67 سخنان امیر المؤمنین علیه السّلام در بصره پس از جنگ جمل:

اشارة

تهیّه مقدمات جنگ صفّین توسط معاویه، بیعت با ابو بکر و عمر قبل از دفن پیامبر صلی اللَّه علیه و آله، اقدامات امیر المؤمنین علیه السّلام در مقابل غصب خلافت، سکوت امیر المؤمنین علیه السّلام بخاطر اسلام و هدر ندادن خون خود، عمر و عثمان چگونه مقام خلافت را غصب کردند؟ بیعت امیر المؤمنین علیه السّلام پس از قتل عثمان، غائله عایشه و طلحه و زبیر، عایشه امتحان خداوند برای مسلمانان، تناقض غاصبین در ضابطه تعیین خلیفه، برنامه امیر المؤمنین علیه السّلام برنامه هارون علیه السّلام، پیشگوئی امیر المؤمنین علیه السّلام از جنگ صفّین و نهروان، ضابطه برنامه‌های امیر المؤمنین علیه السّلام در جنگ و سکوت، پیشگوئی از قاتل امیر المؤمنین علیه السّلام و عذاب او، شناخت و معرفی ابو بکر و عمر در شدّت عذاب و لعن، ضابطه کلّی ولایت و برائت، معرفی و نجابت محمد بن ابی بکر، التزام گرفتن از ابو بکر و عمر و عثمان بر عدم مخالفت با امیر المؤمنین علیه السّلام، معرفی دوازده امام علیهم السّلام در حضور ابو بکر و عمر و عثمان، تفسیر رؤیای پیامبر صلی اللَّه علیه و آله در باره غاصبین، پیشگوئی امیر المؤمنین علیه السّلام از جنایات زیاد.
سخنان امیر المؤمنین علیه السّلام در بصره پس از جنگ جمل سلیم می‌گوید: در حضور امیر المؤمنین علیه السّلام بودم هنگامی که پس از غلبه بر اهل جمل به خانه زیاد بن عبید رفت «1». خانه پر از اصحاب پیامبر صلی اللَّه علیه و آله بود که در بین آنان عمار و ابو الهیثم بن تیهان و ابو ایوب و عدّه‌ای از اهل بدر که حدود هفتاد نفر می‌شدند، حضور داشتند. زیاد هم در اتاق بزرگی شبیه مهمانسرا بود.
______________________________
(1) از آنجا که زیاد از زمان عمر در بصره سابقه داشت امیر المؤمنین علیه السّلام در پایان جنگ نزد او رفت، و این صرفا یک جنبه اجتماعی داشته، و الّا در آخر همین حدیث حضرت از جنایات زیاد پیشگوئی فرمود. در «ج» خ ل: بجای «عاد»، «دعا» است که به معنی «دعوت کرد» یا «فرا خواند» است.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 627

تهیّه مقدمات جنگ صفّین توسط معاویه‌

در این هنگام مردی نامه‌ای از یکی از شیعیان در شام برای آن حضرت آورد که:
«معاویه مردم را برای جنگ ترغیب کرده و آنان را برای خونخواهی عثمان دعوت نموده است. از جمله سخنانش که مردم را با آن تشویق کرده این است که گفته: علی عثمان را کشته و قاتلین او را پناه داده است، و او بر ابو بکر و عمر طعن می‌زند و ادّعا می‌کند خلیفه پیامبر است و از ابو بکر و عمر به خلافت سزاوارتر بوده است. در اثر تبلیغات معاویه عموم مردم و قاریان قرآن تحریک شده‌اند و بجز عده کمی همه نزد معاویه جمع شده‌اند».

بیعت با ابو بکر قبل از دفن پیامبر صلی اللَّه علیه و آله‌

سلیم می‌گوید: امیر المؤمنین علیه السّلام حمد و ثنای الهی بجا آورد و فرمود: امّا بعد، من چه چیزهایی از این امّت بعد از پیامبرشان از زمانی که آن حضرت رحلت نموده دیده‌ام.
عمر و اصحابش که بر علیه من متّحد شدند، ابو بکر را بپا داشتند و با او بیعت کردند در حالی که من مشغول «2» غسل پیامبر صلی اللَّه علیه و آله و کفن و دفن او بودم، و هنوز از آن فراغت نیافته بودم که با او بیعت کردند و با دلیل و حق من در مقابل انصار استدلال کردند. بخدا قسم او و آنان که با او متّحد شدند بطور یقین می‌دانستند که من از ابو بکر به خلافت سزاوارترم.

اقدامات امیر المؤمنین علیه السّلام در مقابل غصب خلافت‌

فرمود: وقتی اجتماع آنان بر ابو بکر و ترکشان نسبت به خود را دیدم، آنان را به خدای عز و جل (در مورد حقّم) قسم دادم، و فاطمه علیها السّلام را بر چهارپایی سوار کردم و دست دو پسرم حسن و حسین را گرفتم تا شاید برگردند، و احدی از اهل بدر و سابقه داران از
______________________________
(2) «ج» خ ل: عمر ابو بکر را بپا داشت و همراه اصحابش که بر علیه من متحد شدند با او بیعت کرد، در حالی که من مشغول بودم.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 628
مهاجرین و انصار را باقی نگذاشتم مگر آنکه از آنان کمک خواستم و به یاری خود دعوت کردم و در باره حق خود آنان را قسم دادم، ولی مرا اجابت ننمودند و یاری نکردند.
شما ای کسانی از اهل بدر که حاضر هستید می‌دانید که من جز حقّ نگفتم.
گفتند: یا امیر المؤمنین، راست گفتی و نیکو گفتی. ما از این کارهایمان استغفار می‌کنیم و به درگاه خداوند توبه می‌نمائیم.

سکوت امیر المؤمنین علیه السّلام بخاطر اسلام و هدر ندادن خون خود

سپس فرمود: از طرفی مردم به جاهلیت قریب العهد بودند، و من از تفرقه امت محمّد صلی اللَّه علیه و آله و اختلاف سخن آنان ترسیدم، و به یاد آوردم آنچه پیامبر صلی اللَّه علیه و آله با من عهد کرده بود زیرا آن حضرت به من از آنچه انجام دادند خبر داده بود، و به من دستور داده بود که اگر یارانی یافتم با آنان جهاد کنم و اگر نیافتم دست نگهدارم و خون خود را حفظ کنم.

عمر و عثمان چگونه مقام خلافت را غصب کردند؟

سپس ابو بکر خلافت را به عمر برگرداند، در حالی که بخدا قسم او بطور یقین می‌دانست که من از عمر به خلافت سزاوارترم. باز هم تفرقه را خوش نداشتم، لذا بیعت نمودم و گوش فرا دادم و اطاعت نمودم.
سپس عمر مرا در بین شش نفر قرار داد و کار را به دست عبد الرحمن بن عوف سپرد. ابن عوف هم با عثمان خلوت کرد و خلافت را برای او قرار داد به شرط آنکه آن را به ابن عوف باز گرداند و بعد با او بیعت کرد. باز هم تفرقه و اختلاف را خوش نداشتم.
بعد عثمان به عبد الرحمن بن عوف حیله کرد و خلافت را از او دور نمود. ابن عوف هم از او اظهار برائت نمود و خطابه‌ای ایراد کرد و عثمان را از خلافت خلع نمود همان طور که کفش خود را از پایش بیرون آورد.
سپس ابن عوف مرد و وصیّت کرد که عثمان بر جنازه او نماز نخواند. فرزندان ابن عوف هم چنین پنداشتند که عثمان او را مسموم کرده است.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 629

بیعت امیر المؤمنین علیه السّلام پس از قتل عثمان‌

سپس عثمان کشته شد و مردم سه روز جمع شدند و در باره حکومت خود به مشورت پرداختند. سپس نزد من آمدند و با رغبت و بدون اجبار با من بیعت کردند.

غائله عایشه و طلحه و زبیر

سپس، زبیر و طلحه نزد من آمدند تا برای عمره از من اجازه بگیرند. من از آنان عهد و پیمان گرفتم که بیعت مرا نشکنند و بر من مکر نکنند و غائله‌ای بر علیه من بپا نکنند.
سپس به مکه رفتند، و بعد عایشه را همراه خود نزد اهل شهری بردند که جهلشان بسیار و فهم دینشان کم بود، و آنان را به شکستن بیعت من و حلال شمردن خون من وادار کردند.

