ادامه ترجمه کتاب تحف العقول(قسمت نوزدهم)خداوندباحضرت عیسی (ع)
گفتگوی خداوند- که ثنایش باشکوه باد- با عیسی بن مریم علیهما السّلام
1- ای عیسی، منم پروردگار تو و پروردگار نیاکانت، نامم «یگانه» است و منم یکتائی که آفرینش هر چیز را به تنهائی انجام دهندهام، و هر چیز از ساخته من است، و همه بسوی من بازخواهند گشت.
2- ای عیسی، بفرمان من تو مسیحی، و به اذن من از گل [بسان پرنده] میآفرینی، و بکلام من مردگان را زنده میسازی، پس بمن مایل و آرزومند، و از من بیمناک باش، که از جانب من هیچ پناهی جز بدرگاه من نخواهی یافت.
3- ای عیسی، تو را همچون دلسوزی مهربان سفارش میکنم تا در پرتو جستن رضایت من شایسته ولایت و دوستیم گردی، تو؛ هم در بزرگی و هم در کودکی برکت یافتی، گواهی دهم که توئی بنده من از جانب کنیز من «2»، توسّط نافلهها بمن تقرّب جو و خود را نزدیک کن، و بر من توکّل کن تا تو را کفایت کنم، و جز مرا ولی و سرپرستی مگیر که تا تو را رها سازم.
4- ای عیسی، بر مصیبت و بلا صبر کن، و به قضا تن ده، و آن گونه که مرا بر تو خشنود میسازد باش، زیرا خشنودی من این است که اطاعت شوم و عصیان نگردم.
______________________________
(1) علّامه مجلسی- رحمه اللَّه- گوید: یعنی: خداوند متعال برای یک کار نیک بنده ده برابرش پاداش دهد، و بر یک کار بد اندازه و برابرش کیفر کند، و با این وضع باز هم اکثر مردم؛ کیفر همان یک بدیشان؛ بر ده برابر پاداش کارهای خوبشان غالب آمده و هلاک میشوند. (شرح کافی).
(2) در روضه کافی چنین است:
«أنّک عبدی و ابن أمتی»
، یعنی: «توئی بندهام و پسر کنیزم».
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 471
5- ای عیسی، یاد و ذکر مرا با زبانت زندهدار، و دوستی مرا در دل دار.
6- ای عیسی، در ساعات غفلت هشیار باش، و لطائف موعظه و حکمت را بخاطر من [برای مردم] بیان کن.
7- ای عیسی، امیدوار و بیمناک باش، و شهوات دلت را با بیم و هراس بمیران.
8- ای عیسی، در پی خشنودی من، شبزندهداری کن، و برای روز نیاز و حاجتت روزه بدار.
9- ای عیسی، بیگمان تو بازخواست شوی، پس بسان رحمتم بر تو به ضعیفان رحم کن، و یتیم را خوار مدار و مران.
10- ای عیسی، در خلوتها بر نفس خود گریه کن، و بسوی مکانهای نماز قدم بردار، و کلام دلپسند و خوشت را با یادم بمن بشنوان، زیرا احسان من به تو نیکو و خوب بوده است.
11- ای عیسی، چه بسیار مردمی را که بجهت گنهکاریهاشان هلاک ساختم، و تو را از آن حفظ کردم.
12- ای عیسی، با شخص ناتوان مدارا کن، و از سر شرم و حیا سر به آسمان بردار و مرا بخوان، زیرا من بتو نزدیکم، و مرا ذکر مگو و یاد مکن مگر با زاری بدرگاهم، و قصد درونت یکی باشد، زیرا هر وقت با آن حال مرا بخوانی پاسخت گویم.
13- ای عیسی، اینکه من دعای آن فرد سرکش به عصیان را- که از جانب من رزق و روزی خورد و غیر مرا میپرستد- هنگام گرفتاری اجابت میکنم، و او باز بهمان وضعی که بود برمیگردد؛ ترا مفریبد، آیا او با من گستاخی میکند؟ و متعرّض خشم من میگردد؟ بذات خود سوگند که چنان او را بگیرم که نه راه نجاتی یابد و نه جز من پناهی داشته باشد، از آسمان و زمین من بکجا میتواند بگریزد؟! 14- ای عیسی، به ستمگران بنی اسرائیل بگو: در حالی که مال حرام انباشتهاید، و بتها در خانه دارید مرا مخوانید، زیرا من عهد کردهام هر کس که مرا بخواند پاسخش گویم، و اینکه دعای ستمگران را با لعن و نفرین اجابت کنم تا پراکنده شوند.
15- ای عیسی، لذّت بیدوام، و خوشی زوال پذیر و زودگذر چه خیری دارد؟ 16- ای پسر مریم اگر چشمت بدان چه که برای دوستان صالحم [در آخرت]
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 472
مهیّا ساختهام بیافتد از شوق بدان دلت آب شود و جان از قالب تهی کنی، که هیچ سرائی همچون دار آخرت نیست، که در آن پاکان همسایه یک دیگر و در جوار هم بوده، و فرشتگان مقرّب بر ایشان وارد شوند، باری آنان از ترس و هراس روز قیامت در امانند، و آخرت سرائی است که نه نعمتش دگرگون شود و نه از اهلش زوال پذیرد.
17- ای پسر مریم با رقابتکنندگان در آخرت حریصانه رقابت کن، که آن آرزوی افراد راسخ و استوار باشد، و خوش منظره است. ای پسر مریم خوشا بحالت، اگر از شمار تلاشگران گشته و همراه نیاکانت آدم و ابراهیم در بهشتها و نعمتهائی داخل شوی، که دیگر نه چیزی را با آن مبادله کنی، و نه غیر آن مکان را بخواهی، و من این چنین با پرهیزگاران رفتار خواهم کرد.
18- ای عیسی، همراه با گریزندگان از آتشی پر شراره و با غلّ و زنجیر و شکنجه، که تا ابد نه نشاطی بدان درآید و نه حزن و اندوهی از آن رخت بندد، بسوی من بگریز، آن آتشی که عاری از هر نور و روشنائی است، هر کس از آن نجات یابد رستگار و کامیاب است. دوزخ سرای زورگویان و مستکبران ستمگر، و هر فرد خشن و سختدلی است.
19- ای عیسی، آن بد سرائی است برای کسی که بدان تکیه کند، و چه بد خانهای است سرای ستمکاران! من تو را از خودت برحذر میدارم، پس به [کمک] من بر عیوبت آگاه و مطّلع شو.
20- ای عیسی، هر کجا که هستی مرا در نظر گیر، و بر من گواهی ده: که من تو را آفریدم و تو بنده منی؛ من تو را ساختم و بزمین فرو آوردم.
21- ای عیسی، نفس خود را از شهوات هلاکت بار دور دار، و نیز دست از هر خوشی که از من دورت میسازد بردار، و بدان که تو در نزد من رسول امینی، پس مراقب من باش! 22- ای عیسی، من تو را با کلام خود آفریدم، و مریم به دستور من تو را بدنیا آورد، پس؛ از فرشتگانم روح خود جبریل امین را بسویش فرستادم تا تو زنده بر روی زمین راه روی، و تمام آنها در علم گذشتهام بود.
23- ای عیسی، اگر مشمول خشم من گردی، خشنودی دیگران سودت نبخشد، و چنانچه از تو راضی باشم، خشم دیگران هیچ زیانت نرساند.
24- ای عیسی، هم در دل مرا ذکر گوی، و هم در جمع و جماعت مرا یاد کن،
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 473
تا من هم تو را در میان جماعتی بهتر از آدمیان یاد کنم.
25- ای عیسی، مرا آن گونه بخوان که غریقی بیدادرس میخواند.
26- ای عیسی، هیچ سوگند دروغی بمن مخور که عرشم از خشم بلرزه درآید.
دنیا عمرش کوتاه، و آرزویش دراز است، و نزد من سرائی است که از هر چه گرد آوردهاید بهتر است.
27- ای عیسی، چه حالی خواهید داشت آن زمان که برایتان نامهای برون کشم که سخن بحقّ گوید، و [در آن حال] شما خود به اسراری که پنهان داشته، و اعمالی که انجام میدادید گواهی خواهید داد؟! 28- ای عیسی، به ستمگران بنی اسرائیل بگو: روی و ظاهر خود را شستید ولی قلب و دلتان را آلوده ساختید، آیا بمن فریفته شده، یا بر من گستاخ گشتهاید؟! خود را برای اهل دنیا با عطر خوشبو میسازید، ولی درونتان نزد من چون مردارهای گندیده است، گویا شما مردم مردهاید! 29- ای عیسی، به آنان بگو: دست خویش از کسب حرام کوتاه کنید، و گوش از فحش و ناسزا ببندید، و با دلهاتان به من روی کنید، زیرا مرا با ظاهر شما کاری نیست.
30- ای عیسی، به کار خوب و نیکو شادی کن، زیرا مایه خشنودی من است، و بر خطا و گناه گریه کن زیرا آن زشت و قبیح است، و آنچه را که دوست نداری در بارهات عمل شود خود با دیگران عمل مکن. و اگر کسی سیلی به گونه راستت زد، گونه چپت را نیز سوی او کن، با تمام تلاش با دوستی و مهرورزی به من تقرّب جوی، و از جاهلان دوری گزین.
31- ای عیسی، نیکوکاران را راهنمائی کن «1» و خود را شریک خیرشان ساز، و بر آنان گواه باش، و به ستمگران بنی اسرائیل بگو: ای دمسازان بدی؛ اگر دست از ستم برندارید شما را به صورت میمون و خوک مسخ کنم.
