أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، 

واقعه غدیر از لسان سعد

ای برادر بنی هلال «7»، بالاتر از این روز غدیر خم است. پیامبر صلی اللَّه علیه و آله دست او را گرفت و دو بازوی او را بالا برد در حالی که من به او نگاه می‌کردم، و فرمود: «آیا من نسبت به شما از خودتان صاحب اختیارتر نیستم»؟ گفتند: آری، فرمود: «هر کس من صاحب اختیار او بوده‌ام علی صاحب اختیار اوست. خدایا هر کس او را دوست دارد دوست بدار و هر کس با او دشمن است دشمن بدار. حاضران به غایبان اطلاع دهند» «8».

دلیل نادرست سعد در عزلت‌

سلیم می‌گوید: سعد رو به من کرد و گفت: من شک کردم و هیچ گاه خود را به کشتن نمی‌دهم!! اگر علی بر من در فضیلتی که در آن حاضر نبودم سبقت گرفته است، من چنین گمان نمی‌کنم که خطاکار یا گناه کار باشم. البته او بر حق است «9»!!
روایت از کتاب سلیم:
1. اثبات الهداة: ج 2 ص 185 ح 902.
روایت با سند به سلیم:
1. فضائل شاذان، بروایت بحار: ج 42 ص 155 ح 23.
2. کتاب روضه، به روایت بحار: ج 42 ص 155 ح 23.
______________________________
(7) این را سعد به سلیم می‌گوید، و اشاره‌اش به این جهت است که سلیم هلالی و از طایفه بنی هلال است.
(8) در کتاب فضائل چنین اضافه دارد: و آزاد به غلام خبر دهد.
(9) منظور سعد از این سخنان توجیه کار غلط خویش در کناره‌گیری از بیعت امیر المؤمنین علیه السّلام است. سعد که از چهره‌های شناخته‌شده نفاق است، برای حفظ آبروی ظاهری خود از یک سو می‌گوید: من فضائل علی علیه السّلام را انکار نمی‌کنم، و از سوی دیگر می‌گوید: من در تشخیص خود اشتباه‌کار یا گناهکار نیستم و من چون شک کرده‌ام خود را به کشتن نمی‌دهم!!! و ما فراموش نمی‌کنیم که همین سعد در توطئه قتل پیامبر صلی اللَّه علیه و آله در عقبه هنگام بازگشت از حجة الوداع شرکت داشته و در جمیع جنگهای زمان ابو بکر و عمر و عثمان بعنوان یکی از بزرگترین سرلشکرهای مسلمین قلمداد شده است. او تمام شکها و نفاقهایش را هنگام بیعت و خلافت و جنگهای امیر المؤمنین علیه السّلام بیاد آورده است و نخواسته خود را به کشتن بدهد!!!؟
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 590

56 عدم حضور مهاجرین و انصار در مقابل علی علیه السّلام در جنگهای جمل و صفّین و نهروان، خبر سعد بن ابی وقّاص در باره رئیس خوارج.

 

عدم حضور مهاجرین و انصار در مقابل علی علیه السّلام در جنگهای جمل و صفّین و نهروان‌

ابان می‌گوید: سلیم گفت: حتی یک نفر از مهاجرین و انصار همراه طلحه و زبیر نبود. و نیز همراه معاویه هیچ کس از مهاجرین و انصار نبود، و نیز همراه خوارج در روز نهروان احدی از مهاجرین و انصار نبود.

خبر سعد بن ابی وقّاص در باره رئیس خوارج‌

سلیم می‌گوید: از سعد شنیدم که «مخدج» را یادآور شد، علی علیه السّلام فرمود: «کشته شد شیطان ناپیدا» «1».
و فرمود: از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله شنیدم که می‌فرمود: «مادر او کنیزی از طایفه بنی سلیم و پدرش شیطانی است»!
______________________________
(1) عبارت عربی «قتل شیطان الوهدة» است، که احتمالا به معنای «مرده باد شیطان ناپیدا» است. کلمه «وهدة» بمعنی زمین پست و یا گودی در زمین است که ظاهرا کنایه از ناپیدا بودن شیطنت اوست چنان که در بیابانی وسیع چنین حالتی حاکم است.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 591

57 سخن سه نفر عزلت گزیدگان از بیعت امیر المؤمنین علیه السّلام.

سخن سه نفر عزلت گزیدگان از بیعت امیر المؤمنین علیه السّلام سلیم بن قیس می‌گوید: روزی نزد محمد بن مسلمه و سعد بن مالک و عبد اللَّه بن عمر «1» نشستم. از آنان شنیدم که می‌گفتند: ما می‌ترسیم که بخاطر تخلّف از یاری علی و همراهی نکردن او در جنگ با گروه متجاوز، هلاک شده باشیم.
من گفتم: خدایا من از علی علیه السّلام شنیدم که می‌فرمود: «پیامبر صلی اللَّه علیه و آله به من دستور داد تا با ناکثین و قاسطین و مارقین جنگ کنم».
سلیم می‌گوید: آنان گریه کردند و گفتند: علی علیه السّلام راست و نیک گفته است. او هرگز به خدا و پیامبرش جز نسبت حق نداده است. ما بخاطر تخلّفمان از یاری او و خوار کردن او استغفار می‌کنیم.
______________________________
(1) این سه نفر همان کسانی هستند که بعد از عثمان از بیعت با امیر المؤمنین علیه السّلام و به جنگ رفتن همراه او کناره گرفتند. و سعد بن مالک همان سعد بن ابی وقاص است.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 592

58 تبرّک به خاک پای امیر المؤمنین علیه السّلام احتجاجات ابان بن ابی عیّاش بر حسن بصری:

 

اشارة

دو فضیلت امیر المؤمنین علیه السّلام از لسان حسن بصری، احادیث دروغین حسن بصری در توجیه نفاقش، اعتراف حسن بصری به خلافت بلا فصل امیر المؤمنین علیه السّلام، حسن ظنّ حسن بصری نسبت به ابو بکر و عمر، روایات تقیّه برای توجیه نفاق حسن بصری، دولت ابلیس پس از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله، کیفیّت بیعت مردم با امیر المؤمنین علیه السّلام پس از قتل عثمان، دفاع حسن بصری از ابو بکر و عمر، ابو بکر و عمر اوّلین پایه‌گذاران گمراهی امّت، اعتراف همه اصحاب پیامبر صلی اللَّه علیه و آله به خلافت بلا فصل امیر المؤمنین علیه السّلام، جریان نماز ابو بکر، هزار باب علم امیر المؤمنین علیه السّلام، اعترافات حسن بصری در باره جنگهای امیر المؤمنین علیه السّلام، خلط نفاق با تقیه در نظر حسن بصری.

تبرّک به خاک پای امیر المؤمنین علیه السّلام‌

سلیم بن قیس می‌گوید: از سلمان شنیدم که می‌گفت: پیامبر صلی اللَّه علیه و آله به امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود:
«اگر نبود که عده‌ای از امتم بگویند آنچه مسیحیان در باره عیسی بن مریم گفتند، در باره تو سخنی می‌گفتم که امتم در پی آثار قدمهایت در خاک باشند و آن را ببوسند» «1».
______________________________
(1) در بحار: ج 68 ص 137 از جابر نقل کرده است: وقتی امیر المؤمنین علیه السّلام با فتح خیبر به حضور پیامبر صلی اللَّه علیه و آله بازگشت آن حضرت به او فرمود: «اگر نبود که عده‌ای از امتم در باره تو بگویند آنچه مسیحیان به حضرت مسیح عیسی بن مریم گفتند، امروز در باره تو سخنی می‌گفتم که از کنار هیچ گروهی عبور نکنی مگر آنکه خاک زیر پای تو و اضافه آب وضویت را بردارند و به آن شفا طلب کنند.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 593

احتجاجات ابان بن ابی عیاش بر حسن بصری‌

 

دو فضیلت امیر المؤمنین علیه السّلام از لسان حسن بصری‌

ابان می‌گوید: در خانه ابو خلیفه «2»، این حدیث را از سلیم بنقل از سلمان برای حسن بصری نقل کردم. حسن بصری گفت: «بخدا قسم در باره علی دو حدیث شنیده‌ام که هرگز آنها را نقل نکرده‌ام». و سپس جریان سلام ملائکه بر امیر المؤمنین علیه السّلام «3» و حدیث روز احد «4» را نقل کرد.
ابان می‌گوید: من بعد از نقل او، آن دو حدیث را در صحیفه سلیم یافتم که از
______________________________
(2) ابو خلیفه حجاج بن ابی عتاب دیلمی همان کسی است که در زمان حجاج عده‌ای در بصره در خانه او مخفی شده بودند. به سرآغاز کتاب (ص 196) مراجعه شود.
(3) در بحار: ج 39 ص 95 از ابن عباس نقل می‌کند که گفت: پیامبر صلی اللَّه علیه و آله در شب جنگ بدر از مردم داوطلب خواست که سراغ آب برود. امیر المؤمنین علیه السّلام داوطلب شد و بیرون رفت. آن شب، شبی سرد همراه با وزش باد و تاریک بود. حضرت مشک آب را برداشت و بیرون آمد. وقتی به چاه رسید، سطلی پیدا نکرد. بناچار داخل چاه شد و پائین رفت و مشک را پر کرد و بیرون آمد و براه افتاد. از مقابل او باد شدیدی آمد. آن حضرت نشست تا ردّ شد و برخاست. سپس باد دیگری وزید و حضرت نشست تا آن هم ردّ شد و برخاست. سپس باد دیگری وزید و حضرت نشست تا ردّ شد.
وقتی آمد پیامبر صلی اللَّه علیه و آله پرسید: یا ابا الحسن، چه چیزی تو را به تأخیر انداخت؟ فرمود: با وزش بادی برخورد کردم و سپس وزش باد دیگری و سپس با وزش دیگری که لرزه‌ام گرفته بود.
حضرت فرمود: ای علی، می‌دانی آن چه بود؟ عرض کرد: نه. فرمود: آن جبرئیل بود همراه هزار نفر از ملائکه، و او و آنها بر تو سلام کردند. سپس میکائیل همراه هزار ملائکه عبور کرد، و او و آنها بر تو سلام کردند. سپس اسرافیل همراه هزار ملائکه عبور کردند، و او و آنها بر تو سلام کردند.
(4) در بحار: ج 20 ص 85 نقل می‌کند که در روز جنگ احد پیامبر صلی اللَّه علیه و آله اشاره کرد به گروهی از دشمن که از طرف کوه احد پائین می‌آمدند. امیر المؤمنین علیه السّلام به آنها حمله کرد و آنان را فراری داد. سپس به گروه دیگری اشاره فرمود و امیر المؤمنین علیه السّلام بر آنها حمله کرد و آنان را فراری داد. سپس به گروه دیگری اشاره فرمود و باز بر آنها حمله کرد و آنان را فراری داد.
جبرئیل آمد و عرض کرد: یا رسول اللَّه، ما و ملائکه از این گونه فداکاری و مواسات علی با تو تعجب کردیم. حضرت فرمود: چرا چنین نباشد در حالی که او از من و من از اویم. جبرئیل گفت: من هم از شما هستم.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 594
امیر المؤمنین علیه السّلام نقل می‌کرد و از خود حضرت شنیده بود.
ابان می‌گوید: وقتی این دو حدیث را در بین خود نقل کردیم من و او تنها شدیم و مردم متفرق شدند جز من و ابو خلیفه، و من آن شب را نزد او ماندم.

