود: «تو برادر من و من برادر تو در دنیا و آخرت هستم»؟
گفتند: آری بخدا قسم.

سدّ ابواب بجز از باب علی علیه السّلام‌

فرمود: آیا اقرار می‌کنید که پیامبر صلی اللَّه علیه و آله محل مسجد خود را خرید و آن را بنا کرد، و سپس (در اطراف آن) ده خانه بنا کرد که نه خانه برای خود و دهمی را در وسط آنها برای من قرار داد، و هر دری که به مسجد باز می‌شد- بجز درب خانه مرا- مسدود کرد؟ آنگاه در این باره بعضی سخنانی گفتند و پیامبر صلی اللَّه علیه و آله فرمود: «من در خانه‌های شما را نبستم و نه در خانه او را باز گذاردم، بلکه خداوند به من دستور بستن در خانه‌های شما و باز گذاردن در خانه او را داد». همچنین پیامبر صلی اللَّه علیه و آله همه مردم را- جز من- نهی کرد از اینکه در مسجد بخوابند، و من در مسجد جنب می‌شدم، و منزل من و پیامبر صلی اللَّه علیه و آله در مسجد یکی بود، و برای پیامبر و برای من در مسجد اولادی به دنیا می‌آمد «12».
گفتند: آری بخدا قسم.
فرمود: آیا اقرار می‌کنید که عمر اصرار داشت شکافی بقدر چشم از خانه‌اش به
______________________________
(12) باید توجه داشت که این مطلب اختصاص به آن دو بزرگوار دارد و بخاطر عصمتشان است که از هر رجس و ناپاکی بدورند.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 289
مسجد باز کند، ولی حضرت اجازه نداد «13» و فرمود: «خداوند به حضرت موسی علیه السّلام دستور داد تا مسجد پاکیزه‌ای بنا کند که جز او و هارون و دو پسرش در آن سکونت نکنند، به من هم دستور داده مسجد پاکیزه‌ای بنا کنم که جز من و برادرم و دو پسرش در آن سکونت نکنند»؟
گفتند: آری بخدا قسم.

اعلام ولایت در غدیر خم‌

فرمود: آیا اقرار می‌کنید که پیامبر صلی اللَّه علیه و آله در روز غدیر خم مرا فرا خواند و ولایت مرا اعلام کرد و فرمود: حاضران به غائبان برسانند.
گفتند: آری بخدا قسم.

علی علیه السّلام ولیّ هر مؤمن‌

فرمود: آیا اقرار می‌کنید که پیامبر صلی اللَّه علیه و آله در جنگ تبوک فرمود: «تو نسبت به من همچون هارون نسبت به موسی هستی، و تو صاحب اختیار هر مؤمنی بعد از من هستی»؟
گفتند: آری بخدا قسم.

علی علیه السّلام در مباهله‌

فرمود: آیا اقرار می‌کنید که وقتی پیامبر صلی اللَّه علیه و آله اهل نجران را برای مباهله دعوت کرد،
______________________________
(13) در بحار: ج 39 ص 23 روایت کرده که وقتی پیامبر صلی اللَّه علیه و آله دستور مسدود کردن درهای رو به مسجد را صادر فرمود عمر بن خطاب آمد و گفت: یا رسول اللَّه، من دوست دارم آنگاه که شما برای نماز می‌روید به شما نگاه کنم. به من اجازه دهید پنجره‌ای داشته باشم تا از آن به شما نگاه کنم. فرمود: خدا اجازه نداده است.
گفت: پس به اندازه‌ای که صورتم را در آن قرار دهم؟ فرمود: خدا اجازه نداده است. گفت: به اندازه‌ای که دو چشمم را در آن قرار دهم؟ فرمود: خدا اجازه نداده است. و اگر بگوئی بقدر یک سر سوزن، باز هم به تو اجازه نخواهم داد. قسم به آنکه جانم بدست اوست من نه شما را خارج کرده‌ام و نه او را داخل نموده‌ام. بلکه خداوند او را داخل نموده و شما را خارج کرده است.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 290
کسی جز من و همسرم و دو پسرم را همراه نیاورد؟
گفتند: آری بخدا قسم.

علی علیه السّلام در خیبر

فرمود: آیا می‌دانید که پیامبر صلی اللَّه علیه و آله پرچم خیبر را بدست من سپرد و فرمود: «فردا پرچم را بدست کسی خواهم داد که خدا و رسولش را دوست می‌دارد و خدا و رسولش او را دوست می‌دارند، ترسو و فرارکننده نیست و خدا خیبر را بدست او فتح می‌کند»؟
گفتند: آری بخدا قسم.

