أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، 

24 اهانت عایشه به امیر المؤمنین علیه السّلام، عکس العمل پیامبر صلی اللَّه علیه و آله در مقابل اهانت عایشه.

 

اهانت عایشه به امیر المؤمنین علیه السّلام‌

ابان از سلیم نقل می‌کند که گفت: از سلمان و ابو ذر و مقداد شنیدم، و همین مطلب را از علیّ بن ابی طالب علیه السّلام پرسیدم و آن حضرت فرمود: راست گفته‌اند. آنان چنین گفتند:
علیّ بن ابی طالب علیه السّلام خدمت پیامبر صلی اللَّه علیه و آله وارد شد در حالی که عایشه پشت سر حضرت نشسته بود، و خانه پر از جمعیّت بود و در میان آنان پنج نفر اصحاب صحیفه و پنج نفر اصحاب شوری «1» بودند. حضرت مکانی برای نشستن پیدا نکرد. پیامبر صلی اللَّه علیه و آله به او اشاره کرد که «اینجا» یعنی پشت سر آن حضرت بنشیند.
علی علیه السّلام آمد و بین پیامبر صلی اللَّه علیه و آله و عایشه نشست و مانند اعرابی‌ها زانوان را در بغل گرفت «2». عایشه آن حضرت را کنار زد و غضب کرد و گفت: «برای نشستنت جایی جز بغل من نیافتی»؟!!!

عکس العمل پیامبر صلی اللَّه علیه و آله در مقابل اهانت عایشه‌

پیامبر صلی اللَّه علیه و آله غضب کرد و فرمود: ساکت باش ای حمیرا! در باره برادرم علی مرا اذیّت مکن. او امیر المؤمنین و آقای مسلمانان و صاحب لوای حمد و پیشرو پیشانی سفیدان در روز قیامت است. خداوند اختیار پل صراط را به او می‌سپارد و او آتش را تقسیم می‌کند.
______________________________
(1) پنج نفر اصحاب صحیفه عبارتند از: ابو بکر و عمرو ابو عبیده جراح و معاذ بن جبل و سالم مولی ابی حذیفه، و پنج نفر اصحاب شوری عبارتند از: عثمان و عبد الرحمن بن عوف و سعد بن ابی وقاص و طلحه و زبیر.
(2) «الف» و «ب» و «ج»: عایشه غضب کرد و مانند اعرابی زانوها را در بغل گرفت.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 415
دوستانش را داخل بهشت و دشمنانش را داخل آتش می‌نماید «3».
روایت از کتاب سلیم:
1. بحار: ج 22 ص 245 ح 15.
روایت از غیر سلیم:
1. امالی شیخ طوسی: ص 18 و 30.
2. بشارة المصطفی: ص 180.
3. الیقین: باب‌های 5 و 44 و 45 و 51 و 52 و 160 و 173.
4. الاصابة ابن حجر: ج 8 قسم 1 ص 183.
______________________________
(3) «ب» و «د»: خداوند در روز قیامت او را در کنار صراط می‌نشاند.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 416

25 نامه‌ها و مراسلات امیر المؤمنین علیه السّلام و معاویه در صفین:

 

اشارة

1. پیام و نامه معاویه به امیر المؤمنین علیه السّلام: اقرار معاویه به مقام امیر المؤمنین علیه السّلام، خونخواهی معاویه برای عثمان، لعن و برائت امیر المؤمنین علیه السّلام از ابو بکر و عمر و عثمان، مظلومیّت امیر المؤمنین علیه السّلام، جریان غصب خلافت از لسان معاویه.
2. پیام و نامه امیر المؤمنین علیه السّلام به معاویه: قتل عثمان مربوط به امام مسلمین است، اثبات امامت امیر المؤمنین علیه السّلام از لسان آن حضرت، عدم ارتباط قتل عثمان به معاویه، تقدّم فرزندان عثمان بر معاویه در خونخواهی، بیست هزار قاتل عثمان راضی به حکم امیر المؤمنین علیه السّلام.
3. ابلاغ پیام امیر المؤمنین علیه السّلام و عکس العمل معاویه.
4. مناشدات امیر المؤمنین علیه السّلام در صفین: مناقب بی‌انتهای امیر المؤمنین علیه السّلام، سبقت امیر المؤمنین علیه السّلام در اسلام، علی علیه السّلام افضل اوصیاء، اعلام ولایت در غدیر، حدیث کساء و آیه تطهیر، تفسیر «صادقین» به ائمه علیهم السّلام، علی علیه السّلام همچون هارون علیه السّلام، ائمه علیهم السّلام شاهدان بر مردم، حدیث ثقلین و نام دوازده امام علیهم السّلام، دریای مناقب علی علیه السّلام.
5. نامه معاویه در جواب امیر المؤمنین علیه السّلام: عکس العمل معاویه در مقابل مناشدات امیر المؤمنین علیه السّلام، تقیه امیر المؤمنین علیه السّلام در باره ابو بکر و عمر و عثمان، مشاهدات معاویه در سقیفه.
6. نامه امیر المؤمنین علیه السّلام در جواب معاویه: تعجب از نظر دادن معاویه در امور مسلمین، معرّفی غاصبین خلافت، فرق پیامبر و امیر المؤمنین علیه السّلام در ابلاغ دین الهی، اختلاف امّت برای امتحان، برنامه امیر المؤمنین علیه السّلام بعد از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله، بیان تقیّه امیر المؤمنین علیه السّلام در رحمت فرستادن بر دشمنان، قرآن حجت بر مردم، دو آیه از قرآن در باره معاویه، آیه‌ای از قرآن در باره بنی امیّه، پیشگوئی از شهادت امامان علیهم السّلام، پیشگوئی از آینده سیاه امّت بدست بنی امیّه، پیشگوئی از حکومت بنی عباس، پیشگوئی از سفیانی، پیشگوئی حضرت مهدی علیه السّلام، هدف امیر المؤمنین علیه السّلام از مراسلات صفین.
7. جواب نهایی معاویه به امیر المؤمنین علیه السّلام.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 417
نامه‌ها و مراسلات امیر المؤمنین علیه السّلام و معاویه در صفین ابان از سلیم نقل می‌کند، و نیز ابو هارون عبدی «1» گفته که این حدیث را از عمر بن ابی سلمه شنیده است:

1 پیام و نامه معاویه به امیر المؤمنین علیه السّلام‌

 

اشارة

سلیم می‌گوید: در حالی که ما همراه امیر المؤمنین علیه السّلام در صفین بودیم، معاویه ابو درداء «2» و ابو هریره را فراخواند و به ایشان گفت: نزد علی بروید و از قول من به او سلام برسانید و به او بگوئید:

اقرار معاویه به مقام امیر المؤمنین علیه السّلام‌

بخدا قسم من می‌دانم که تو سزاوارترین مردم به خلافت هستی و از من به آن سزاوارتری، زیرا تو از مهاجرینی هستی که پیش از همه مسلمان شدند و من از آزادشدگان «3» هستم. و من مثل سوابق تو در اسلام و خویشاوندی پیامبر و علم تو «4» به کتاب خدا و سنت پیامبرش را ندارم.
______________________________
(1) ابو هارون عبدی عمارة بن جویرة یا جوین است که در سال 134 از دنیا رفته است.
(2) ابو درداء عویمر بن عامر بن زید خزرجی است. در نسخه «ج» در همه موارد این حدیث بجای ابو درداء نام «ابو مسلم خولانی» آمده است.
(3) اشاره به فتح مکه است که در آن روز همه مشرکین از جمله معاویه و پدر و پسرش از آزادشدگان پیامبر صلی اللَّه علیه و آله شدند.
(4) «ب» و «د»: عمل تو.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 418
مهاجرین و انصار هم با تو بیعت کردند پس از آنکه سه روز در باره تو مشورت نمودند. سپس نزد تو آمدند و به خواست خود و بدون اجبار با تو بیعت کردند. و اوّل کسانی که با تو بیعت کردند طلحه و زبیر بودند، ولی بعد بیعت خود را شکستند و به تو ظلم کردند و آنچه حقّشان نبود طلب کردند.

خونخواهی معاویه برای عثمان‌

من پسر عموی عثمان و طالب خون او هستم. به من خبر رسیده است که تو در باره قتل عثمان عذر می‌آوری و از خون او اظهار برائت می‌نمائی و معتقدی که وقتی او کشته شد تو در خانه‌ات عزلت گزیده بودی، و وقتی او کشته شد تو «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ» گفته‌ای و نیز گفته‌ای: «خدایا من راضی نبودم و کمک هم نکردم».
در روز جنگ جمل وقتی اطرافیان شتر عایشه به هیجان در آمده و فریاد زده‌اند: «یا لثارات عثمان» تو گفته‌ای: «امروز قاتلین عثمان به صورت در آتش در آیند. آیا ما او را کشتیم؟ او را آن دو (طلحه و زبیر) و آن زن که همراهشان است کشتند و فرمان قتل او را دادند در حالی که من در خانه‌ام نشسته بودم»! من پسر عموی عثمان و ولیّ او و طالب خون او هستم. اگر مسأله چنین است که تو می‌گویی، قاتلین عثمان را در اختیار ما بگذار و آنان را به ما تحویل ده تا در مقابل پسر عمویمان آنان را به قتل برسانیم، و با تو بیعت کنیم و خلافت را به تو تسلیم نمائیم! این مطلب اوّل.