احادیث دروغین حسن بصری در توجیه نفاقش‌

(ابان می‌گوید:) حسن بصری آن شب گفت: اگر نبود روایتی که مردم از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله نقل می‌کنند، چنین گمان داشتم که همه مردم از زمانی که پیامبر صلی اللَّه علیه و آله از دنیا رفته هلاک شده‌اند مگر علی و شیعیانش.
گفتم: ای ابو سعید «5»، حتی ابو بکر و عمر؟ گفت: آری.
گفتم: ای ابو سعید، آن روایت چیست؟ گفت: سخن حذیفه که «قومی نجات پیدا می‌کنند و تابعین آنها هلاک می‌شوند»! پرسیدند: ای حذیفه، این دیگر چطور می‌شود؟
گفت: «قومی که سوابقی دارند و در کنار آن بدعتهایی ایجاد کرده‌اند. سپس قومی که سوابقی ندارند در بدعتهایشان تابع آنان می‌شوند. آنان با سوابق خود نجات می‌یابند و تابعینشان بخاطر بدعتهای آنان هلاک می‌شوند» «6».
و دیگری کلام پیامبر صلی اللَّه علیه و آله به عمر- هنگامی که برای قتل حاطب بن ابی بلتعة از آن حضرت اجازه می‌خواست- حضرت فرمود: «ای عمر، تو چه می‌دانی؟ شاید خداوند نظری به گروه اهل بدر فرموده «7» و ملائکه‌اش را شاهد گرفته که من آنان را آمرزیدم، پس هر چه می‌خواهند عمل کنند» «8».
و دیگری حدیث جابر بن عبد اللَّه انصاری که پیامبر صلی اللَّه علیه و آله دو چیز را که باعث و علّت می‌شوند یادآور شد. گفتند: یا رسول اللَّه از دو باعث و علت، مقصودتان چیست؟ فرمود:
______________________________
(5) «ابو سعید» کنیه حسن بصری است. و اینکه می‌گوید: «حتّی ابو بکر و عمر» یعنی با آن حدیث می‌پنداری که ابو بکر و عمر هلاک نشده‌اند؟!
(6) یادآور می‌شود که این حدیث از جعلیّاتی است که حسن بصری برای توجیه نفاقش ذکر می‌کند.
(7) «ب»: به خاندانی نظر فرموده.
(8) داستان حاطب بن ابی بلتعه در حدیث 15 پاورقی 8 بنقل از بحار: ج 21 ص 94 و 121 گذشت.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 595
«هر کس با خدا ملاقات کند در حالی که به او شرک نورزد داخل بهشت می‌شود، و هر کس خدا را ملاقات کند در حالی که به او شرک می‌ورزد داخل آتش می‌شود». من هم در باره ابو بکر و عمر و عثمان و طلحه و زبیر بخاطر همین روایات امید نجات و سلامتی دارم «9»!

اعتراف حسن بصری به خلافت بلا فصل امیر المؤمنین علیه السّلام‌

ابان می‌گوید: گفتم: اگر خلافت از طرف خدا و رسولش فقط برای علی علیه السّلام باشد نه برای دیگری، آیا بدعت ابو بکر و عمر را مثل بدعت عثمان و طلحه و زبیر حساب می‌کنی؟
حسن بصری گفت: ای احمق «10»، مبادا بگوئی: «اگر برای او باشد ...»! بخدا قسم خلافت برای علی است و برای آنان نیست. چگونه فقط برای او نباشد بعد از آن چهار خصلت که موثّقین بیشمار از پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله برایم نقل کرده‌اند.
پرسیدم: آن چهار خصلت کدام‌اند؟
گفت: سخن پیامبر صلی اللَّه علیه و آله و منصوب نمودن او در روز غدیر خم.
و کلام آن حضرت در جنگ تبوک که: «تو نسبت به من همچون هارون نسبت به موسی هستی بجز پیامبری»، اگر غیر از پیامبری چیز دیگری هم بود حضرت آن را استثنا می‌کرد و یقینا می‌دانیم که خلافت غیر از نبوّت است.
و پیامبر صلی اللَّه علیه و آله در آخرین خطابه‌ای که برای مردم ایراد کرد و بعد از آن داخل خانه‌اش شد و دیگر بیرون نیامد تا خداوند او را بنزد خود فرا خواند، فرمود: «ای مردم، من در میان شما دو چیز باقی گذاردم که تا به آن دو تمسّک کرده‌اید هرگز گمراه نمی‌شوید.
کتاب خدا و اهل بیتم. خداوند لطیف و خبیر با من عهد کرده که این دو از یک دیگر جدا نمی‌شوند تا بر سر حوض کوثر نزد من آیند مانند این دو- و حضرت در این حال دو انگشت سبّابه خود را کنار یک دیگر قرار دادند- نه مانند این دو- و حضرت در این حال انگشت سبابه خود را کنار انگشت وسط قرار دادند- چرا که یکی از این دو جلوتر از
______________________________
(9) «ب» و «د»: گفتم: ای ابو سعید، با همین سه روایت در باره ابو بکر و عمر و عثمان امیدوار هستی؟ گفت: آری.
(10) «ب»: ای برادرم.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 596
دیگری است. به این دو تمسّک کنید تا گمراه و روگردان نشوید. از آنان تقدّم و پیشی نجویید که هلاک می‌شوید، و به آنان چیزی نیاموزید که آنان از شما داناترند «11».
و دیگر اینکه پیامبر صلی اللَّه علیه و آله به ابو بکر و عمر- که دو نفر از هفت نفر بودند «12»- دستور داد تا به علی علیه السّلام بعنوان «امیر المؤمنین» سلام کنند.

حسن ظنّ حسن بصری نسبت به ابو بکر و عمر

حسن بصری ادامه داد: ای برادر عبد القیس «13» بجان خودم قسم، اگر برای ما جایز باشد که برای عثمان و طلحه و زبیر استغفار کنیم در حالی که بدعتها و کارهای خلاف آنان به حدی رسیده که برای ما ظاهر شده است، در این صورت جایز است برای ابو بکر و عمر هم استغفار کنیم «14».
امّا طلحه و زبیر، که من شاهد بودم آنان به خواست خود و بدون اجبار با علی بیعت کردند. سپس بیعت خود را شکستند و خونهایی را که خدا حرام کرده بود بخاطر رغبت در دنیا و حرص بر ریاست و حکومت ریختند. هیچ گناهی بعد از شرک به خداوند، بالاتر از ریختن خونهایی که خداوند حرام کرده نیست.
و امّا عثمان، او سفیهان را مقرب کرد و متقیان را دور کرد، و رانده‌شده پیامبر صلی اللَّه علیه و آله را
______________________________
(11) از جمله «ای مردم ...» تا اینجا عبارت در «ب» چنین است: ای مردم، من در میان شما دو چیز گرانبها باقی می‌گذارم: کتاب خدا و عترتم در اهل بیتم. و آن دو ریسمانهای کشیده شده بین آسمان و زمین هستند. به آن دو تمسّک جوئید تا گمراه نشوید، چرا که آن دو از یک دیگر جدا نمی‌شوند تا بر سر حوض کوثر مانند این دو نزد من وارد شوند- که حضرت در این حال دو انگشت سبابه و وسط خود را به یک دیگر چسبانیدند. از آن دو پیشی نگیرید که هلاک می‌شوید و از آنان عقب نمانید که از دین خارج می‌شوید.
(12) «ب»: دو نفر از نه نفر بودند. یعنی در بین هفت نفر یا نه بودند که برای این برنامه آمده بودند.
(13) این خطاب به ابان بن ابی عیاش است که از طایفه بنی عبد القیس بوده است. به ص 30 و 126 این کتاب مراجعه شود.
(14) نکته‌ای که حسن بصری از آن تغافل کرده این است که اولا پایه گذار همه فتنه‌ها و آماده‌کننده همه زمینه‌ها برای عثمان و طلحه و زبیر، آن دو نفر یعنی ابو بکر و عمر هستند، و ثانیا بدعتها و خلافهای ابو بکر و عمر بسی بزرگتر از عثمان و دیگران است.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 597
پناه داد «15»، و اولیاء خداوند: ابو ذر و عده‌ای از صالحین را تبعید کرد، و مال را ثروت بین ثروتمندان قرار داد و بغیر آنچه خداوند نازل کرده حکم کرد و بدعتها و کارهای خلاف او بیشتر و بالاتر از آن است که شمرده شود. بزرگترین آنها سوزاندن کتاب خدا بود «16» و فجیع‌ترین آنها چهار رکعت نماز خواندن او در منی بعنوان مخالفت با پیامبر صلی اللَّه علیه و آله بود «17».

روایات تقیه برای توجیه نفاق حسن بصری‌

ابان می‌گوید: گفتم: اصلحک اللَّه، رحمت فرستادن تو بر عثمان و قائل بودنت به فضیلت او چه می‌شود؟
گفت: من این کار را می‌کنم تا اولیاء و دوستان طاغی «18» و تجاوزکار و زورگو و ظالم او یعنی حجاج و قبل از او ابن زیاد و پدرش زیاد بشنوند. مگر نمی‌دانی آنان هر کس را به بغض عثمان و حبّ علی و اهل بیتش علیهم السّلام متّهم بدانند تبعید می‌کنند و او را قطعه قطعه می‌نمایند و او را می‌کشند؟
پیامبر صلی اللَّه علیه و آله فرموده است: «مؤمن حق ندارد خود را ذلیل کند». پرسیدم: ذلیل کردن خود چگونه می‌شود «19»؟ گفت: خود را در معرض بلائی قرار دهد که طاقت آن را ندارد و نمی‌تواند در مقابل آن استقامت کند.
از علی علیه السّلام شنیدم که در روز قتل عثمان، از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله نقل می‌کرد: «تقیه از دین خداست، و هر کس تقیه نکند دین ندارد. بخدا قسم اگر تقیّه نبود در دولت ابلیس خداوند عبادت نمی‌شد»!! مردی پرسید: دولت ابلیس چیست؟ فرمود: «هر گاه امور مردم
______________________________
(15) منظور حکم بن ابی العاص است که در حدیث 25 پاورقی 59 گذشت.
(16) در باره سوزاندن قرآنها توسط عثمان به حدیث 11 پاورقی 56 مراجعه شود.
(17) منظور این است که نماز مسافر باید قصر یعنی دو رکعتی خوانده شود ولی عثمان عمدا آن را چهار رکعت خواند. در الغدیر: ج 8 ص 101 نقل کرده: در سال 29 هجری عثمان به سفر حج آمد و در منی خیمه‌ای بر پا کرد و نماز را در عرفه و در منی تمام خواند. وقتی امیر المؤمنین علیه السّلام به او اعتراض کرد، پاسخ داد: این نظری است که از خود داده‌ام! به بحار: ج 8 قدیم ص 312 مراجعه شود.
(18) «ب»: آزادشده‌گان.
(19) «ب»: گفته شد: یا رسول اللَّه، چگونه خود را ذلیل می‌کند؟
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 598
را امام ضلالت بدست بگیرد آن دولت ابلیس بر آدم است، و هر گاه امام هدایت آن را در اختیار بگیرد آن دولت آدم بر ابلیس است» «20».