علی علیه السّلام در ابلاغ سوره برائت‌

فرمود: آیا اقرار می‌کنید که پیامبر صلی اللَّه علیه و آله مرا برای ابلاغ سوره «برائت» فرستاد، و غیر مرا (که ابو بکر بود) برگردانید بعد از آنکه او را فرستاده بود «14»، و این بخاطر وحی الهی بود که فرمود: خداوند علیّ اعلی می‌فرماید: «از جانب تو کسی حق رساندن پیام ندارد مگر کسی که از خودت باشد»؟
گفتند: آری بخدا قسم.

علی علیه السّلام در شدائد پیامبر صلی اللَّه علیه و آله‌

فرمود: آیا اقرار می‌کنید که هیچ کار مشکلی برای پیامبر صلی اللَّه علیه و آله پیش نیامد مگر آنکه بخاطر اطمینانی که به من داشت مرا در آن موارد پیش می‌فرستاد. و هیچ گاه مرا به اسم صدا نزد، بلکه می‌فرمود: «ای برادرم» و یا «برادرم را به نزد من فراخوانید»؟
گفتند: آری بخدا قسم.
______________________________
(14) در بحار: ج 35 ص 295 از امام صادق علیه السّلام چنین روایت کرده است که پیامبر صلی اللَّه علیه و آله سوره برائت را بدست ابو بکر فرستاد تا در موسم حج برای مردم بخواند. جبرئیل نازل شد که: «از جانب تو جز علی حق ابلاغ ندارد». آن حضرت، علی علیه السّلام را فرا خواند و دستور داد تا بر شتر عضباء سوار شود و خود را به ابو بکر برساند و سوره برائت را از او بگیرد و در مکه برای مردم بخواند. برای تفصیل بیشتر به بحار: ج 35 ص 284 باب 9، و الغدیر: ج 6 ص 341 مراجعه شود.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 291

علی از پیامبر و پیامبر از علی علیهما السّلام‌

فرمود: آیا اقرار می‌کنید که پیامبر صلی اللَّه علیه و آله در مورد دختر حمزه بین من و جعفر و زید قضاوت کرد «15» و فرمود: «ای علی، تو از منی و من از توام، و تو صاحب اختیار هر مؤمن بعد از من هستی»؟
گفتند: آری بخدا قسم.

ملاقاتهای خصوصی پیامبر و امیر المؤمنین علیهما السّلام‌

فرمود: آیا اقرار می‌کنید که من با پیامبر صلی اللَّه علیه و آله در هر روز و شب به منزل یک دیگر می‌رفتیم و خلوتی داشتیم، که در آن اگر من سؤال می‌کردم به من جواب می‌گفت و اگر ساکت می‌شدم خود آن حضرت شروع می‌فرمود.
گفتم: آری بخدا قسم.

علی علیه السّلام افضل امّت‌

فرمود: آیا اقرار می‌کنید که پیامبر صلی اللَّه علیه و آله مرا بر جعفر و حمزه فضیلت داد و به فاطمه علیها السّلام فرمود: «تو را به ازدواج کسی در آوردم که بهترین اهل بیتم و بهترین امتم، و مقدّمترین آنها در اسلام و بالاترین آنها در حلم و بیشترین آنان در علم است»؟
گفتند: آری بخدا قسم.
______________________________
(15) در بحار: ج 20 ص 372 روایت کرده است که وقتی پیامبر صلی اللَّه علیه و آله در عمرة القضاء از مکه خارج شد، دختر حضرت حمزه دنبال حضرت آمد و صدا می‌زد: ای عمو، ای عمو. امیر المؤمنین علیه السّلام او را به فاطمه زهرا علیها السّلام سپرد و فرمود: دختر عمویت را نگهداری کن. در اینجا امیر المؤمنین علیه السّلام و جعفر و زید بن حارثة بر سر نگهداری او سخن گفتند. امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: من سزاوارترم چون او دختر عموی من است.
جعفر گفت: دختر عموی من است و خاله او همسر من است. زید گفت: دختر برادرم است. پیامبر صلی اللَّه علیه و آله در این باره قضاوت کرد که باید همراه خاله‌اش باشد و فرمود: «خاله بمنزله مادر است». و به امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: «تو از منی و من از توام». و به جعفر فرمود: «تو در خلقت و اخلاق به من شباهت داری». و به زید فرمود: «تو برادر ما و از موالی ما هستی».
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 292

علی علیه السّلام سید عرب‌

فرمود: آیا اقرار می‌کنید که پیامبر صلی اللَّه علیه و آله فرمود: «من آقای فرزندان آدم هستم و برادرم علیّ آقای عرب و فاطمه سیّده زنان اهل بهشت و دو پسرم حسن و حسین دو آقای جوانان اهل بهشت هستند»؟
گفتند: آری بخدا قسم.