عایشه، امتحان خداوند برای مسلمانان‌

سپس امیر المؤمنین علیه السّلام عایشه و خارج شدن او از خانه‌اش و آنچه در باره آن حضرت مرتکب شده بود را یادآور شد.
عمّار عرض کرد: یا امیر المؤمنین، از ذکر او خودداری کن که او مادر توست» «3»! حضرت سخن در باره او را رها کرد و مطلب دیگری را شروع کرد، ولی بار دیگر او را ذکر کرد و شدیدتر از آنچه دفعه اوّل گفته بود فرمود.
عمّار عرض کرد: «یا امیر المؤمنین، از ذکر او خودداری کن که او مادر توست»! باز هم حضرت از ذکر او اعراض کرد، ولی بار سوم بازگشت و شدیدتر از آن فرمود.
سلیم می‌گوید: عمّار عرض کرد: «یا امیر المؤمنین، از ذکر او خودداری کن که او مادر توست».
فرمود: «هرگز خودداری نمی‌کنم! من با خداوند هستم بر ضد کسانی که با او مخالفت کنند. خداوند شما را بوسیله مادرتان امتحان کرده تا بداند با خدا خواهید بود یا با مادرتان»!!
______________________________
(3) یعنی از این جهت که همسران پیامبر صلی اللَّه علیه و آله «ام المؤمنین» لقب یافته‌اند.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 630

 

تناقض غاصبین در ضابطه تعیین خلیفه‌

سلیم می‌گوید: سپس امیر المؤمنین علیه السّلام بیعت ابو بکر و عمر و عثمان را یادآور شد و فرمود: «بخدا قسم، اگر مسأله آن طور باشد که آنان می‌گویند ...، ولی نه بخدا قسم آن طور نیست که آنان می‌گویند»، و سپس حضرت سکوت فرمود. عمّار عرض کرد: مگر آنان چه می‌گویند؟
فرمود: می‌گویند: «پیامبر صلی اللَّه علیه و آله احدی را خلیفه قرار نداد و مردم به حال خود واگذاشته شده‌اند تا مشورت کنند». ولی به غیر آنچه (به گمان ایشان) به آن امر شده‌اند عمل نمودند «4».
مردم بدون مشورت و رضایت احدی با ابو بکر بیعت کردند، و سپس من و اصحابم را مجبور به بیعت کردند. سپس ابو بکر بدون مشورت با عمر بیعت کرد. سپس عمر خلافت را بین شش نفر شوری قرار داد و همه مهاجرین و انصار را- بجز این شش نفر- از آن خارج کرد و گفت: «صهیب سه روز «5» برای مردم امام جماعت باشد». بعد به مردم دستور داد: «اگر سه روز گذشت و این شش نفر کار خلافت را تمام نکرده بودند گردنشان زده شود، و اگر چهار نفر متحد شدند و دو نفر مخالفت کردند آن دو نفر را بکشند»! سپس سه روز در باره من مشورت کردند و بیعتشان با مشورت عموم مردم بود، بعد هم آن کاری که دیدید کردند «6»!

برنامه امیر المؤمنین علیه السّلام برنامه هارون علیه السّلام‌

سپس فرمود: موسی به هارون فرمود: ما مَنَعَکَ إِذْ رَأَیْتَهُمْ ضَلُّوا أَلَّا تَتَّبِعَنِ ... وَ لَمْ
______________________________
(4) یعنی با همین سخنی که به دروغ به آن حضرت نسبت می‌دهند نیز مخالفت کردند.
(5) «صهیب» غلام عمر بود، و منظور از سه روز این بود که این شش نفر در طول سه روز مشورت، یکی را از بین خود انتخاب کنند.
(6) از جمله «سپس سه روز در باره من ...» منظور حضرت آن است که در بیعت عثمان چنان حکم ظالمانه‌ای برقرار بود، ولی پس از قتل عثمان با نظر عموم مردم مرا انتخاب کردند ولی باز هم دیدید که طلحه و زبیر و اتباعشان چه کردند.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 631
تَرْقُبْ قَوْلِی «7» یعنی: «چه مانعی داشتی که وقتی دیدی گمراه می‌شوند تابع من نشدی؟! ...
و سخن مرا مراعات نکردی»؟ من هم نسبت به پیامبر صلی اللَّه علیه و آله به منزله هارون نسبت به موسی هستم.
پیامبر صلی اللَّه علیه و آله با من عهد کرده که اگر امّت بعد از او گمراه شدند و تابع غیر من شدند، اگر یارانی یافتم با آنان به جهاد برخیزم، و اگر یارانی نیافتم دست نگه دارم و خون خود را حفظ کنم، و آنچه امّت بعد از او انجام می‌دهند را به من خبر داد.

پیشگوئی امیر المؤمنین علیه السّلام از جنگ صفّین و نهروان‌

آنگاه که بعد از قتل عثمان یارانی برای بپا داشتن امر خدا و احیاء قرآن و سنت یافتم دست نگه داشتن برایم جایز نبود. لذا دست خود را باز کردم و با این ناکثین (بیعت‌شکنان) «8» جنگیدم.
و من فردا ان شاء اللَّه با قاسطین در سرزمین شام در مکانی که به آن «صفّین» گفته می‌شود خواهم جنگید.
بعد از آن با مارقین در سرزمینی از عراق که به آن «نهروان» گفته می‌شود خواهم جنگید. پیامبر صلی اللَّه علیه و آله در این سه مکان دستور جنگ با آنان را به من داده است.

ضابطه برنامه‌های امیر المؤمنین علیه السّلام در جنگ و سکوت‌

من نه بخاطر عجز یا ترس یا کراهت از ملاقات پروردگارم دست نگه داشتم، بلکه بخاطر اطاعت پیامبر صلی اللَّه علیه و آله و حفظ وصیّت او چنین کردم.
وقتی یارانی یافتم نظری کردم و بین یکی از دو راه، طریق سومی نیافتم: یا جهاد در راه خدا و امر به معروف و نهی از منکر، و یا کفر به خداوند و انکار آنچه نازل کرده و گرفتاری به زنجیرها در آتش جهنّم و مرتد شدن از اسلام.
______________________________
(7) سوره طه: آیه 94.
(8) یعنی طلحه و زبیر و اهل جمل، با توجه به اینکه این خطابه پس از پایان جنگ جمل ایراد شده است.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 632

پیشگوئی از قاتل امیر المؤمنین علیه السّلام و عذاب او

پیامبر صلی اللَّه علیه و آله هم به من خبر داده است که شهادت پشت سر من است و محاسن من بزودی از خون سرم خضاب خواهد شد، بلکه قاتل من شقی‌ترین مردم از اوّلین و آخرین است. مردی است «احیمر» «9» که او در خباثت برابر است با کشنده ناقه صالح و قابیل قاتل برادرش هابیل و بزرگ فرعونها و آن کسی که با ابراهیم در باره خداوند مخاصمه کرد و دو نفر از بنی اسرائیل که کتابشان را تحریف کردند و سنتشان را تغییر دادند. سپس فرمود: و دو نفر از امّتم «10».

شناخت و معرفی ابو بکر و عمر در شدّت عذاب و لعن‌

سپس امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: بر عهده آن دو نفر است گناهان امّت محمّد صلی اللَّه علیه و آله. هر خونی که تا روز قیامت ریخته شود و هر مالی که به حرام خورده شود و هر زنی که به حرام تصرف شود و هر حکمی که در آن ظالمانه قضاوت شود بر عهده آن دو نفر است، بدون آنکه از گناه کسانی که آن را انجام داده‌اند چیزی کم شود.
عمار عرض کرد: یا امیر المؤمنین، آن دو نفر را بر ایمان نام ببر تا آنها را لعنت کنیم.
حضرت فرمود: ای عمار، آیا تو پیامبر صلی اللَّه علیه و آله را دوست نمی‌داری و از دشمنش بیزاری نمی‌جوئی؟ عرض کرد: بلی. فرمود: مرا دوست نمی‌داری و از دشمنم بیزاری نمی‌جوئی؟ عرض کرد: بلی. فرمود: ای عمار، همین برایت کافی است. تو از آن دو نفر برائت جسته‌ای و آنان را لعن کرده‌ای اگر چه ایشان را به نامشان نشناسی!
______________________________
(9) «احیمر» لقب قدّار بن سالف کشنده ناقه صالح است که در اینجا کنایه از ابن ملجم آمده است. در حدیث آمده که پیامبر صلی اللَّه علیه و آله به امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: شقی‌ترین مردم که دو نفرند را به شما معرفی کنم؟ گفتیم: بلی یا رسول اللَّه فرمود: «احیمر» قوم ثمود که شتر را کشت، و آن کسی که ترا ای علی بر اینجا می‌زند- و حضرت دست مبارک بر سرشان گذاشتند- تا آنکه از اثر آن اینها تر شود- و حضرت محاسن خود را گرفتند-. به بحار: ج 32 ص 312 ح 276 و الغدیر: ج 6 ص 334 مراجعه شود.
(10) منظور ابو بکر و عمر است چنان که از عبارات بعد معلوم می‌شود.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 633
عرض کرد: یا امیر المؤمنین، اگر آن دو را برای اصحابت نام ببری تا از آنها بیزاری بجویند بهتر از ترک آن است! فرمود: خدا سلمان و ابو ذر و مقداد را رحمت کند، آنها چه خوب آن دو نفر را می‌شناختند و برائتشان از آن دو و لعنتشان نسبت به آنان شدید بود.
عرض کرد: یا امیر المؤمنین فدایت گردم، آن دو را نام ببر! ما شهادت می‌دهیم که دوست بداریم هر کس را تو دوست بداری و بیزاری بجوییم از هر کس که تو برائت بجویی.
فرمود: ای عمار، در این صورت اصحابم کشته می‌شوند و جماعت من و اهل لشکرم و اکثریّت کسانی که اطراف من می‌بینی پراکنده می‌شوند!

ضابطه کلّی ولایت و برائت‌

ای عمار، هر کس موسی و هارون را دوست داشت و از دشمنان ایشان بیزاری جست از گوساله و سامری برائت جسته بود. و هر کس گوساله و سامری را دوست داشت و از دشمنان آنها بیزاری جست از موسی و هارون برائت جسته بود بدون آنکه خودش بداند.
ای عمار، هر کس پیامبر و اهل بیتش را و مرا دوست بدارد و از دشمنم بیزاری بجوید از آن دو نفر «11» بیزاری جسته است. و هر کس از دشمنان آن دو نفر بیزاری بجوید از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله بیزاری جسته است بدون آنکه خودش بداند «12».