32- ای عیسی، به ستمگران بنی اسرائیل بگو: حکمت از هراس من گریان است «2» و شما لبخند زنان یاوه میبافید، آیا مشمول تبرئه و رهائی من شدهاید؟ یا
______________________________
(1) در روضه کافی:
«ذلّ لأهل الحسنة»
- با ذال معجمه است-، یعنی: «در برابر نیکوکاران تواضع کن».
(2) استناد گریه به حکمت مجازی میباشد، زیرا آن موجب گریه است. یا بتقدیر مضاف، اهل حکمت مراد بوده و «تبکی» از باب افعال باشد، یعنی: «اهل حکمت از هراس من گریانند».
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 474
از عذاب من در امانید؟ یا در برابر کیفرم ایستادگی کرده و تاب آورید؟ سوگند بذاتم آنچنان شما را هلاک سازم که عبرت آیندگان گردید.
33- سپس ای پسر مریم، ای زاده بکر بتول، تو را سفارش میکنم به آقا و سرور پیامبران، و دوستم احمد؛ همو که صاحب اشتر سرخ مو، و چهرهای تابان، و نور درخشان است، [به پیامبری که] پاک دل، سخت پیکار، و باحیای گرامی است، زیرا او رحمتی برای جهانیان، و سرور فرزندان آدم است، در آن روز که مرا دیدار کند «1» نزد من از همه پیشتازان محترمتر، و از تمام مسلمانان به من نزدیکتر است، او فردی عرب و درس ناخوانده باشد و با آئینی بحقّ خدای را عبادت میکند، و در راه من شکیبا و صابر است و بجهت دفاع از دین من با مشرکین جهاد میکند، [ای پسر مریم تو را سفارش میکنم] که او را به بنی اسرائیل معرّفی کنی و دستور دهی که او را تأیید کرده و بدو ایمان آورند، و اینکه پیرویش نموده و یاریش کنند.
[عیسی] گفت: خدایا، او کیست که باید تا آن حدّ راضی و خشنودش سازم؟
فرمود: او محمّد فرستاده خدا به تمام مردم است، و مقامش از تمام ایشان بمن نزدیکتر، و شفاعتش حاضرتر است، خوشا بحال آن پیامبر و خوشا بحال امّتش، که ایشان بر راه و روش او مرا ملاقات کنند، اهل زمین سپاسش گویند و آسمانیان برای او دعا کنند، او امین و مبارک و پاکیزه است، و نزد من بهترین آیندگان است، در آخر الزّمان این گونه خواهد بود که چون ظهور کند آسمان بارانش را فرو ریزد و زمین تا آنجا خرّم و شکوفا گردد که همگان برکت را ببینند، باری او بر هر چه دست نهد همان را بر ایشان برکت بخشیم، او پر همسر و کم فرزند است.
34- ای عیسی، تو را بر هر آنچه که موجب تقرّب به من بود راهنمایی کرده و از هر آنچه که موجب دوری از من بود بازداشتم، پس چیزی را بخواه که برای تو بهتر است.
35- ای عیسی، سرای دنیا شیرین است، و جز این نیست که من تو را در آن بکار گماشتم، پس از هر چیز آن که تو را بر حذر داشتم دوری گزین، و از هر چیز؛
______________________________
(1) یعنی: سیادت و آقائی او در آن روز آشکار شود، و یا متعلّق به کلام بعدش میباشد.
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 475
آنچه که از سر فضل بتو دادم برگیر.
36- ای عیسی، در کردار خود همچون بنده گناهکار خاطی بنگر، و در کردار دیگران [خدا گونه] «1» منگر، در دنیا زاهدانه بزی، و آن را مخواه که هلاک گردی.
37- ای عیسی، بیندیش و فکر کن و در اطراف زمین بنگر که سرانجام و عاقبت ستمگران چگونه بوده است؟!.
38- ای عیسی، هر شرح من برایت خیرخواهی؛ و هر گفتارم برای تو حقّ است، و منم آن حقّ آشکار، پس بحقّ میگویم: اگر تو مرا پس از آنکه آگاهت ساختم نافرمانی کنی، دیگر جز من تو را سرپرست و یاوری نباشد.
39- ای عیسی، قلب و دلت را به ترس پرورش ده، و به زیر دستانت نظر کن نه به مافوقت، و بدان که رأس هر خطا و گناهی دوستی دنیا است، پس آن را دوست مدار، زیرا من نیز آن را دوست ندارم.
40- ای عیسی، دلت را از برای من پاک دار، و در خلوتها ذکرم را بسیار گو و بسیار یاد کن، و بدان که خشنودی من این است که بدرگاهم اظهار ارادت و کوچکی کنی، و در آن مورد زنده باش، نه مرده و بیروح.
41- ای عیسی، بمن شرک مورز، و از من برحذر باش، و فریب تندرستی را مخور، و در [امور دنیائی] خود را مورد حسرت [مردم] قرار مده، که بیگمان دنیا همچون سایهای زودگذر است، و آیندهاش نیز همچون گذشته آن میباشد، پس با تمام تلاش در کارهای شایسته رقابت کن، و با حقّ و درستی باش؛ هر چند تکّه تکّه شده و با آتش سوزانده شوی. پس از معرفت بمن کافر مشو، و با جاهلان مباش، زیرا هر چیز با همخوی و همجنس خود همدم باشد.
42- ای عیسی، برای من سرشک از دیدگانت جاری ساز، و با دلت فروتن باش.
43- ای عیسی، هنگام سختی از من یاری خواه، زیرا منم که غمزدگان را یاری کنم، و درماندگان را پاسخ دهم، و منم مهربانترین مهربانان.
______________________________
(1) جمله ما بین کروشه بر اساس متن روضه کافی است که در آنجا آمده:
«و لا تنظر فی عمل غیرک بمنزلة الرّبّ». تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 476
اندرزهای حضرت مسیح علیه السّلام در انجیل و غیر آن
«از سخنان حکیمانه آن حضرت علیه السّلام» 1- خوشا بحال آنان که بحال هم رحم میکنند، ایشانند که روز قیامت مشمول رحمت گردند.
2- خوشا بحال اصلاحگران میان مردم، آنانند تقرّب یافتگان روز قیامت.
3- خوشا بحال پاکدلان، ایشانند که بروز قیامت با [بخشش و نعمت] خداوند مواجه شوند.
4- خوشا بحال فروتنان در دنیا، آنهایند که تختهای پادشاهی را بروز قیامت به ارث برند و صاحب شوند.
5- خوشا بحال بینوایان، و ملکوت آسمان از آن ایشان است.
6- خوشا بحال غمزدگان، آنانند که شادمان خواهند شد.
7- خوشا بحال آنان که از سر فروتنی؛ گرسنگی و تشنگی را میکشند، ایشانند که سیراب خواهند شد.
8- خوشا بحال نیکوکاران، که ایشان را برگزیدگان خداوند خوانند.
9- خوشا بحال آنان که بجهت پاکیزگی و طهارتشان ناسزا شنوند، که بیگمان ملکوت آسمان برای ایشان است.
10- خوشا بحالتان، آنگاه که حسادت میشوید، و ناسزا میشنوید و در حقّتان هر سخن زشت و دروغی گفته میشود، پس در یک چنین دورهای شاد و خوشحال باشید، زیرا پاداشتان افزون گشته.
11- و حضرت عیسی علیه السّلام فرمود: ای بندگان بد، [ای کسانی که] مردم را با تردید در عملشان سرزنش کرده، و خود را با یقین ملامت نمیکنید.
12- ای بندگان بد، آیا دوست دارید به چیزی که در شما نیست ستوده شوید، و مشهور گردید؟.
13- ای بندگان بد، سرتان را میتراشید، و مویتان را کوتاه میکنید، و سرهاتان را بزیر میافکنید، ولی حقد و کینه را از دلهاتان نمیزدائید؟.
14- ای دنیا پرستان، شما همچون گورهایی آراستهاید که ظاهرش حیرت انگیز بوده، و داخلش استخوان مردگانی پرگناه است.
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 477
15- ای دنیا پرستان، شما همچون چراغید که برای مردم پرتو میافکند، و خود را میسوزاند.
16- ای بنی اسرائیل، مجالس علما و دانشمندان را- هر چند با دست و پا روید- پر کنید، زیرا خداوند دلهای مرده را به نور حکمت زنده کند، آن گونه که زمین خشک را با باران جان بخشد.
17- ای بنی اسرائیل، کم گوئی حکمتی بزرگ است، پس بر شما باد به سکوت، زیرا آن عادتی نیکو است، و مایه کاهش خطا و سبک شدن از گناهان است، پس درب علم را محکم کنید، که درب آن صبر است. و بیگمان خداوند فرد بیدلیل خندان؛ و آن کس که راهی جز راه ادب را میپوید دشمن دارد، و آن زمامدار که همچون چوپان از رعیّتش غفلت نمیکند را دوست دارد. پس در باطن از خدا شرم کنید، چنان که در ظاهر از مردم خجالت میکشید، و بدانید که سخن حکیمانه گمشده مؤمن است، پس آنها را پیش از آنکه بالا روند برگیرید، و بالا رفتنشان مرگ گویندگان آنها است.
18- ای همدم دانش، اهل علم را بجهت علمشان تمجید کرده و با ایشان ستیزه مکن، و نادانان را بجهت جهلشان کوچک شمار، ولی طردشان مکن، بلکه به آنان نزدیک شو و تعلیمشان ده. ای همدم علم، بدان هر نعمتی که از ادای شکرش بغفلت مانی، همچون گناهی است که بر آن مؤاخذه شوی.
19- ای همدم علم بدان، هر گناهی را که از توبهاش درمانی، همچون کیفری است که بر آن عقوبت شوی.
20- ای همدم علم، برای گرفتاریهائی که از وقوعش بیخبری پیش از آنکه ناگهان برت وارد شود آماده شو.