لعن و برائت امیر المؤمنین علیه السّلام از ابو بکر و عمر و عثمان‌

مطلب دوم اینکه جاسوسانم به من خبر داده‌اند و نامه‌هایی به دستم رسیده از طرف دوستان عثمان که همراه تو می‌جنگند و تو گمان می‌کنی با تو هم عقیده‌اند و به خلافت تو راضی‌اند در حالی که خواسته‌شان با ما و قلبشان نزد ما است و فقط بدنشان همراه توست. و خبر این است که تو ولایت ابو بکر و عمر را اظهار می‌نمائی و بر آن دو رحمت
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 419
می‌فرستی، ولی در باره عثمان خودداری می‌کنی و او را یاد نمی‌نمایی و بر او رحمت نمی‌فرستی و او را لعنت هم نمی‌کنی.
در باره تو به من خبر رسیده است که وقتی با اهل سرّ خبیثت و شیعیانت و خواصّ گمراه و تغییر دهنده و کاذب خود در خلوت جمع می‌شوید نزد آنان از ابو بکر و عمر و عثمان برائت می‌جویی و آنان را لعنت می‌کنی! ادّعا کرده‌ای که تو خلیفه پیامبر در امّتش و وصیّ او در میان ایشان هستی و خداوند اطاعت تو را بر مؤمنین واجب کرده و در کتابش و سنّت پیامبرش به ولایت تو امر کرده است، و به محمّد دستور داده که این مطلب را در امتش بپا دارد و بر او آیه نازل کرده است که: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ، بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ «5»، «ای پیامبر، آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده برسان، و اگر چنین نکنی رسالت او را ابلاغ نکرده‌ای، و خداوند ترا از شرّ مردم حفظ می‌کند». او هم امّتش را در غدیر خم جمع کرد «6» و آنچه در باره تو از جانب خداوند مأمور شده بود ابلاغ نمود و دستور داد حاضر به غائب برساند، و به مردم خبر داد که تو بر مردم صاحب اختیارتر از خودشان هستی، و تو نسبت به پیامبر همچون هارون نسبت به موسی هستی.

مظلومیّت امیر المؤمنین علیه السّلام‌

در باره تو به من خبر رسیده است که برای مردم خطبه‌ای نمی‌خوانی مگر آنکه قبل از پائین آمدن از منبر می‌گوئی: «بخدا قسم من سزاوارترین مردم برای آنان هستم، و از روزی که پیامبر از دنیا رفته همچنان مظلوم بوده‌ام».

جریان غصب خلافت از لسان معاویه‌

اگر این خبری که در باره تو به من رسیده درست باشد ظلم ابو بکر و عمر نسبت به
______________________________
(5) سوره مائده: آیه 67.
(6) «الف»: قریش و انصار و بنی امیّه را در غدیر خم جمع کرد.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 420
تو بالاتر از ظلم عثمان است. پیامبر صلی اللَّه علیه و آله از دنیا رفت و ما حاضر بودیم. عمر با ابو بکر بیعت کرد و از تو دستوری نخواست و نه با تو مشورت کرد. آن دو در مقابل انصار با حق و حجّت تو و خویشاوندی با پیامبر انصار را محکوم کردند. اگر در مقابل تو تسلیم می‌شدند و با تو بیعت می‌کردند عثمان زودتر از همه مردم با تو بیعت می‌کرد بخاطر خویشاوندی او با تو و حق تو بر او چرا که او پسر عمو و پسر عمّه توست.
سپس ابو بکر عمدا اقدامی کرد و هنگام مرگش خلافت را به عمر برگرداند و هنگام جانشین قرار دادن او با تو مشورت نکرد و از تو دستوری نخواست و برای او بیعت گرفت.
سپس عمر تو را در شوری بین شش نفر قرارداد و همه مهاجرین و انصار و دیگران را از مسأله خلافت خارج ساخت. شما هم وقتی در روز سوم دیدید مردم جمع شده‌اند و شمشیرها را کشیده‌اند و بخدا قسم یاد کرده‌اند که اگر آفتاب غروب کند و یکی را از بین خود انتخاب نکرده باشید گردنتان را بزنند و دستور وصیّت عمر را در باره شما اجرا کنند، وقتی این برنامه را دیدید اختیار کار خود را به ابن عوف سپردید. او با عثمان بیعت کرد و شما هم با او بیعت نمودید.
سپس عثمان مورد محاصره قرار گرفت و از شما کمک خواست، ولی او را یاری نکردید، و شما را فرا خواند ولی او را اجابت نکردید، و این در حالی بود که بیعت او بر گردن شما بود، و شما ای مهاجرین و انصار حاضر و شاهد بودید، ولی اهل مصر را آزاد گذاردید تا او را کشتند و گروههایی از شما هم آنان را در قتل وی کمک کردند و اکثریت شما او را خوار کردید. بنا بر این در باره او یا قاتل و یا دستور دهنده و یا خوارکننده بودید.
سپس مردم با تو بیعت کردند، و تو از من به امر خلافت سزاوارتری. پس قاتلان عثمان را در اختیار من بگذار تا آنان را بکشم و خلافت را به تو تسلیم کنم، و من و همه افراد اهل شام که نزد من هستند با تو بیعت کنیم.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 421

2 پیام و نامه امیر المؤمنین علیه السّلام به معاویه‌

 

اشارة

وقتی امیر المؤمنین علیه السّلام نامه معاویه را خواند، و ابو درداء و ابو هریره پیام و سخن او را به حضرت ابلاغ کردند، به ابو درداء فرمود: آنچه معاویه شما را برای آن فرستاده بود به من رساندید. اکنون از من بشنوید و از قول من به او برسانید همان طور که از قول او به من رساندید.

قتل عثمان مربوط به امام مسلمین است‌

به معاویه بگوئید: عثمان بن عفان از این دو فرض خارج نیست: یا امام هدایتی است که ریختن خون او حرام و کمک او واجب است و سرپیچی از فرمان او حلال نیست و امت حقّ خوارکردن او را ندارند، و یا اینکه امام گمراهی است که ریختن خون او حلال است و ولایت و یاری او جایز نیست. بنا بر این از این دو حالت خارج نیست.
آنچه در حکم خدا و حکم اسلام بر مسلمین واجب است بعد از آنکه امامشان مرد یا کشته شد- چه گمراه باشد و چه هدایت شده، چه مظلوم باشد و چه ظالم، چه ریختن خونش حلال باشد و چه حرام- این است که هیچ عملی انجام ندهند و کار جدیدی بپا نکنند و دست از پا خطا نکنند و کاری را شروع نکنند قبل از آنکه برای خود امامی عفیف و عالم و با تقوی و عارف به قضاوت و به سنت برگزینند تا امور آنان را جمع نماید و در بین آنان حکم نماید و برای مظلوم از ظالم حقّش را بگیرد و مرزهای آنان را حفظ نماید و غنائم و حقوق مالی آنان را جمع آوری کند و حجّ و نماز جمعه آنان را بپا دارد و صدقات آنان را جمع نماید. سپس در باره امامشان که به ظلم کشته شده نزد او برای حکم بروند و قاتلین او را برای محاکمه نزد او ببرند تا بین آنان به حق حکم نماید: اگر امامشان
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 422
مظلوم کشته شده به نفع اولیاء او خونش را ثابت کند، و اگر ظالم کشته شده نظر دهد که حکم آن چیست.
اگر اختیار در امامت بدست مردم باشد این اوّل کاری است که باید انجام دهند، و امامی انتخاب کنند تا امور آنان را منظّم نماید و تابع او شوند و او را اطاعت نمایند. ولی اگر اختیار بدست خداوند و پیامبرش است، خدا مردم را از نظر دادن در این مسأله و انتخاب آن کفایت کرده است، و پیامبر صلی اللَّه علیه و آله برای آنان امامی را پسندیده و آنان را به اطاعت و تابعیت او مأمور کرده است.
مردم بعد از قتل عثمان با من بیعت کردند و مهاجرین و انصار پس از سه روز مشورت در باره‌ام با من بیعت نمودند، و هم آنان بودند که با ابو بکر و عمر و عثمان بیعت کردند و امامت آنان را منعقد کردند. این مسأله را اهل بدر و سابقه داران از مهاجرین و انصار بر عهده گرفتند، با این تفاوت که با افراد قبل از من بدون مشورت عموم مردم بیعت کردند ولی بیعت من با مشورت عموم مردم بود.

اثبات امامت امیر المؤمنین علیه السّلام از لسان آن حضرت‌

بنا بر این اگر خداوند جلّ اسمه اختیار را بدست امّت سپرده است و این امت است که باید برای خود انتخاب کنند و نظر دهند، و انتخاب و نظرشان بهتر از انتخاب خدا و رسولش برای آنان است، و هر کس را امّت انتخاب کنند و با او بیعت نمایند بیعت او بیعت هدایت است و امامی می‌شود که اطاعت او و یاریش بر مردم واجب است، اگر چنین است در باره من نیز مشورت کردند و مرا به اجماع و اتفاق امّت انتخاب کردند.
و اگر خداوند عزّ و جلّ است که باید اختیار کند و حق انتخاب با اوست، خداوند مرا برای امّت انتخاب کرده است و بعنوان خلیفه برای آنان قرار داده است و آنان را در کتاب منزل خود و در سنّت پیامبرش «7» مأمور به اطاعت و یاری من نموده است، و این حجّت مرا قوی‌تر و حقّ مرا واجب‌تر می‌نماید.
______________________________
(7) «ج»: بر لسان پیامبرش.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 423

عدم ارتباط قتل عثمان به معاویه‌

فرمود: اگر عثمان در زمان ابو بکر و عمر کشته شده بود، آیا معاویه حق داشت بعنوان خونخواهی عثمان به جنگ آنان و قیام بر علیه آنان اقدام کند؟
ابو هریرة و ابو درداء گفتند: نه.
حضرت فرمود: من نیز همین طور! اگر معاویه بگوید: «آری»، به او بگویید: در این صورت برای هر کسی که به او ظلمی شده یا کسی از نزدیکانش کشته شده جایز می‌شود عصای مسلمین را بشکند و جماعت آنان را متفرق کند و مردم را بسوی خویش فراخواند!! اضافه بر اینکه فرزندان عثمان برای طلب خون پدرشان سزاوارتر از معاویه‌اند.
سلیم می‌گوید: ابو درداء و ابو هریره ساکت شدند و گفتند: نسبت به خودت به انصاف سخن گفتی!