دولت ابلیس پس از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله‌

حسن بصری ادامه داد: سپس امیر المؤمنین علیه السّلام آهسته به عمار و محمد بن ابی بکر فرمود و من هم می‌شنیدم: «از زمانی که پیامبرتان رحلت نموده بخاطر ترک من و پیروی‌تان از غیر من دولت ابلیس بوده‌اید»!

کیفیت بیعت مردم با امیر المؤمنین علیه السّلام پس از قتل عثمان‌

بعد از آن امیر المؤمنین علیه السّلام سه روز از مردم پنهان شد. مردم او را طلب کردند و در خانه‌ای چوبی در طایفه بنی نجّار نزد او آمدند و گفتند: ما سه روز در این امر مشورت کردیم و احدی از مردم را سزاوارتر از تو به خلافت نیافتیم. تو را بخاطر امّت محمد صلی اللَّه علیه و آله قسم می‌دهیم که مبادا ضایع شوند و امور آنان را غیر تو بدست بگیرد.
مردم با آن حضرت بیعت کردند و اوّل کسانی که با او بیعت کردند طلحه و زبیر بودند. آن دو بعد از آن به بصره آمدند با این گمان که به اجبار بیعت کرده‌اند، ولی دروغ می‌گفتند.
مردی از منطقه «مهره» «21» نزد حضرت آمد و در این حال محمد بن ابی بکر کنار حضرت بود و من هم می‌شنیدم. حضرت به او فرمود: ای برادر مهره، آیا آمده‌ای بیعت کنی؟ عرض کرد: آری. فرمود: آیا بر سر این عقیده با من بیعت می‌کنی که پیامبر صلی اللَّه علیه و آله در حالی از دنیا رفت که خلافت حق من بود. پسر ابو قحافه به ظلم و تجاوز بر این حق ما چنگ انداخت و بعد از او عمر این کار را کرد؟ آن مرد عرض کرد: آری. و طبق همین
______________________________
(20) «ب» و «د»: هر گاه امام هدایت امور را بدست بگیرد دولت حق بر ابلیس است، و هر گاه امام ضلالت بدست بگیرد دولت ابلیس است.
(21) «مهره» منطقه خشکی در جزیرة العرب بین حضرموت و عمّان است.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 599
عقیده با اختیار و بدون اجبار با آن حضرت بیعت کرد.
ابان می‌گوید: به حسن بصری گفتم: آیا همه مردم بر این اعتقاد بیعت کردند؟ گفت:
نه، با کسانی که از آنان در امان بود و به آنان اطمینان داشت بر این اساس بیعت کرد.

دفاع حسن بصری از ابو بکر و عمر

ای برادر عبد القیس «22»، اگر برای ما جایز باشد که برای عثمان استغفار کنیم با آن گناهان کبیره و کارهای قبیح که مرتکب شده است، در این صورت برای ما جایز خواهد بود برای ابو بکر و عمر هم استغفار کنیم، چرا که آنان از ریختن خونها خود را آسوده نگهداشتند و در حکومت خود عفاف نشان دادند و خودداری کردند و رفتار نیک داشتند!! آنان ظلم و خلط «23» کردن‌های عثمان را مرتکب نشدند، و کار طلحه و زبیر را نیز انجام ندادند که بیعت را شکستند و خونها را بقصد دنیا و حکومت ریختند، در حالی که از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله شنیده بودند که از آنچه مرتکب شدند و به انجام رساندند نهی می‌کرد. آنان امر خدا و رسولش را بعد از اتمام حجّت و شاهد ترک کردند چرا که امر خدا و رسول را سبک می‌شمردند.
ای برادر عبد القیس، اگر بگوئی «ابو بکر و عمر هم از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله شنیده بودند آنچه در باره علی علیه السّلام فرموده بود»، این مطالب را عثمان و طلحه و زبیر هم شنیده بودند ولی آنان مرتکب آن جنگ و خونریزی‌ها شدند در حالی که این دو از ارتکاب آن خود را کنار نگه داشتند «24»!!
______________________________
(22) چنان که قبلا هم ذکر شد این خطاب حسن بصری به ابان بن ابی عیاش است که از طایفه بنی عبد القیس بوده است.
(23) در «ب» بجای تخلیط است.
(24) نفاق و تجاهل حسن بصری در چنین مواردی باطن او را بخوبی نشان می‌دهد. امّا اینکه ابو بکر و عمر خود را از خونریزی‌ها کنار نگه داشتند، باید گفت مگر شهادت حضرت فاطمه زهرا و فرزندش حضرت محسن علیهما السّلام بزرگترین جنایت آنان نیست؟ مگر این همه خونهایی که در زمان آن دو در جنگها ریخته شد به حساب آنان نیست؟ و آیا آنان پایه گذار فتنه‌هایی نیستند که دامنه‌اش به حکومت عثمان و فتنه‌های طلحه و زبیر و عایشه و معاویه و یزید و بعد از آنها منجر شد؟ و آیا همه خونهایی که تا روز قیامت بنا حق ریخته می‌شود به حساب آنان نیست؟ ائمه علیهم السّلام چنین فرموده‌اند اگر چه حسن بصری‌ها خود را به تجاهل می‌زنند.
و امّا اینکه در حکومت خود عفاف نشان دادند و رفتار خوش داشتند، در این باره باید گفت عفاف و رفتار خوش را چگونه معنی کنیم. البته منافقی چون حسن بصری نفاق ابو بکر و عمر در شکل حکومت و زندگیشان را خواهد پسندید، ولی شیعه و تاریخ شیعه بیدارتر و هوشیارتر از آن است که فریب ظاهر نفاق را بخورد و از جنایات چشم بپوشد.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 600

ابو بکر و عمر اولین پایه‌گذاران گمراهی در امّت‌

ای برادر عبد القیس، اگر بگوئی ابو بکر و عمر اوّل کسانی هستند که این راه را باز کردند و پایه‌گذاری نمودند و با چنگ انداختن به آنچه که یقینا می‌دانستند در آن حقّی ندارند و خداوند آن را برای غیر ایشان قرار داده «25»، فتنه و بلا را بر امت وارد کردند. و اینکه آن دو بعنوان «امیر المؤمنین» بر علی علیه السّلام سلام کردند، و هنگامی که حضرت آن دو را به سلام کردن بر او امر کرد گفتند: آیا این از طرف خدا و رسولش است؟ فرمود:
«آری، از طرف خدا و رسولش است»، اگر این را بگوئی سخن بجائی گفته‌ای.
هنگامی که ابو ذر حدیث سلام کردن آن دو بعنوان «امیر المؤمنین» همراه خود و مقداد و سلمان را نقل می‌کرد، بمن گفت: از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله شنیدیم که می‌فرمود: «هیچ امتی امور خود را بدست کسی نمی‌سپارند در حالی که عالم‌تر از او در میان آنان باشد مگر آنکه کارشان رو به سقوط می‌رود تا به آنچه ترک کرده‌اند بازگردند».

اعتراف همه اصحاب پیامبر صلی اللَّه علیه و آله به خلافت بلا فصل امیر المؤمنین علیه السّلام‌

ای برادر عبد القیس، ابو بکر و عمر و عثمان و طلحه و زبیر و همه اصحاب پیامبر صلی اللَّه علیه و آله شکی نداشتند و در این باره اختلافی بین آنان نبود که علی بن ابی طالب علیه السّلام اوّلین آنان در اسلام و بیشترین آنان از نظر علم و بالاترین آنان در زحمت برای جهاد در راه خدا و مبارزه با اقران و جانفشانی برای حفظ پیامبر صلی اللَّه علیه و آله بود.
______________________________
(25) «ب»: و خداوند علی علیه السّلام را نسبت به خلافت از آن دو سزاوارتر می‌دانسته است.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 601
هیچ مسأله مهمی و ناراحتی و مبارزه با شجاعی و فتح قلعه‌ای برای پیامبر صلی اللَّه علیه و آله پیش نیامد مگر آنکه علی علیه السّلام را بخاطر اطمینانی که به او داشت و فضیلتی که از او می‌دانست پیش می‌فرستاد.
(همچنین اصحاب شکی نداشتند در اینکه) علی علیه السّلام عالمترین آنان به کتاب خدا و سنت پیامبرش است و نزد پیامبر صلی اللَّه علیه و آله از همه محبوبتر است، و اینکه او وصیّ پیامبر صلی اللَّه علیه و آله است.
و اینکه او در هر روز و شبی با پیامبر صلی اللَّه علیه و آله ورود و خلوتی داشت که هر گاه سؤال می‌کرد حضرت جواب عطا می‌فرمود و هر گاه سکوت می‌کرد حضرت ابتداء سخن می‌گفت «26».
(و شکی نداشتند که) علی علیه السّلام بعد از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله در علم و فقه به احدی نیاز پیدا نکرد.
همه آنان به او احتیاج داشتند، ولی او به احدی احتیاج نداشت. او سوابق و مناقب و مطالبی از قرآن که خدا در باره او نازل کرده بود داشت که برای احدی از آنان نبود. و از همه آنان در بخشش دست و سخاوت نفس و شجاعت در جنگ «27» بالاتر بود.
هیچ خصلتی از خصال خیر نبود که برایش نظیر و شبیه و همتایی در آن باشد همچنان که در زهد در دنیا و اجتهادش چنین بود «28».
از جمله آنچه خداوند او را مخصوص آن کرده اینکه اوائل زندگی خود را برای مردم مطرح کرد و معلوم شد احدی از مردم در هیچ خیری بر او سبقت نگرفته، و پیامبر صلی اللَّه علیه و آله هرگز احدی را بر او امیر قرار نداده و هرگز احدی در نماز بر او مقدّم نشده است «29».