21- آن حضرت علیه السّلام به یارانش فرمود: فکر میکنید اگر یکی از شما از کنار برادر [خواب] خود عبور کند و ببیند عورتش آشکار شده [چه برخوردی خواهد کرد] آیا تمام جامه را کنار میزند تا بقیّه عورت او هم پیدا شود؛ یا لباس را بجای نخست بازگردانده تا پوشیده شود؟ آنان گفتند: البتّه رویش را میپوشانیم، فرمود:
هرگز! بلکه تمام عورت را آشکار میسازید!- اینجا بود که یاران دریافتند که این جنبه مثل دارد- پس گفتند: ای روح اللَّه، موضوع از چه قرار است و منظورت چیست؟ فرمود: مقصود آن مردی از شما است که چون از عیب برادرش آگاه شود آن از دیگران پوشیده نمیدارد.
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 478
22- بحقّ برایتان میگویم: شما را آموزش میدهم تا دریابید نه اینکه خودپسند گردید، براستی شما جز با ترک شهوتها هرگز به خواستهایتان دست نیابید، و جز در پرتو صبر بر ناملایمات به آرزوهایتان نرسید. بپرهیزید از یک نگاه [ناروا]، زیرا آن تخم شهوت را در دلها میافشاند، و همان یک نگاه برای فتنه و گرفتاری صاحبش کافی است. خوشا بحال کسی که دیدگانش در دل اوست نه دلش در نگاه چشمانش. اربابمنشانه در عیوب مردم منگرید، بلکه بندهوار نگاه کنید، جز این نیست که مردم دو دستهاند: گرفتار، و سالم (آسوده خاطر)، پس بر گرفتاران رحم آرید، و خدا را بر عافیت شکر کنید.
23- ای بنی اسرائیل آیا از خدا شرم نمیکنید، هیچ کدام از شما نوشیدنیش برای او گوارا نیست تا آن را از گرد و غبار پاک سازد، در حالی که هیچ ابائی از بلعیدن حرامی همچو جامی از شیر آلوده ندارد، آیا نشنیدید که تورات برایتان گفته که: «با خویشانتان پیوند کنید و ایشان را پاداش بخشید»، و من به شما میگویم: با کسی که از شما بریده پیوند کنید، و به کسی که از شما دریغ داشته عطا کنید، و به کسی که به شما بدی کرده احسان کنید، و بر کسی که ناسزایتان گفته سلام و دعا کنید، و با دشمن خود نیز به انصاف رفتار کنید، از کسی که به شما ستم کرده درگذرید، همان طور که شما هم مایلید از بدیهایتان گذشت کنند، از عفو و گذشت خداوند بر شما عبرت گیرید، مگر نمیبینید که خورشید او بر نیکان و بدان شما تابیده، و بارانش بر صالحان و خطاکاران شما میبارد، پس اگر شما جز به دوستان محبّت نکنید، و جز به کسی که به شما احسان نموده خیر نرسانید، و جز به آن کس که به شما بخشیده عطا نکنید، پس دیگر شما را بر دیگران چه فضلی است؟
این گونه، کار افراد بیخردی است که نه فضلی دارند و نه ایشان را دانشی است، ولی چنانچه خواستید از شمار دوستان و برگزیدگان خدا شوید بر آن کس که به شما بدی کرده احسان کنید، و از کسی که بر شما ستم نموده درگذرید، و بر کسی که از شما روی گردانده سلام کنید. سخنم را بشنوید و سفارشاتم را بخاطر بسپارید، و عهد و پیمانم را رعایت کنید، برای آنکه خود دانشمندی دینشناس گردید.
24- بحقّ برایتان میگویم، براستی قلبهای شما همان جا است که گنجهای شما است- و بهمان خاطر است که مردم اموالشان را دوست میدارند و جانشان مشتاق
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 479
آنها است- بنا بر این اندوخته و گنج خود را در آسمان نهید که هم از شرّ بید محفوظ ماند و هم از دستبرد دزدان در امان «1» 25- بحقّ برایتان میگویم، براستی هیچ بندهای قادر نیست به دو آقا و سرور خدمت کند، و هر چند جدّ و جهد کند ناگزیر باید یکی از آن دو را برگزیند، همچنان برای شما نیز دوستی خدا با دوستی دنیا جمع نشود «2».
26- بحقّ برایتان میگویم، بیگمان بدترین مردم آن عالمی است که دنیای خود را بر علمش ترجیح داده و برگزیده، پس آن را دوست بدارد و آن را بجوید و تا آنجا بر آن بکوشد که اگر بتواند مردم را بحیرت اندازد همان کند. کور را وسعت نور خورشید چه سود وقتی آن را نمیبیند؟! همچنان عالم را علم بیعمل چه سود دهد؟، میوه درختان چه بسیار است، و تمامشان سودبخش و خوردنی نیست، و چه بسیارند دانشمندان، ولی تمام آنان بدان چه دانند سود نبرند، و زمین چه پهناور است ولی همه جایش مسکونی نیست، و چه بسیارند گویندگان ولی تمام گفتارشان باور
______________________________
(1) علّامه مجلسی- رحمه اللَّه- گوید: «یعنی: قلب هر یک از شما پیوسته علاقمند به اندوختهای است که ذخیره کرده، پس اگر گنج شما کردار شایستهای باشد که در آسمان اندوختهاید، قلبهاتان آسمانی شود، و مراد این است که علاقمندی دل به گنجها و پیرایههای دنیا هیچ گاه با حبّ و دوستی خداوند متعال گرد نیاید».
(2) یعنی: دنیا را در مقابل خدا قرار مدهید، و نیز دنیا را برای دنیا مخواهید که در این صورت با حبّ و دوستی خدا جمع نگردد، و هر دو را با هم بعنوان آخرین هدف قرار دادن نیز ممکن نیست، بلکه دنیا را هم برای خدا بخواهید که اگر امر دائر به انتخاب یکی از آن دو شد، دنیا را رها ساخته و خدا را بخواهید. و همچنین هر آنچه در اینجا یا در مناجات خداوند متعال با موسی علیه السّلام گذشت که در مذمّت و ترک دنیا آمده بود ظاهرش مغایر با تعالیم قرآن کریم است. قرآن هیچ کجا دنیا را فی حدّ نفسه مذمّت ننموده، بلکه تنها دنیا را غایت آمال و منتهای آرزو و هدف قرار دادن مذمّت کرده، و محبّت بعض دنیا، یعنی محبّت زن و فرزند را هم از آیات حکمت خود شمرده، آنجا که فرموده خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً- إلی قوله:- وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً و نیز این آیه: أَ رَضِیتُمْ بِالْحَیاةِ الدُّنْیا مِنَ الْآخِرَةِ، و این آیه: إِنَّ الَّذِینَ لا یَرْجُونَ لِقاءَنا وَ رَضُوا بِالْحَیاةِ الدُّنْیا، لذا مراد دنیای حرام است. (استاد غفّاری)
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 480
کردنی و پذیرفتنی نیست، مواظب علمای دروغینی که پشمینه پوشند و کرنش نمایند تا توسّط آن خطاهای خود را بیارایند، از زیر ابروان گرگوار مینگرند، و گفتارشان خلاف کردارشان است، آیا از عوسج (خاربن) میتوان انگور چید، و از حنظل (هندوانه تلخ)؛ انجیر؟، و همچنان سخن عالم دروغگو هیچ تأثیری جز ناراستی و باطل ندارد، و این طور نیست که هر گویندهای راست گوید.
27- بحقّ برایتان میگویم، براستی گیاه در زمین نرم بروید نه در سنگ سخت، و همچنان است حکمت؛ که در دل افراد فروتن پرورش مییابد نه در دل افراد متکبّر و زورگو، مگر ندانید کسی که قامت خود را تا سقف بلند کند سر خود را بشکند، و کسی که سر فرو آرد در سایه سقف نشیند و سقف او را پناه دهد، و بهمین ترتیب هر کس در برابر خدا فروتنی نکند خداوند پست و خوارش سازد، و آن کس را که در برابرش تواضع و فروتنی نماید؛ عزیز کند؟! عسل در هر مشکی سالم و خوب نماند، همچنان است حکمت، که در هر دلی شایسته پرورش نمییابد (یعنی: هر مشکی در خور نگهداری عسل نیست، و همچنان هر دلی شایسته پرورش حکمت نیست)، براستی مشک زمانی جایگاه خوبی برای عسل است که نه پاره باشد، و نه خشک، و نه گندیده و بدبو، و همچنان دلها تا زمانی که شهوات پارهاش نکرده، و طمع و آز آلودهاش نساخته، و از آسایش و راحتی سختدل نشده، در آینده و بزودی جایگاه و ظرفی برای حکمت خواهد شد.
28- بحقّ برایتان میگویم: آتش و حریق ابتدا در یک [نقطه از] خانه واقع شود و پیوسته تا آنجا خانه به خانه انتقال یابد که منازل بسیاری بسوزند، مگر آنکه همان خانه نخست محدود شده و ویران گردد، در آن صورت دیگر آتش در آنجا قدرت عمل نگیرد، و همچنان است ستمگر نخست، اگر جلویش گرفته شود دیگر در پی او زمامدار ظالمی نخواهد آمد که دیگران بدو اقتدا کنند، همچنان که اگر آتش در خانه نخست هیچ چوب و تختهای نیابد دیگر هیچ چیزی را به آتش نکشد.