تقدم فرزندان عثمان بر معاویه در خونخواهی‌

حضرت فرمود: بجان خودم قسم، معاویه هم اگر بر سخن خود و آنچه به من حق داده ثابت باشد نسبت به من انصاف داده است. اینان پسران عثمان‌اند که مرد شده‌اند و به سنّ بلوغ رسیده‌اند و کودک نیستند و کسی صاحب اختیار آنان نیست. بیایند تا بین آنان و قاتلین پدرشان جمع نمایم. اگر از استدلال در مقابل آنان عاجز ماندند برای معاویه شهادت دهند که صاحب اختیار و وکیل آنان و نائب و طرف دعوای آنان در خصومتشان است.
آنگاه آنان و خصم‌هایشان در مقابل من مانند خصمهایی که نزد امام و والی با اقرار به حکم او و اجرای قضاوت او می‌نشینند حاضر شوند، و من در دلیل آنان و دلیل خصمهایشان نظر دهم. اگر پدرشان ظالم کشته شده بود و ریختن خونش حلال بود خون او را باطل اعلام کنم، و اگر مظلوم بود و ریختن خونش حرام، نسبت به قاتل پدرشان
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 424
حکم به قصاص کنم. اگر بخواهند او را بکشند و اگر بخواهند عفو کنند و اگر بخواهند دیه قبول کنند.

بیست هزار قاتل عثمان راضی بحکم امیر المؤمنین علیه السّلام‌

این قاتلان عثمان در لشکر من‌اند که به قتل او اقرار دارند و به حکم من به نفع آنان یا بر علیه خود راضی‌اند. فرزندان عثمان و یا معاویه- اگر صاحب اختیار و وکیل آنان است- نزد من بیایند و قاتلین او را مورد مخاصمه قرار دهند و آنان را به محاکمه بکشند تا بین آنان طبق کتاب خدا و سنت پیامبرش حکم نمایم.
و اگر معاویه می‌خواهد گناهی که نکرده‌ایم به ما نسبت دهد و در پی بهانه و اباطیل است، پس هر نسبتی می‌خواهد بدهد که خداوند بزودی بر علیه او یاری خواهد کرد.
ابو درداء و ابو هریره گفتند: بخدا قسم، نسبت به خود به انصاف سخن گفتی و از انصاف هم فراتر رفتی، و بهانه او را از بین بردی و دلیل او را باطل کردی و دلیل قوی و درستی آوردی که اشکالی در آن نیست «8».
ابو هریره و ابو درداء بیرون آمدند. ناگهان بیست هزار نفر را با پوششهای آهنین دیدند که می‌گفتند «9»: «ما قاتلین عثمان هستیم و به حکم علی علیه السّلام بر ضرر خود یا به نفعمان اقرار می‌کنیم و راضی هستیم. اولیاء عثمان بیایند و ما را در مورد خون پدرشان نزد امیر المؤمنین علیه السّلام به محاکمه بکشند، اگر قصاص یا دیه بر ما لازم شد در مقابل حکم او صبر می‌کنیم و تسلیم می‌شویم».
ابو درداء و ابو هریره گفتند: به انصاف سخن گفتید، و برای علی هم جایز نیست شما را به معاویه تحویل دهد و نه اینکه شما را بکشد تا آنکه شما را نزد او به محاکمه بکشد و بین شما و خصمتان طبق کتاب خدا و سنّت پیامبرش حکم نماید.
______________________________
(8) «ج»: دلیل قوی نافذی آوردی که نورانی است.
(9) «د»: صدا می‌زدند.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 425

3 ابلاغ پیام امیر المؤمنین علیه السّلام و عکس العمل معاویه‌

ابو درداء و ابو هریره براه افتادند تا نزد معاویه رسیدند و آنچه امیر المؤمنین علیه السّلام و نیز آنچه قاتلین عثمان و ابو النعمان بن ضمان «10» گفته بودند به او خبر دادند.
معاویه گفت: در باره رحمت فرستادن بر ابو بکر و عمر و خودداری او از رحمت بر عثمان، و اظهار برائت پنهانی از او و آنچه در باره جانشینی پیامبر صلی اللَّه علیه و آله ادّعا می‌کند، و اینکه از روز وفات پیامبر دائما مظلوم بوده است، چه جوابی به شما داد؟
آن دو گفتند: بلی، نزد ما بر ابو بکر و عمر و عثمان رحمت فرستاد و ما می‌شنیدیم «11».
سپس در ضمن سخنانش به ما گفت: اگر خداوند اختیار را به امت داده است و آنانند که انتخاب می‌کنند و در باره خودشان نظر می‌دهند و انتخاب آنان و نظرشان از انتخاب خدا و رسولش برای آنان بهتر و هدایت یافته‌تر است، پس همانان بودند که مرا انتخاب کردند و با من بیعت نمودند و بنا بر این بیعت من بیعت هدایت است و من امامی هستم که اطاعت و یاریم بر مردم واجب است زیرا آنان در باره من مشورت کردند و مرا انتخاب نمودند.
و اگر انتخاب خدا و رسولش از انتخاب و نظر خودشان بهتر و هدایت یافته‌تر است، پس خدا و رسولش مرا برای امت انتخاب کرده و خلیفه بر آنان قرار داده‌اند و به آنان دستور یاری و اطاعت مرا در کتاب منزل خدا که بر زبان پیامبر صلی اللَّه علیه و آله مرسلش جاری شده داده‌اند، و این برای حجّت من قوی‌تر است و حق مرا واجب‌تر می‌کند.
______________________________
(10) ابو النعمان شناخته نشد و جهت ذکر نامش در اینجا نیز معلوم نیست. احتمالا او کسی بوده که به نیابت از قاتلین عثمان سخن می‌گفته است.
(11) توضیح لازم در باره این مسأله از لسان خود امیر المؤمنین علیه السّلام در ص 435 و 440 از همین کتاب ذکر خواهد شد.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 426

4 مناشدات «12» امیر المؤمنین علیه السّلام در صفّین‌

 

اشارة

سپس امیر المؤمنین علیه السّلام در میان لشکرش بر فراز منبر قرار گرفت و مردم را و هر کس از اهل آن منطقه و مهاجرین و انصار را که حاضر بودند جمع کرد و حمد و ثنای الهی بجا آورد و سپس فرمود:

مناقب بی‌انتهای امیر المؤمنین علیه السّلام‌

ای مردم، مناقب من بیشتر از آن است که احصا گردد و شمرده شود. من با ذکر آنچه خداوند در کتابش نازل کرده و پیامبر صلی اللَّه علیه و آله در باره‌ام فرموده از ذکر سایر مناقب و فضائلم صرف نظر می‌کنم.

سبقت امیر المؤمنین علیه السّلام در اسلام‌

آیا می‌دانید که خداوند در کتاب ناطقش در بیش از یک آیه، سبقت‌گیرنده در اسلام را بر مسبوق فضیلت داده است، و احدی از امّت به سوی خدا و رسولش از من سبقت نگرفته است؟ گفتند: آری بخدا قسم.

علی علیه السّلام افضل اوصیاء

فرمود: شما را بخدا قسم می‌دهم در این باره که از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله پرسیده شد در باره قول خداوند وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِکَ الْمُقَرَّبُونَ «13»، «سابقین، سابقین، آنانند مقرّبین»، و
______________________________
(12) معنی مناشده در پاورقی 9 از حدیث 11 ذکر شد.
(13) سوره واقعه: آیه 10 و 11.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 427
آن حضرت فرمود: خداوند این آیه را در باره انبیاء و اوصیای آن نازل کرده است، و من افضل انبیاء خدا و برادرم و وصیّم علی بن ابی طالب افضل اوصیاء است؟
در اینجا حدود هفتاد نفر از اهل بدر که اکثرشان از انصار و بقیّه از مهاجرین بودند بپا خاستند که از جمله آنان ابو الهیثم بن تیّهان و ابو ایوب خالد بن زید انصاری و از مهاجرین عمار یاسر و غیر او بودند. اینان گفتند: ما شهادت می‌دهیم از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله شنیدیم که این مطلب را می‌فرمود.