جریان نماز ابو بکر

ابان می‌گوید: گفتم: ای ابو سعید، آیا پیامبر صلی اللَّه علیه و آله به ابو بکر دستور نداد تا برای مردم نماز جماعت بخواند؟
______________________________
(26) «ب» و هر گاه سکوت می‌کرد بر آن حضرت املا می‌فرمود.
(27)- «ب»: شجاعت قلب.
(28) «ب»: .... همتایی در دنیا و نه در جهاد و نه در پرهیزکاری و نه قوت در امر خداوند نداشت. از جمله آنچه خداوند او را به آن اختصاص داده اینکه در فضیلت بر مؤمنان اوّل همراه پیامبر صلی اللَّه علیه و آله فضیلت داشت. (یعنی:
در بین مسلمانان اوّلیه بر دیگران ترجیح داشت، و نسبتش به آنان همچون پیامبر صلی اللَّه علیه و آله بود.
(29) «ب»: هرگز امیری را بر او فرمانده قرار نداده و امام جماعتی را در نماز امام بر او قرار نداده است.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 602
گفت: ای ابان، کجا رفته‌ای؟! اوّلا علی علیه السّلام همراه مردمی نبود که به ابو بکر دستور داد تا برایشان نماز بخواند «30»، آن حضرت با پیامبر صلی اللَّه علیه و آله بود و پرستاری او را می‌کرد. آن حضرت به علی علیه السّلام وصیت می‌نمود و علی علیه السّلام هم نمازهایش را همراه حضرت می‌خواند.
و ثانیا این نماز برای ابو بکر هم به انجام نرسید. پیامبر صلی اللَّه علیه و آله بیرون آمد و ابو بکر را عقب زده «31» و خود برای مردم نماز خواند «32».
______________________________
(30) البته این بعنوان فرض است، یعنی اگر فرض کنیم پیامبر صلی اللَّه علیه و آله چنین دستور داده باشد. و در واقع این نظر حسن بصری است.
(31) «ب»: بخدا قسم پیامبر صلی اللَّه علیه و آله بیرون آمد و ابو بکر را از محراب کنار زد و ...
(32) در اینجا مناسب است جریان کامل نماز ابو بکر را نقل کنیم. در بحار: ج 28 ص 110 و ج 8 قدیم ص 25 از حذیفة بن یمان در نقل وقایع روزهای آخر عمر پیامبر صلی اللَّه علیه و آله چنین نقل می‌کند:
بلال مؤذن پیامبر صلی اللَّه علیه و آله بود و در وقت هر نماز اذان می‌گفت. اگر آن حضرت قدرت بیرون رفتن داشت او را کمک می‌کردند و بیرون می‌آمد و برای مردم نماز می‌خواند، و اگر نمی‌توانست به علی بن ابی طالب علیه السّلام دستور می‌داد و آن حضرت برای مردم نماز می‌خواند. در آن بیماری علی بن ابی طالب علیه السّلام و فضل بن عباس دائما کنار حضرت بودند.
آن شبی که افراد تحت فرمان اسامه وارد مدینه شدند، هنگام صبح بلال اذان گفت و طبق عادت آمد تا به آن حضرت اعلان نماز را خبر دهد. ولی دید بیماری حضرت شدت یافته و از ورود او جلوگیری شد.
از سوی دیگر عایشه، به صهیب دستور داد تا سراغ پدرش ابو بکر برود و او را آگاه کند که بیماری پیامبر صلی اللَّه علیه و آله شدت یافته و نمی‌تواند به مسجد برود، و علی بن ابی طالب هم مشغول امور آن حضرت و مشاهده اوست و نمی‌تواند برای نماز جماعت حاضر شود. تو به مسجد برو و برای مردم نماز بخوان چرا که این حالی است که برایت گوارا خواهد بود و بعد از این هم دلیلی برای تو خواهد بود».
حذیفه می‌گوید: مردم در مسجد منتظر پیامبر یا علی علیهما السّلام بودند که طبق عادت روزانه ایام بیماری حضرت برایشان نماز بخوانند. در همین گیر و دار بودند که ابو بکر وارد مسجد شد و گفت: «بیماری پیامبر شدت یافته و به من دستور داده برای مردم نماز جماعت بخوانم»! یکی از اصحاب گفت: چگونه تو چنین حقّی داری در حالی که تو از لشکر اسامه هستی. بخدا قسم هرگز کسی را نمی‌شناسم که سراغ تو فرستاده باشد و نه به تو دستور نماز داده باشد.
سپس بلال مردم را مورد خطاب قرار داد و گفت: «همچنان بمانید- خدا شما را رحمت کند- تا من از پیامبر در این باره اجازه بگیرم». سپس به سرعت آمد و درب خانه را به شدت کوبید. پیامبر صلی اللَّه علیه و آله صدای در را شنید و فرمود: این در زدن شدید چیست؟ ببینید چه خبر است؟! فضل بن عباس بیرون آمد و درب را باز کرد و با بلال مواجه شد. پرسید: بلال چه خبری داری؟
بلال گفت: ابو بکر وارد مسجد شده و جلو رفته و در جای پیامبر صلی اللَّه علیه و آله ایستاده و چنین گمان می‌کند که آن حضرت به او این دستور را داده است. فضل گفت: مگر ابو بکر در لشکر اسامه نیست؟! بخدا قسم این همان شرّ عظیمی است که دیشب وارد مدینه شده است. پیامبر صلی اللَّه علیه و آله این خبر را به ما داده است.
فضل بن عباس وارد خانه شد و بلال را هم همراه خود برد. حضرت پرسید: بلال، بیرون چه خبر است؟ بلال خبر را برای آن حضرت بیان کرد. حضرت فرمود: «مرا بلند کنید، مرا بلند کنید، مرا به مسجد ببرید.
قسم به آنکه جانم بدست اوست برای اسلام بلا و فتنه عظیمی نازل شده است».
سپس بیرون آمد در حالی که سر مبارک را بسته بود و بین علی علیه السّلام و فضل بن عباس قرار گرفته بود و پاهای مبارکش به زمین کشیده می‌شد و به این صورت وارد مسجد شد. در همین حال ابو بکر در محراب حضرت ایستاده بود، و عمر و ابو عبیده و سالم و صهیب و افرادی که شبانه وارد مدینه شده بودند اطراف ابو بکر را گرفته بودند، و اکثر مردم از خواندن نماز خودداری کرده بودند تا ببینند بلال چه خبری می‌آورد.
وقتی مردم دیدند پیامبر صلی اللَّه علیه و آله وارد مسجد شد و آن طور حالت سختی از بیماری دارد، این مطلب را بسیار بزرگ شمردند.
پیامبر صلی اللَّه علیه و آله جلو رفت و ابو بکر را از پشت سر کشید و او را از محراب دور کرد. ابو بکر و افرادی که با او بودند پشت سر پیامبر صلی اللَّه علیه و آله متواری شدند. مردم آمدند و پشت سر آن حضرت به نماز ایستادند در حالی که حضرت نشسته بود و بلال برای مردم تکبیر می‌گفت تا نماز حضرت پایان یافت.
بعد حضرت نگاهی کرد و ابو بکر را ندید. لذا فرمود: ای مردم، آیا از پسر ابو قحافه و اصحابش تعجب نمی‌کنید که آنها را فرستادم و زیردست اسامه قرار دادم و به آنان دستور دادم به سمتی که فرستاده شده‌اند بروند، ولی آنان مخالفت کردند و برای ایجاد فتنه به مدینه برگشتند؟ بدانید که خداوند آنان را در فتنه انداخته است.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 603

هزار باب علم امیر المؤمنین علیه السّلام‌

حسن بصری گفت: بخدا قسم، از علی علیه السّلام شنیدم که می‌فرمود: پیامبر صلی اللَّه علیه و آله در بیماریش، برای من کلید هزار باب از علم را باز کرد که هر بابی هزار باب را باز می‌کند «33».

اعترافات حسن بصری در باره جنگهای امیر المؤمنین علیه السّلام «34»

حسن بصری ادامه داد: سپس مرحله دوّم زندگی‌اش را شروع کرد که بر ظلم صبر کرد «35»، تا وقتی که یارانی پیدا کرد و بر سر تأویل قرآن جنگید همان طور که بر سر تنزیل
______________________________
(33) «ب»: از هر بابی هزار باب باز می‌شود.
(34) با توجه به اینکه حسن بصری از مخالفین امیر المؤمنین علیه السّلام در جنگهای جمل و صفّین و نهروان بود و به حضرت اعتراض می‌کرد که چرا خونهای مسلمین را به زمین می‌ریزد!!
(35) منظور ظلم ابو بکر و عمر و عثمان است.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 604
آن جنگید «36». او امر به معروف و نهی از منکر انجام داد و در راه خدا جهاد کرد تا شهید شد، و با حالتی پاکیزه و پاک و سعادتمند و شهید و مطهّر خدا را ملاقات کرد، و با آنان که خدا و رسولش به او دستور جنگیدن با آنها را داده بودند یعنی ناکثین و قاسطین و مارقین جنگیده بود.

خلط نفاق با تقیه در نظر حسن بصری‌

ابان می‌گوید: حسن بصری این سخن را در اوائل عمرش در اوّل حکومت حجاج در حالی که در خانه ابو خلیفه متواری بود می‌گفت، و او در آن روز از شیعه به حساب می‌آمد.
وقتی بزرگ شد و مشهور گشت و از او شنیدم که در باره امیر المؤمنین علیه السّلام سخنان ناروا می‌گوید، با او خلوت کردم و آنچه (در اوائل عمرش) از او شنیده بودم برایش یادآور شدم. در جواب گفت: این مطالب را نسبت به من کتمان کن. من این سخنان را می‌گویم تا خونم را حفظ کنم، و اگر چنین نکنم چوب بر سرم بلند می‌کنند.
روایت از غیر سلیم:
1. بحار: ج 40 ص 81.
2. اللوامع النورانیّة: ص 373.
3. اللوامع النورانیّة: ص 376.
4. مناقب ابن شهرآشوب: ج 1 ص 264.
______________________________
(36) عبارت در «ب» و «د» چنین است: سپس فضیلت دیگری بر مردم اتخاذ کرد. نخواست به ظلم کمک کرده باشد و لذا دست نگه داشت و خانه‌نشینی اختیار کرد تا آنکه یارانی پیدا کرد و بر تأویل قرآن جنگید همان طور که پیامبر صلی اللَّه علیه و آله بر تنزیل قرآن جنگید.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 605

59 دعای امیر المؤمنین علیه السّلام در جنگهای جمل و صفّین و نهروان.