علی علیه السّلام غسل دهنده پیامبر صلی اللَّه علیه و آله‌

فرمود: آیا اقرار می‌کنید که پیامبر صلی اللَّه علیه و آله به من دستور داد او را غسل دهم، و به من خبر داد که جبرئیل مرا بر غسل او کمک می‌کند؟
گفتند: آری بخدا قسم.

علی علیه السّلام در حدیث ثقلین‌

فرمود: شما را بخدا قسم می‌دهم، آیا اقرار می‌کنید که پیامبر صلی اللَّه علیه و آله در آخرین خطابه‌ای که برای شما ایراد کرد فرمود: «ای مردم، من در میان شما دو چیز باقی گذاردم که تا به آن دو تمسّک دارید هرگز گمراه نمی‌شوید: کتاب خدا و اهل بیتم»؟
گفتند: آری بخدا قسم «16».

علی علیه السّلام سابق الی اللَّه‌

سپس علی علیه السّلام فرمود: شما را بخدا قسم می‌دهم، آیا می‌دانید که خداوند عز و جل در کتابش سابق را بر مسبوق در بیش از یک آیه فضیلت داده است، و احدی از این امت از من نسبت به خدا و رسولش سبقت نگرفته است؟
گفتند: آری بخدا قسم.
______________________________
(16) تا اینجا از نسخه‌های «الف» و «ج» نقل شد، و بقیه مناشدات از نسخه‌های «ب» و «د» نقل می‌شود. در کتاب احتجاج در این قسمت چنین اضافه شده است: فرمود: شما را بخدا قسم می‌دهم، آیا می‌دانید که من اوّلین امت در ایمان به خدا و رسولش هستم؟ گفتند: آری بخدا قسم.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 293

علی علیه السّلام در «السابقون السابقون»

فرمود: شما را بخدا قسم می‌دهم، آیا می‌دانید که وقتی آیه وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرِینَ وَ الْأَنْصارِ «17»، «سبقت جویندگان اوّل از مهاجرین و انصار»، و آیه السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِکَ الْمُقَرَّبُونَ «18»، «سبقت جویندگان، سبقت جویندگان، آنان مقرّبان‌اند»، نازل شد، در این باره از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله سؤال شد. حضرت فرمود: «خداوند این آیات را در مورد انبیاء و جانشینان ایشان نازل کرده است. من افضل انبیاء و رسولان خدایم، و علی بن ابی طالب جانشین من افضل اولیاء است»؟
گفتند: آری بخدا قسم.