معرفت و نجابت محمّد بن ابی بکر

محمّد بن ابی بکر عرض کرد: یا امیر المؤمنین، نمی‌خواهد آن دو نفر را معرفی کنی که من آنها را شناختم! خدا را شاهد می‌گیریم که ولایت ترا بپذیریم و از همه دشمنانت بیزاری بجوییم، چه دور باشند و چه نزدیک، اوّل آنها و آخرشان، زنده آنها و مرده‌شان، حاضر آنها و غائبشان.
______________________________
(11) یعنی از ابو بکر و عمر.
(12) منظور این نیست که برائت او از اهل بیت از روی جهل است، بلکه به این معنا که چنین شخصی نمی‌خواهد بفهمد که وقتی پیامبر و اهل بیتش علیهم السّلام نسبت به ابو بکر و عمر در نقطه مقابل یک دیگر قرار دارند ولایت هر یک بمعنی برائت از دیگری است.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 634
امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: ای محمّد خدا تو را رحمت کند، هر قومی نجیبی دارد که شاهد بر آنان و شفاعت‌کننده خوبانشان است. و بهترین نجیبان نجیبی است که از خاندانی بد باشد، و تو ای محمّد نجیب اهل بیتت هستی.

التزام گرفتن از ابو بکر و عمر و عثمان بر عدم مخالفت با امیر المؤمنین علیه السّلام‌

بدان که من برایت خبری خواهم گفت:
پیامبر صلی اللَّه علیه و آله مرا فرا خواند در حالی که سلمان و ابو ذر و مقداد هم نزد آن حضرت بودند.
سپس حضرت عایشه را سراغ پدرش و نیز حفصه را سراغ پدرش و دخترش را سراغ همسرش عثمان فرستاد «13»، و آنان آمدند.
پیامبر صلی اللَّه علیه و آله حمد و ثنای الهی را بجا آورد و فرمود: ای ابو بکر، ای عمر، ای عثمان! من امشب دوازده نفر را بر منبرم در خواب دیدم که امّتم را از راه به عقب بر می‌گرداندند. از خدا بترسید و بعد از من امر خلافت را به علی بسپارید و در این باره با او منازعه مکنید، و به او ظلم نکنید و بر علیه او با کسی متحد نشوید!! گفتند: ای پیامبر خدا، ما از این مطلب به خدا پناه می‌بریم! خدا ما را قبل از آن بمیراند!!!

معرفی دوازده امام علیهم السّلام در حضور ابو بکر و عمر و عثمان‌

سپس پیامبر صلی اللَّه علیه و آله فرمود: من همه شما را و هر کس از مرد و زن که در خانه هستند را شاهد می‌گیرم که: علی بن ابی طالب خلیفه من در امّتم، و صاحب اختیارتر بر مؤمنین از خودشان است.
وقتی او از دنیا رفت این پسرم خواهد بود- و حضرت دست بر سر امام حسن علیه السّلام قرار دادند- و وقتی او از دنیا رفت این پسرم- و حضرت دست بر سر امام حسین علیه السّلام قرار دادند- سپس نه نفر از فرزندان حسین علیه السّلام یکی پس از دیگری خواهند بود.
آنان هستند که خداوند در این کلامش قصد کرده: أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ «14» یعنی: «خدا را اطاعت کنید و از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله و اولی الامر خود اطاعت نمائید».
______________________________
(13) منظور رقیه یا زینب دختر پیامبر صلی اللَّه علیه و آله است که به ترتیب همسر عثمان بودند و هر دو بدست او بقتل رسیدند.
(14) سوره نساء: آیه 59.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 635
سپس پیامبر صلی اللَّه علیه و آله هر آیه‌ای که در باره ائمه علیهم السّلام نازل شده بود را تلاوت فرمود «15».

تفسیر رؤیای پیامبر صلی اللَّه علیه و آله در باره غاصبین‌

امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: ابو بکر و عمر و عثمان برخاستند، و من با اصحابم ابو ذر و سلمان و مقداد ماندیم. فاطمه و حسن و حسین هم ماندند و همسران و دختران آن حضرت بجز فاطمه برخاستند.
پیامبر صلی اللَّه علیه و آله فرمود: «این سه نفر را با نه نفر از بنی امیه- که فلانی از آل ابو سفیان «16» و نیز هفت نفر از اولاد حکم بن ابی العاص بن امیه از جمله آنانند- را دیدم که امّتم را به قهقری و عقب بر می‌گرداندند».

پیشگوئی امیر المؤمنین علیه السّلام از جنایات زیاد

امیر المؤمنین علیه السّلام این سخنان را می‌فرمود در حالی که خانه زیاد مملوّ از اصحاب پیامبر صلی اللَّه علیه و آله بود! سپس حضرت رو به آنان کرد و فرمود: آنچه شنیدید کتمان کنید مگر از کسی که طالب هدایت باشد. ای زیاد، در باره شیعیانم بعد از من از خدا بترس! سلیم می‌گوید: وقتی حضرت از نزد زیاد بیرون آمد رو به ما کرد فرمود: «بزودی معاویه او را بعنوان برادر خود ادّعا می‌کند «17» و او شیعیانم را می‌کشد، خدا او را لعنت کند».
روایت از کتاب سلیم:
1. اثبات الهداة: ج 2 ص 509.
______________________________
(15) این اتمام حجت با حضور ابو بکر و عمر و عثمان و برای آنان بوده است. جای تأسف است که، راوی بعنوان اختصار همه آیاتی که پیامبر صلی اللَّه علیه و آله در باره ائمه علیهم السّلام فرموده ذکر نکرده است تا از لسان خود آن حضرت بیادگار بماند.
(16) منظور معاویه بن ابی سفیان است.
(17) «ج» خ ل: «معاویه بزودی او را دعوت می‌کند و او قبول می‌کند و شیعیانم را می‌کشد. لعنت خدا بر او باد».
و منظور از برادری معاویه همان است که چون زیاد بعنوان ولد الزنا معروف بود معاویه برای جلب خاطر او ادّعا کرد زیاد پسر ابو سفیان و برادر خودش است که تفصیل آن در پاورقی 8 از حدیث 23 گذشت.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 636

68 عقائد ابراهیم بن یزید نخعی هنگام وفات و اقرار او به ائمه علیهم السّلام.

عقائد ابراهیم بن یزید نخعی «1» هنگام وفات و اقرار او به ائمه علیهم السّلام در کتاب سلیم از اعمش از خیثمه نقل کرده «2» که گفت:
هنگامی که ابراهیم نخعی در حال وفات بود به من گفت: «مرا به خود نزدیک کن»، من هم چنین کردم. گفت: «شهادت می‌دهم که خدایی جز اللَّه نیست. یکی است و شریکی ندارد. و شهادت می‌دهم که محمّد صلی اللَّه علیه و آله پیامبر خداست و اینکه علی بن ابی طالب صلوات اللَّه علیه وصیّ محمّد است، و حسن وصیّ علی، و حسین وصیّ حسن، و علی بن الحسین وصیّ حسین است» «3».
راوی می‌گوید: سپس ابراهیم نخعی از هوش رفت و افتاد. گفتم: «هی هی» «4»! او به هوش آمد و گفت: غیر تو هم آن سخنان مرا شنید؟! گفتم: نه. گفت: بر همین عقیده زنده‌ام و بر همین می‌میرم، و علقمه و اسود «5» نیز همین عقیده را داشتند، و هر کس بر این
______________________________
(1) ابراهیم نخعی ابو عمران ابراهیم بن یزید بن اسود از طایفه مذحج است که در سال 96 در کوفه وفات یافته است.
علقمه و اسود هم که در این حدیث مذکورند عمو و دائی او هستند.
(2) عبارت در نسخه‌ها چنین است، ولی ظاهرا این حدیث از روایات ابان بن ابی عیاش به نقل از اعمش است که در کتاب سلیم آورده است.
(3) ابراهیم امامان را تا زمان خود ذکر کرده است.
(4) «هی هی» به عنوان بیدار کردن او که از هوش رفته بود، است.
(5) علقمة بن قیس بن عبد اللَّه در زمان پیامبر صلی اللَّه علیه و آله بدنیا آمد و در سال 62 یا 73 در کوفه از دنیا رفت. و ظاهرا همان کسی است که در صفّین حاضر بود و شمشیرش را غرق در خون می‌کرد و در جنگ مجروح شد و یک پایش معیوب گردید. او در دینش فقیه و از قرائت‌کنندگان قرآن بود. او از افراد مورد اعتماد امیر المؤمنین علیه السّلام و از بزرگان تابعین و رؤسای آنان و زاهدانشان بشمار می‌آمد.
اسود بن زید نخعی نیز از اصحاب امیر المؤمنین علیه السّلام بود که در سال 74 در گذشت.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 637
عقیده نباشد چیزی از عقاید درست ندارد «6».
روایت از کتاب سلیم:
1. اثبات الهداة: ج 1 ص 661 ح 851.
______________________________
(6) منظور از این حدیث این است که سه نفر مذکور در آن که از بزرگان علمای اسلام به شمار می‌آیند با اینکه در ظاهر ولایت اهل بیت علیهم السّلام را مدعی نبودند ولی عقیده قلبیشان که هنگام مرگ بروز داده‌اند چنین بوده است.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 638

69 ساعات آخر عمر امیر المؤمنین علیه السّلام متن وصیّتنامه امیر المؤمنین علیه السّلام‌

 

اشارة

ساعات آخر عمر امیر المؤمنین علیه السّلام: وصیّت امیر المؤمنین علیه السّلام و شاهدان، معرفی ائمه علیهم السّلام و سپردن ودایع امامت، کلام امیر المؤمنین علیه السّلام در باره ابن ملجم.
متن وصیّتنامه امیر المؤمنین علیه السّلام: تقوی، اسلام، اتحاد بر حق، اصلاح، صله رحم، ایتام، قرآن، همسایگان، حج و نماز، زکات، روزه، فقرا، جهاد، فرزندان پیامبر صلی اللَّه علیه و آله و اصحاب آن حضرت، زنان، امر به معروف، نیکی به یک دیگر، خداحافظی امیر المؤمنین علیه السّلام.