دعای امیر المؤمنین علیه السّلام در جنگهای جمل و صفّین و نهروان سلیم بن قیس می‌گوید: هر گاه امیر المؤمنین علیه السّلام در جنگهای جمل و صفّین و نهروان با دشمن روبرو می‌شد سوار بر قاطر شهباء- که همان قاطر پیامبر صلی اللَّه علیه و آله بود- رو به قبله می‌کرد و می‌فرمود:
«اللّهمّ بسطت الیک الایدی و رفعت الابصار و افضت القلوب و نقلت الاقدام. رَبَّنَا افْتَحْ بَیْنَنا وَ بَیْنَ قَوْمِنا بِالْحَقِّ وَ أَنْتَ خَیْرُ الْفاتِحِینَ»، «پروردگارا، دستها به سوی تو باز شده و چشمها بسوی تو بالا رفته و قلبها بسوی تو متوجّه شده و قدمها بسوی تو رهسپار شده است. پروردگارا بین ما و قوممان به حق فتح کن که تو بهترین فتح‌کنندگان هستی».
این را در حالی می‌فرمود که دستها را بالا برده بود و اصحاب آن حضرت آمین می‌گفتند.
روایت از غیر سلیم:
1. کتاب صفّین نصر بن مزاحم: ص 230 و 477.
2. کتاب فتوح ابن اعثم: ج 3 ص 304.
3. کتاب صفّین جلّودی، بروایت سید بن طاوس در مهج الدعوات: ص 96.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 606

60 بالاترین فضیلت امیر المؤمنین علیه السّلام از قرآن، بالاترین فضیلت امیر المؤمنین علیه السّلام از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله، بیماری امیر المؤمنین علیه السّلام در سفر و دعای پیامبر صلی اللَّه علیه و آله، استهزای ابو بکر و عمر به دعای پیامبر صلی اللَّه علیه و آله.

 

بالاترین فضیلت امیر المؤمنین علیه السّلام از قرآن‌

سلیم می‌گوید: مردی خدمت امیر المؤمنین علیه السّلام آمد و در حالی که من هم می‌شنیدم عرض کرد: یا امیر المؤمنین علیه السّلام، بالاترین منقبت خود را به من خبر بده. فرمود: آنچه خداوند در کتابش در باره من نازل کرده است. عرض کرد: خداوند در باره تو چه نازل کرده است؟
فرمود: کلام خداوند: أَ فَمَنْ کانَ عَلی بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ یَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ «1»، «آیا کسی که دلیلی از جانب پروردگارش دارد و شاهدی از خود پشت سر اوست». من شاهد نسبت به پیامبر صلی اللَّه علیه و آله هستم.
و کلام خداوند: وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتابِ «2»، «کسی که علم کتاب نزد اوست»، خداوند مرا قصد کرده است «3».
سپس حضرت هر آیه‌ای که خداوند در باره او نازل کرده بود ذکر فرمود «4».
________________________________________
هلالی، سلیم بن قیس - انصاری زنجانی خوئینی، اسماعیل، أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم بن قیس هلالی، 1جلد، نشر الهادی - ایران ؛ قم، چاپ: اول، 1416 ق. أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم ؛ ؛ ص606

بالاترین فضیلت امیر المؤمنین علیه السّلام از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله‌

آن مرد عرض کرد «5»: بالاترین منقبت خود را از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله بفرمائید.
______________________________
(1) سوره هود: آیه 17.
(2) سوره رعد: آیه 43.
(3) در کتاب احتجاج این عبارت را اضافه دارد و مثل کلام خداوند: إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ، و کلام خداوند: أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ و غیر اینها.
(4) متأسفانه این حدیث بطور کامل نقل نشده تا همه آنچه در باره امیر المؤمنین علیه السّلام در قرآن نازل شده را از لسان خود آن حضرت بشنویم.
(5) در کتاب احتجاج عبارت چنین است: (سلیم) می‌گوید: عرض کردم ...
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 607
فرمود: منصوب کردن آن حضرت مرا در غدیر خم، که به امر خدای تبارک و تعالی ولایت را از جانب او برایم اقامه نمود. و دیگر سخن او که فرمود: «تو نسبت به من همچون هارون نسبت به موسی هستی» «6».

بیماری امیر المؤمنین علیه السّلام در سفر و دعای پیامبر صلی اللَّه علیه و آله «7»

فرمود: من با پیامبر صلی اللَّه علیه و آله به سفر رفتم، و این قبل از آن بود که حضرت همسرانش را به حجاب امر کند. من به پیامبر صلی اللَّه علیه و آله خدمت می‌کردم و آن حضرت خدمتگزار دیگری نداشت.
آن حضرت بجز یک لحاف، روانداز دیگری نداشت و عایشه هم همراه او بود.
پیامبر صلی اللَّه علیه و آله بین من و عایشه می‌خوابید و ما سه نفری جز همان یک لحاف چیزی نداشتیم.
هر گاه حضرت برای نماز «8» بر می‌خاست وسط لحاف را بین من و عایشه پایین می‌آورد تا لحاف به زیراندازی که زیر ما بود برسد و پیامبر صلی اللَّه علیه و آله بر می‌خاست و نماز می‌خواند.
یک شب مرا تب گرفت و بیدارم نگه داشت. پیامبر صلی اللَّه علیه و آله بخاطر بیداری من بیدار ماند، و آن شب را بین من و محل نماز خود به صبح رساند که مقداری نماز می‌خواند و سپس نزد من می‌آمد و حال مرا می‌پرسید و به من توجّه می‌کرد، و تا صبح کارش همین بود.
وقتی صبح شد نماز صبح را با اصحابش خواند و سپس فرمود: «خدایا، علی را شفا و عافیت بده او امشب از دردی که داشت مرا بیدار نگه داشت». با این دعا از بیماری که قبل از آن داشتم خلاص شدم.
امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: بعد پیامبر صلی اللَّه علیه و آله فرمود: برادرم، بشارت باد ترا- و این سخن را طوری فرمود که اصحابش می‌شنیدند-. عرض کردم: یا رسول اللَّه، خدا تو را بشارت خیر دهد و مرا فدایت گرداند.
______________________________
(6) در کتاب احتجاج اضافه دارد: «مگر آنکه پیامبری بعد از من نیست».
(7) این جریان در حدیث 36 ص 495 همین کتاب نیز ذکر شد.
(8) در کتاب احتجاج: برای نماز شب.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 608
فرمود: من «9» از خداوند چیزی نخواستم مگر آنکه به من عطا کرد، و چیزی برای خود نخواستم مگر آنکه مثل آن را برای تو خواستم. من از خدا خواستم که بین من و تو برادری قرار دهد، و چنین کرد، و از او خواستم تو را صاحب اختیار هر مؤمنی «10» بعد از من قرار دهد، و چنین کرد.

استهزاء ابو بکر و عمر به دعای پیامبر صلی اللَّه علیه و آله‌

دو نفر «11»، یکی به دیگری گفت: از آنچه از خدا خواسته چه مقصدی داشته است «12»؟ بخدا قسم یک پیمانه خرمای خشکیده در پوستی خشکیده بهتر از چیزی است که از خدا خواسته است!! اگر از پروردگارش خواسته بود ملائکه‌ای بر او نازل کند تا او را بر علیه دشمنش کمک کنند، یا گنجی بر او نازل کند تا بر اصحابش خرج کند «13»- که به آن احتیاج دارند!- بهتر از این چیزی بود که درخواست کرده است «14».
آن دو به یک دیگر گفتند: پیامبر علی را به هیچ حق یا باطلی «15» دعوت نمی‌کند مگر آنکه درخواست او را اجابت می‌نماید «16».
روایت با سند به سلیم:
1. احتجاج طبرسی: ج 1 ص 231.
2. نزهة الکرام: ص 558.
3. المناقب الفاخرة فی العترة الطاهرة، بنقل سید هاشم بحرانی در حلیة الابرار: ج 1 ص 109.
______________________________
(9) در کتاب احتجاج: من امشب ....
(10) در کتاب احتجاج: هر مرد و زن مؤمنی.
(11) منظور ابو بکر و عمر است که به کنایه آورده شده است.
(12) در کتاب احتجاج: می‌بینی از خدا چه خواسته است؟!
(13) در کتاب احتجاج: که به او و اصحابش نفع داشته باشد.
(14) در کتاب احتجاج: برای اصحابش بهتر بود.
(15) کلمه «حق یا باطلی» سخن ابو بکر و عمر است که این عبارت را بکار برده‌اند.
(16) در آخر حدیث در نسخه‌ها این عبارت در متن آمده است: «محمد بن مسلم از امام باقر علیه السّلام این حدیث را نقل کرده است». و احتمالا این عبارت از کلام ابان بن ابی عیاش است که از اصحاب امام باقر علیه السّلام بوده است.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 609

61 1. سفارشات پیامبر صلی اللَّه علیه و آله با خاندانش در آخرین لحظات عمر 2. پیشگوئی پیامبر صلی اللَّه علیه و آله از مصائب اهل بیت علیهم السّلام در آخرین لحظات عمر

 

اشارة

1. سفارشات پیامبر صلی اللَّه علیه و آله با خاندانش در آخرین لحظات عمر: دعوت و اجتماع فرزندان عبد المطلب، در لحظات آخر عمر پیامبر صلی اللَّه علیه و آله، بیرون رفتن همسران پیامبر صلی اللَّه علیه و آله از مجلس بنی هاشم، معرفی صاحبان ولایت برای بنی عبد المطلب، پیشگوئی از بلاهای بنی عبد المطلب، پیشگوئی از دوازده امام هدایت و دوازده امام ضلالت، دستور به بنی عبد المطلب در مورد اطاعت از علی علیه السّلام.
2. پیشگوئی پیامبر صلی اللَّه علیه و آله از مصائب اهل بیت علیهم السّلام در آخرین لحظات عمر: پیشگوئی از مصائب امیر المؤمنین علیه السّلام، پیشگوئی از مصائب حضرت زهرا علیها السّلام، پیشگوئی از مصائب امام حسن علیه السّلام، پیشگوئی از حکومت بنی عباس و حکومت اهل بیت علیهم السّلام.

1 سفارشات پیامبر صلی اللَّه علیه و آله با خاندانش در آخرین لحظات عمر

 

دعوت و اجتماع فرزندان عبد المطلب در لحظات آخر عمر پیامبر صلی اللَّه علیه و آله‌

سلیم می‌گوید: به ابن عباس- در حالی که جابر بن عبد اللَّه انصاری کنارش بود- گفتم:
آیا هنگام وفات پیامبر صلی اللَّه علیه و آله حاضر بودی؟ گفت: آری، وقتی بیماری حضرت شدّت یافت هر جوان بالغ و زن و بچه‌ای که عقلشان می‌رسید از فرزندان عبد المطلب را جمع کرد.
آن حضرت فقط آنان را جمع نمود و غیر آنان همراهشان وارد نشدند بجز زبیر که بخاطر صفیّه «1» او را داخل کرد، و نیز عمر بن ابی سلمه و اسامة بن زید، و سپس فرمود: «این سه
______________________________
(1) صفیّه عمّه پیامبر صلی اللَّه علیه و آله است و زبیر فرزند اوست.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 610
نفر هم از خاندان ما هستند» «2» و فرمود: «اسامه از موالی ما «3» و از ما است». و این در حالی بود که پیامبر صلی اللَّه علیه و آله او را بر لشکر امیر قرار داده و برای او پرچمی آماده کرده بود، و ابو بکر و عمر هم در آن لشکر بودند. هر یک از ابو بکر و عمر به دیگری گفتند: «کارش به اینجا رسیده که این کودک غلام را بر ما امیر قرار می‌دهد»! اسامه از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله اجازه گرفت تا با حضرت خداحافظی کند و بر او سلام کند، و این کار او با اجتماع بنی هاشم مصادف شد و او همراه آنان داخل شد. ابو بکر و عمر هم از اسامه اجازه گرفتند تا بر پیامبر صلی اللَّه علیه و آله سلام کنند و اسامه به آن دو اجازه داد.