اجمالی از واقعه غدیر خم‌

فرمود: شما را قسم می‌دهم، آیا می‌دانید که وقتی این آیات نازل شد: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ «19»، «ای کسانی که ایمان آوردید از خدا و رسول و اولی الامرتان اطاعت کنید»، و آیه إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ «20»، «صاحب اختیار شما خدا و پیامبرش و کسانی‌اند که ایمان آورده و نماز را بپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌پردازند»، و آیه أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تُتْرَکُوا وَ لَمَّا یَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِینَ جاهَدُوا مِنْکُمْ وَ لَمْ یَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لا رَسُولِهِ وَ لَا الْمُؤْمِنِینَ وَلِیجَةً «21»، «گمان می‌کنید رها می‌شوید در حالی که هنوز خداوند نمی‌داند آنان که از شما جهاد کردند و غیر از خدا و رسولش و مؤمنین محل اعتمادی برای خود بر نگزیدند»، وقتی این آیات نازل شد مردم گفتند: یا رسول اللَّه، آیا این آیات در باره بعضی
______________________________
(17) سوره توبه: آیه 100.
(18) سوره واقعه: آیه 10.
(19) سوره نساء: آیه 59.
(20) سوره مائده: آیه 55.
(21) سوره توبه: آیه 16.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 294
از مؤمنین است یا نسبت به همه آنان عمومیت دارد؟ خداوند عز و جل به پیامبرش دستور داد تا والیان امرشان را به آنان بشناساند و ولایت را مانند نماز و زکات و روزه و حجّشان برایشان تفسیر کند. لذا مرا در غدیر خم برای مردم منصوب نمود، و سپس خطابه‌ای ایراد کرد و فرمود: «ای مردم، خداوند مرا به رسالتی فرستاده که سینه‌ام از آن به تنگ آمده و گمان کردم که مردم مرا تکذیب می‌کنند، ولی خداوند مرا ترسانید که باید این پیام را برسانم و گر نه مرا عذاب خواهد کرد».
سپس دستور داد ندا کنند تا مردم جمع شوند، و بعد خطابه‌ای ایراد کرد و فرمود:
«ای مردم، آیا می‌دانید که خداوند عز و جل صاحب اختیار من است و من صاحب اختیار مؤمنین هستم و من از خود آنان به ایشان صاحب اختیارترم»؟ گفتند: بلی، یا رسول اللَّه.
فرمود: «برخیز، ای علی». من برخاستم و حضرت فرمود: «هر کس من صاحب اختیار او هستم این علی صاحب اختیار اوست. پروردگارا، هر کس او را دوست می‌دارد دوست بدار و هر کس او را دشمن می‌دارد دشمن بدار.
(در همان غدیر خم) سلمان برخاست و عرض کرد: یا رسول اللَّه، ولایت و صاحب اختیاری او چگونه است؟ فرمود: «ولایت و صاحب اختیاری او همچون ولایت من است. هر کس من نسبت به او از خودش صاحب اختیارترم علی هم نسبت به او از خودش صاحب اختیارتر است».
خداوند تعالی هم این آیه را نازل کرد: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً «22»، «امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و اسلام را بعنوان دین شما راضی شدم». پیامبر صلی اللَّه علیه و آله سه مرتبه تکبیر گفت و فرمود: «اللَّه اکبر، کمال نبوت من و تکمیل دین خدا ولایت علی بعد از من است».
ابو بکر و عمر برخاستند و گفتند: یا رسول اللَّه، آیا این آیات بخصوص در باره علی است؟! فرمود: آری، در باره او و جانشینانم تا روز قیامت است. گفتند: یا رسول اللَّه، آنان را برای ما بیان فرما. فرمود: برادرم و وزیرم و وارثم و وصیّم و جانشینم در امتم و صاحب
______________________________
(22) سوره مائده: آیه 3.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 295
اختیار هر مؤمنی بعد از من علی، سپس پسرم حسن، سپس پسرم حسین، سپس نه نفر از فرزندان پسرم حسین، یکی پس از دیگری، که قرآن با آنان و آنان با قرآنند. نه آنها از قرآن جدا می‌شوند و نه قرآن از ایشان جدا می‌شود تا بر سر حوض بر من وارد شوند».
همه حاضرین (در مجلس مناشده) گفتند: آری بخدا قسم، همه آنچه گفتی دقیقا شنیدیم و حاضر بودیم. و بعضی گفتند: اکثر آنچه گفتی حفظ کرده‌ایم ولی همه‌اش را بیاد نداریم، ولی اینان که همه‌اش را بیاد دارند منتخبین و افاضل ما هستند.
امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: راست گفتید. همه مردم در حفظ و بیاد داشتن یکسان نیستند. قسم می‌دهم آنان را که این مطلب را از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله بیاد دارند که بپا خیزند و بازگو کنند.
در اینجا زید بن ارقم و براء بن عازب و ابو ذر و مقداد و عمار گفتند: ما شهادت می‌دهیم که سخن پیامبر صلی اللَّه علیه و آله را بیاد داریم که بر منبر ایستاده بود و تو در کنار او بودی و می‌فرمود: ای مردم، خداوند به من دستور داده که معرفی کنم امام شما را و آنکه بعد از من در میان شما قائم خواهد بود و وصی خود و جانشینم را، و آن کسی که خداوند در کتابش اطاعت او را بر مؤمنین واجب کرده و اطاعت او را قرین اطاعت خود و اطاعت من نموده، و شما را در قرآن به ولایت او دستور داده است. من در این باره- از ترس اهل نفاق و تکذیبشان- به پروردگارم مراجعه کردم، ولی مرا ترسانید که باید این رسالت را برسانم و گر نه مرا عذاب می‌کند.
ای مردم، خداوند در کتابش شما را به نماز امر کرده و من آن را برایتان بیان نمودم، و به زکات و روزه و حج دستور داده که آن را هم برای شما بیان و تفسیر نمودم، و به ولایت دستور داده و من شما را شاهد می‌گیرم که ولایت مخصوص این شخص است- و حضرت دست مبارک را بر علی بن ابی طالب علیه السّلام قرار دادند- و سپس برای دو پسرش بعد از او، و سپس برای اوصیاء از فرزندانشان بعد از آنهاست. آنان از قرآن جدا نمی‌شوند و قرآن از آنان جدا نمی‌شود تا بر سر حوضم بر من وارد شوند.
ای مردم، پناه و امامتان بعد از خودم و ولیّ و هدایت‌کننده شما را برایتان بیان کردم
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 296
و او برادرم علی بن ابی طالب است و او در میان شما بمنزله من در میان شما است. در دین خود از او پیروی کنید و در همه امورتان از او اطاعت نمایید، زیرا آنچه خداوند از علم و حکمتش به من آموخته نزد او است. از او بپرسید و از او و جانشینانش بعد از او بیاموزید.
به آنان چیزی یاد ندهید و بر آنان پیشی نگیرید و از ایشان عقب نمانید که آنان با حق و حق با آنان است، نه ایشان از حق جدا می‌شوند و نه حق از ایشان جدا می‌شود».
زید بن ارقم و بقیه پس از این شهادت نشستند.