اعلام ولایت در غدیر

فرمود: شما را بخدا قسم می‌دهم در باره قول خداوند: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ «14»، «ای کسانی که ایمان آورده‌اید از خدا و رسول و اولی الامر خود اطاعت کنید»، و قول خداوند: إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ «15»، «صاحب اختیار شما خدا و رسولش و کسانی هستند که ایمان آورده نماز را بپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند»، و سپس می‌فرماید: وَ لَمْ یَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لا رَسُولِهِ وَ لَا الْمُؤْمِنِینَ وَلِیجَةً «16»، «غیر از خدا و رسولش و مؤمنین برای خود محل اعتمادی بر نمی‌گزیند».
مردم پرسیدند: یا رسول اللَّه، آیا این مخصوص بعضی از مؤمنین است یا شامل همه آنان است؟ خداوند عزّ و جلّ دستور داد تا به مردم بفهماند که آیات در باره چه کسی نازل شده است و ولایت را برای آنان تفسیر کند همان طور که نماز و روزه و زکات و حجّشان را بیان کرده است «17».
آن حضرت هم مرا در غدیر خم منصوب کرد و فرمود: «خداوند رسالتی را به من سپرده است که بخاطر آن سینه‌ام به تنگ آمده است و چنین گمان برده‌ام که مردم مرا
______________________________
(14) سوره نساء: آیه 59.
(15) سوره مائده: آیه 55.
(16) سوره توبه: آیه 16.
(17) «ج»: برای آنان بیان کند ولایت برای چه کسی است همان طور که مسأله نماز و روزه آنان را تفسیر کرده است.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 428
تکذیب می‌کنند، ولی خداوند مرا ترسانده که باید ابلاغ کنم و گر نه مرا عذاب خواهد کرد. ای علی بپا خیز»! سپس ندای نماز جماعت داد و نماز ظهر را با مردم خواند و سپس فرمود: «ای مردم، خداوند صاحب اختیار من، و من صاحب اختیار مؤمنین هستم و اختیارم بر آنان از خودشان بیشتر است. بدانید که هر کس من صاحب اختیار او بوده‌ام علی صاحب اختیار اوست. پروردگارا دوست بدار هر کس او را دوست بدارد و دشمن بدار هر کس او را دشمن بدارد. یاری کن هر کس او را یاری کند و خوار گردان هر کس او را خوار کند».
سلمان فارسی بپا خاست و گفت: یا رسول اللَّه، ولایت او چگونه است؟ فرمود:
«ولایت او همچون ولایت من است. هر کس من نسبت به او صاحب اختیارتر از خودش هستم علی هم نسبت به او صاحب اختیارتر است».
خداوند تعالی هم این آیه را نازل کرد: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً «18»، «امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما به حد کمال رساندم و اسلام را بعنوان دین شما راضی شدم».
سلمان فارسی پرسید: یا رسول اللَّه، آیا این آیات بخصوص در باره علی نازل شده است؟ پیامبر صلی اللَّه علیه و آله فرمود: «در باره او و جانشینانم «19» تا روز قیامت نازل شده است». و سپس فرمود: «ای سلمان، تو و کسانی که با تو در این مطلب حاضر بودند شاهد باشید و حاضران به غائبان برسانند.
سلمان فارسی عرض کرد: یا رسول اللَّه، آنان را برای ما بیان فرما «20». فرمود: «علی برادرم و وزیرم و وصیّم و وارثم و خلیفه‌ام در امتم و صاحب اختیار هر مؤمنی بعد از من، و یازده امام از فرزندانش، اوّل آنان فرزندم حسن و سپس حسین و سپس نه نفر از فرزندان حسین، یکی پس از دیگری، که قرآن با آنان است و آنان با قرآنند، و از آن جدا
______________________________
(18) سوره مائده: آیه 3.
(19) «ج»: جانشینانم از فرزندان او.
(20) «ج»: نام آنان را ذکر فرما.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 429
نمی‌شوند تا بر سر حوض کوثر بر من وارد شوند».
دوازده نفر از بدریّین برخاستند و گفتند: ما شهادت می‌دهیم که این مطالب را همان طور که گفتی از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله شنیدیم، نه یک حرف زیاد نمودی و نه کم کردی، و پیامبر صلی اللَّه علیه و آله ما را بر این مطلب شاهد گرفت.
بقیّه هفتاد نفر هم گفتند: این مطالب را شنیدیم ولی همه آن را حفظ نکردیم، ولی این دوازده نفر برگزیدگان و بهتران ما هستند.
حضرت فرمود: راست گفتید. همه مردم در حفظ یکسان نیستند، بعضی از مردم از دیگران بهتر حفظ می‌کنند «21».
از بین دوازده نفر چهار نفر برخاستند: ابو الهیثم بن تیهان، ابو ایّوب انصاری، عمّار بن یاسر، خزیمة بن ثابت ذو الشهادتین که خداوند آنان را رحمت کند. اینان گفتند:
شهادت می‌دهیم که سخن پیامبر صلی اللَّه علیه و آله را شنیدیم و آن را حفظ کردیم که در آن روز فرمود در حالی که ایستاده بود و علی هم در کنار او ایستاده بود. سپس پیامبر صلی اللَّه علیه و آله فرمود: «ای مردم، خداوند به من دستور داده که برای شما امام و وصیّ و جانشینی منصوب کنم که وصیّ پیامبرتان در میان شما و جانشین من در امّتم و بین اهل بیتم بعد از من باشد. کسی که خداوند در کتابش اطاعت او را بر مؤمنین واجب کرده و به شما دستور ولایت او را داده است. من از ترس اهل نفاق و تکذیب آنان از پروردگارم خواستم که این دستور را از عهده من بردارد، ولی خداوند مرا ترسانید که باید ابلاغ کنم و گر نه مرا عذاب خواهد کرد.
سپس پیامبر صلی اللَّه علیه و آله فرمود: ای مردم، خداوند در کتابش شما را به نماز دستور داده و من آن را برای شما بیان کردم و سنّتهای آن را گفتم، و به زکات و روزه و حج امر کرده و من برای شما بیان کردم و تفسیر نمودم، و در کتابش به ولایت «22» دستور داده و من- ای مردم-
______________________________
(21) «ج»: بقیه هفتاد نفر گفتند: آنچه گفتی بیاد داریم و اکثر این مطالب را از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله بخاطر سپرده‌ایم، ولی این دوازده نفر از بزرگان اصحاب آن حضرت و افضل آنانند، و اینان از قول او آنچه گفتی و ما هم شنیده‌ایم را بیاد دارند، و همه مردم در حفظ یکسان نیستند چرا که بعضی از بعض دیگر بهتر حفظ می‌کنند.
(22) «ج»: به ولایت علی علیه السّلام.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 430
شما را شاهد می‌گیرم که آن مخصوص علی بن ابی طالب و جانشینان از فرزندان من و فرزندان برادرم و وصیّم است. علی اوّل ایشان و سپس حسن و بعد حسین و سپس نه نفر از فرزندان پسرم حسین‌اند. از قرآن جدا نمی‌شوند و قرآن از آنان جدا نمی‌شود تا بر سر حوض کوثر بر من وارد شوند. ای مردم، من پناهگاه شما و امامتان بعد از خودم و راهنما «23» و هدایت‌کننده شما را به شما معرّفی کرده‌ام و او برادرم علی بن ابی طالب است.
او در بین شما مثل من در میانتان است. دین خود را بر عهده او بسپارید و در همه امورتان از او اطاعت کنید. همه آنچه خداوند به من آموخته نزد اوست، و خداوند به من دستور داده آنها را به او بیاموزم و به شما بفهمانم که آن علوم نزد اوست. از او سؤال کنید و از او و جانشینان بعد از او بیاموزید. به آنان یاد ندهید و از آنان پیشی نگیرید و از آنان تخلف نکنید. آنان با حق‌اند و حق با آنان است، نه از آن جدا می‌شوند و نه حقّ از آنان جدا می‌شود».

حدیث کساء و آیه تطهیر

سپس علی علیه السّلام به ابو هریره و ابو درداء و کسانی که در اطرافش بودند فرمود: ای مردم، آیا می‌دانید خداوند تبارک و تعالی در کتابش چنین نازل کرده است: إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً «24»، «خداوند چنین می‌خواهد که هر بدی را از شما اهل بیت ببرد و شما را پاک گرداند».
پیامبر صلی اللَّه علیه و آله مرا و فاطمه و حسن و حسین را همراه خود زیر عبایش جمع کرد و عرض کرد: «خدایا، اینان عترت و خاصّان من و اهل بیتم هستند. هر بدی را از اینان ببر و ایشان را پاک گردان».
امّ سلمه گفت: یا رسول اللَّه، آیا من هستم؟ فرمود: «تو خوب هستی ولی این آیه بخصوص در باره من و برادرم علی و دخترم فاطمه و دو پسرم حسن و حسین و نه امام
______________________________
(23) «ج»: من مقدّم‌تر شما بعد از خودم و صاحب اختیارتان را و ...
(24) سوره احزاب: آیه 33.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 431
از فرزندان پسرم حسین نازل شده و هیچ کس جز ما در این مورد همراهمان نیست».
همه افراد (یعنی هفتاد نفر اهل بدر) برخاستند و گفتند: ما شهادت می‌دهیم امّ سلمه این مطلب را بر ایمان نقل کرد «25». ما هم از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله این مطلب را سؤال کردیم و آن حضرت همان طور که امّ سلمه نقل کرده بود بر ایمان نقل کرد.

تفسیر «صادقین» به ائمه علیهم السّلام‌

سپس علی علیه السّلام فرمود: شما را بخدا قسم می‌دهم، آیا می‌دانید که خداوند- جل اسمه- در کتابش چنین نازل کرده است: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ کُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ «26»، «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از خدا بترسید و با صادقین باشید».
سلمان پرسید: یا رسول اللَّه، این آیه عامّ است یا خاصّ؟ فرمود: آنان که دستور داده شده‌اند عامّ‌اند زیرا جمعیّت مؤمنین به این دستور مأمور شده‌اند، ولی «صادقین» مخصوص برادرم علی بن ابی طالب و جانشینانم بعد از او تا روز قیامت است.

علی علیه السّلام همچون هارون علیه السّلام‌

علی علیه السّلام فرمود: من در جنگ تبوک به پیامبر صلی اللَّه علیه و آله عرض کردم: یا رسول اللَّه، چرا مرا بجای خود در مدینه گذاشتی (و با خود نبردی)؟ فرمود: یا علی، مدینه صلاحیّت کسی جز من و تو را ندارد، و تو نسبت به من همچون هارون نسبت به موسی هستی مگر در نبوّت که پیامبری بعد از من نیست.
عدّه‌ای از مهاجرین و انصار که همراه حضرت بودند برخاستند و گفتند: شهادت می‌دهیم که این مطلب را از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله در جنگ تبوک شنیدیم.
______________________________
(25) «ج»: مردی از اصحاب حضرت برخاست و گفت: شهادت می‌دهم که امّ سلمه این مطلب را برایم نقل کرد. بعد از او عده‌ای از مهاجرین و انصار از جا برخاستند و گفتند: ما هم شهادت می‌دهیم که امّ سلمه این مطلب را بر ایمان نقل کرد.
(26) سوره توبه: آیه 119.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 432