29- بحقّ برایتان میگویم: کسی که به ماری نظر کند که قصد نیش زدن برادرش را دارد و او را هشیار نسازد تا مار وی را از پای درآورد، از شرکت در خون او بری نباشد. همچنان هر کس ببیند برادرش قصد انجام گناهی را دارد و او را از سرانجام آن آگاه و برحذر ندارد تا گناهش او را فراگیرد، در این صورت او نیز از شرکت در گناه او بری نباشد. و کسی که قادر به توبیخ و ملامت ستمگری باشد و عمل نکند همچو خود اوست. و چگونه فرد ستمگر بوحشت افتد وقتی آسوده
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 481
خاطر میان شما است، نه نهی شود و نه توبیخ، و نه از آنچه قصد انجامش را دارد منع گردد، پس با این رفتار دیگر چرا ستمگران کوتاه آیند؟ و چرا مغرور نشوند؟
همین بس که یکی از شما بگوید: «من ستم نمیکنم، و هر کس که خواست ستم کند!»، و ظلم را ببیند و آن را نکوهش نکند، پس اگر مطلب همان بود که شما معتقدید؛ چرا هنگام گرفتاری دنیا کسانی همراه ستمگران مجازات شدند که هیچ همکاری با آنان نداشتند؟!.
30- وای بر شما ای بندگان بد، چگونه امید دارید که خدا شما را از وحشت و هراس روز قیامت ایمنی بخشد و در امان دارد، با اینکه در اطاعت خدا از مردم میترسید، و ایشان را در نافرمانی خدا اطاعت میکنید، و به مردم در پیمانهائی که ناقض پیمان خدا است وفاداری میورزید؟ 31- بحقّ برایتان میگویم: خداوند افرادی را که بندگان را در برابر او بخدائی گیرند از هراس روز قیامت در امان نخواهد داشت.
32- وای بر شما ای بندگان بد، بخاطر دنیائی ناچیز و شهوتی پست در ملک بهشت دچار سهل انگاری شده و هراس روز قیامت را از یاد بردهاید! 33- وای بر شما ای دنیا پرستان، بخاطر نعمتی رو به زوال و ناپایدار و عمر و زندگی کوتاه از خدا گریزانید و دیدارش را مکروه میدارید! پس چگونه خدا دیدارتان را دوست بدارد وقتی شما به دیدار او بیمیلید؟ چون خداوند تنها دیدار کسی را دوست دارد که او نیز مایل به دیدار او باشد، و از دیدار با کسی بیزار است که دیدار او را ناخوش دارد، و از چه روی پندارید که [تنها] شما دوستان خدائید نه دیگران، در حالی که از مرگ گریزانید و به دنیا پناهنده؟! پس مرده را خوشبوئی حنوط و سفیدی کفن چه سود دهد و به چه کارش آید؟! وقتی همه آنها بزیر خاک اندر است؟ همچنان خوشی دنیائی که برایتان زینت یافته شما را سودی ندهد، وقتی تمام آنها رو به زوال و نابودی است، و پاکی جسم و روشنی رنگتان به چه کار شما آید وقتی به سوی مرگ روانید و در زیر خاک از خاطر میروید، و در تاریکی قبر پنهان میشوید! 34- وای بر شما ای دنیا پرستان، چراغ را در تابش خورشید همراه کشیده روشن میکنید، با اینکه همان تابش خورشید برای شما کافی است، ولی استفاده از چراغ را در تاریکی واگذاشته و ترک میکنید، در حالی که به همان خاطر در اختیار شما شدهاند، همچنان از نور علم برای کار دنیا- که تضمین شده- استفاده
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 482
میکنید، و اینکه از آن در کار آخرت بهره جوئید- که برای همان به شما علم داده شده- غافل شدهاید. به زبان میگوئید آخرت حقّ است، ولی دنیا را روبراه میکنید، و با اینکه قائلید که مرگ حقّ است ولی از آن گریزانید، و میگوئید بیشکّ خداوند هم میشنود و هم میبیند ولی هیچ هراسی از حساب اعمالتان ندارید.
و چگونه شنونده شما تصدیقتان کند، که بیگمان آن کس که به سهو و ناآگاهانه دروغ گوید از کسی که به عمد دروغ گوید معذورتر است، هر چند هیچ عذری در دروغ مقبول نیست.
35- بحقّ برایتان میگویم: اگر بر مرکبی [مانند اسب] سوار نشوند، و آن را تمرین ندهند و بکارش نگیرند، در نتیجه بدخو شود و رفتارش تغییر کند، و همچنان دلها اگر به یاد مرگ نرم نگردد، و عبادات پیوسته رنجیده خاطرش نسازد سخت و خشن میشود. اطاقی تاریک را چراغی در پشت بام آن چه سود وقتی درون اطاق تاریک و ترسناک باشد، همچنان شما را چه سود که پرتو دانش به دهانتان باشد وقتی درون شما از آن خوفناک و تهی است؟ پس به سوی خانههای تاریکتان بشتابید و آنها را روشن کنید، همچنین هر چه زودتر دلهای سخت خود را با حکمت نرم کنید؛ پیش از آنکه زنگ گناه گرفته و از سنگ هم سختتر شوند.
چگونه حمل بار سنگین را تحمّل میکند کسی که هیچ کمک و یاوری بر آن ندارد؟
یا چگونه گناهان کسی که از خدا طلب آمرزش آنها را نمیکند فرو بریزد؟ یا چگونه جامه کسی که آنها را نمیشوید پاک گردد؟ و چگونه کسی که کفّاره گناهان نمیدهد و جبران آن نمیکند از آنها خلاصی یابد؟ یا چگونه فردی بدون کشتی از دریا عبور کند و از غرق شدن نجات یابد؟ و چگونه از فتنههای دنیا برهد کسی که با سعی و تلاش برای آنها چارهجوئی نکرده و نمیکند؟ و چگونه مسافر بیراهنما به مقصد برسد؟ و چگونه به بهشت رود کسی که درک و تشخیصی از دستورات دین و معالم آن ندارد؟ و چگونه به خشنودی خدا نائل آید کسی که او را اطاعت نمیکند؟ و چگونه بر عیب رخسار خود واقف شود کسی که به آینه نمینگرد؟ و چگونه مهر و محبّت دوستش را کامل کند کسی که چیزی از مال خود بدو نمیبخشد؟ و چگونه دوستی خدایش را تکمیل کند کسی که قسمتی از آنچه روزیش ساخته بدو وام نمیدهد و در راه او خرج نمیکند؟ 36- بحقّ برایتان میگویم: همان طور که غرق شدن کشتی هیچ کاستی و زیانی بدریا وارد نمیکند، همچنان گناهان شما نیز هیچ نقصان و زیانی به خدا نمیرساند،
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 483
بلکه این شمائید که به نفس خود زیان رسانده و آن را دچار کاستی و نقصان مینمایید، همچنان که کثرت بهرمندان از نور خورشید هیچ کاستی و نقصانی را متوجّه آن نمیسازند، بلکه در پرتو آن زندگی کرده و زنده میمانند، بهمین ترتیب بسیاری عطا و رزق و روزی خداوند به شما؛ او را دچار هیچ گونه کاستی و نقصانی نمیکند بلکه شما با رزق و روزی اوست که زندگی کرده و زنده میمانید، خداوند بر آن کس که شکرش کند بیفزاید، زیرا اوست قدردان دانا.
37- وای بر شما ای کارگران بد، مزد را به تمام میستانید، و روزی را میخورید، و جامه را میپوشید، و خانه را میسازید، و عمل کارفرما را خراب میکنید، زود باشد که کارفرما شما را بازخواست کند و در کرداری که به تباهی کشیدهاید نظر انداخته و اسباب رسوائی شما را فرو فرستد، و فرمان دهد که گردنهاتان را از بیخ بزنند، و دستهاتان را از مفصل قطع کنند، سپس امر فرماید تا جسم شما را از جانب شکم روی زمین بکشند و در وسط راه اندازند، تا مایه پند پرهیزگاران، و عبرت ستمگران شوید.
38- وای بر شما ای علمای بد، فکر نکنید عقب افتادن زمان مرگتان بدین معنی است که قرار نیست شما بمیرید، زود باشد که مرگ بر شما درآمده و وادار به کوچتان کند. پس از هم اکنون دعوت [حقّ] در گوش نهید، و از هم اکنون بحال خود نوحه و زاری کنید، و از هم اکنون بر خطاهای خود زاری کنید، و از همین حالا بار خود ببندید و مهیّا شوید، و در توبه کردن بدرگاه خدایتان شتاب ورزید.
39- بحقّ برایتان میگویم: همچنان که بیمار بر غذای لذیذ مینگرد و بجهت سختی درد لذّت آن را نمیچشد، همچنان فرد دنیادار نیز همراه با عشق به مال نه لذّتی از عبادت میبرد و نه شیرینی و حلاوتش را میچشد، و همچنان که فرد بیمار از شنیدن سخنان پزشک ماهر در شرح داروهای شفابخش لذّت میبرد و چون یاد تلخی دارو و طعم آن میافتد شفا در دیدهاش تیره و تار میشود، همچنان اهل دنیا، که از خوشی و انواع نعمتهای در آن لذّت میبرند، ولی بمحض آنکه بیاد مرگ افتند همان؛ خوشی و لذّتشان را بر هم زده و تباه میسازد.
40- بحقّ برایتان میگویم: بیشکّ همه مردم ستارگان را مینگرند ولی از آنها راه نیابند مگر آن کس که مجاری و منازل آنها را بشناسد، و همین طور شما حکمت را میخوانید ولی هیچ کدامتان بدان هدایت نمیشوید مگر کسی که به آن عمل کند.
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 484
41- وای بر شما ای دنیاپرستان، همچنان که گندم را تمیز و پاکیزه میسازید و آردش را خوب نرم میکنید تا طعمش را دریابید و از خوردنش لذّت برید، همچنان ایمان را پاک ساخته و تکمیلش کنید تا شیرینی آن را دریافته و از سرانجام آن سود ببرید.