ساعات آخر عمر امیر المؤمنین علیه السّلام‌

 

وصیّت امیر المؤمنین علیه السّلام و شاهدان‌

سلیم می‌گوید «1»: در وصیّت امیر المؤمنین علیه السّلام هنگامی که به پسرش امام حسن علیه السّلام وصیّت می‌فرمود حاضر بودم.
حضرت بر وصیّتش امام حسین علیه السّلام و محمّد و همه فرزندانش و اهل بیت و رؤسای شیعیانش را شاهد گرفت.

معرفی ائمه علیهم السّلام و سپردن ودایع امامت‌

سپس امیر المؤمنین علیه السّلام کتابها «2» و اسلحه را به امام حسن علیه السّلام سپرد و فرمود: پسرم، پیامبر صلی اللَّه علیه و آله به من دستور داده به تو وصیّت کنم و کتابها و اسلحه‌ام را به تو بسپارم همان گونه
______________________________
(1) این حدیث در کتاب «غیبت» شیخ طوسی از امام باقر علیه السّلام نقل شده و اوّل آن چنین است: امام باقر علیه السّلام فرمود:
این وصیّت امیر المؤمنین علیه السّلام است، و این نسخه‌ای از کتاب سلیم بن قیس هلالی است که به ابان داده و برایش قرائت کرده است. ابان می‌گوید: آن را خدمت امام زین العابدین علیه السّلام خواندم و حضرت فرمود:
سلیم راست گفته است، خدا او را رحمت کند.
(2) در کتاب کافی و فقیه: کتاب.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 639
که پیامبر صلی اللَّه علیه و آله به من وصیّت فرمود و کتابها و اسلحه‌اش را به من سپرد. آن حضرت به من دستور داده تا به تو امر کنم که وقتی مرگت فرا رسید آنها را به برادرت حسین بسپار.
سپس حضرت رو به امام حسین علیه السّلام کرد و فرمود: پیامبر صلی اللَّه علیه و آله به تو دستور داده که آنها را به این پسرت بسپاری «3»- و در این حال حضرت دست نوه‌اش حضرت علی بن الحسین علیه السّلام را که در سنّ کودکی بود «4» گرفت و او را به خود نزدیک کرد و فرمود:
«پیامبر صلی اللَّه علیه و آله به تو دستور داده که آنها را به پسرت محمّد «5» بسپاری. از قول پیامبر و از قول من به او سلام برسان».

کلام امیر المؤمنین علیه السّلام در باره ابن ملجم‌

سپس حضرت رو به پسرش امام حسن علیه السّلام کرد و فرمود: پسرم، تو بعد از من صاحب اختیار مردم و صاحب اختیار خون من هستی. اگر بخشیدی حق توست، و اگر کشتی یک ضربت بجای یک ضربت (که او به من زده است) بزن و او را قطعه قطعه مکن».

متن وصیّتنامه امیر المؤمنین علیه السّلام‌

 

اشارة

سپس فرمود: بنویس:
بسم اللَّه الرحمن الرحیم این است آنچه علی بن ابی طالب به آن وصیّت نموده است:
وصیّت می‌کند که شهادت می‌دهد به اینکه خدایی جز اللَّه نیست، یکی است و شریکی ندارد. و محمّد بنده خدا و پیامبر اوست که او را به هدایت و دین حق فرستاده تا
______________________________
(3) در کتاب فقیه و تهذیب عبارت چنین است: امیر المؤمنین علیه السّلام رو به پسرش امام حسین علیه السّلام کرد و فرمود:
«پیامبر صلی اللَّه علیه و آله به تو دستور می‌دهد که آنها را به پسرت علی بن الحسین بسپاری». سپس رو به امام سجاد علیه السّلام کرد و فرمود: «پیامبر صلی اللَّه علیه و آله به تو دستور داده که آنها را به پسرت محمّد بن علی بسپاری ...».
(4) سنّ امام سجّاد علیه السّلام هنگام شهادت امیر المؤمنین علیه السّلام دو سال بوده است.
(5) منظور امام باقر علیه السّلام است.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 640
بر همه ادیان غالب کند اگر چه مشرکین را خوش نیاید.
نمازم و عبادتم و زندگی و مرگم برای خدای رب العالمین است که شریکی ندارد.
به این مطلب دستور داده شده‌ام و من از تسلیم‌شدگانم.

تقوی، اسلام، اتحاد بر حق، اصلاح‌

سپس ای حسن تو را و همه فرزندان و اهل بیتم را و هر کس از مؤمنین را که این نوشته من به او می‌رسد به تقوای خداوند پروردگارتان وصیّت می‌کنم. از این دنیا نروید مگر آنکه اسلام را پذیرفته باشید. همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و متفرق نشوید «6».
من از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله شنیدم که می‌فرمود: «اصلاح بین افراد بهتر از نماز و روزه بسیار است، و کینه و فساد بین افراد زایل‌کننده دین است» «7»، و قوّتی جز با کمک خداوند نیست.

صله رحم، ایتام، قرآن، همسایگان‌

به فامیل خود توجه کنید و با آنها ارتباط داشته باشید، تا خداوند حساب را بر شما آسان کند.
خدا را خدا را در باره ایتام در نظر بگیرید، دهان آنان را تغییر ندهید «8» و آن عده از یتیمان که نزد شما هستند ضایع نشوند. از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله شنیدم که می‌فرمود: «هر کس مخارج یتیمی را بر عهده بگیرد تا او مستغنی شود خداوند در مقابل آن بهشت را بر او واجب می‌کند همان طور که به خورنده مال یتیم آتش را واجب می‌نماید».
خدا را خدا را در باره قرآن در نظر بگیرید. در عمل به آن دیگران از شما سبقت نگیرند.
______________________________
(6) در کتاب فقیه در اینجا اضافه شده: «وَ اذْکُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ» یعنی نعمت خدا را به یاد بیاورید آن هنگام که دشمن بودید و خداوند بین قلوب شما را الفت داد.
(7) کلمه «حالقة» بمعنی تراشنده است که زایل‌کننده معنی شده است. عبارت در کتاب کافی (ج 7) چنین است: از بین برنده و زایل‌کننده دین فساد بین افراد است.
(8) یعنی غذای آنان در اثر بی‌سرپرستی تغییر نکند و غذای پست‌تر نشود. در کتاب کافی (ج 7) و تهذیب عبارت چنین است: دهان آنان یک روز خالی و یک روز پر نباشد. و در کتاب فقیه چنین است: صدایشان بلند نشود.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 641
خدا را خدا را در باره همسایگانتان در نظر بگیرید. که پیامبر صلی اللَّه علیه و آله در باره آنان سفارش کرده است «9».

حج، نماز، زکات، روزه، فقراء، جهاد

خدا را خدا را در باره خانه پروردگارتان در نظر بگیرید. تا زنده هستید از شما خالی نماند، که اگر خانه خدا ترک شود به شما مهلت داده نمی‌شود «10». و کمترین چیزی که قاصد بیت اللَّه با آن بر می‌گردد آن است که گناهان گذشته او آمرزیده می‌شود.
خدا را خدا را در نظر بگیرید در باره نماز، که بهترین عمل و ستون دین شماست.
خدا را خدا را در نظر بگیرید در باره زکات، که غضب پروردگارتان را خاموش می‌کند.
خدا را خدا را در نظر بگیرید در باره ماه رمضان، که روزه آن سپری از آتش است.
خدا را خدا را در نظر بگیرید در باره فقرا و بیچارگان، با آنان در زندگی خود شریک شوید.
خدا را خدا را در نظر بگیرید در باره جهاد در راه او با اموال و جانهایتان. در راه خدا دو نفر جهاد می‌کنند: امام هدایت، و مطیع او که به هدایت او اقتدا می‌کند.

فرزندان پیامبر صلی اللَّه علیه و آله و اصحاب آن حضرت‌

خدا را خدا را در نظر بگیرید در باره فرزندان پیامبرتان «11». در بین شما مورد ظلم قرار نگیرند در حالی که قدرت بر دفاع از آنان داشته باشید.
خدا را خدا را در نظر بگیرید در باره آن دسته از اصحاب پیامبرتان که بدعتی ایجاد نکرده‌اند و بدعت‌گذاری را پناه نداده‌اند. پیامبر صلی اللَّه علیه و آله در باره آنان سفارش کرده، و
______________________________
(9) در کتاب فقیه: خدا و پیامبرش صلی اللَّه علیه و آله در باره آنان وصیّت کرده‌اند.
(10) یعنی عذاب و بلائی بر شما نازل می‌شود.
(11) «ج» خ ل: «ذمه پیامبرتان». در این صورت منظور اهل ذمه می‌شوند که تحت حمایت کشور اسلام هستند.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 642
بدعت‌گذار از آنان و از غیر آنان و پناه دهنده بدعتگزار را لعنت کرده است.

زنان، امر به معروف، نیکی به یک دیگر

خدا را خدا را در باره زنان و غلامان و کنیزانتان در نظر بگیرید. در راه خدا از ملامت سرزنش‌کننده‌ای نترسید تا خدا شما را کفایت کند «12»، و با مردم سخن نیک بگوئید همان طور که خدا به شما دستور داده است.
امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید، تا در نتیجه ترک آنها خداوند امور را به دست اشرارتان بسپارد، و دعا کنید ولی خدا شما را اجابت نکند.
پسرانم، بر شما باد بر ارتباط و بخشش و نیکی نسبت به یک دیگر. از نفاق و قطع ارتباط و قهر با یک دیگر و تفرقه بپرهیزید. در نیکی و تقوی یک دیگر را کمک کنید و بر گناه و دشمنی، یک دیگر را یاری ندهید. تقوای خدا را پیشه کنید که عذاب خداوند شدید است.