علی علیه السّلام در حدیث کساء

سلیم می‌گوید: سپس علی علیه السّلام فرمود: ای مردم، آیا می‌دانید که خداوند در کتابش این آیه را نازل کرد: إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً «23»، «خداوند خواسته است که رجس و پلیدی را از شما اهل بیت ببرد و شما را پاک گرداند».
پیامبر صلی اللَّه علیه و آله مرا و فاطمه و دو پسرم حسن و حسین را جمع کرد و رو اندازی «24» بر روی ما انداخت و فرمود: «اینان اهل بیت من و فامیل و اقربای من هستند. آنان را ناراحت می‌کند آنچه مرا ناراحت می‌کند، و مرا اذیت می‌کند آنچه آنان را اذیت می‌کند، و مرا به تنگ می‌آورد آنچه آنان را به تنگ می‌آورد. رجس و پلیدی را از ایشان ببر و آنان را پاک گردان».
امّ سلمه عرض کرد: یا رسول اللَّه، من هم با شما هستم؟ فرمود: «عاقبت تو به خیر است، ولی این آیه فقط در باره من و برادرم و دخترم فاطمه و دو پسرم و نه نفر از فرزندان پسرم حسین بطور خاص نازل شده و احدی غیر از آنان در این آیه همراه ما نیست».
همه حاضرین (در مجلس مناشده) گفتند: شهادت می‌دهیم که امّ سلمه این مطلب را برای ما نقل کرد. و ما همین را از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله پرسیدیم، و آن حضرت برای ما مثل حدیث امّ سلمه را نقل فرمود.
______________________________
(23) سوره احزاب: آیه 33.
(24) در کتاب احتجاج: روانداز فدکی.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 297

علی علیه السّلام در صادقین‌

سپس علی علیه السّلام فرمود: شما را بخدا قسم می‌دهم، آیا می‌دانید که خداوند این آیه را نازل کرد: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ کُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ «25»، «ای کسانی که ایمان آورده‌اید تقوی پیشه کنید و با صادقین باشید». سلمان عرض کرد: یا رسول اللَّه، آیا این آیه عمومیّت دارد یا به عدّه خاصّی مربوط است؟ فرمود: امرشدگان همه مؤمنین هستند که به این مطلب دستور داده شده‌اند، ولی «صادقین» مخصوص برادرم علی و اوصیاء من بعد از او تا روز قیامت است.
گفتند: آری بخدا قسم.

علی علیه السّلام بمنزله هارون‌

فرمود: شما را بخدا قسم می‌دهم، آیا می‌دانید که من در جنگ تبوک به پیامبر صلی اللَّه علیه و آله عرض کردم: چرا مرا (در مدینه) بجای خود گذاشتی «26»؟ فرمود: «مدینه جز من یا تو صلاحیت دیگری را ندارد. و تو نسبت به من همچون هارون نسبت به موسی هستی مگر در اینکه پیامبری بعد از من نیست»؟
گفتند: آری بخدا قسم.