ائمه علیهم السّلام شاهدان بر مردم‌

فرمود: شما را بخدا قسم می‌دهم، آیا می‌دانید که خدای عزّ و جلّ در سوره حج چنین نازل کرده است: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ارْکَعُوا وَ اسْجُدُوا وَ اعْبُدُوا رَبَّکُمْ وَ جاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباکُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبِیکُمْ إِبْراهِیمَ هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمِینَ مِنْ قَبْلُ وَ فِی هذا لِیَکُونَ الرَّسُولُ شَهِیداً عَلَیْکُمْ وَ تَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النَّاسِ فَأَقِیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ وَ اعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلاکُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلی وَ نِعْمَ النَّصِیرُ «27»، «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، رکوع و سجده کنید و پروردگارتان را عبادت نمائید و کار خیر انجام دهید، به امید آنکه رستگار شوید، و در راه خدا آن طور که باید جهاد کنید. او شما را انتخاب کرده و در دین بر شما سختی قرار نداده است. دین پدرتان ابراهیم، که او شما را از قبل «مسلمان» نامید. و در این باره تا پیامبر صلی اللَّه علیه و آله بر شما شاهد باشد و شما شاهد بر مردم باشید. پس نماز را بپا دارید و زکات را بپردازید و به خداوند اعتصام جوئید. اوست صاحب اختیار شما، و خوب صاحب اختیار و خوب کمک‌کننده‌ای است».
سلمان برخاست و عرض کرد: یا رسول اللَّه، اینها چه کسانی هستند که تو بر آنان شاهدی و آنان شاهد بر مردم‌اند، و خداوند آنان را انتخاب کرده و در دین برای آنان سختی قرار نداده، دین پدرشان ابراهیم؟
پیامبر صلی اللَّه علیه و آله فرمود: «خداوند از اینان سیزده نفر را قصد کرده است: من و برادرم علی بن ابی طالب و یازده نفر از فرزندانم یکی پس از دیگری، که همگی امام هستند. قرآن با آنان و آنان با قرآنند. از یک دیگر جدا نمی‌شوند تا بر سر حوض کوثر بر من وارد شوند».
گفتند: آری بخدا قسم «28».
______________________________
(27) سوره حج: آیه‌های 77 و 78.
(28) «ج»: جمعی از مردم گفتند: آری بخدا. بخدا قسم ما شهادت می‌دهیم که این مطلب را از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله شنیدیم.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 433

حدیث ثقلین و نام دوازده امام علیهم السّلام‌

علی علیه السّلام فرمود: شما را بخدا قسم می‌دهم، آیا می‌دانید که پیامبر صلی اللَّه علیه و آله بعنوان خطابه برخاست و بعد از آن خطبه‌ای نخواند «29»، و فرمود: «ای مردم، من در میان شما دو چیز باقی گذاردم که تا به آنها تمسّک کرده‌اید هرگز گمراه نمی‌شوید: کتاب خدا و عترت من اهل بیتم. خداوند لطیف خبیر به من سپرده است که این دو از یک دیگر جدا نمی‌شوند تا بر سر حوض کوثر بر من وارد شوند»؟
گفتند: آری بخدا قسم، ما در همه این مطالب نزد پیامبر صلی اللَّه علیه و آله حاضر بودیم. فرمود:
خداوند مرا بس است.
دوازده نفر از جماعت اهل بدر برخاستند و گفتند: شهادت می‌دهیم وقتی پیامبر صلی اللَّه علیه و آله این خطابه را در روزی که از دنیا رفت ایراد فرمود، عمر بن خطّاب بحالت شبه غضب برخاست و گفت: یا رسول اللَّه، آیا همه اهل بیتت؟ فرمود: نه، بلکه جانشینانم، برادرم و وزیرم و وارثم و خلیفه‌ام در امّتم و صاحب اختیار هر مؤمنی بعد از من از آنهاست و یازده نفر از فرزندانش. این (علی) اوّل آنان و افضلشان است، سپس این دو پسرم- و حضرت اشاره به امام حسن و امام حسین علیهما السّلام کردند- سپس وصیّ پسرم که بنام برادرم علی نامیده می‌شود و پسر حسین است. سپس وصیّ علی که فرزند اوست و نامش محمّد است. سپس جعفر بن محمّد، سپس موسی بن جعفر، سپس علیّ بن موسی، سپس محمّد بن علی، سپس علیّ بن محمّد، سپس حسن بن علیّ، سپس محمّد بن الحسن مهدیّ امّت که نامش نام من و طینت او همچون طینت من است. طبق امر من امر می‌کند و طبق نهی من نهی می‌نماید. زمین را پر از عدل و داد می‌کند همان طور که از ظلم و جور پر شده باشد. هر کدام از آنها یکی پس از دیگری و پشت سر هم خواهند آمد «30» تا بر سر حوض کوثر بر من وارد شوند. آنان شاهدان خدا در زمین و حجّت‌های او بر خلقش هستند.
______________________________
(29) «ج»: خطبه‌ای نخواند تا از دنیا رفت.
(30) در «الف» عبارات فوق چنین است: «سپس جانشین من این پسرم است- و حضرت اشاره به امام حسن علیه السّلام کردند- سپس جانشین او این است- و حضرت اشاره به امام حسین علیه السّلام کردند- سپس جانشین من پسرم همنام برادرم است. سپس جانشین او همنام من است. سپس هفت نفر از فرزندانش ....
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 434
هر کس از آنان اطاعت کند خدا را اطاعت کرده و هر کس از آنان سرپیچی کند خدا را عصیان کرده است.
بقیّه هفتاد نفر بدریّین و همان تعداد از دیگران برخاستند و گفتند: مطلبی که فراموش کرده بودیم بیادمان آوردی! ما شهادت می‌دهیم که این مطلب را از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله شنیدیم.

دریای مناقب امیر المؤمنین علیه السّلام‌

سپس امیر المؤمنین علیه السّلام به سؤال و جواب بازگشت، و مطلبی از آنچه در زمان حکومت عثمان در مسجد پیامبر صلی اللَّه علیه و آله از آن حضرت پرسیده بودند «31» باقی نگذاشت مگر آنکه در آن باره آنان را قسم داد، تا آنکه همه مناقبش را و آنچه پیامبر صلی اللَّه علیه و آله در باره‌اش فرموده بود ذکر کرد، و در همه آنها او را تصدیق می‌کردند و شهادت می‌دادند که مطلب حقّی است که از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله شنیده‌اند.

5 نامه معاویه در جواب امیر المؤمنین علیه السّلام‌

 

عکس العمل معاویه در مقابل مناشدات امیر المؤمنین علیه السّلام‌

وقتی ابو درداء و ابو هریره همه این مطالب را و نیز عکس العمل مردم را برای معاویه گفتند، از شدت ناراحتی رخ در هم کشید و سر بزیر انداخت «32» و گفت: ای ابو درداء و ای ابو هریره، اگر آنچه در باره او نقل می‌کنید حق باشد همه مهاجرین و انصار، جز او و اهل بیت و شیعیانش هلاک شده‌اند.
______________________________
(31) در باره مطالب مربوط به زمان عثمان به حدیث 11 همین کتاب در ص 287 مراجعه شود.
(32) «ج»: ابو مسلم و ابو هریره رفتند و همه آنچه علی علیه السّلام فرموده بود و مردم برایش شهادت داده بودند که از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله شنیده‌اند برای معاویه نقل کردند.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 435

تقیّه امیر المؤمنین علیه السّلام در باره ابو بکر و عمر و عثمان‌

سپس معاویه به امیر المؤمنین علیه السّلام چنین نوشت:
اگر آنچه گفته‌ای و ادعا کرده‌ای و اصحابت را بر آن شاهد گرفته‌ای حق باشد، در این صورت ابو بکر و عمر و عثمان و همه مهاجرین و انصار غیر تو و اهل بیت و شیعیانت هلاک شده‌اند.
خبر رحمت فرستادن و استغفار تو برای آنان به من رسیده است. این مطلب یکی از دو صورت است که سوّمی ندارد: یا از روی تقیّه است که می‌ترسی اگر از آنان اظهار برائت و بیزاری نمائی اهل لشکرت که بوسیله آنان با من می‌جنگی از اطرافت پراکنده شوند، و یا آنچه ادّعا کرده‌ای باطل و دروغ است! به من خبر رسیده «33»- و این مطلب را یکی از خواصت که به او اطمینان داری «34» برایم خبر آورده است- که تو به شیعیان گمراه و خواصّ خود که بد معتمدانی هستند می‌گوئی «35»: «من سه پسرم را به نامهای ابو بکر و عمر و عثمان نامگذاری کرده‌ام. هر گاه از من شنیدید که به یکی از امامان ضلالت رحمت می‌فرستم پسرانم را قصد می‌کنم».

مشاهدات معاویه در سقیفه‌

دلیل بر راست بودن آنچه برایم آورده‌اند و خبر آن را به من رسانده‌اند این است که ما با چشمان خود دیدیم و احتیاج نداریم در این باره از دیگری سؤال کنیم «36». تو را دیدم هنگامی که با ابو بکر بیعت شد همسرت فاطمه را بر چهارپایی سوار کردی و دست دو پسرت حسن و حسین را گرفتی و احدی از اهل بدر و سابقه داران را باقی نگذاشتی مگر اینکه آنان را فرا خواندی و بر علیه ابو بکر به کمک خود دعوت کردی، ولی احدی از آنان را نیافتی مگر چهار نفر: سلمان و ابو ذر و مقداد و زبیر. بجان خودم قسم اگر بر حق بودی
______________________________
(33) «الف»: و اگر آنچه ادعا کردی باطل و دروغ است پس بدان که بعضی از .... برایم خبر آورده است.
(34) «ب» و «د»: اطمینان دارم.
(35) «ج»: ... خواصّ خود در پشت پرده می‌گوئی.
(36) «ب» و «د»: آن چیزی است که با چشم خود دیدم و احتیاج ندارم از غیر تو سؤال کنم.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 436
تو را اجابت می‌کردند و مساعدت و یاری می‌نمودند، ولی مطلبی باطل و چیزی را که به آن اقرار نداشتند «37» ادّعا می‌نمودی.
دو گوش خودم از تو شنید که به ابو سفیان می‌گفتی، هنگامی که ابو سفیان به تو گفت:
«ای پسر ابو طالب در سلطنت پسر عمویت مغلوب شدی، و کسی که بر تو غالب شد ذلیل‌ترین طوائف قریش یعنی تیم و عدی بودند»، و ابو سفیان از تو خواست تا یاریت کند ولی تو در جواب او گفتی: «اگر یارانی می‌یافتم- چهل نفر از مهاجرین و انصار از سابقه داران- بر علیه این مرد بپا می‌خاستم»، پس چون جز چهار نفر نیافتی به اجبار بیعت کردی.