خداحافظی امیر المؤمنین علیه السّلام‌

خداوند شما اهل بیت را حفظ کند، و پیامبرتان «13» را در میان شما حفظ نماید. شما را به خدا می‌سپارم و با شما خداحافظی می‌کنم «14».
سپس امیر المؤمنین علیه السّلام همچنان «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ» می‌فرمود تا از دنیا رفت. و این در اوّلین شب از دهه آخر ماه رمضان یعنی شب بیست و یکم، شب جمعه از سال چهلم هجرت بود.
______________________________
(12) در کافی (ج 7) عبارت چنین است: خدا را خدا را در باره زنان و غلامان و کنیزانتان در نظر بگیرید، زیرا آخرین کلامی که پیامبرتان فرمود این بود که: «شما را در باره دو ضعیف سفارش می‌کنم: زنان و غلامان و کنیزانتان. نماز، نماز، نماز. در راه خدا از ملامت سرزنش‌کننده‌ای نترسید، خداوند شما را از شر آنان که شما را اذیت می‌کنند و بر شما ظلم می‌کنند کفایت می‌کند.
(13) در کتاب غیبت: فرزندانتان.
(14) در کتاب غیبت: «بر شما سلام و رحمت خدا را می‌رسانم». البته این عبارت به معنی خداحافظی است.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 643
روایت از کتاب سلیم:
1. اثبات الهداة: ج 1 ص 661 ح 852.
روایت با سند به سلیم:
1. کافی: ج 1 ص 297 ح 1.
2. من لا یحضره الفقیه: ج 4 ص 139 ح 484.
3. تهذیب: ج 9 ص 176 ح 714.
4. غیبت شیخ طوسی: ص 117.
5. اعلام الوری طبرسی ص 207.
6. الدر النظیم ابن حاتم شامی، به نقل سید بحر العلوم در مقدمه چاپ نجف کتاب سلیم: ص 15.
روایت از غیر سلیم:
1. کافی: ج 1 ص 298 ح 5.
2. کافی: ج 7 ص 51.
3. نهج البلاغة: ص 421 نامه 47.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 644

70 کمترین اعتقاد یک مؤمن، ولایت و برائت اجمالی و تفصیلی، کسی که حق را تشخیص نمی‌دهد، ناصبی مشرک و کافر است.

 

کمترین اعتقاد یک مؤمن‌

سلیم می‌گوید: به امیر المؤمنین علیه السّلام عرض کردم: یا امیر المؤمنین، آن مسأله‌ای که حتما باید معتقد بود چیست، و آن مسأله‌ای که اگر به آن معتقد شدم شک در غیر آن برایم جایز است کدام است؟
حضرت فرمود: هر کس شهادت دهد به اینکه خدایی جز اللَّه نیست و یکی است و شریکی ندارد، و اینکه محمّد بنده خدا و پیامبر اوست، و به آنچه خدا نازل کرده و بپا داشتن نماز و پرداختن زکات و روزه ماه رمضان و حج خانه خدا و ولایت ما اهل بیت و برائت از دشمنانمان اقرار کند، و از هر مست‌کننده‌ای اجتناب کند.

ولایت و برائت اجمالی و تفصیلی‌

عرض کردم: فدایت گردم، اقرار به آنچه از جانب شما آمده اجمالا باشد یا باید تفسیر شده باشد؟ فرمود: نه، بلکه اجمالا کافی است.
عرض کردم: فدایت گردم، مست‌کننده چیست؟ فرمود: هر نوشیدنی که وقتی خورنده آن زیاد بنوشد مست می‌شود، یک جرعه بلکه یک قطره از آن هم حرام است.
عرض کردم: فدایت گردم، آنچه فرمودی روشن شد مگر مسأله ولایت. آیا همه بنی هاشم را شامل می‌شود یا مخصوص فقهاء و علمای شما است؟ و دیگر مسأله برائت از دشمنانتان، باید از کسانی که با همه شما دشمنی می‌کنند برائت اظهار کنیم یا حتی اگر کسی با یک نفر از شما دشمنی کند باید از او برائت جست؟
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 645
حضرت فرمود: ای برادر هلالی «1»، سؤال کردی جوابش را بفهم. اگر ولایت ما اهل بیت را اجمالا بپذیری و از دشمنان ما اجمالا برائت بجوئی برایت کافی است. اگر خداوند امامان از ما که اوصیاء و علماء و فقهاء هستند را به تو شناسانید، تو هم آنان را شناختی و به اطاعت آنان اقرار کردی و از آنان اطاعت نمودی، در این صورت مؤمن به خداوند و از اهل بهشت هستی. اینان افرادی هستند که بدون حساب وارد بهشت می‌شوند.

کسی که حق را تشخیص نمی‌دهد

اگر به یگانگی خدا معتقد شدی و شهادت دادی که محمّد رسول خداست، و قبول کردی مسائلی را که بین همه اهل قبله در آن اختلافی نیست و اتفاق دارند که خداوند به آنها امر کرده یا از آن نهی نموده است، و مسأله امامت و وصیّت و علم و فقه برایت مشکل شد، و علم آن را به خدا واگذار کردی، با اهل بیت دشمنی نکردی و از آنان برائت نجستی و در مقابل آنان علم دشمنی بر نیفراشتی، در این صورت تو نسبت به این مسائلی که نمی‌دانی جاهل حساب می‌شوی و از آنچه اهل فضیلت و ولایت به آن هدایت یافته‌اند گمراه هستی. مشیّت خداوند در باره تو جاری خواهد بود: اگر تو را عذاب کند بخاطر گناهت است، و اگر تو را ببخشد بخاطر رحمت او است.

ناصبی مشرک و کافر است‌

امّا کسی که عداوت ما را معتقد است و با ما دشمنی می‌کند، مشرک و کافر و دشمن خداست.
و عارفین به حق ما که به ما ایمان دارند، مؤمنین و مسلمین و دوستان خدا هستند.
______________________________
(1) مخاطب سلیم بن قیس هلالی است.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 647

بخش سوّم مستدرکات کتاب سلیم‌

 

اشارة

در این بخش 23 حدیث ذکر می‌شود که در کتب حدیث از سلیم بن قیس نقل شده و در نسخه‌های موجود کتاب سلیم وجود ندارد. این احادیث جزئی از کتاب او به حساب می‌آید زیرا آنچه از سلیم نقل شده از کتاب او بوده است.
ذکر این احادیث بعنوان تکمیل کتاب سلیم و عرضه نسخه کاملی از آن است که شامل همه روایات منقول از سلیم خواهد بود. به ص 181 از مقدمه همین کتاب مراجعه شود.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 648

71 نشناختن امام یعنی مرگ جاهلیّت، معنای معرفت نداشتن به امام.

 

نشناختن امام یعنی مرگ جاهلیّت‌

سلیم می‌گوید: از سلمان و ابو ذر و مقداد- که رحمت خدا بر آنان باد- حدیثی از قول پیامبر صلی اللَّه علیه و آله شنیدم که فرمود: «هر کس بمیرد در حالی که امامی نداشته باشد به مرگ جاهلیّت از دنیا رفته است».

معنای معرفت نداشتن به امام‌

سلیم این حدیث را بر جابر و ابن عباس عرضه کرد. آن دو گفتند: سلمان و ابو ذر و مقداد راست و نیک گفته‌اند. ما هم در این حدیث حاضر بودیم و از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله شنیدیم.
سلمان عرض کرد: یا رسول اللَّه، شما فرمودی: «هر کس بمیرد و امامی نداشته باشد «1» به مرگ جاهلیّت مرده است»، یا رسول اللَّه این امام کیست؟
حضرت فرمود: ای سلمان، از اوصیاء من‌اند. هر کس از امّتم بمیرد و امامی که او را بشناسد نداشته باشد به مرگ جاهلیّت مرده است «2». اگر نسبت به او جاهل باشد و با او دشمنی کند مشرک است، و اگر نسبت به او جاهل باشد ولی با او دشمنی نکند و با دشمن او هم دوستی نکند چنین کسی جاهل است ولی مشرک نیست.
روایت با سند به سلیم:
1. کمال الدین: ص 413 ح 15.
روایت از غیر سلیم:
1. عیون الاخبار، به نقل بحار: ج 23 ص 81 ح 18.
2. کنز الفوائد (کراجکی): ص 151.
3. مجمع الزوائد (هیثمی): ج 5 ص 224.
______________________________
(1) در کتاب بحار: امامی بر او نباشد.
(2) در کتاب بحار: هر کس از امّتم بمیرد در حالی که امامی از آنان نداشته باشد، این مرگ جاهلیّت است.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 649

72 دستور پیامبر صلی اللَّه علیه و آله به تکلم امیر المؤمنین علیه السّلام با خورشید، تکلم امیر المؤمنین علیه السّلام با خورشید در حضور ابو بکر و عمر و صحابه، تعجّب و بیهوشی حاضران از تکلم خورشید، تفسیر گفتار خورشید با امیر المؤمنین علیه السّلام.

 

دستور پیامبر صلی اللَّه علیه و آله به تکلم امیر المؤمنین علیه السّلام با خورشید

سلیم می‌گوید: از ابو ذر شنیدم که می‌گفت:
آقایم محمّد صلی اللَّه علیه و آله را دیدم که شبی به امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: فردا به کوههای بقیع برو و بر مکان بلندی از زمین بایست. وقتی خورشید طلوع کرد بر آن سلام کن. خداوند تعالی به او دستور داده به تو با صفاتی که داری جواب دهد.