بیرون رفتن همسران پیامبر صلی اللَّه علیه و آله از مجلس بنی هاشم‌

ابن عباس گفت: وقتی اسامه- که از بنی هاشم به حساب می‌آمد و حضرت او را بسیار دوست می‌داشت- همراه ما وارد شد پیامبر صلی اللَّه علیه و آله به همسرانش فرمود: «از حضور من برخیزید و مرا با اهل بیتم تنها بگذارید». همه آنان بجز عایشه و حفصه برخاستند! حضرت نگاهی به آن دو کرد و فرمود: «مرا با اهل بیتم تنها بگذارید». عایشه در حالی که دست حفصه را گرفته بود برخاست و از غضب بخود می‌پیچید و می‌گفت: «تو را با آنان تنها گذاشتیم»! بعد وارد خانه‌ای چوبی شدند.

معرفی صاحبان ولایت برای بنی عبد المطلب‌

پیامبر صلی اللَّه علیه و آله به علی علیه السّلام فرمود: «برادرم، مرا بنشان». امیر المؤمنین علیه السّلام آن حضرت را نشانید و به سینه تا گلویش تکیه داد. سپس آن حضرت حمد و ثنای الهی بجا آورد و فرمود:
«ای بنی عبد المطلب، تقوای الهی پیشه کنید و خدا را بپرستید. همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و متفرق نشوید و اختلاف نکنید. اسلام بر پنج پایه بنا شده است: ولایت و نماز و زکات و روزه ماه رمضان و حج. ولایت برای خدا و رسولش و برای مؤمنینی
______________________________
(2) به قرینه کلام پیداست که از خاندان حضرت بودن نسبی است یعنی در این حد که در این مجلس باشند.
(3) کلمه «مولی» که در اینجا بکار رفته ظاهرا بمعنای «آزاد شده» است.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 611
است که زکات را در حال رکوع می‌پردازند «4» و هر کس ولایت خدا و رسولش و کسانی که ایمان آوردند را بپذیرد، (بداند) که حزب خداوند غالب هستند» «5».
ابن عباس گفت: در اینجا سلمان و مقداد و ابو ذر هم آمدند، و پیامبر صلی اللَّه علیه و آله بهمراه بنی عبد المطلب به آنان هم اجازه داد.
سلمان عرض کرد: یا رسول اللَّه، آیا این آیات شامل همه مؤمنین است یا مخصوص بعضی از ایشان است؟ فرمود: مخصوص بعضی از آنان است که خداوند آنان را در بیش از یک آیه قرآن با خود و پیامبرش قرین نموده است.
سلمان پرسید: یا رسول اللَّه، آنان کیانند؟ فرمود: اوّل آنان و افضلشان و بهترینشان این برادرم علی بن ابی طالب است- و در این حال دست مبارک بر سر امیر المؤمنین علیه السّلام قرار دادند- سپس این پسرم بعد از او- و دست مبارک را بر سر امام حسن علیه السّلام قرار دادند- سپس این پسرم بعد از او- و دست مبارک بر سر امام حسین علیه السّلام قرار دادند- و اوصیاء نه نفر از فرزندان حسین یکی پس از دیگری خواهند بود. آنان ریسمانهای محکم خداوند و دستاویزهای مورد اعتماد اویند. آنان حجت خدا بر خلقش و شاهدان او در زمین‌اند.
هر کس از آنان اطاعت کند، خداوند را و مرا اطاعت کرده است، و هر کس از آنان سرپیچی کند از خداوند و از من سرپیچی کرده است. آنان با قرآن و قرآن با آنان است.
قرآن از آنان جدا نمی‌شود و آنان از قرآن جدا نمی‌شوند تا بر سر حوض کوثر نزد من وارد شوند.

پیشگوئی از بلاهای بنی عبد المطلب‌

فرمود: ای فرزندان عبد المطلب، شما بعد از من از ظالمین قریش و جاهلان و طاغیان عرب سختی و بلا و اتحاد بر علیه شما و به ذلت کشیدن و حمله بر شما و حسد و تجاوز نسبت به شما خواهید دید. پس صبر کنید تا مرا ملاقات کنید.
______________________________
(4) اشاره به آیه 55 از سوره مائده است.
(5) اشاره به آیه 56 از سوره مائده است.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 612
ای فرزندان عبد المطلب، هر کس خدا را با عقیده به یگانگی او و اقرار به رسالت من ملاقات کند او را داخل بهشت می‌نماید و عمل ضعیف او را قبول می‌کند و از بدی‌های او گذشت می‌کند.

پیشگوئی از دوازده امام هدایت و دوازده امام ضلالت‌

ای فرزندان عبد المطلب، من بر منبرم دوازده نفر از قریش دیدم که همه آنان گمراه و گمراه‌کننده بودند و امّتم را به آتش دعوت می‌کردند و از راه راست به عقب بر می‌گرداندند: دو نفر از دو طایفه «6» قریش، که مثل گناه همه امت و عذاب همه آنان برای آن دو است، و ده نفر از بنی امیه. دو نفر از ده نفر از فرزندان حرب بن امیّه «7» و بقیه از فرزندان ابی العاص بن امیّه «8» هستند.
از اهل بیت من دوازده امام نیز هستند که همه آنان به بهشت دعوت می‌کنند: علی و حسن و حسین و نه نفر از فرزندان حسین که یکی پس از دیگری خواهند بود. امام آنان و پدرشان علی است، و من امام برای علی و برای آنان هستم. آنان با قرآن و قرآن با آنان است. قرآن از آنان جدا نمی‌شود و آنان از قرآن جدا نمی‌شوند تا بر سر حوض نزد من آیند.

دستور به بنی عبد المطلب در مورد اطاعت از علی علیه السّلام‌

ای فرزندان عبد المطلب، از علی اطاعت کنید و تابع او باشید و ولایت او را بپذیرید و با او مخالفت نکنید و از دشمن او بیزاری بجوئید. او را کمک کنید و یاری دهید و به او اقتدا کنید تا به راه درست رفته باشید و هدایت شوید و سعادتمند گردید.
ای فرزندان عبد المطلب، از علی اطاعت کنید. من اگر حلقه در بهشت را بگیرم و برایم راهی بسوی پروردگارم باز شود و به سجده بیفتم و به من بگوید: «سر بردار،
______________________________
(6) یعنی ابو بکر که از طایفه بنی تیم و عمر که از طایفه بنی عدی است.
(7) حرب بن امیه همان ابو سفیان است و منظور از دو نفر معاویه و یزید هستند.
(8) هشت نفر بقیه بنی مروان هستند که از اولاد مروان بن حکم بن ابی العاص بن امیّه هستند.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 613
درخواست کن تا به تو عطا شود و شفاعت کن تا قبول شود»، در چنین حالی احدی را بر شما بنی عبد المطلب مقدّم نمی‌دارم.
گفتند: یا رسول اللَّه، شنیدیم و اطاعت می‌کنیم.

2 پیشگوئی پیامبر صلی اللَّه علیه و آله از مصائب اهل بیت علیهم السّلام در آخرین لحظات عمر

 

پیشگوئی از مصائب امیر المؤمنین علیه السّلام‌

سپس پیامبر صلی اللَّه علیه و آله رو به امیر المؤمنین علیه السّلام کرد و فرمود: برادرم، بزودی قریش بر علیه تو متّحد می‌شوند و بر سر ظلم و مغلوب کردن تو سخنشان یکی می‌شود. اگر یارانی یافتی با آنان جهاد کن و اگر یارانی نیافتی دست نگهدار و خون خود را حفظ کن. بدان که شهادت پشت سر توست. خدا قاتل تو را لعنت کند.

پیشگوئی از مصائب حضرت زهرا علیها السّلام‌

سپس پیامبر صلی اللَّه علیه و آله رو به دخترش کرد و فرمود: تو اوّلین نفر از اهل بیتم هستی که به من ملحق می‌شوی، تو سیّده زنان اهل بهشت هستی. تو بعد از من ظلم و کینه خواهی دید تا آنجا که زده می‌شوی و استخوانی از استخوانهای پهلویت می‌شکند.
خدا قاتل تو را لعنت کند و امرکننده و راضی به آن و کمک‌کننده و یاری دهنده بر علیه تو و ظلم‌کننده به شوهر و دو پسرت را لعنت کند.

پیشگوئی از مصائب امام حسن علیه السّلام‌

و امّا تو ای حسن، امّت با تو عهدشکنی می‌کنند. اگر یارانی یافتی با آنان جهاد کن و
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 614
گر نه دست نگهدار و خون خود را حفظ کن که شهادت پشت سر توست.
خدا قاتل تو و کمک‌کننده بر علیه تو را لعنت کند، چون آن کسی که تو را می‌کشد ولد الزنا پسر ولد الزنا پسر ولد الزنا است. ما اهل بیتی هستیم که خداوند آخرت را برای ما انتخاب کرده و دنیا را برای ما راضی نشده است «9».

پیشگوئی از حکومت بنی عباس و حکومت اهل بیت علیهم السّلام‌

سپس پیامبر صلی اللَّه علیه و آله رو به ابن عبّاس «10» کرد و فرمود: بدانید که اوّل هلاک بنی امیّه- بعد از آنکه ده نفر از آنان به حکومت رسیدند- بدست فرزندان تو خواهد بود. از خدا بترسند و در باره فرزندان و عترت من مراقب باشند. دنیا برای احدی قبل از ما باقی نمانده و برای احدی بعد از ما باقی نمی‌ماند. دولت ما آخرین دولت‌هاست، که بجای هر روز دو روز و بجای هر سال دو سال خواهد بود «11». از ما و از فرزندان من است کسی که زمین را از عدل و داد پر می‌کند همان طور که از ظلم و جور پر شده باشد.
روایت از کتاب سلیم:
1. فضائل السادات: ص 291.
روایت با سند به سلیم:
1. غیبت شیخ طوسی: ص 117.
2. غیبت شیخ طوسی: ص 203.
______________________________
(9) ذکر نشدن امام حسین علیه السّلام در اینجا احتمال سقط از طرف راویان را دارد، بخصوص کلمه «ولد الزنا» بودن خود و پدر و جدّ در باره قاتل امام حسین علیه السّلام در موارد دیگر نیز بکار رفته است. البته در باره قاتل امام حسن علیه السّلام هم صدق می‌کند.
(10) ظاهرا این خطاب به عباس باشد چون راوی حدیث ابن عباس است. البته منافاتی هم ندارد که خطاب به ابن عباس باشد و فقط در انشای عبارت اشتباه شده باشد.
(11) یعنی بجای هر روز که غاصبین از حکومت ما غصب کردند دو روز و بجای هر سال دو سال حکومت خواهیم کرد.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 615

62 سؤال سلمان در باره وصیّ پیامبر صلی اللَّه علیه و آله و جواب الهی،

 

اشارة

انتخاب چهارده معصوم علیهم السّلام از میان خلق، نزول آیه تطهیر و تفسیر آن، پیشگوئی پیامبر صلی اللَّه علیه و آله از حضرت مهدی علیه السّلام، شرکت در جزای سنت حسنه و سیئه، علی علیه السّلام وزیر پیامبر صلی اللَّه علیه و آله از طرف خداوند، تبرّک به خاک پای امیر المؤمنین علیه السّلام.