6 نامه امیر المؤمنین علیه السّلام در جواب معاویه‌

 

اشارة

سلیم می‌گوید: امیر المؤمنین علیه السّلام در جواب او نوشت:

تعجب از نظر دادن معاویه در امور مسلمین‌

بسم اللَّه الرحمن الرحیم امّا بعد، نامه تو را خواندم و تعجّبم افزون گشت از آنچه دستت به نگارش در آورده بود و سخنت که طول داده بودی و از بلای عظیم و مسأله مهمی که برای این امّت پیش آمده، که مثل توئی در کارهای عام و خاصشان سخن بگوید یا نظر دهد، و تو کسی هستی که خود می‌دانی و پسر کسی هستی که می‌دانی و من نیز کسی هستم که دانسته‌ای و پسر کسی هستم که دانسته‌ای.
بزودی در باره آنچه نوشته‌ای جوابی به تو خواهم داد که گمان ندارم آن را درک کنی،
______________________________
(37) «ب»: آنچه را نمی‌شناختند. «ج»: آنچه نمی‌شناختیم.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 437
نه تو و نه وزیرت عمرو پسر نابغه که هم رأی توست همان طور که «وافق شنّ طبقة» «38»، چرا که او به تو دستور نوشتن این نامه را داده و آن را برای تو تزیین نموده است، و همراه شما ابلیس و اصحاب شرورش نیز حاضر بوده‌اند.

معرّفی غاصبین خلافت‌

بخدا قسم پیامبر صلی اللَّه علیه و آله به من خبر داد و به من شناسانید، که دوازده نفر امامان گمراهی از قریش را دیده که از منبرش بالا می‌روند و پائین می‌آیند و بصورت میمونند. آنها امّتش را از راه مستقیم به پشت سرشان بر می‌گردانند.
آن حضرت فرد فرد آنان را با نامشان به من خبر داد و اینکه هر کدام آنها یکی پس از دیگری چه مدت حکومت خواهند کرد. ده نفر از آنان از بنی امیّه هستند و دو نفر از دو طایفه مختلف قریش، که بر گردن آن دو نفر مثل گناهان جمیع امّت تا روز قیامت و همه عذابشان خواهد بود. هیچ خونی نیست که به غیر حق ریخته شود و نه فرجی که به حرام تصرّف شود و نه حکمی که بر خلاف حق داده شود «39» مگر آنکه وبال و گناهش بر گردن آن دو نفر است.
و از آن حضرت شنیدم که می‌فرمود: هر گاه فرزندان ابی العاص به سی نفر برسند کتاب خدا را برای فریب مردم و بندگان خدا را غلام و کنیز خود و مال خدا را ثروت بین خود قرار می‌دهند.

فرق پیامبر و امیر المؤمنین علیهما السّلام در ابلاغ دین الهی‌

پیامبر صلی اللَّه علیه و آله فرمود: برادرم، تو مثل من نیستی از این جهت که خداوند به من دستور داده حقّ را آشکارا بیان کنم و به من خبر داده که مرا از شر مردم حفظ می‌کند، و به من دستور داده که جهاد کنم اگر چه فقط خودم باشم، آنجا که می‌فرماید: فَقاتِلْ فِی سَبِیلِ
______________________________
(38) جمله «وافق شنّ طبقة» یک ضرب المثل عربی است و در مورد دو چیز که با هم متّفق باشند بکار برده می‌شود.
(39) «ب»: و نه حکمی که تغییر یابد.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 438
اللَّهِ، لا تُکَلَّفُ إِلَّا نَفْسَکَ «40»، «در راه خدا جهاد کن که مکلّف جز خودت نیستی»، و فرموده: حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَی الْقِتالِ «41»، «مؤمنین را بر جنگ ترغیب کن». من و تو (ای علی) دو مجاهد بودیم. آن مدت که در مکه ماندم مأمور به جنگ نشدم، و سپس خداوند مرا به جنگ مأمور نمود، چرا که دین و شرایع و سنّتها و احکام و حدود و حلال و حرام جز با من شناخته نمی‌شوند.
مردم بعد از من رها می‌کنند آنچه خداوند به آنان دستور داده و آنچه من در باره تو به ولایتت دستور داده‌ام و حجت تو را ظاهر ساخته‌ام، و این کار را عمدا و بدون آنکه جاهل باشند و نه اینکه در این مورد بر آنان مشتبه شده باشد انجام می‌دهند، بخصوص بخاطر آن رفتارهایی که از قبل بعنوان مخالفت با خداوند انجام داده‌اند. پس اگر یارانی بر علیه آنان یافتی با آنان جهاد کن و اگر یارانی نیافتی دست نگه دار و خون خود را حفظ نما، چرا که اگر با دشمنی با آنان مقابله کنی و از آنان جدا شوی تو را می‌کشند. و اگر تابع تو شدند و اطاعت تو را کردند آنان را به حق وادار کن و گر نه رها کن.
و اگر ترا اجابت کردند و دشمنانت با تو اعلان جنگ دادند، تو نیز با آنان اعلام جنگ نما و با آنان جهاد کن، و اگر یارانی نیافتی دست نگهدار و خون خود را حفظ کن.
و بدان که اگر آنان را دعوت کنی تو را اجابت نمی‌کنند، ولی این را ترک مکن که حجّت را بر آنان تمام کنی.
تو ای برادرم مثل من نیستی، از این جهت که من حجّت تو را بپا نموده‌ام و آنچه خداوند در باره تو نازل کرده ظاهر نموده‌ام، و هیچ کس ندانسته که من پیامبر خدایم و حق و اطاعت من واجب است تا هنگامی که برای تو ظاهر نمودم «42».
من حجّت تو را ظاهر نموده و برای خلافت تو قیام کرده‌ام، پس اگر در باره آنان سکوت کنی گناه نکرده‌ای و اگر حکم کنی و مردم را دعوت کنی هم گناه نکرده‌ای. ولی
______________________________
(40) سوره نساء: آیه 84.
(41) سوره انفال: آیه 65.
(42) «ج»: هیچ احدی نیست مگر آنکه می‌داند پیامبر صلی اللَّه علیه و آله فرموده است: حق و اطاعت من واجب است.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 439
من دوست دارم آنان را دعوت کنی اگر چه تو را اجابت نکنند و از تو نپذیرند. ظالمین قریش بر علیه تو متّحد می‌شوند و اگر با آنان رو در رو شوی و اعلام جنگ کنی و جهاد نمایی بدون آنکه گروهی کمک همراهت باشند که باعث قوت تو شوند، می‌ترسم تو را بکشند و در نتیجه نور خدا خاموش شود و خداوند در زمین عبادت نشود. تقیّه از دین خدا است و هر کس تقیّه ندارد دین ندارد.

اختلاف امّت برای امتحان‌

خداوند تفرقه و اختلاف را بین این امّت مقدّر کرده است، و اگر خدا می‌خواست همه آنان را بر هدایت جمع می‌کرد و دو نفر از آنان و از تمام خلقش با هم اختلاف نمی‌کردند، و هیچ یک از اوامر پروردگار مورد منازعه قرار نمی‌گرفت و کسی که در فضل کمتر است فضیلت صاحب فضل را انکار نمی‌کرد. و اگر خدا می‌خواست عذاب آنان را زودرس می‌کرد و تغییر از جانب او می‌شد تا ظالم مورد تکذیب قرار گیرد و حق راه خود را بداند.
خداوند دنیا را خانه اعمال و آخرت را خانه ثواب و عقاب «43» قرار داده است تا آنان را که بد کرده‌اند طبق اعمالشان جزا دهد و آنان را که نیکی کرده‌اند به نیکی جزا دهد.
امیر المؤمنین علیه السّلام می‌فرماید: گفتم: خدا را شکر بر نعمت‌هایش و صبر بر بلایش و تسلیم و رضا بر مقدّراتش!

برنامه امیر المؤمنین علیه السّلام بعد از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله‌

سپس پیامبر صلی اللَّه علیه و آله فرمود: برادرم، بشارت بده که زندگی و مرگ تو با من است. تو برادر من و وصیّ و وزیر و وارث من هستی. تو طبق سنّت من جنگ می‌کنی. تو نسبت به من همچون هارون نسبت به موسی هستی. تو باید از هارون نیک پیروی کنی هنگامی که اهلش او را ضعیف شمردند و بر علیه او متّحد شدند و نزدیک بود او را بقتل برسانند.
در برابر ظلم قریش و اتحادشان بر علیه تو صبر کن، چرا که اینها کینه‌هایی در
______________________________
(43) «د»: خانه هلاک یا استقرار.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 440
سینه‌های قومی است، کینه‌های بدر و خونهای احد. موسی هنگامی که هارون را جانشین خود در قومش قرار داد به او دستور داد که اگر گمراه شدند و یارانی پیدا کرد به وسیله آنان با گمراهان جهاد کند، و اگر کمکی نیافت دست نگه دارد و خون خود را حفظ کند و بین آنان تفرقه نیندازد.
تو هم این چنین کن، اگر بر علیه آنان یارانی یافتی با آنها جهاد کن، و اگر یاری نیافتی دست نگه دار و خون خود را حفظ نما، چرا که اگر با آنان از روی دشمنی مخالفت نشان دهی تو را می‌کشند. ولی اگر تابع تو شدند و اطاعت تو را کردند آنان را به حق وادار کن.
بدان که اگر تو وقتی یاری نیافتی دست نگه نداری و خون خود را حفظ نکنی می‌ترسم از اینکه مردم به پرستش بتها و انکار پیامبری من برگردند. پس حجّت را بر آنان ظاهر کن و آنان را دعوت نما، تا آنان که دشمنی تو را در دل دارند «44» و آنان که بر علیه تو قیام می‌کنند هلاک شوند و عموم مردم و خواصّ دوستانت سلامت بمانند.
پس اگر روزی یارانی برای بر پا داشتن کتاب و سنّت یافتی بر سر تأویل قرآن جنگ نما همان طور که من بر سر نازل شدن آن جنگیدم. از این امّت کسی هلاک می‌شود که در مقابل تو یا یکی از جانشینانت برای خود مقامی ادّعا کند و علم دشمنی بر افرازد و عداوت نشان دهد و انکار نماید و خلاف آنچه شما بر آن هستید را بعنوان دین بپذیرد «45».