تکلم امیر المؤمنین علیه السّلام با خورشید در حضور ابو بکر و عمر و صحابه‌

فردا امیر المؤمنین علیه السّلام بیرون آمد در حالی که ابو بکر و عمر و عده‌ای از مهاجرین و انصار همراه آن حضرت بودند، تا به بقیع رسیدند و حضرت بر مکان بلندی از زمین ایستاد. همین که خورشید طلوع کرد حضرت فرمود: «سلام بر تو ای خلق جدید خدا که مطیع او هستی».
صدایی از آسمان شنیدند و جواب گوینده‌ای را که می‌گفت: «سلام بر تو ای اوّل، و ای آخر، و ای ظاهر، و ای باطن، و ای کسی که به هر چیزی عالم هستی»!

تعجّب و بیهوشی حاضران از تکلّم خورشید

وقتی ابو بکر و عمر و مهاجرین و انصار سخن خورشید را شنیدند از هوش رفتند.
آنان بعد از چند ساعت بهوش آمدند در حالی که امیر المؤمنین علیه السّلام از آن مکان رفته بود! همگی خود را به حضور پیامبر صلی اللَّه علیه و آله رسانیدند و عرض کردند: شما می‌گوئی علی بشری مثل ما است. خورشید او را با سخنانی مخاطب قرار داد که خداوند خود را با آن مخاطب قرار داده است!!
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 650

تفسیر گفتار خورشید با امیر المؤمنین علیه السّلام‌

پیامبر صلی اللَّه علیه و آله فرمود: از او چه شنیدید؟ گفتند: از خورشید شنیدیم که می‌گفت: «سلام بر تو ای اوّل»! فرمود: راست گفته است، او اوّل کسی است که به من ایمان آورده است.
گفتند: از خورشید شنیدیم که می‌گفت: «ای آخر»! فرمود: راست گفته است، او آخرین کسی است که با من تجدید دیدار می‌کند. او مرا غسل و کفن می‌کند و مرا داخل قبرم می‌نماید.
گفتند: از خورشید شنیدیم که می‌گفت: «ای ظاهر»! فرمود: راست گفته است، همه علم من برای او ظاهر شده است.
گفتند: از خورشید شنیدیم که می‌گفت: «ای باطن»! فرمود: راست گفته است. همه اسرارم در باطن اوست «1».
گفتند: از خورشید شنیدیم که می‌گفت: «ای کسی که به هر چیزی عالم هستی»! فرمود:
راست گفته است. اوست عالم به حلال و حرام و واجبات و مستحبات و آنچه از این قبیل است.
همه برخاستند و گفتند: «محمّد ما را در ظلمت انداخت»!! و بعد از درب مسجد بیرون رفتند.
روایت با سند به سلیم:
1. عیون المعجزات: ص 4.
روایت از غیر سلیم:
1. فضائل شاذان: ص 69.
2. ما نزل من القرآن، به نقل کنز الفوائد نجفی، به نقل بحار: ج 41 ص 181. و مدینة المعاجز: ص 33 و تفسیر برهان: ج 4 ص 287.
3. ارشاد القلوب دیلمی: ج 2 ص 64.
4. الهدایة الکبری (نسخه خطی): ص 17.
5. فرائد السمطین: باب 38.
6. مناقب خوارزمی: ص 68.
7. ینابیع المودة: ص 140.
______________________________
(1) در کتاب بحار: باطن همه اسرارم نزد اوست.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 651

73 فایده محبّت امیر المؤمنین علیه السّلام، منزلت محبّین علی علیه السّلام نزد پروردگار.

 

فایده محبّت امیر المؤمنین علیه السّلام‌

سلیم از عبد اللَّه بن عباس نقل می‌کند:
مردی خدمت پیامبر صلی اللَّه علیه و آله آمد و عرض کرد: آیا محبّت علی برای من نفعی دارد؟! فرمود: وای بر تو! هر کس او را دوست بدارد مرا دوست داشته، و هر کس مرا دوست بدارد خدا را دوست داشته، و هر کس خدا را دوست بدارد خدا او را عذاب نمی‌کند.

منزلت محبّین علی علیه السّلام نزد پروردگار

آن مرد عرض کرد: در باره فضیلت محبّت علی علیه السّلام به من خبر بده. فرمود: بزودی در این باره از پروردگارم سؤال می‌کنم.
همان وقت جبرئیل نازل شد، و حضرت از او سؤال کرد و سخن آن مرد را برای او گفت. جبرئیل عرض کرد: «بزودی در این باره از پروردگار سؤال می‌کنم»، و بالا رفت.
خداوند به او وحی فرستاد: به محمّد انتخاب شده‌ام از من سلام برسان و به او بگو:
«تو نسبت به من همان گونه هستی که من خواسته‌ام، و علی نسبت به تو همان گونه است که تو نسبت به من هستی، و محبّین علی نسبت به من همان گونه هستند که علی نسبت به تو است».
راوی می‌گوید: این حدیث دنباله دارد «1» و در آن آمده که سئوال‌کننده ابو ذر بوده است.
روایت با سند به سلیم:
1. کنز الفوائد کراجکی جزء چهارم، به نقل الجواهر السنیّة شیخ حر عاملی: ص 303.
روایت از غیر سلیم:
1. کنز الفوائد کراجکی جزء چهارم به نقل از مائة منقبه ابن شاذان، به نقل الجواهر السنیّة: ص 302.
______________________________
(1) بسیار جای تأسّف است که حدیث بطور کامل بدست ما نرسیده است.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 652

74 علی علیه السّلام اسبق سابقین و اقرب مقربین.

علی علیه السّلام اسبق سابقین و اقرب مقربین سلیم از امام حسن مجتبی علیه السّلام از پدرش امیر المؤمنین علیه السّلام نقل می‌کند که در باره کلام خداوند عز و جل وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِکَ الْمُقَرَّبُونَ «1» «سابقان، سابقانند، آنان مقربانند»، فرمود:
«من با سابقه‌ترین سابقه‌داران به سوی خداوند و پیامبرش، و نزدیکترین مقرّبان به درگاه خدا و رسولش هستم».
روایت با سند به سلیم:
1. تأویل الایات الظاهرة نجفی: ج 2 ص 642 ح 4.
2. کنز الفوائد کراجکی (نسخه خطی): ص 369.
روایت از غیر سلیم:
1. علامه امینی در کتاب الغدیر: ج 2 ص 306 این حدیث را با چند سند نقل کرده است.
______________________________
(1) سوره واقعه: آیه‌های 10 و 11.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 653

75 پیام مهمّ ابو ذر در ایّام حجّ در باره اهل بیت علیهم السّلام، مؤاخذه ابو ذر توسط عثمان و دفاع امیر المؤمنین علیه السّلام و مقداد.

 

پیام مهمّ ابو ذر در ایّام حجّ در باره اهل بیت علیهم السّلام‌

سلیم می‌گوید: در ایّام حج که من و حنش بن معتمر در مکّه بودیم، ابو ذر برخاست و حلقه در کعبه را گرفت و با بلندترین صدایش ندا کرد:
ای مردم، هر کس مرا می‌شناسد که می‌شناسد، و هر کس مرا نمی‌شناسد من جندب بن جناده هستم، من ابوذرم.
ای مردم، من از پیامبرتان شنیدم که می‌فرمود: «مثل اهل بیتم در میان امّتم مثل کشتی نوح در میان قومش است. هر کس سوار کشتی شد نجات یافت و هر کس آن را رها کرد غرق شد «1»، و مثل اهل بیتم مثل باب حطه است» «2».
ای مردم، من از پیامبرتان شنیدم که می‌فرمود: «من در میان شما دو چیز باقی گذاشتم، مادامی که به آن دو تمسّک کنید هرگز گمراه نمی‌شوید: کتاب خدا و اهل بیتم ...» تا آخر حدیث «3».

مؤاخذه ابو ذر توسط عثمان و دفاع امیر المؤمنین علیه السّلام و مقداد

وقتی ابو ذر به مدینه آمد عثمان سراغ او فرستاد و گفت: «چه باعث شد که این برنامه را در ایّام حجّ بپا کردی؟ گفت: پیمانی بود که پیامبر صلی اللَّه علیه و آله با من عهد کرده بود و به من امر فرموده بود.
عثمان گفت: چه کسی به این مطلب شهادت می‌دهد؟ امیر المؤمنین علیه السّلام و مقداد
______________________________
(1) در کتاب بحار: هر کس از کشتی عقب بماند غرق می‌شود.
(2) باب حطه در پاورقی 17 از سرآغاز کتاب در ص 197 بیان شد.
(3) در احتجاج طبرسی عبارت چنین است.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 654
برخاستند و شهادت دادند، و بعد هر سه به راه افتادند.
عثمان گفت: این مرد و دو رفیقش گمان می‌کنند شخص مهمّی هستند «4»!!
________________________________________
هلالی، سلیم بن قیس - انصاری زنجانی خوئینی، اسماعیل، أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم بن قیس هلالی، 1جلد، نشر الهادی - ایران ؛ قم، چاپ: اول، 1416 ق. أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم ؛ ؛ ص654
ایت با سند به سلیم:
1. احتجاج طبرسی: ج 1 ص 228.
2. نزهة الکرام: ص 555.
روایت از غیر سلیم:
1. امالی شیخ طوسی: ج 1 ص 59.
2. امالی شیخ طوسی: ج 1 ص 359.
3. امالی شیخ طوسی: ج 2 ص 75.
4. امالی شیخ طوسی: ج 2 ص 96.
5. امالی شیخ طوسی: ج 2 ص 127.
6. امالی شیخ طوسی: ج 2 ص 247.
7. امالی شیخ طوسی: ج 2 ص 343.
8. بشارة المصطفی: ص 106.
9. طرائف: ص 32.
10. تذکرة الخواص: ص 323.
______________________________
(4) خ ل: گمان می‌کنند در کار مهمّی هستند.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 655

76 خطبه امام حسن مجتبی علیه السّلام هنگام صلح با معاویه:

 

اشارة

صلح با معاویه دلیل بر حقّانیت او نیست، اگر امت با امام حق بیعت می‌کردند، امّت امام حق را عمدا رها کردند، ریشه صلح امام حسن علیه السّلام عذر الهی، مردم بهترین را از دست دادند.
خطبه امام حسن مجتبی علیه السّلام هنگام صلح با معاویه سلیم می‌گوید: امام حسن علیه السّلام هنگامی که با معاویه اجتماع نمود، بر فراز منبر ایستاد و حمد و ثنای الهی بجا آورد و فرمود:

صلح با معاویه دلیل بر حقّانیت او نیست‌

ای مردم، معاویه گمان می‌کند من او را برای خلافت سزاوار دانستم و خود را برای آن اهل ندانستم، و معاویه دروغ می‌گوید. من اختیارم بر مردم از خودشان طبق کتاب خدا و سنّت پیامبرش بیشتر است.