علی علیه السّلام از شاهدان بر مردم‌

فرمود: شما را بخدا قسم می‌دهم، آیا می‌دانید که خداوند در سوره حج چنین نازل کرد: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ارْکَعُوا وَ اسْجُدُوا وَ اعْبُدُوا رَبَّکُمْ وَ افْعَلُوا الْخَیْرَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ وَ جاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ، هُوَ اجْتَباکُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبِیکُمْ
______________________________
(25) سوره توبه: آیه 119.
(26) در جنگ تبوک پیامبر صلی اللَّه علیه و آله شخصا با لشکر حرکت کرد و امیر المؤمنین علیه السّلام را به عنوان نائب و جانشین خود در مدینه منصوب کرد. منافقین از این مطلب سوء استفاده کرده و گفتند: نسبت به علی تغییر نظر داده که او را با خود نبرده است. در جواب منافقین حضرت مطلب فوق را فرمودند.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 298
إِبْراهِیمَ هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمِینَ مِنْ قَبْلُ وَ فِی هذا لِیَکُونَ الرَّسُولُ شَهِیداً عَلَیْکُمْ وَ تَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النَّاسِ، فَأَقِیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ وَ اعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلاکُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلی وَ نِعْمَ النَّصِیرُ «27»، «ای کسانی که ایمان آورده‌اید رکوع و سجود بجا آورید و پروردگار خود را عبادت کنید و کار نیک انجام دهید به امید آنکه رستگار شوید. در راه خدا آن طور که سزاوار است جهاد کنید. او شما را برگزید و در دین بر شما سختی قرار نداد، دین پدرتان ابراهیم که از قبل شما را مسلمان نامید، و در این باره تا پیامبر شاهد بر شما باشد و شما شاهدان بر مردم باشید. نماز را بپا دارید و زکات را بپردازید و به کمک خداوند خود را از معصیت باز دارید. او صاحب اختیار شماست و خوب صاحب اختیار و خوب یاری‌کننده‌ای است».
(وقتی این آیه نازل شد) سلمان بپا خاست و عرض کرد: یا رسول اللَّه، اینان چه کسانی هستند که تو بر آنان شاهدی و آنان بر مردم شاهدند، و خداوند آنان را برگزیده و در دین بر آنان سختی قرار نداده، همان که دین پدرشان ابراهیم است؟ فرمود: از اینان فقط سیزده نفر قصد شده و هیچ کس دیگری از امت قصد نشده است. سلمان پرسید: یا رسول اللَّه، آنان را برای ما بیان فرما؟ فرمود: «من و برادرم و یازده نفر از فرزندانم».
حاضرین در مجلس گفتند: آری بخدا قسم.

علی علیه السّلام در جانشینان پیامبر صلی اللَّه علیه و آله‌

فرمود: شما را بخدا قسم می‌دهم، آیا می‌دانید که پیامبر صلی اللَّه علیه و آله خطابه‌ای ایراد کرد- که بعد از آن خطابه‌ای ایراد نکرد- و فرمود: «ای مردم، من در میان شما دو چیز گرانبها باقی می‌گذارم: کتاب خدا و عترتم یعنی اهل بیتم. به این دو تمسّک جوئید که هرگز گمراه نمی‌شوید. خداوند لطیف خبیر به من خبر داده و به من وعده داده است که این دو از یک دیگر جدا نمی‌شوند تا بر سر حوض کوثر بر من وارد شوند».
عمر بن خطاب در حال شبه غضب برخاست و گفت: یا رسول اللَّه، آیا همه
______________________________
(27) سوره حج: آیه 78.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 299
اهل بیتت چنین‌اند؟ فرمود: نه، فقط اوصیاء من از اهل بیتم، که اوّل آنان برادرم و وزیرم و وارثم و خلیفه من در امّتم و صاحب اختیار هر مؤمنی بعد از من علیّ است. سپس پسرم حسن، سپس پسرم حسین، سپس نه نفر از فرزندان حسین یکی پس از دیگری تا بر سر حوض کوثر نزد من آیند. آنان شاهدان خدا در زمین و حجّت‌های او بر خلقش و خزانه‌داران علم او و معادن حکمت اویند. هر کس آنان را اطاعت کند خدا را اطاعت کرده و هر کس از آنان سرپیچی کند از فرمان خدا سرپیچی کرده است»؟
همه گفتند: شهادت می‌دهیم که پیامبر صلی اللَّه علیه و آله این مطلب را فرمود.