بیان تقیّه امیر المؤمنین علیه السّلام در رحمت فرستادن بر دشمنان‌

ای معاویه، بجان خودم قسم اگر بر تو و بر طلحه و زبیر رحمت بفرستم رحمت فرستادنم بر شما باطلی را حق نمی‌کند، بلکه خداوند رحمت و استغفار مرا بر شما لعنت و عذاب قرار می‌دهد «46».
تو و طلحه و زبیر جرمتان کمتر و گناهتان کوچکتر و بدعت و گمراهیتان کمتر از
______________________________
(44) «ج»: آنان که از تو سرپیچی می‌کنند.
(45) «ج»: و در دین طعن بزند و کلامی را که شما بر آن هستید رد کند و در مقابل عموم و جماعت مردم تسلیم شود.
(46) «ج» و «د»: رحمت و استغفارم بر شما جز لعنت و عذاب نخواهد بود.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 441
کسانی نیست که برای تو و رفیقت که طالب خون او هستی پایه‌گذاری کردند و راه را برای ظلم به ما اهل بیت برایتان باز کردند و شما را بر ما مسلّط کردند. خداوند می‌فرماید:
أَ لَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ أُوتُوا نَصِیباً مِنَ الْکِتابِ یُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ وَ یَقُولُونَ لِلَّذِینَ کَفَرُوا هؤُلاءِ أَهْدی مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا سَبِیلًا، أُولئِکَ الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ وَ مَنْ یَلْعَنِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ نَصِیراً أَمْ لَهُمْ نَصِیبٌ مِنَ الْمُلْکِ فَإِذاً لا یُؤْتُونَ النَّاسَ نَقِیراً أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ «47»، «نمی‌بینی کسانی را که نصیبی از کتاب داده شدند، که به جبت و طاغوت ایمان می‌آورند و به کسانی که کافر شدند می‌گویند: راه اینان از آنان که ایمان آوردند به هدایت نزدیک‌تر است. اینان هستند که خدا لعنتشان کرده و هر کس را خدا لعنت کند برای او یاری پیدا نخواهی کرد، یا آنکه نصیبی از پادشاهی پیدا کنند که در این صورت ذرّه‌ای به مردم نمی‌دهند، و یا آنکه بر مردم حسد می‌برند در آنچه خداوند از فضلش به آنان داده است». ما مراد از مردم هستیم و مائیم که مورد حسد قرار می‌گیریم.
خداوند عزّ و جلّ می‌فرماید: فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ آتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظِیماً، فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ وَ کَفی بِجَهَنَّمَ سَعِیراً «48»، «به آل ابراهیم کتاب و حکمت دادیم و به آنان ملک عظیم عنایت کردیم، بعضی از آنان به او ایمان آوردند و بعضی از آنان مانع آن شدند و جهنّم با شعله‌هایش کافی است». «ملک عظیم» آن است که خداوند بین آنان امامانی قرار داده که هر کس از آنان اطاعت کند خدا را اطاعت کرده و هر کس از آنان سرپیچی کند خدا را عصیان کرده است. و «کتاب و حکمت» نبوّت است. چرا این مطلب را در باره آل ابراهیم قبول دارید ولی در مورد آل محمّد انکار می‌کنید؟
ای معاویه، اگر تو و رفیقت و طاغیان شام و یمن و اعراب ربیعه و مضر، این جفاکاران امّت که نزد تواند به این مطلب کفر می‌ورزید خداوند قومی را به آن موکّل
______________________________
(47) سوره نساء: آیه‌های 54- 51.
(48) سوره نساء: آیه‌های 54 و 55.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 442
کرده که بدان کافر نیستند.

قرآن حجّت بر مردم‌

ای معاویه، قرآن حقّ و نور و هدایت و رحمت و شفا برای مؤمنین است «49»، و آنان که ایمان نمی‌آورند در گوششان سنگینی است و قرآن برای آنان کوری دل است.
ای معاویه، خداوند جلّ جلاله، هیچ صنفی از اصناف ضلالت و دعوت‌کنندگان به آتش را رها نکرده مگر آنکه در قرآن سخن آنان را رد کرده و بر آنان احتجاج کرده و از تابع شدن آنان نهی فرموده است. در باره آنان قرآنی قاطع و ناطق فرستاده که عده‌ای آن را می‌دانند و عده‌ای به آن جاهلند.
من از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله شنیدم که می‌فرمود: هیچ آیه‌ای از قرآن نیست مگر آنکه ظاهری و باطنی دارد و هیچ حرفی از آن نیست مگر آنکه تأویلی دارد و تأویل آن را جز خداوند و آنان که در علم راسخ و عمیقند نمی‌داند، راسخان در علم، ما آل محمّد هستیم و خداوند به سایر امّت دستور داده که بگویند: به آن ایمان آوردیم و همه از طرف پروردگار ما است و جز صاحبان عقل متذکّر نمی‌شوند، و خداوند دستور داده که در مقابل ما تسلیم باشند و علم آن را به ما واگذار کنند «50». خداوند می‌فرماید: وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَی الرَّسُولِ وَ إِلی أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ «51» «اگر آن را به پیامبر و اولو الامر خود ارجاع دهند آنان که استنباط می‌کنند آن را می‌فهمند»، و هم اینان هستند که در آن باره مورد سؤال قرار می‌گیرند و آن را طلب می‌نمایند.

دو آیه از قرآن در باره معاویه‌

بجان خودم قسم، اگر مردم هنگامی که پیامبر صلی اللَّه علیه و آله از دنیا رفت، در مقابل ما تسلیم
______________________________
(49) «ج»: قرآن مایه حفظ و نور و هدایت و رحمت و شفاء برای کسانی است که ایمان آوردند.
(50) «ب» و «د»: صاحبان عقلی که علم آن را به ما ارجاع می‌کنند.
(51) سوره نساء: آیه 83.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 443
می‌شدند و تابع ما می‌گشتند «52» و امورشان را بدست ما می‌سپردند از بالای سرشان و زیر پایشان نعمت‌ها را می‌خوردند و تو ای معاویه در خلافت طمع نمی‌کردی «53»! ولی آنچه مردم از ما از دست داده‌اند بیش از آنی است که ما نسبت به آنان از دست داده‌ایم.
خداوند در باره من و تو بخصوص آیه‌ای از قرآن نازل کرده است که تو و امثال تو آن را طبق ظاهرش می‌خوانید و نمی‌دانید تأویل باطن آن چیست «54» و آن در سوره «الحاقّه است که: فَأَمَّا مَنْ أُوتِیَ کِتابَهُ بِیَمِینِهِ فَسَوْفَ یُحاسَبُ حِساباً یَسِیراً تا آنجا که می‌فرماید: وَ أَمَّا مَنْ أُوتِیَ کِتابَهُ بِشِمالِهِ ... تا آخر آیه «55»، «کسی که نامه عملش بدست راستش داده شود بزودی به آسانی مورد محاسبه قرار می‌گیرد» تا آنجا که می‌فرماید: «و امّا کسی که نامه عملش به دست چپش داده شود ...»، و قضیّه چنین خواهد بود که هر امام ضلالت و امام هدایتی فرا خوانده می‌شوند و با هر کدام از آنها اصحابشان که با او بیعت کرده‌اند خواهند بود، و من و تو هم فرا خوانده می‌شویم.
ای معاویه، تو صاحب زنجیر هستی که می‌گوید: «ای کاش نامه عملم بدستم داده نمی‌شد و حساب خود را نمی‌دانستم» تا آخر آیات «56». بخدا قسم این مطلب را از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله شنیدم که در باره تو می‌فرمود و همچنین در باره هر امام ضلالتی که قبل از تو بوده و بعد از تو خواهد بود مثل همین خواری و عذاب از جانب خدا خواهد بود.