اگر امت با امام حق بیعت می‌کردند

به خداوند قسم یاد می‌کنم، اگر مردم با من بیعت می‌کردند و مرا اطاعت می‌کردند و مرا یاری می‌نمودند آسمان قطرات بارانش را و زمین برکتش را به آنان ارزانی می‌داشت، و تو ای معاویه در خلافت طمع نمی‌کردی «1».

امت امام حق را عمدا رها کردند

این در حالی است که پیامبر صلی اللَّه علیه و آله فرموده: «هیچ گاه امّتی امر خود را به کسی نمی‌سپارند که در بین آنان عالم‌تر از او باشد مگر آنکه کارشان همچنان رو به پائین
______________________________
(1) خ ل: شماها- ای معاویه- در خلافت طمع نمی‌کردید.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 656
می‌رود تا آنجا که به دین گوساله پرستان برسند»! بنی اسرائیل هارون را رها کردند و به گوساله رو آوردند در حالی که می‌دانستند هارون خلیفه موسی است. این امّت هم علی را رها کردند در حالی که از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله شنیده بودند که به علی علیه السّلام می‌فرمود: «تو نسبت به من بمنزله هارون نسبت به موسی هستی بجز نبوّت، که پیامبری بعد از من نیست».

ریشه صلح امام حسن علیه السّلام عذر الهی‌

پیامبر صلی اللَّه علیه و آله از شرّ قوم خود فرار کرد در حالی که آنان را به خدا دعوت می‌کرد تا آنجا که به غار فرار کرد. اگر آن حضرت یارانی بر علیه آنان می‌یافت فرار نمی‌کرد. ای معاویه من هم اگر یارانی پیدا می‌کردم با تو بیعت نمی‌کردم.
خداوند هارون را در وسعت قرار داد هنگامی که او را ضعیف شمردند و نزدیک بود او را بکشند و یارانی بر علیه آنان نیافت. همچنین خداوند پیامبر را در وسعت قرار داد هنگامی که از قومش فرار کرد و یارانی بر علیه آنان نیافت. من و پدرم نیز از طرف خداوند در وسعت هستیم زمانی که امّت ما را رها کردند و با غیر ما بیعت کردند و ما یارانی نیافتیم.
اینها سنّت‌ها و مثلهاست که یکی پس از دیگری می‌آید.

مردم بهترین را از دست دادند

ای مردم، اگر ما بین مشرق و مغرب را بگردید کسی از فرزندان پیامبر، جز من و برادرم نخواهید یافت.
روایت با سند به سلیم:
1. احتجاج طبرسی: ج 2 ص 8.
2. العدد القویة: ص 51 ح 62.
روایت از غیر سلیم:
1. امالی شیخ طوسی: ج 2 ص 171.
2. امالی شیخ طوسی: ج 2 ص 178.
3. البرهان، به نقل بحار: ج 72 ص 151 ح 29.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 657

77 امام حسین علیه السّلام پسر امام و برادر امام و پدر امامان.

امام حسین علیه السّلام پسر امام و برادر امام و پدر امامان سلیم از سلمان فارسی نقل می‌کند که گفت:
خدمت پیامبر صلی اللَّه علیه و آله وارد شدم. در این حال امام حسین علیه السّلام بر زانوی حضرت نشسته بود و حضرت در صورت او با دقّت می‌نگریست و بین دو چشم او را می‌بوسید «1» و می‌فرمود:
«تو سیّد پسر سیّدی «2»، تو امامی و پسر امام و برادر امامی، تو پدر امامانی. تو حجت خدا پسر حجت خدا هستی. تو پدر نه حجت خدا از صلب خود هستی که نهمی آنان قائم ایشان است» «3».
روایت با سند به سلیم:
1. کفایة الاثر: ص 46.
2. عیون الاخبار: ج 1 ص 41 ح 17.
3. اکمال الدین: ص 262 ح 10.
4. خصال: باب 12 ح 38.
______________________________
(1) در کتاب خصال: بر زانوی حضرت نشسته بود و آن حضرت چشمانش را می‌بوسید و دهانش را می‌بوسید و می‌لیسید. و در کتاب مودة القربی: گونه‌هایش را می‌بوسید.
(2) سیّد در اینجا به معنی آقا است.
(3) در کتاب مقتل خوارزمی عبارت چنین است: تو سیّد پسر سیّد پدر سادات هستی. تو امام پسر امام پدر امامان هستی. تو حجت خدا پسر حجت خدا پدر حجتهای خداوند هستی. نه نفر از صلب تو که نهمی آنان قائم ایشان است.
و در کتاب مودة القربی عبارت چنین است: تو سیّد پسر سیّد برادر سیّد هستی، تو امام پسر امام برادر امامی، تو حجت خدا پسر حجت خدا برادر حجت خدایی، و تو پدر نه حجت خدا هستی که نهمی آنان قائم ایشان است.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 658
5. المائة منقبة: ص 124 منقبت 58.
6. استنصار کراجکی: ص 9.
7. مناقب ابن شهرآشوب: ج 4 ص 70.
8. منهاج الفاضلین (نسخه خطی): ص 242.
9. مقتل خوارزمی: ج 1 ص 145.
10. مودة القربی: ص 95.
روایت از غیر سلیم:
1. کفایة الاثر: ص 30.
2. غایة المرام: ص 46 و 621.
3. حلیة الابرار: ج 1 ص 730.
4. مودة القربی: ص 95.
5. المناقب المرتضویة: ص 129.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 659

78 بهشت مشتاق چهار محبوب خدا و رسول، وسعت علم امیر المؤمنین علیه السّلام، علم نزد امامان علیهم السّلام تا قیامت.

 

بهشت مشتاق چهار محبوب خدا و رسول‌

سلیم می‌گوید: روزی امیر المؤمنین علیه السّلام بعد از بازگشت از جنگ صفین و قبل از جنگ نهروان بیرون آمد در حالی که ما در مسجد نشسته بودیم. حضرت نشست و ما اطراف او را گرفتیم. مردی عرض کرد: یا امیر المؤمنین، در باره اصحابت به ما خبر بده.
فرمود: بپرس.
حضرت جریان مفصلی را نقل کرد و سپس فرمود: من از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله شنیدم که ضمن سخنی طولانی می‌فرمود: خداوند مرا به دوست داشتن چهار نفر از اصحابم دستور داده است و به من خبر داده که آنان را دوست دارد و بهشت مشتاق آنان است.
پرسیده شد: یا رسول اللَّه، آنان کیانند؟ فرمود: «علی بن ابی طالب» و سپس سکوت کرد. گفتند: یا رسول اللَّه، آنان کیانند؟ فرمود: «علی» و سپس سکوت کرد. گفتند: یا رسول اللَّه، آنان کیانند؟ فرمود: علی و سه نفر همراه او. علی امام و راهنما و هدایت‌کننده آنان است. منحرف و گمراه نمی‌شوند و بر نمی‌گردند، و روزگار بر آنان طولانی نمی‌شود و قلبشان را قساوت نمی‌گیرد. آنان سلمان و ابو ذر و مقداد هستند.

وسعت علم امیر المؤمنین علیه السّلام‌

سپس جریانی مفصل نقل کرد. بعد پیامبر صلی اللَّه علیه و آله فرمود: «علی را برایم فراخوانید». من بطرف حضرت متوجه شدم «1»، و آن حضرت هزار باب از علم را که از هر بابی هزار باب باز
______________________________
(1) کلمه «کببت علیه» یعنی خود را روی آن حضرت انداختم که به صورت فوق ترجمه شده است. در کتاب بحار: آن حضرت متوجه من شد.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 660
بطور سری به من آموخت.
سپس امیر المؤمنین علیه السّلام رو به ما کرد و فرمود: از من سؤال کنید قبل از آنکه مرا نیابید.
قسم به آنکه دانه را شکافت و مردم را خلق کرد، من به تورات از اهل تورات عالم‌ترم، و به انجیل از اهل انجیل عالم‌ترم، و به قرآن از اهل قرآن عالم‌ترم.
قسم به آنکه دانه را شکافت و مردم را خلق کرد، هیچ گروهی نیست تا روز قیامت که به صد نفر برسد مگر آنکه من رهبر و راهنمای آنان را می‌شناسم.
از من در باره قرآن سؤال کنید. در قرآن بیان هر چیزی و علم اوّلین و آخرین است.
قرآن برای گوینده‌ای حرفی باقی نگذاشته است.