سؤال سلمان در باره وصیّ پیامبر صلی اللَّه علیه و آله و جواب الهی‌

سلیم می‌گوید: از سلمان شنیدم که می‌گفت: به پیامبر صلی اللَّه علیه و آله عرض کردم: یا رسول اللَّه، خداوند قبل از تو پیامبری مبعوث نکرده مگر آنکه جانشینی دارد، ای پیامبر خدا وصیّ تو کیست؟ فرمود: ای سلمان، در این باره مطلبی از طرف خداوند برایم نیامده است.
مدّت کوتاهی مکث کرد و سپس فرمود: ای سلمان، در باره مسأله‌ای که سؤال کردی از جانب خداوند برایم وحی آمد «1». ای سلمان، من تو را شاهد می‌گیرم که علی بن ابی طالب وصیّ من و برادرم و وزیرم و جانشینم در خاندانم و صاحب اختیار هر مؤمنی بعد از من است. او ذمّه مرا بری‌ء می‌کند و قرض مرا می‌پردازد و بر سر سنّت من می‌جنگد.

انتخاب چهارده معصوم علیهم السّلام از میان خلق‌

ای سلمان، خداوند توجهی به زمین کرد و مرا از میان اهل زمین انتخاب کرد. سپس نظر دوّمی نمود و برادرم علی را از میان آنان انتخاب کرد. و به من امر کرد و من هم سیّده زنان اهل بهشت را به ازدواج او در آوردم.
سپس نظر سومی نمود و فاطمه و جانشینان را انتخاب کرد: یعنی دو پسرم حسن و حسین و بقیّه آنان از فرزندان حسین. آنان با قرآن و قرآن با آنان است. قرآن از ایشان جدا نمی‌شود و آنان از آن جدا نمی‌شوند مانند این دو- و حضرت دو انگشت سبّابه خود
______________________________
(1) پیداست این گونه پاسخ که به این سؤال فرموده برای نشان دادن اتصال جواب به منبع وحی است.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 616
را کنار هم قرار دادند- تا آنکه یکی پس از دیگری بر سر حوض کوثر بر من وارد شوند.
آنان شاهدان خداوند بر خلقش و حجّت او در زمینش هستند. هر کسی آنان را اطاعت کند خدا را اطاعت کرده و هر کس از آنان سرپیچی کند از خدا سرپیچی کرده است. همه آنان هدایت‌کننده و هدایت شده‌اند.

نزول آیه تطهیر و تفسیر آن‌

این آیه در باره من و برادرم علی و دخترم فاطمه و دو پسرم و جانشینان یکی پس از دیگری نازل شده است که فرزندان من و فرزندان برادرم هستند: إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً «2». «خداوند خواسته است رجس و بدی را از شما اهل بیت ببرد و شما را پاک گرداند». ای سلمان، آیا می‌دانید «رجس» چیست؟
سلمان عرض کرد: نه. فرمود: شکّ است، آنان هرگز در باره چیزی که از جانب خدا آمده باشد شک نمی‌کنند. ما در ولادتمان و در طینتمان تا حضرت آدم پاک هستیم، از هر بدی پاک و معصوم هستیم.

پیشگوئی پیامبر صلی اللَّه علیه و آله از حضرت مهدی علیه السّلام‌

سپس پیامبر صلی اللَّه علیه و آله دست مبارک را بر امام حسین علیه السّلام زد و فرمود: ای سلمان، مهدی امت که زمین را از عدل و داد پر می‌کند همان طور که از ظلم و جور پر شده باشد، از فرزندان این است. امام پسر امام، عالم پسر عالم، وصی پسر وصی است. پدرش که قبل از اوست امام و وصی و عالم است «3».
عرض کردم: ای پیامبر خدا، مهدی افضل است یا پدرش؟ فرمود: پدرش از او افضل است. اوّلی آنان «4» مثل اجر همه آنان را دارد چرا که خداوند بوسیله او آنان را هدایت کرده است «5».
______________________________
(2) سوره احزاب: آیه 33.
(3) اشاره به اینکه این رشته امامت تا حضرت مهدی علیه السّلام متصل است.
(4) منظور از «اوّلی» امیر المؤمنین علیه السّلام است، و یا منظور از آن هر امام قبل از امام دیگر است.
(5) احتمالا منظور از هدایت، آن است که در امامت مقتدای ایشان است.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 617

شرکت در جزای سنّت حسنه و سیئه‌

هر کس به هدایتی دعوت کند اجر خود و مثل اجر کسانی که تابع او شده‌اند را خواهد داشت، بدون آنکه از اجر آنان کم شود.
و هر کس به گمراهی دعوت کند گناه خود و مثل گناه کسانی که تابع او شده‌اند را خواهد داشت بدون آنکه این مطلب از گناه آنان کم کند.

علی علیه السّلام وزیر پیامبر صلی اللَّه علیه و آله از طرف خداوند

ای سلمان، موسی از پروردگارش خواست تا برای او وزیری از خاندانش قرار دهد.
خداوند هم برادرش هارون را وزیر قرار داد.
من هم از پروردگارم خواسته‌ام برایم وزیری از خاندانم قرار دهد. خداوند هم برادرم را قرار داد تا پشتم را به او محکم کنم و در امور او را شریک نمایم. خداوند خواسته مرا قبول کرد همان طور که برای موسی در باره هارون قبول کرد.

تبرّک به خاک پای امیر المؤمنین علیه السّلام‌

ای سلمان، اگر نبود که امتم در باره برادرم علی افراط کنند مانند افراط مسیحیان در باره عیسی بن مریم، سخنی در باره او می‌گفتم که مردم در پی آثار قدمهای او بر خاک می‌افتادند و آن را می‌بوسیدند.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 618

63 سخنی که غیر علی علیه السّلام نمی‌تواند بگوید.

سخنی که غیر علی علیه السّلام نمی‌تواند بگوید سلیم می‌گوید: از علی علیه السّلام شنیدم که بر منبر کوفه می‌فرمود:
قسم به آنکه دانه را شکافت و انسان را خلق کرد، سخنی خواهم گفت که احدی قبل از من نگفته و احدی بعد از من نخواهد گفت مگر کذّاب: «من بنده خدا و برادر پیامبرش هستم. از پیامبر رحمت ارث برده‌ام، و با بهترین زنان امّت ازدواج کرده‌ام، و افضل جانشینان هستم».
مردی از خوارج برخاست و گفت: «من بنده خدا و برادر رسول خدا هستم»!! در همان جا مرگ او را گرفت و از جایش حرکت نکرد تا مرد «1».
روایت از غیر سلیم:
1. عیون الاخبار: ج 2 ص 62 ح 262.
2. ارشاد شیخ مفید: ص 186.
3. امالی شیخ طوسی: ج 1 ص 83.
4. مناقب ابن شهرآشوب: ج 2 ص 186.
5. مناقب ابن شهرآشوب: ج 2 ص 187.
6. خرائج راوندی: بروایت بحار: ج 41 ص 206.
7. فرائد السمطین: باب 44.
8. فرائد السمطین: باب 57.
9. کنز العمال: ج 6 ص 396.
10. الاستیعاب: ج 2 ص 460.
11. تاریخ ابن کثیر: ج 7 ص 335.
12. تهذیب التهذیب: ج 7 ص 337.
______________________________
(1) این معجزه امیر المؤمنین علیه السّلام بود و ثابت کرد غیر آن حضرت حقّ گفتن چنین کلامی را ندارد.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 619

64 علم نامتناهی امیر المؤمنین علیه السّلام.

علم نامتناهی امیر المؤمنین علیه السّلام سلیم می‌گوید: از علی علیه السّلام شنیدم که می‌فرمود: «پیامبر صلی اللَّه علیه و آله هزار باب از علم به من آموخت که از هر بابی هزار باب باز می‌شد».
سلیم می‌گوید: من شک نکردم که آن حضرت صادق است، و در این باره از احدی سؤال نکردم.
روایت از غیر سلیم:
1. بحار: ج 40 ص 127 باب 93. این روایت را بطور متواتر از کتب شیعه و عامه نقل کرده است.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 620

65 سؤال امیر المؤمنین علیه السّلام از رئیس یهود و رئیس نصاری، علی علیه السّلام عالم به تورات و انجیل و قرآن، تفرقه امتها پس از پیامبران و فرقه ناجیه، فرقه‌های محبّین اهل بیت علیهم السّلام.

 

سؤال امیر المؤمنین علیه السّلام از رئیس یهود و رئیس نصاری‌

سلیم می‌گوید: من و امیر المؤمنین علیه السّلام نشسته بودیم و مردم هم اطراف آن حضرت بودند که رئیس یهودیان و رئیس مسیحیان نزد آن حضرت آمدند.
حضرت رو به رئیس یهودیان کرد و فرمود: یهودیان به چند گروه متفرّق شدند؟
گفت: این مطلب نزد من در کتابی نوشته شده است. حضرت فرمود: خدا بکشد رئیس قومی را که چنین سؤالی در باره دینش از او می‌شود و می‌گوید: «آن در کتابی نزد من نوشته شده است».
سپس حضرت به رئیس مسیحیان فرمود: مسیحیان به چند گروه متفرق شدند؟
گفت: «فلان تعداد»، ولی اشتباه گفت. حضرت فرمود: اگر تو هم مثل رفیقت می‌گفتی بهتر از این بود که بگویی و اشتباه کنی.

علی علیه السّلام عالم به تورات و انجیل و قرآن‌

سپس امیر المؤمنین علیه السّلام رو به آن دو و مردم نمود و فرمود: بخدا قسم من به تورات از اهل تورات عالم ترم، و به انجیل از اهل انجیل عالم ترم، و به قرآن از اهل قرآن عالم ترم.
من به شما خبر می‌دهم که به چند گروه متفرق شدند.