42- بحقّ برایتان میگویم: اگر در شبی تاریک چراغی را بیابید که با سوخت روغن قطران [که بوئی بد دارد] روشنی دهد، از نورش بهره میبرید بیآنکه بوی بد آن مانع شما شود، همچنان سزاوار شما است که حکمت را از هر کس که در او بود برگیرید و بیاموزید، و عدم رغبت او در آن شما را منع نکند.
43- وای بر شما ای دنیا پرستان، نه چون حکیمان درک میکنید، و نه چون خردمندان میفهمید، و نه چون دانشمندان میدانید، و نه چون بندگان پرهیزگارید، و نه چون آزادگان بزرگوارید، زود باشد که دنیا شما را از ریشه برکند و وارونه ساخته و به بینی بر زمین زند، آنگاه گناهانتان موی پیش سر شما را برگیرد و علم از پشت سر شما را براند تا اینکه عریان و تک و تنها تسلیم پادشاه جزا بخشتان سازد، تا شما را به کیفر بد و سزای اعمال ناشایست و بدتان برساند.
44- وای بر شما ای دنیاپرستان، مگر در پرتو علم بر تمام موجودات سلطه نیافتید، امّا آن را به دور افکنده و بدان عمل نکردید؟ و روی بدنیا کرده و بهمان حکم میرانید، و فقط دنیا را در نظر گرفته و برگزیده و آباد میسازید، پس تا کی دنبال دنیائید، [گویا] خدا را در شما هیچ نصیب و سهمی نیست! 45- بحقّ برایتان میگویم: به شرف آخرت جز با ترک آنچه دوست میدارید نخواهید رسید، پس در توبه و بازگشت بحقّ تأخیر مکنید و آن را به فردا میندازید که بیشکّ قبل از فردا روز و شبی باقی است، و قضای الهی در هر دو آنها جاری است.
46- بحقّ برایتان میگویم: بیشکّ گناهان کوچک و ناچیز از دامهای شیطان است که آنها را در دیده شما ناچیز و اندک جلوه میدهد تا اضافه شود و شما را احاطه کند.
47- بحقّ برایتان میگویم: براستی مدح دروغین و خودستائی در آئین و دین در رأس بدیهای معروف و مشهور است، و دوستی دنیا سر منشأ هر خطا است.
48- بحقّ برایتان میگویم: هیچ چیزی در دستیابی به شرف آخرت و امداد و
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 485
کمک بر حوادث دنیا بهتر از نماز همیشگی نیست، و در تقرّب به خدای رحمان هیچ چیزی بپای نماز نمیرسد، پس بر آن مداومت کنید، و [آن را] بسیار بخوانید، و نسبت به هر کردار شایستهای که مایه تقرّب بخدا است، نماز بیشتر نزدیک میسازد و نزد خداوند برگزیدهتر است.
49- بحقّ برایتان میگویم: براستی هر عمل و کار فرد مظلومی که او نه با گفتار و نه با کردار و نه با کینهتوزی دست به انتقام زند در ملکوت اعلا بزرگ و عظیم است. کدامیک از شما نوری بنام ظلمت دیده است، یا ظلمتی بنام نور؟
همچنان در هیچ بندهای با داشتن ایمان، کفر گرد نیاید، و نه در شیفته دنیا رغبتی در آخرت، و مگر میشود جو کاشت و گندم درو کرد؟ یا گندم افشاند و جو برداشت کرد؟ همچنان هر بندهای در آخرت آن درو کند که کاشته است، و برابر عملی که کرده پاداش یابد.
50- بحقّ برایتان میگویم: براستی مردم در موضوع سخن حکیمانه دو گروهند:
یکی آن گروه که به گفتار آن را درست بیان کند و با بدی کردار تباهش سازد، و فرد دیگری که هم به گفتار آن را درست معرّفی کند و هم با کردار خود آن را تصدیق نماید، چه بسیار میان آن دو فرق و جدائی است!، پس خوشا بحال عالمان با عمل، و وای بر عالمان شعاری! 51- بحقّ برایتان میگویم: کسی که کشتزار خود را از علف هرزه پاک نسازد [آن علف هرزه] رو بفزونی نهد و سطح کشت را بپوشاند و تباه سازد، و همچنان هر کس دوستی دنیا را از دلش نزداید آنچنان آن انبوه شود که دیگر هیچ طعمی از دوستی آخرت نیابد.
52- وای بر شما ای دنیاپرستان، مساجد پروردگارتان را زندان جسمتان کنید، و دلهاتان را خانه تقوا و پرهیزگاری بسازید نه جایگاه شهوات.
53- بحقّ برایتان میگویم: بیشکّ هر کدامتان که بر بلا عاجزتر باشد علاقهاش بدنیا بیشتر است، و صابرترین شما بر بلا و گرفتاری پارساترین شما در دنیا است.
54- وای بر شما ای علمای بدی، آیا بیجان نبودید و [خدا] شما را زنده ساخت، و چون زندگی بخشید مردید؟ وای بر شما، مگر بیعلم نبودید و علمتان بخشید؟ و زمانی که آموختید از خاطر بردید؟ (یعنی: از آنجا که به دانستههای خود عمل نکردید گوئی آن را فراموش کردید) وای بر شما، آیا درس ناخوانده نبودید و
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 486
خدا به شما دانش آموخت؟ و چون فقیه شدید به جهل و نادانی گرائیدید، وای بر شما، مگر گمراه نبودید و هدایتتان نمود؟ و چون هدایتتان کرد گمراه شدید؟ وای بر شما، مگر کور نبودید و بینایتان ساخت و پس از بصیرت باز کور شدید؟ 55- وای بر شما، مگر ناشنوا نبودید و شنوایتان ساخت؟ و پس از شنوا شدن باز کر شدید، وای بر شما آیا لال و بیزبان نبودید و او گویایتان ساخت؟ و پس از گویائی باز لال شدید، وای بر شما، مگر طلب پیروزی نکردید؟ و چون پیروزتان ساخت عقب نشستید، وای بر شما مگر خوار و ناچیز نبودید و همو عزیزتان ساخت، و چون عزّت یافتید به زورگوئی و تجاوز و معصیت افتادید، وای بر شما مگر در زمین گروهی ناتوان شمرده نشده بودید؛ و بیم آن نداشتید که دشمنان شما را بربایند؟ و او شما را یاری کرد و نیرومند ساخت، و چون یاری شدید مغرور گشته و سرکشی کردید، پس ای وای بر شما از خواری روز قیامت؛ که چگونه شما را پست و زبون میسازد.
56- وای بر شما ای علمای بدی، همچو ملحدان رفتار میکنید، و آرزوی دستیابی بهشت دارید، و همچو آسوده خاطران میآرامید، ولی [مطمئنّ باشید] کار خدا بر وفق مراد و اختیار شما نیست، بلکه برای مردن تولید نسل میکنید، و برای خرابی؛ بنا میسازید، و برای ارث بردن؛ مال مینهید.
57- بحقّ برایتان میگویم: براستی حضرت موسی علیه السّلام پیوسته به شما میفرمود: سوگند دروغ به «خدا» مخورید، و من به شما میگویم: سوگند به «خدا» چه دروغ و چه راست مخورید، بلکه بگوئید: «نه» و «آری»، ای بنی اسرائیل بر شما باد که به مصرف تره (سبزی) بیابانی و نان جو بسنده کنید، و بپرهیزید از نان گندم، زیرا میترسم که نتوانید شکر آن را بجا آورید.
58- بحقّ برایتان میگویم: براستی مردم [دو گروهند]: سلامت و گرفتار، پس خدای را بر عافیت سپاس و شکر گوئید، و بر گرفتاران رحم کنید.
59- بحقّ برایتان میگویم: هر سخن بدی که بر زبان میرانید پاسخش را در قیامت دریافت خواهید کرد.
60- ای بندگان بد، هر گاه یکی از شما خواست قربانیش را سر ببرد و یادش آمد که برادرش از او ناراضی است باید قربانی را رها کرده و نخست او را راضی سازد، و بعد از آن برگشته و قربانی خود را سر ببرد.
61- ای بندگان بد، اگر پیراهن شما را گرفتند؛ ردای خود را هم بدهید، و
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 487
چون بر گونه یکی از شما سیلی زدند، گونه دیگر نیز در اختیارش نهید، و چون [بیمزد] به مسافت یک میل از شما کار کشیدند یک میل دیگر نیز همراهی کنید.
62- بحقّ برایتان میگویم: جسم را ظاهری سالم و باطنی خراب چه سود؟! شما را خوش اندام بودنتان چه سود وقتی دلهاتان فاسد و تباه است؟! و شما را چه فائده که ظاهر خود را پاکیزه دارید وقتی قلبتان آلوده است؟! 63- بحقّ برایتان میگویم: همچو غربال که آرد را بخوبی بیرون ریزد و نخاله را نگه دارد مباشید، که حکمت را از دهان خارج سازید، و حقد و کینه در سینه باقی ماند.
64- بحقّ برایتان میگویم: نخست بدی را ترک کرده آنگاه طلب خیر کنید تا سودتان بخشد، زیرا شما چون خوبی و بدی را با هم جمع کنید، خوبی سودتان ندهد.
65- بحقّ برایتان میگویم: کسی که داخل نهر شود- هر چند بکوشد- باز هم لباسش مرطوب و تر گردد، و همچنان است دوستدار دنیا که هر چه کند باز از خطا و گناه محفوظ نماند.
66- بحقّ برایتان میگویم: خوشا بحال شب زندهداران، آنانند که نور دائمی و پیوسته را به ارث میبرند، از آن جهت که در تاریکی شب در عبادتگاه خود بپا ایستاده و بدرگاه پروردگارشان ناله و زاری کنند، بدان امید که فردا از سختی نجاتشان بخشد.