آیه‌ای از قرآن در باره بنی امیّه‌

در باره شما (بنی امیّه) کلام خداوند عز و جل نازل شده است که: وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْیَا
______________________________
(52) «ج»: با ما بیعت می‌کردند.
(53) «ج»: و تو در مقام خلافت قرار نمی‌گرفتی.
(54) «الف» و «ب»: خداوند در باره من و تو سوره بخصوصی نازل کرده است که امّت آن را به ظاهر تأویل می‌کنند و نمی‌دانند باطن آن چیست.
(55) سوره انشقاق: آیه 8. سوره الحاقّه: آیه‌های 19 تا 37.
(56) اشاره به آیه‌های 25 تا 32 سوره الحاقّه است که می‌فرماید: «سپس در زنجیری که طول آن هفتاد ذراع است او را ببندید».
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 444
الَّتِی أَرَیْناکَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِی الْقُرْآنِ «57»، «رؤیایی که به تو نشان دادیم را امتحانی برای مردم و بعنوان شجره لعنت شده در قرآن قرار دادیم».
و این هنگامی بود که پیامبر صلی اللَّه علیه و آله دوازده امام از امامان ضلالت را بر منبر خویش دید که مردم را (از دین خود) به عقب بر می‌گردانند! دو نفر از دو طایفه مختلف قریش و ده نفر از بنی امیّه. اوّل ده نفر رفیق توست که به خونخواهی او آمده‌ای «58» و تو و پسرت و هفت نفر از فرزندان حکم بن ابی العاص که اوّلشان مروان است. کسی که پیامبر صلی اللَّه علیه و آله او را لعنت کرد و او و فرزندانش را طرد نمود هنگامی که آمده بود تا مخفیانه سخن همسران پیامبر صلی اللَّه علیه و آله را استماع کند «59».
ای معاویه، ما اهل بیتی هستیم که خداوند آخرت را برای ما بر دنیا ترجیح داده و دنیا را بعنوان اجر و ثواب ما راضی نشده است.
تو و وزیرت و رفیق بی‌مقدارت از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله شنیدید که می‌فرمود: «هر گاه فرزندان
______________________________
(57) سوره اسراء: آیه 60.
(58) یعنی عثمان و مجموع دوازده نفر عبارتند از: ابو بکر و عمر که از دو طایفه تیم و عدی هستند و بعد عثمان و معاویه و پسرش یزید و بعد از آن مروان و عبد الملک و فرزندان آنها هستند.
(59) منظور از ملعون و مطرود پیامبر صلی اللَّه علیه و آله حکم بن ابی العاص است. در الغدیر: ج 8 ص 243 چنین نقل کرده است: حکم بن ابی العاص در زمان جاهلیت همسایه حضرت بود و در زمان اسلام از همه همسایگان بیشتر آن حضرت را اذیت می‌کرد. آمدن او به مدینه بعد از فتح مکه بود و دین او تحت سؤال بود. او پشت سر پیامبر صلی اللَّه علیه و آله براه می‌افتاد و با اشاره به حضرت چشمک می‌زد و سخن آن حضرت را تکرار می‌کرد و بینی و دهانش را حرکت می‌داد، و آنگاه که حضرت به نماز می‌ایستاد پشت سر می‌ایستاد و با انگشت اشاره می‌کرد. به همین جهت حرکت دهان و بینی و چشمش بعنوان یک مرض در او ماند و به نوعی کم عقلی مبتلا شد.
روزی به یکی از حجره‌های پیامبر صلی اللَّه علیه و آله که حضرت با همسرش در آنجا بود سر کشید و به داخل حجره نگاه کرد. حضرت او را شناخت و با چوبدستی به قصد او بیرون آمد و فرمود: چه کسی شرّ این سوسمار ملعون را از سر من کم می‌کند؟ سپس فرمود: «او و فرزندانش حق ندارند با من در یک شهر زندگی کنند».
و لذا همه خانواده‌اش را به طائف تبعید نمود.
وقتی پیامبر صلی اللَّه علیه و آله از دنیا رفت عثمان در باره برگرداندن حکم بن ابی العاص با ابو بکر صحبت کرد ولی او نپذیرفت. در زمان عمر با او هم صحبت کرد ولی او هم صلاح ندید. وقتی عثمان به حکومت رسید خانواده حکم بن ابی العاص را وارد مدینه کرد!!!
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 445
ابی العاص به سی نفر برسند کتاب خدا را برای فریب مردم و بندگان خدا را بندگان خود و اموال خدایی را ثروت بین خود اتخاذ می‌کنند».

پیشگوئی از شهادت امامان علیهم السّلام‌

ای معاویه، پیامبر خدا زکریّا علیه السّلام با ارّه بریده شد، و سر حضرت یحیی علیه السّلام بریده شد و قومش او را کشتند در حالی که آنان را به خدای عز و جل دعوت می‌کرد «60»، و این بخاطر بی‌ارزشی دنیاست.
دوستان شیطان از قدیم با دوستان خدای رحمان جنگیده‌اند. خداوند می‌فرماید:
إِنَّ الَّذِینَ یَکْفُرُونَ بِآیاتِ اللَّهِ وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ حَقٍّ وَ یَقْتُلُونَ الَّذِینَ یَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِیمٍ «61»، «کسانی که به آیات خدا کفر می‌ورزند و پیامبران را بناحق می‌کشند و نیز می‌کشند کسانی از مردم را که به عدالت امر می‌کنند، آنان را به عذابی دردناک بشارت بده».
ای معاویه، پیامبر صلی اللَّه علیه و آله به من خبر داده که امّتش بزودی محاسن مرا از خون سرم رنگین خواهند کرد و من شهید می‌شوم و تو بعد از من زمام امور امت را بدست می‌گیری. و بزودی تو پسرم حسن را با ناجوانمردی بوسیله سم می‌کشی، و پسرت یزید که خدا او را لعنت کند بزودی پسرم حسین را می‌کشد که این کار را به نیابت از او پسر زناکار بر عهده می‌گیرد «62».

پیشگوئی از آینده سیاه امت بدست بنی امیّه‌

حکومت این امت را بعد از تو هفت نفر از فرزندان ابی العاص و مروان بن حکم و پنج نفر از فرزندانش «63» بدست می‌گیرند که تکمیل دوازده امامی است که پیامبر صلی اللَّه علیه و آله در
______________________________
(60) «ب» و «د»: و حضرت یحیی علیه السّلام مثل گوسفند سر بریده شد، در حالی که آن دو به سوی خداوند عز و جل دعوت می‌کردند.
(61) سوره آل عمران: آیه 21.
(62) منظور ابن زیاد ملعون است.
(63) یعنی پنج نفر از هفت نفر، از فرزندان مروان هستند.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 446
رؤیا آنان را دید که از منبرش پشت سر هم مانند میمونها می‌پرند و امّت او را از دین خدا به عقب بر می‌گردانند. و آنان شدیدترین مردم از نظر عذاب در روز قیامت هستند.

پیشگوئی از حکومت بنی عبّاس‌

خداوند بزودی خلافت را بوسیله پرچمهای سیاهی که از طرف شرق می‌آید از آنان خارج می‌کند، و آنان را بوسیله ایشان خوار می‌نماید و زیر هر سنگی باشند آنان را بقتل می‌رساند.

پیشگوئی از سفیانی‌

مردی از فرزندان تو که شوم و ملعون و احمق و خشن و وارونه قلب و سنگدل و غلیظ است و خداوند مهربانی و رحمت را از قلب او برداشته، و دائی‌هایش از طایفه کلب است، گویا او را می‌بینم، و اگر بخواهم نام او و صفتش و اینکه چند سال سنّ دارد را ذکر می‌کنم، او لشکری به مدینه می‌فرستد. آنان وارد شهر می‌شوند و کشتار و فواحش را در آنجا از حدّ می‌گذرانند.
مردی از فرزندانم که پاک و منزه است و زمین را پر از عدل و داد می‌کند پس از آنکه از ظلم و جور پر شده باشد از دست او فرار می‌کند. من نام او را و اینکه در آن روز در چه سنّی است و علامت او را می‌دانم. او از فرزندان پسرم حسین است که پسرت یزید او را می‌کشد، و اوست که برای خون پدرش قیام خواهد کرد. او به مکّه فرار می‌کند.
صاحب آن لشکر مردی از فرزندانم را که پاک و نیکوکار است در کنار سنگهای زیتون می‌کشد. سپس لشکر را بسوی مکّه حرکت می‌دهد. من نام امیر آنان و عدّه‌شان و نام آنها و علامات اسبهایشان را می‌دانم.
آنگاه که وارد سرزمین «بیداء» شدند و مستقر گردیدند خداوند آنان را در زمین فرو می‌برد. خداوند عز و جل می‌فرماید: وَ لَوْ تَری إِذْ فَزِعُوا فَلا فَوْتَ وَ أُخِذُوا مِنْ مَکانٍ
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 447
قَرِیبٍ «64»، «اگر ببینی هنگامی که وحشت زده می‌شوند و از دست نمی‌روند بلکه از مکان نزدیکی گرفته می‌شوند». فرمود: یعنی از زیر پاهایشان. از آن لشکر جز یک نفر باقی نمی‌ماند که خداوند صورت او را به پشت سرش بر می‌گرداند.

پیشگوئی از حضرت مهدی علیه السّلام‌

خداوند برای مهدی اقوامی را می‌فرستد که از اطراف زمین جمع می‌شوند مانند ابرهای پراکنده پائیزی که جمع می‌شوند. بخدا قسم من نام آنان و نام امیرشان و محل نزول سوارانشان را می‌دانم.
مهدی داخل کعبه می‌شود و گریه و تضرّع می‌کند، خداوند عزّ و جلّ می‌فرماید:
أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوءَ وَ یَجْعَلُکُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ «65»، «یا چه کسی است که وقتی مضطرّ او را می‌خواند اجابت کند و ناراحتی را از بین ببرد و شما را خلیفه‌های در زمین قرار دهد»، این آیه مخصوص ما اهل بیت است.

هدف امیر المؤمنین علیه السّلام از مراسلات صفّین‌

بدان ای معاویه، بخدا قسم، این نامه را برای تو نوشتم در حالی که می‌دانم تو از آن نفعی نمی‌بری. و تو خوشنود می‌شوی که خبر دادم بزودی تو و بعد از تو پسرت حکومت را بدست می‌گیرید، چرا که آخرت برای تو مهم نیست و تو به آخرت کافر هستی (و اعتقاد نداری).
ولی بزودی پشیمان می‌شوی همان طور که پشیمان شدند آنان که این حکومت را برای تو پایه‌گذاری کردند و تو را بر ما مسلّط نمودند، ولی زمانی پشیمان شدند که ندامت سودی نداشت.
از جمله اموری که باعث شد برای تو نامه بنویسم این بود که به نویسنده‌ام دستور
______________________________
(64) سوره سبا: آیه 51.
(65) سوره نمل: آیه 62.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 448
دادم این نامه را برای شیعیانم و رؤسای اصحابم نسخه برداری کند به امید آنکه خداوند بوسیله این نامه آنان را نفعی دهد، یا یکی از آنان که نزد تو هستند آن را بخواند و خداوند بوسیله این نامه و بوسیله ما او را از گمراهی به هدایت و از ظلم تو و اصحابت و فتنه آنان خارج کند، و نیز دوست داشتم حجّت را بر تو تمام کنم.

7 جواب نهایی معاویه به امیر المؤمنین علیه السّلام‌

معاویه برای حضرت نوشت: «ای ابو الحسن، گوارایت باد که آخرت را مالک می‌شوی، و گوارایمان باد که دنیا را مالک می‌شویم»!!
روایت از کتاب سلیم:
1. بحار: ج 33 ص 141 ح 421.
2. بحار: ج 89 ص 196 ح 43.
3. اثبات الهداة: ج 2 ص 186 ح 909.
4. اثبات الهداة: ج 2 ص 187 ح 911.
روایت با سند به سلیم:
1. غیبت نعمانی: ص 45.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 449