تفرقه امتها پس از پیامبران و فرقه ناجیه‌

از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله شنیدم که می‌فرمود: یهودیان بر هفتاد و یک گروه متفرق شدند. هفتاد
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 621
فرقه آنان در آتش و یک فرقه در بهشت هستند، و آنان کسانی‌اند که تابع وصیّ حضرت موسی شدند.
مسیحیان بر هفتاد و دو گروه متفرق شدند. هفتاد و یک فرقه آنان در آتش و یک فرقه در بهشت هستند، و آنان کسانی‌اند که تابع وصی حضرت عیسی شدند.
امّت من بر هفتاد و سه گروه متفرق می‌شوند که هفتاد و دو فرقه در آتش و یک فرقه در بهشت‌اند، و آنان کسانی‌اند که تابع وصیّ من هستند.

فرقه‌های محبّین علی علیه السّلام‌

سپس پیامبر صلی اللَّه علیه و آله دست مبارک را بر شانه علی علیه السّلام زد و فرمود: سیزده فرقه از هفتاد و سه فرقه، همگی دوستی و محبّت تو را عقیده خود قرار داده‌اند، ولی یک فرقه از آنان در بهشت و دوازده فرقه در آتش هستند «1».
______________________________
(1) این حدیث در کتاب فضائل شاذان بروایت از سلیم با اختلاف در عبارات نقل شده است که در اینجا عینا نقل می‌شود:
سلیم بن قیس می‌گوید: در مسجد کوفه خدمت امیر المؤمنین علیه السّلام رسیدم و مردم اطراف آن حضرت بودند. در همین حال رئیس یهودیان و رئیس مسیحیان نزد حضرت آمدند و سلام کردند و نشستند.
جمعیّت گفتند: ای مولای ما، تو را بخدا قسم می‌دهیم، از اینان بپرسی تا ببینیم چه می‌کنند.
حضرت به رئیس یهودیان فرمود: ای برادر یهودی. عرض کرد: لبّیک. فرمود: امت پیامبرتان بر چند گروه متفرق شدند؟ عرض کرد: این مطلب نزد من در کتابی مخفی است. فرمود: خدا بکشد قومی را که تو رئیس آنان هستی! در باره مسأله دینش از او پرسیده می‌شود، می‌گوید: «این مطلب نزد من در کتابی مخفی است».
سپس حضرت رو به رئیس مسیحیان کرد و فرمود: امت پیامبرتان به چند فرقه تقسیم شدند؟ عرض کرد: «بر فلان تعداد» و اشتباه گفت. حضرت فرمود: اگر تو هم مثل رفیقت می‌گفتی بهتر از آن بود که بگوئی و خطا کنی و ندانی.
در اینجا حضرت رو (به مردم) کرد و فرمود: ای مردم، من از اهل تورات به توراتشان و از اهل انجیل به انجیلشان و از اهل قرآن به قرآنشان عالم‌ترم. من می‌دانم که امتها به چند گروه تقسیم شده‌اند. برادرم و حبیبم و نور چشمانم پیامبر صلی اللَّه علیه و آله این مطلب را به من خبر داده، آنجا که فرمود:
یهودیان بر هفتاد و یک گروه متفرق شدند که هفتاد فرقه آنان در آتش و یک فرقه در بهشتند و آنان کسانی‌اند که تابع وصیّ او شدند. مسیحیان بر هفتاد و دو فرقه تقسیم شدند که هفتاد و یک فرقه در آتش و یک فرقه در بهشتند و آنان کسانی‌اند که تابع وصیّ او شدند. و بزودی امت من بر هفتاد و سه فرقه تقسیم می‌شوند که هفتاد و دو فرقه در آتش و یک فرقه در بهشتند، و آنان کسانی هستند که تابع وصیّ من شدند،- و در این حال پیامبر صلی اللَّه علیه و آله بر شانه من زد-.
سپس فرمود: هفتاد و دو گروه پیمان خداوند را در باره تو شکستند و یک فرقه در بهشتند، و آنان کسانی هستند که محبّت تو را دارند و آنان شیعیان تو هستند.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 622
روایت با سند به سلیم:
1. فضائل شاذان: ص 140.
2. کتاب الروضة، به نقل بحار: ج 28 ص 130 ح 20.
3. الصراط المستقیم بیاضی: ج 2 ص 37.
روایت از غیر سلیم:
1. خصال صدوق: باب 70 ح 11.
2. امالی شیخ طوسی: ج 2 ص 137.
3. احتجاج: ج 1 ص 391.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 623

66 کتاب وقایع جهان نزد امیر المؤمنین علیه السّلام:

 

اشارة

سخنان ابن عباس پس از شهادت امام حسین علیه السّلام، پیشگوئی از مصائب اهل بیت علیهم السّلام در کتاب امیر المؤمنین علیه السّلام، پیشگوئی از حکومت غاصبان در کتاب امیر المؤمنین علیه السّلام، عکس العمل ابو بکر و عمر هنگام تعلیم هزار باب علم امیر المؤمنین علیه السّلام، پیشگوئی از تعداد لشکر و از حکومت بنی عباس، اهمیّت کتاب امیر المؤمنین علیه السّلام نزد ابن عباس.
کتاب وقایع جهان نزد امیر المؤمنین علیه السّلام‌

سخنان ابن عباس پس از شهادت امام حسین علیه السّلام‌

سلیم می‌گوید: وقتی امام حسین علیه السّلام به شهادت رسید ابن عباس به شدت گریه کرد و سپس گفت: چه چیزها که این امت بعد از پیامبرش دید! خدایا من تو را شاهد می‌گیرم که من دوستدار علی بن ابی طالب و فرزندانش هستم و از دشمنان او و دشمنان فرزندانش بیزارم، و در مقابل امر آنان تسلیم هستم.

پیشگوئی از مصائب اهل بیت علیهم السّلام در کتاب امیر المؤمنین علیه السّلام‌

ابن عباس گفت: روزی در ذی قار خدمت امیر المؤمنین علیه السّلام وارد شدم. حضرت کتابی را برایم بیرون آورد و فرمود: ای ابن عباس، این کتابی است که پیامبر صلی اللَّه علیه و آله بر من املا فرموده و دست خطّ خودم است.
عرض کردم: یا امیر المؤمنین، آن را برایم بخوان. حضرت آن را خواند و در آن بود همه آنچه از زمان رحلت پیامبر صلی اللَّه علیه و آله تا زمان شهادت امام حسین علیه السّلام اتفاق افتاده و اینکه چگونه کشته می‌شود و چه کسی او را می‌کشد و چه کسی او را یاری می‌کند و چه کسانی
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 624
همراه او شهید می‌شوند. آن حضرت بشدت گریه کرد و مرا به گریه در آورد.
از جمله آنچه برایم خواند این بود که با خود آن حضرت چه می‌کنند، و چگونه حضرت زهرا علیها السّلام شهید می‌شود، و چگونه پسرش امام حسن علیه السّلام به شهادت می‌رسد و چگونه امت به او غدر و حیله می‌کنند. وقتی کیفیت قتل امام حسین علیه السّلام را خواند بسیار گریست، و سپس آن کتاب را بست، و بقیه آنچه تا روز قیامت واقع می‌شود باقی ماند «1».

پیشگوئی از حکومت غاصبان در کتاب امیر المؤمنین علیه السّلام‌

در آن کتاب- از جمله آنچه حضرت برایم خواند- جریان ابو بکر و عمر و عثمان و اینکه هر یک از آنان چقدر حکومت می‌کنند و اینکه با علی علیه السّلام چگونه بیعت می‌شود «2»، و واقعه جمل و سیر عایشه و طلحه و زبیر، و واقعه صفین و کسانی که در آن کشته می‌شوند، و واقعه نهروان و جریان حکمین، و حکومت معاویه و کسانی از شیعه که او می‌کشد، و برنامه‌ای که مردم نسبت به امام حسن علیه السّلام انجام می‌دهند، و جریان یزید تا آنجا که منتهی به قتل امام حسین علیه السّلام شد.
من همه اینها را از امیر المؤمنین علیه السّلام شنیدم، و همان طور که حضرت خوانده بود بدون کم و زیاد واقع شد. من خط آن حضرت را می‌شناختم و در آن کتاب دیدم که تغییر نکرده و زرد نشده بود «3».
وقتی حضرت آن کتاب را بست عرض کردم: یا امیر المؤمنین، ای کاش بقیّه کتاب را هم برایم می‌خواندی. فرمود: نه، ولی برایت نقل می‌کنم. مانع من این است که آنچه ما از خاندان و فرزندانت خواهیم دید در آن آمده است و مسأله فجیعی است که ما را می‌کشند و با ما عداوت می‌ورزند و حکومتی بد و قدرتی شوم دارند. دوست ندارم آنها را بشنوی و غمناک شوی و تو را ناراحت کند، ولی برای تو نقل می‌کنم.
______________________________
(1) در کتاب فضائل: در آن کتاب آنچه شده و آنچه تا روز قیامت خواهد شد نوشته شده بود.
(2) در کتاب فضائل: بر علی بن ابی طالب چه و چگونه واقع خواهد شد.
(3) زرد نشده بود یعنی کم رنگ نشده بود. در کتاب فضائل: پاک نشده بود.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 625

عکس العمل ابو بکر و عمر هنگام تعلیم هزار باب علم به امیر المؤمنین علیه السّلام‌

پیامبر صلی اللَّه علیه و آله هنگام رحلتش دست مرا گرفت و برایم هزار باب از علم گشود که از هر بابی هزار باب باز می‌شد. در این حال ابو بکر و عمر به من نگاه می‌کردند و آن حضرت به این مطلب اشاره می‌فرمود.
وقتی بیرون آمدم آن دو به من گفتند: پیامبر به تو چه گفت؟ من هم سخن آن حضرت را برای آنان نقل کردم. آنان دست خود را تکان دادند و سخن مرا تکرار کردند. سپس پشت کردند در حالی که سخن مرا تکرار می‌کردند و با دستان خود اشاره می‌نمودند.

پیشگوئی از تعداد لشکر، و از حکومت بنی عباس‌

ای ابن عباس، حسن از کوفه همراه فلان تعداد مرد به استثنای یک نفر نزد تو می‌آید «4».
ای ابن عباس، وقتی حکومت بنی امیه از بین برود اوّل کسانی از بنی هاشم که به حکومت می‌رسد فرزندان تو هستند، و کارهایی می‌کنند!

اهمیّت کتاب امیر المؤمنین علیه السّلام نزد ابن عباس‌

ابن عباس گفت: اینکه نسخه آن کتاب از آن من بود نزد من محبوبتر بود از آنچه آفتاب بر آن تابیده است «5».
روایت با سند به سلیم:
1. فضائل شاذان: ص 141.
2. کتاب روضه، به نقل بحار: ج 28 ص 73 ح 32.
______________________________
(4) تفصیل این مطلب در ص 477 همین کتاب گذشت.
(5) در کتاب فضائل: ای کاش آن کتاب را نسخه برداری کرده بودم، چرا که نزد من از آنچه آفتاب بر آن می‌تابد محبوبتر است.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 626