67- بحقّ برایتان میگویم: براستی سرای دنیا چون کشتزاری آفریده شده، که بندگان در آن بذر شیرین و تلخ، و بدی و خوبی افشانند، حال آنکه بذر خوبی بروز حساب نتیجه سودمندی برای او دارد، و بدی بروز کشت مایه رنج و بدبختی او است.
68- بحقّ برایتان میگویم: براستی فرد حکیم با جاهل سنجیده شود، و نادان با هوی و هوسش، به شما سفارش میکنم که مهر سکوت بر لب نهید تا سخن ناروا- که بر شما جایز نیست- از آن بر نیاید.
69- بحقّ برایتان میگویم: جز با صبر و شکیبائی بر ناملایمات به آرزوهایتان نخواهید رسید، و جز با ترک خوشیها به اهدافتان دست نخواهید یافت.
70- بحقّ برایتان میگویم: ای دنیاپرستان! چگونه کسی که نه شهوتش از
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 488
دنیا کم شده و نه دل از آن بریده [خوشی] آخرت را دریابد؟! 71- بحقّ برایتان میگویم: ای دنیاپرستان، نه دنیا را دوست دارید و نه به آخرت چشم امیدی، اگر محبّتی بدنیا داشتید آن عمل که در پرتو آن بدان رسیدهاید را محترم میداشتید، و چنانچه قصد آخرت داشتید همچون عمل کسی که بدان امید دارد عمل میکردید.
72- بحقّ برایتان میگویم: ای دنیا پرستان! براستی هر کدامتان از روی شکّ و تردید نسبت بعملی با دوستش دشمن شود، ولی با خودش از روی یقین بدان عمل دشمن نمیشود.
73- بحقّ برایتان میگویم: براستی هر یک از شما چون عیوب بحقّ و روایش گفته شود خشم گرفته و عصبانی شود، و چون به آنچه در او نیست ستوده شود خرسند و شادان گردد.
74- بحقّ برایتان میگویم: ارواح شیاطین در هیچ مکانی چون دلهای شما آباد نشوند، همانا خداوند دنیا را به شما ارزانی داشته تا در آن برای آخرت کار کنید، و دنیایتان نداده که شما را از آخرت باز دارد، و همانا آن را برایتان وسعت بخشیده تا بدانید که آن را کمک کار بر عبادتتان ساخته نه کمک بر خطا و گناهان، و به طاعت خود امر کرده نه بمعصیت و نافرمانیش، و در پرتو آن بر [کسب] حلال یاریتان نموده، و حرام را برای شما روا نداشته، و دنیا را برایتان گسترده تا در آن با هم پیوند و مهربانی کنید نه قطع رابطه و جدائی.
75- بحقّ برایتان میگویم: براستی اجر و پاداش؛ مورد رغبت همگان است، و کسی جز در پرتو عمل و کار بدان دست نیابد.
76- بحقّ برایتان میگویم: بیگمان هیچ درختی جز با میوهای خوب کامل نشود، همچنان دین و آئین جز با کنارهگیری از محرّمات به کمال نرسد.
77- بحقّ برایتان میگویم: بیگمان هیچ کشتزاری جز با آب و خاک نیکو نگردد، همچنان ایمان جز با علم و عمل سامان نگیرد و نظام نیابد.
78- بحقّ برایتان میگویم: براستی آب آتش را خاموش کند، همچنان حلم و بردباری [آتش] غضب را فرو نشاند.
79- بحقّ برایتان میگویم: آب و آتش هرگز در یک ظرف گرد نیاید، همچنان بینش و کوری در یک دل جمع نگردد.
80- بحقّ برایتان میگویم: هیچ بارانی بدون ابر نیست، همچنان هیچ کردار
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 489
خداپسندانهای جز با قلبی پاک و با صفا ممکن نباشد.
81- بحقّ برایتان میگویم: براستی خورشید؛ روشنائی و نور هر چیز است، و حکمت؛ نور هر دل، و پرهیزگاری در رأس هر حکمت است، و حقّ، باب و محلّ ورود به هر خیری است، و رحمت خداوند باب هر حقّی است، و کلیدهای آن؛ دعا و تضرّع و عمل است؛ و مگر میشود هیچ دربی بدون کلید گشوده شود؟.
82- بحقّ برایتان میگویم: مرد خردمند جز درختی که بپسندد نمیکارد، و جز بر اسبی که میپسندد سوار نشود، همچنان فرد مؤمن؛ جز عملی که خداوندش بپسندد انجام ندهد.
83- بحقّ برایتان میگویم: فرد صیقل کار و جلا دهنده؛ شمشیر را اصلاح کند و جلایش دهد، همچنان حکمت قلب را روشن کند و جلا دهد. و حکمت در دل خردمند چون آب در زمین مرده است، که دلش را حیات بخشد، همچنان که آب؛ زمین مرده را جان دهد. و حکمت در دل حکیم چون روشنائی در تاریکی است که توسّط آن در میان مردم راه رود.
84- بحقّ برایتان میگویم: براستی حمل سنگ از قلّه کوهها بهتر است از اینکه گفتارت را به کسی گوئی که حقّ آن را ادا نمیکند، همچو کسی که سنگ را در آب نهاده تا نرم گردد، و مانند کسی است که خوراک برای مردگان بپزد.
85- خوشا بحال کسی که از بیم خشم پروردگارش از پرگوئی بپرهیزد، و جز آنچه میفهمد را بر زبان نراند، و تا عمل کسی برایش روشن نشده از حرف و گفتهاش غبطه نخورد.
86- خوشا بحال کسی که آنچه را نمیداند از علما بیاموزد، و آنچه را آموخته به نادان آموزش دهد.
87- خوشا بحال کسی که دانشمندان را به جهت علمشان احترام کند، و با ایشان نستیزد، و افراد جاهل را بجهت جهلشان کوچک شمارد، ولی طردشان نکرده، بلکه به آنان نزدیک شده و تعلیمشان دهد.
88- بحقّ برایتان میگویم: ای جماعت حواری، براستی شما امروز در میان مردم همچون افراد زنده در مردگانید، پس شما با مرگ این زندگان ظاهری نمیرید.
89- و حضرت مسیح علیه السّلام فرمود: خداوند تبارک و تعالی میفرماید: بنده مؤمنم از اینکه من دنیا را از او بگردانم محزون میشود ولی [نمیداند] او با آن حال از
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 490
همه وقت نزد من محبوبتر و بمن نزدیکتر است. و از اینکه در دنیایش گشایش دهم خرسند میگردد، ولی با آن حال از هر زمان نزد من مبغوضتر و از من دورتر است.
وصیّت و سفارشات مفضّل بن عمر به شیعیان
1- شما را سفارش میکنم به رعایت تقوای خداوند یگانه بیانباز، و گواهی دادن به وحدانیّت او، و بندگی و رسالت محمّد، از خدا بترسید و سخن ستوده بر زبان رانید، و جویای خشنودی خدا بوده و از خشم او بیم کنید، و مراقب سنّتهای الهی بوده و از آن پا را بیرون ننهید، و در تمام کارهایتان از خدا بترسید، و به تقدیر الهی بسود و زیان خود تندردهید.
2- هان (توجّه کنید)! و بر شما باد به «امر به معروف» و «نهی از منکر».
3- هان! و کسی که به شما نیکی کرد بر احسانش بیافزائید، و از آن کس که به شما بدی کرده درگذرید، و با مردم همان گونه رفتار کنید که مایلید با شما رفتار کنند.
4- و به نیکوترین وجه ممکن با مردم آمد و شد کنید، و شما شایستهتر بدان شیوهاید که راه اعتراض بر خود ببندید. و بر شما باد به فهم و اندیشه در دین خدا، و پرهیز از امور ممنوع و حرامش، و خوش سلوکی با همنشین؛ چه خوب باشد و چه بد.
5- هان! و بر شما باد برعایت پرهیز سخت و شدید، که بیشکّ معیار و قوام دین همان پرهیزگاری است، نمازها را در اوقاتش بجای آرید، و واجبات را بر اساس حدودش ادا کنید.
6- هان! و در آنچه خدا بر شما واجب داشته و از شما پسندیده کوتاهی مکنید، که من خود شنیدم امام صادق علیه السّلام میفرمود: «در دین خدا فکر و اندیشه کنید، و چون بادیهنشینان نباشید «1»، زیرا کسی که در دین و آئین الهی اندیشه نکند، خدا نیز بروز قیامت بدو نظر نکند».
______________________________
(1) یعنی: همچو بادیهنشینانی که از دین هیچ ندانند، و از احکام آن بیخبرند و از آموختنش رویگردانند مباشید، و عدم نظر کردن خدا بدیشان کنایه از خشم و غضب او است.
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 491
7- و بر شما باد به میانهروی و اعتدال در حال توانگری و حال فقر، و از قسمتی از دنیا برای آخرت کمک و یاری طلبید، که من خود از امام صادق علیه السّلام شنیدم میفرمود: «توسّط پارهای از این [سرا] برای آن [سرا] یاری طلبید، و سربار مردمان نباشید»، بر شما باد به نیکوکاری و خوشرفتاری با معاشران و افرادی که با ایشان آمد و شد دارید.
8- هان! زنهار؛ از ستم حذر کنید، که براستی امام صادق علیه السّلام پیوسته میفرمود: «مجازات ستم از تمام بدیها سریعتر است».
9- مقرّرات الهی؛ اعمّ از نماز و روزه و سایر اعمال را انجام دهید، و زکات واجب را به اهل آن پرداخت کنید، که امام صادق علیه السّلام فرموده: «ای مفضّل به یارانت بگو زکات را به اهلش دهند، و من خود ضامن چیزهای پرداخته ایشان هستم».
10- بر شما باد به ولایت آل محمّد علیهم السّلام، میان خود آشتی و سازش کنید و غیبت یک دیگر مکنید.
11- به دیدار هم روید و دوستی کنید و بیکدیگر احسان نمائید، با هم اجتماع نموده و گفتگو کنید، مبادا از هم چیزی را پوشیده دارید، زنها! بپرهیزید از قطع رابطه و قهر نمودن با هم، که من خود از امام صادق علیه السّلام شنیدم میفرمود: «بخدا سوگند هیچ دو فردی از شیعیان ما به قهر از هم جدا نشوند جز اینکه یکی از آن دو مشمول بیزاری و نفرین من شود و بیش از آن با هر دو آنان چنین کنم. پس معتّب (یکی از دوستان و اصحاب نزدیک آن حضرت) عرض کرد: قربانت گردم: آن فرد (البتّه) ظالم و ستمکار است؛ امّا آن دیگری که مظلوم و ستمدیده است چرا؟
فرمود: برای اینکه او برادرش را به آشتی با خود دعوت نمیکند، از پدرم شنیدم که میفرمود: هر گاه دو تن از شیعیان ما با هم ستیزه کنند و یکی بر دیگری ستم کند، باید آن ستمدیده نزد رفیق [ستمگر] خود رفته و به او بگوید: ای برادر! من ظالم و ستمکارم نه تو، تا اینکه جدائی میان آن دو از بین رود، و بیشکّ خدای تبارک و تعالی حکیم است و عادل، و داد ستمدیده را از ستمگر خواهد ستاند!».
12- تهیدستان شیعه آل محمّد صلّی اللَّه علیه و اله و سلّم را نه تحقیر کنید و نه ستم، و با مهربانی به ایشان هدیه و پیشکش دهید، و از آن حقّی که خداوند در مال شما برای آنان مقرّر داشته به ایشان داده و از احسان خود بهرهمندشان سازید، و آل محمّد را وسیله روزی خود مسازید، که من خود از امام صادق علیه السّلام شنیدم میفرمود: دوستداران ما سه
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 492
گروهند: «یک فرقه ما را به چشمداشت ظهور قائم ما دوست دارند تا از دنیای ما بهرمند شوند، پس سخن ما را گفته و آن را بخاطر میسپارند، امّا در عمل از کار و کردار ما کوتاهی میورزند، پس خداوند آنان را به دوزخ محشور میسازد. و فرقهای دیگر که ما را دوست داشته و سخن ما را به گوش میگیرند ولی از کردار ما کوتاهی نمیکنند تا بدین وسیله از مردم روزی خورند، پس خداوند درونشان را پر از آتش ساخته و گرسنگی و تشنگی را بر آنان چیره سازد. و فرقهای دیگر ما را دوست دارند، هم گفتارمان را بخاطر میسپارند و هم دستورات ما را اطاعت میکنند، و در عمل نیز با ما مخالفت نمیورزند، پس ایشان از ما بوده و ما از آنانیم».
13- بخشش و هدیه به آل محمّد علیهم السّلام را از اموال خود ترک مگوئید، توانگر در حدّ ثروتش، و تهیدست به اندازه ناداریش، پس هر آنکه خواهد خداوند حاجتهای ضروری و مهمّ او را برآورده سازد باید به آل محمّد و شیعیانش از آن بخش از مالش که بدان نیازمندتر است عطا کند و صله دهد.
14- هر گاه کلام حقّ و درستی به شما گفتند خشم مکنید [عصبانی نشوید]، و از اینکه اهل حقّ آشکارا و علنی حقّ را به شما گویند با آنان خصومت نورزید، که بیشکّ فرد مؤمن از [سخن] حقّی که بدو گویند به خشم نیاید.
15- یک بار نزد حضرت صادق علیه السّلام بودم که فرمود: ای مفضّل، یارانت چه اندازهاند؟ گفتم: اندکند. و چون به کوفه بازگشتم شیعیان بر سرم ریخته و جامهام را سخت پاره کرده، و مرا غیبت و بدگوئی نمودند، و آبرویم را ریختند، تا آنجا که یکی از آنان در مواجهه با من به رویم حمله کرد و دیگری به قصد زدنم در کوچههای کوفه کمین کرد، و به هر تهمتی مرا متّهم ساختند، تا اینکه آن مطالب به گوش حضرت صادق علیه السّلام رسید، پس چون سال بعد بحضور آن حضرت رسیدم، اوّل سخنی که پس از سلام به من فرمود این بود: ای مفضّل، این حرفها که در باره تو گویند و گزارش آن بمن رسیده چیست؟ گفتم: هیچ کدام بر من ضرر و زیانی ندارد، فرمود: آری، آن حرفها به ضرر خودشان است، آیا به خشم میآیند؟ بدا بر احوالشان! تو فقط گفتی که یارانت اندکند، نه بخدا سوگند آنان شیعه ما نیستند، و گر نه از سخن تو عصبانی و ناراحت نمیشدند، همانا خداوند شیعیان ما را به اوصافی بغیر آنکه برآنند تعریف کرده، و شیعه جعفر نیست مگر کسی که زبانش را حفظ نماید و برای خالقش کار کند و به آقایش امید بندد، و در خور خدای
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 493
یگانه از او بترسد، وای بر آنان، آیا میانشان کسی هست که از بسیاری نماز همچون کمانی خمیده گشته باشد؟ یا از شدّت ترس دیوانه و حیران؟ یا از هراس و خشوع چون دیده از دست دادگان؟ یا از روزه و صیام فرسوده و لاغر؟ یا از بسیاری خموشی و سکوت چون گنگان؟ یا میانشان کسی هست که خود را در شبها، با شبزندهداری بعبادت، و در روز با روزه به زحمت و رنج انداخته باشد؟
یا از ترس خدا و شوق به ما اهل بیت خود را از خوشی و نعمت دنیا محروم دارد؟
کجا آنان شیعه ما هستند، در حالی که با دشمنان ما ستیزه میکنند تا بر دشمنی و عداوتشان بیافزایند، و آنان همچون سگ؛ زوزه کشند، و چون زاغ، طمع ورزند، و من اگر خوف آن نداشتم که آنان را بر تو تحریک کنم تو را امر میکردم که به خانهات روی و درب خانهات را بر آنها ببندی و تا آخر عمر ایشان را نبینی! ولی چون نزد تو آمدند ایشان را بپذیر، که بیشکّ خداوند ایشان را حجّت بر خودشان ساخته، و توسّط آنان نیز بر دیگران احتجاج فرماید».
16- مبادا این دنیا و آنچه از نعمت و شکوفائی و خوشی و ملک آن را که مشاهده میکنید شما را فریب دهد، زیرا مناسب و در خور شما نیست، بخدا سوگند که شایسته اهل آن هم نیست! و الحمد ربّ العالمین، و صلّی اللَّه علی سیّدنا محمّد النّبیّ و اله الطّاهرین.
خدا را سپاس گویم که مرا به ویرایش و تصحیح مجدّد ترجمه گذشتهام موفّق فرمود، و در پایان از درگاه با عظمت پروردگار جهانیان عاجزانه درخواست مینمایم تا مرا پس از آنکه هدایت فرمود از صراط حقّ منحرف مسازد، آمین یا ربّ العالمین.
14 شوّال 1422 ه. ق 8 دی ماه 1380 ه. ش تهران: بهراد جعفری
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 494
فهرست اعلام
آ آدم علیه السّلام: 37، 047، 382، 449، 451
ابان بن عثمان: 37
ابراهیم علیه السّلام: 412، 447،
ابراهیم ابن النّبیّ صلی اللّه علیه و اله و سلّم: 40
ابن جرموز (عمرو بن جرموز)
ابن سبأ: 200
ابن سکّیت: 421، 422
ابو احمد خراسانی: 388
ابو بصیر: 348
ابو بکر: 330
ابو حنیفه: 387
أبو حمزة الثّمالی (ثابت بن دینار)
ابو ذرّ: 55، 176، 330، 371
ابو الخطّاب (محمّد بن مقلاص)
ابو عبیده (زیاد بن عیسی)
ابو هاشم جعفری: 421، 427
ابو یوسف قاضی: 383
ابیّ بن کعب: 403
احمد بن عمر: 421
احمد بن نجم: 418
اسحاق النّبیّ علیه السّلام: 19، 354، 412
اسحاق بن اسماعیل نیشابوری:
457
اسماعیل بن ابراهیم علیهما السّلام 109، 279
اشعث بن قیس: 191
اصبغ بن نباته: 195
امّ الفضل: 422، 424
ث ثابت بن دینار: 279
ج جابر بن عبد اللّه انصاری: 170
جابر بن یزید جعفی: 264، 267
جبرئیل علیه السّلام: 19
ح حسن بن ابی الحسن بصری:
221
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 495
حسن بن راشد: 358
حسن بن سعید: 455
حسن بن مسعود: 455
حسین بن یزید: 421
خ خاقانی: 67
د داود النّبیّ علیه السّلام: 332، 374
داود الصّرمی (داود بن مافنّة):
456
داود بن قاسم (ابو هاشم جعفری) داود بن کثیر رقّی: 344
ذ ذو الرّیاستین (فضل بن سهل)
ز زید بن ثابت: 403
زیاد بن عیسی: 340
زیاد بن النّضر: 174
س سدیر بن حکیم: 307
سعد بن عبادة: 322
سفیان ثوری: 356، 352، 355
سلمان فارسی: 3176
سلیم بن قیس: 176
سندی بن شاهک: 388
ش شمعون بن لاوی: 22، 25، 28
ص صفوان بن یحیی: 418
ع عبایة بن ربعی: 439
عبد الأعلی: 359
عبد الرّحمن بن قیس: 191
عبد العزیز بن مسلم: 411
عبد اللّه بن جندب: 282
عبد اللّه بن زبیر: 327
عبد اللّه بن سبأ: 108
عبد اللّه بن عبّاس: 183، 192، 200، 227
عبد اللّه بن مسعود: 403
عقبة بن ابی العیزار: 226
تحف العقول / ترجمه جعفری، ص: 496
علی بن شعیب: 420
علی بن یقطین: 387
عمر بن الخطّاب: 325
عمران الصّابی: 398
عمرو بن جرموز: 453
ف فضل: 418
فضل بن سهل: 390
فضل بن یونس: 389
فضیل بن عیاض: 350
فضیل بن یسار: 418
ک کمیل بن زیاد: 153، 155، 177، 198
ل لقمان علیه السّلام: 353
م مالک اشتر: 116، 184
مأمون: 390، 398، 400، 422
متوکّل عبّاسی: 422، 453
محمّد بن أبی بکر: 160
محمّد بن مسلم زهری: 254
محمّد بن مقلاص اسدی: 293
محمّد بن نعمان: 387
معاذ بن جبل (ابو عبد الرّحمن):
30، 57، 98
معاویة بن ابی سفیان: 169، 209، 213، 215
مفضّل بن عمر: 344، 490
مقداد [بن اسود]: 176
موسی بن بکر: 97
موسی بن محمّد علیه السّلام: 449
ه هارون الرّشید: 380
هشام بن حکم: 388
ی یحیی بن أکثم: 423، 426، 449
یزید بن معاویة: 233
یعقوب بن اسحاق (ابن سکّیت):
422
یونس بن عبد الرّحمن: 418
یونس بن یعقوب: 359
****
ابن شعبه، حسن بن علی - جعفری، بهراد، تحف العقول / ترجمه جعفری، 1جلد، دار الکتب الإسلامیة - تهران، چاپ: اول، 1381ش.
درباره مركز تحقيقات رايانهاي قائميه اصفهان
بسم الله الرحمن الرحیم
جاهِدُوا بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ في سَبيلِ اللَّهِ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (سوره توبه آیه 41)
با اموال و جانهاى خود، در راه خدا جهاد نماييد؛ اين براى شما بهتر است اگر بدانيد حضرت رضا (عليه السّلام): خدا رحم نماید بندهاى كه امر ما را زنده (و برپا) دارد ... علوم و دانشهاى ما را ياد گيرد و به مردم ياد دهد، زيرا مردم اگر سخنان نيكوى ما را (بى آنكه چيزى از آن كاسته و يا بر آن بيافزايند) بدانند هر آينه از ما پيروى (و طبق آن عمل) مى كنند
بنادر البحار-ترجمه و شرح خلاصه دو جلد بحار الانوار ص 159
بنیانگذار مجتمع فرهنگی مذهبی قائمیه اصفهان شهید آیت الله شمس آبادی (ره) یکی از علمای برجسته شهر اصفهان بودند که در دلدادگی به اهلبیت (علیهم السلام) بخصوص حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) و امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) شهره بوده و لذا با نظر و درایت خود در سال 1340 هجری شمسی بنیانگذار مرکز و راهی شد که هیچ وقت چراغ آن خاموش نشد و هر روز قوی تر و بهتر راهش را ادامه می دهند.
مرکز تحقیقات قائمیه اصفهان از سال 1385 هجری شمسی تحت اشراف حضرت آیت الله حاج سید حسن امامی (قدس سره الشریف ) و با فعالیت خالصانه و شبانه روزی تیمی مرکب از فرهیختگان حوزه و دانشگاه، فعالیت خود را در زمینه های مختلف مذهبی، فرهنگی و علمی آغاز نموده است.
اهداف :دفاع از حریم شیعه و بسط فرهنگ و معارف ناب ثقلین (کتاب الله و اهل البیت علیهم السلام) تقویت انگیزه جوانان و عامه مردم نسبت به بررسی دقیق تر مسائل دینی، جایگزین کردن مطالب سودمند به جای بلوتوث های بی محتوا در تلفن های همراه و رایانه ها ایجاد بستر جامع مطالعاتی بر اساس معارف قرآن کریم و اهل بیت علیهم السّلام با انگیزه نشر معارف، سرویس دهی به محققین و طلاب، گسترش فرهنگ مطالعه و غنی کردن اوقات فراغت علاقمندان به نرم افزار های علوم اسلامی، در دسترس بودن منابع لازم جهت سهولت رفع ابهام و شبهات منتشره در جامعه عدالت اجتماعی: با استفاده از ابزار نو می توان بصورت تصاعدی در نشر و پخش آن همت گمارد و از طرفی عدالت اجتماعی در تزریق امکانات را در سطح کشور و باز از جهتی نشر فرهنگ اسلامی ایرانی را در سطح جهان سرعت بخشید.
از جمله فعالیتهای گسترده مرکز :
الف)چاپ و نشر ده ها عنوان کتاب، جزوه و ماهنامه همراه با برگزاری مسابقه کتابخوانی
ب)تولید صدها نرم افزار تحقیقاتی و کتابخانه ای قابل اجرا در رایانه و گوشی تلفن سهمراه
ج)تولید نمایشگاه های سه بعدی، پانوراما ، انیمیشن ، بازيهاي رايانه اي و ... اماکن مذهبی، گردشگری و...
د)ایجاد سایت اینترنتی قائمیه www.ghaemiyeh.com جهت دانلود رايگان نرم افزار هاي تلفن همراه و چندین سایت مذهبی دیگر
ه)تولید محصولات نمایشی، سخنرانی و ... جهت نمایش در شبکه های ماهواره ای
و)راه اندازی و پشتیبانی علمی سامانه پاسخ گویی به سوالات شرعی، اخلاقی و اعتقادی (خط 2350524)
ز)طراحی سيستم هاي حسابداري ، رسانه ساز ، موبايل ساز ، سامانه خودکار و دستی بلوتوث، وب کیوسک ، SMS و...
ح)همکاری افتخاری با دهها مرکز حقیقی و حقوقی از جمله بیوت آیات عظام، حوزه های علمیه، دانشگاهها، اماکن مذهبی مانند مسجد جمکران و ...
ط)برگزاری همایش ها، و اجرای طرح مهد، ویژه کودکان و نوجوانان شرکت کننده در جلسه
ی)برگزاری دوره های آموزشی ویژه عموم و دوره های تربیت مربی (حضوری و مجازی) در طول سال
دفتر مرکزی: اصفهان/خ مسجد سید/ حد فاصل خیابان پنج رمضان و چهارراه وفائی / مجتمع فرهنگي مذهبي قائميه اصفهان
تاریخ تأسیس: 1385 شماره ثبت : 2373 شناسه ملی : 10860152026
وب سایت: www.ghaemiyeh.com ایمیل: Info@ghaemiyeh.com فروشگاه اینترنتی: www.eslamshop.com
تلفن 25-2357023- (0311) فکس 2357022 (0311) دفتر تهران 88318722 (021) بازرگانی و فروش 09132000109 امور کاربران 2333045(0311)
نکته قابل توجه اینکه بودجه این مرکز؛ مردمی ، غیر دولتی و غیر انتفاعی با همت عده ای خیر اندیش اداره و تامین گردیده و لی جوابگوی حجم رو به رشد و وسیع فعالیت مذهبی و علمی حاضر و طرح های توسعه ای فرهنگی نیست، از اینرو این مرکز به فضل و کرم صاحب اصلی این خانه (قائمیه) امید داشته و امیدواریم حضرت بقیه الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف توفیق روزافزونی را شامل همگان بنماید تا در صورت امکان در این امر مهم ما را یاری نمایندانشاالله.
شماره حساب 621060953 ، شماره کارت :6273-5331-3045-1973و شماره حساب شبا : IR90-0180-0000-0000-0621-0609-53به نام مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان نزد بانک تجارت شعبه اصفهان – خيابان مسجد سید
ارزش کار فکری و عقیدتی
الاحتجاج - به سندش، از امام حسین علیه السلام -: هر کس عهده دار یتیمی از ما شود که محنتِ غیبت ما، او را از ما جدا کرده است و از علوم ما که به دستش رسیده، به او سهمی دهد تا ارشاد و هدایتش کند، خداوند به او میفرماید: «ای بنده بزرگوار شریک کننده برادرش! من در کَرَم کردن، از تو سزاوارترم. فرشتگان من! برای او در بهشت، به عدد هر حرفی که یاد داده است، هزار هزار، کاخ قرار دهید و از دیگر نعمتها، آنچه را که لایق اوست، به آنها ضمیمه کنید».
التفسیر المنسوب إلی الإمام العسکری علیه السلام: امام حسین علیه السلام به مردی فرمود: «کدام یک را دوستتر میداری: مردی اراده کشتن بینوایی ضعیف را دارد و تو او را از دستش میرَهانی، یا مردی ناصبی اراده گمراه کردن مؤمنی بینوا و ضعیف از پیروان ما را دارد، امّا تو دریچهای [از علم] را بر او میگشایی که آن بینوا، خود را بِدان، نگاه میدارد و با حجّتهای خدای متعال، خصم خویش را ساکت میسازد و او را میشکند؟».
[سپس] فرمود: «حتماً رهاندن این مؤمن بینوا از دست آن ناصبی. بیگمان، خدای متعال میفرماید: «و هر که او را زنده کند، گویی همه مردم را زنده کرده است»؛ یعنی هر که او را زنده کند و از کفر به ایمان، ارشاد کند، گویی همه مردم را زنده کرده است، پیش از آن که آنان را با شمشیرهای تیز بکشد».
مسند زید: امام حسین علیه السلام فرمود: «هر کس انسانی را از گمراهی به معرفت حق، فرا بخواند و او اجابت کند، اجری مانند آزاد کردن