علم نزد امامان تا قیامت‌

فرمود: «تأویل قرآن را جز خداوند و فرو رفتگان در علم کسی نمی‌داند. آنان یک نفر نیستند. پیامبر صلی اللَّه علیه و آله از آنان است. خداوند به او آموخته و آن حضرت هم به من آموخته است، و سپس در نسل ما تا روز قیامت خواهد بود». بعد حضرت چنین قرائت فرمود:
«بَقِیَّةٌ مِمَّا تَرَکَ آلُ مُوسی وَ آلُ هارُونَ» «2» «بقیّه‌ای از آنچه آل موسی و آل هارون بر جای گذاشتند». و من نسبت به پیامبر صلی اللَّه علیه و آله بمنزله هارون نسبت به موسی هستم، و علم در نسل ما تا روزی که قیامت بر پا شود خواهد بود «3».
روایت با سند به سلیم:
1. تفسیر فرات: ص 9.
2. تأویل الایات الظاهرة: ج 2 ص 555 ح 10.
______________________________
(2) سوره بقره: آیه 248.
(3) در کتاب تأویل الآیات این عبارت را اضافه دارد: سپس حضرت این آیه را قرائت فرمود: وَ جَعَلَها کَلِمَةً باقِیَةً فِی عَقِبِهِ» یعنی: «آن را سخن باقی در نسل او قرار داد». و سپس فرمود: پیامبر صلی اللَّه علیه و آله نسل حضرت ابراهیم علیه السّلام است، و ما اهل بیت نسل حضرت ابراهیم علیه السّلام و نسل حضرت محمّد صلی اللَّه علیه و آله هستیم.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 661

79 انتخاب ناشایست مردم به اهل حق ضرر نمی‌زند، مردم نسبت به اهل بیت علیهم السّلام سه گروهند.

 

انتخاب ناشایست مردم به اهل حق ضرر نمی‌زند

سلیم می‌گوید: از علی علیه السّلام در ماه رمضان- همان ماهی که در آن شهید شد- شنیدم، در حالی که آن حضرت در میان دو پسرش امام حسن و امام حسین علیهما السّلام و فرزندان عبد اللَّه بن جعفر بن ابی طالب و شیعیان خاصّش بود، می‌فرمود:
مردم را با آنچه برای خود پسندیده‌اند بحال خود بگذارید، و در دولت دشمنتان سکوت را بر خود لازم بدانید، چرا که بدست گرفتن دیگری حکومت شما را و نیز دشمن تجاوزگر حسود شما را نابود نمی‌کند و به شما ضرر نمی‌رساند «1».

مردم نسبت به اهل بیت علیهم السّلام سه گروهند

مردم سه گروهند: گروهی به نور ما روشن هستند «2»، و گروهی بوسیله ما ارتزاق می‌کنند، و گروهی بوسیله ما هدایت می‌شوند و به دستور ما اقتدا می‌کنند و اینان کمترین گروهند. اینان شیعیان نجیب و حکیم و عالم و فقیه و با تقوی و با سخاوت هستند. خوشا به حال آنان و عاقبت بخیری نصیبشان باد.
روایت با سند به سلیم:
1. مختصر البصائر: ص 104.
______________________________
(1) عبارت عربی روشن نیست و عین عبارت چنین است: الزموا انفسکم السکوت و دولة عدوکم، فإنه لا یعدمکم ما ینتحل امرکم و عدو باغ حاسد.
(2) از آنجا که در آخر حدیث فقط گروه سوم مورد تأیید حضرت هستند ظاهرا معنای این جمله چنین می‌شود: گروهی آبروی خود را از نسبت دادن خود به ما کسب می‌کنند.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 662

80 ائمه علیهم السّلام شاهدان بر مردم و امت وسط.

ائمه علیهم السّلام شاهدان بر مردم و امت وسط سلیم از امیر المؤمنین علیه السّلام نقل می‌کند که فرمود: خداوند تعالی ما را قصد کرده با این کلامش: لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النَّاسِ وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیداً «1»، «تا شما بر مردم شاهد باشید و پیامبر بر شما شاهد باشد». پیامبر صلی اللَّه علیه و آله بر ما شاهد است، و ما شاهدان خداوند بر خلقش و حجّت او در زمینش هستیم.
ما هستیم کسانی که خداوند جل اسمه در باره آنان فرموده است: وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّةً وَسَطاً «2»، «و این گونه شما را امت وسط قرار دادیم» «3».
روایت با سند به سلیم:
1. مناقب بن شهرآشوب: ج 3 ص 87.
2. شواهد التنزیل حسکانی: ج 1 ص 92 ح 129.
3. تأویل الایات الظاهرة: ج 1 ص 81 ح 64.
4. تفسیر مجمع البیان طبرسی: ج 2 ص 224.
5. کفایة الموحدین: ج 2 ص 140 و 179.
6. احقاق الحق: ج 14 ص 553.
روایت از غیر سلیم:
1. تفسیر برهان: ج 1 ص 159.
______________________________
(1) سوره بقره: آیه 143.
(2) سوره بقره: آیه 143.
(3) احتمالا در اینجا «وسط» کنایه از واسطه بین خدا و خلق و بیان آیه قبل که شاهدان بر مردم تعبیر شده است. و شاید هم واسطه بین مردم و پیامبر صلی اللَّه علیه و آله باشد کما اینکه از ما بعد آیه معلوم می‌شود که می‌فرماید:
لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النَّاسِ وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیداً. و در تفسیر برهان: ج 1 ص 159 و 160 ده حدیث نقل کرده که منظور از امّت وسط ائمه علیهم السّلام هستند.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 663

81 ائمه علیهم السّلام معدن کتاب و حکمت.

ائمه علیهم السّلام معدن کتاب و حکمت سلیم از امیر المؤمنین علیه السّلام نقل می‌کند که فرمود:
«ما هستیم که خداوند بین ما رسولی را مبعوث کرد تا آیاتش را برای ما تلاوت کند و ما را تزکیه نماید و کتاب و حکمت را به ما بیاموزد» «1».
روایت با سند به سلیم:
1. تأویل الایات الظاهرة: ج 2 ص 692 ح 1.
2. کنز الفوائد نجفی (نسخه خطی): ص 400.
روایت از غیر سلیم:
1. تفسیر برهان: ج 1 ص 325 ح 4.
______________________________
(1) اشاره به آیه 2 از سوره جمعه و نیز آیه 164 از سوره آل عمران است که می‌فرماید: لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ ...»، «خداوند بر مؤمنین منّت گذاشت که پیامبری از خودشان را در بین آنان مبعوث نمود تا آیات خداوند را بر آنان بخواند و آنان را پاک کند و کتاب و حکمت را به آنان بیاموزد».
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 664

82 تفسیر یاسین و آل یاسین.

تفسیر یاسین و آل یاسین سلیم از امیر المؤمنین علیه السّلام نقل می‌کند که فرمود:
پیامبر صلی اللَّه علیه و آله نام مبارکش «یاسین» است، و ما هستیم کسانی که خداوند می‌فرماید:
سلام علی آل یاسین «1»، «سلام بر خاندان یاسین».
روایت با سند به سلیم:
1. تفسیر فرات: ص 131.
2. تأویل الایات الظاهرة: ج 2 ص 498 ح 13.
3. تفسیر برهان: ج 4 ص 34 ح 7.
4. اللوامع النورانیة: ص 4 و 323.
روایت از غیر سلیم:
1. تفسیر قمی: ص 559.
2. معانی الاخبار: ص 121 ح 1 و 2 و 3 و 4 و 5.
3. امالی صدوق: ص 282.
______________________________
(1) سوره صافات: آیه 129.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 665

83 سؤال خداوند از ائمه علیهم السّلام.

سؤال خداوند از ائمه علیهم السّلام سلیم از امیر المؤمنین علیه السّلام چنین نقل می‌کند:
کلام خداوند عز و جل: وَ إِنَّهُ لَذِکْرٌ لَکَ وَ لِقَوْمِکَ وَ سَوْفَ تُسْئَلُونَ «1»، «این (قرآن) برای تو و قومت یادآور است و بزودی سؤال می‌شوید»، فرمود: ما قوم او هستیم و از ما سؤال خواهد شد.
روایت با سند به سلیم:
1. تأویل الایات الظاهرة: ج 2 ص 561.
2. کنز الفوائد نجفی (نسخه خطی): ص 292.
3. اللوامع النورانیة: ص 371.
4. تفسیر برهان: ج 4 ص 146.
روایت از غیر سلیم:
1. تفسیر نور الثقلین: ج 4 ص 604.
2. تفسیر برهان: ج 4 ص 146.
3. بحار: ج 23 ص 187.
______________________________
(1) سوره زخرف: آیه 44.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 666

84 عذاب شدید در انتظار ظالمین آل محمّد علیهم السّلام.

عذاب شدید در انتظار ظالمین آل محمّد علیهم السّلام سلیم از امیر المؤمنین علیه السّلام نقل می‌کند که فرمود:
کلام خداوند عز و جل: ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقابِ «1»، «آنچه پیامبر صلی اللَّه علیه و آله برای شما آورد بگیرید و آنچه شما را از آن نهی فرمود خودداری کنید، و از خدا- در باره ظلم به آل محمّد علیهم السّلام- بترسید، که عذاب خداوند- نسبت به کسانی که به ایشان ظلم کنند- شدید است».
روایت با سند به سلیم:
1. روضه کافی: ص 58 ح 21.
2. تأویل الایات الظاهرة نجفی: ج 2 ص 678 ح 3.
3. تفسیر برهان: ج 4 ص 316.
4. کنز الفوائد نجفی (نسخه خطی): ص 336.
______________________________
(1) سوره حشر: آیه 7.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 667

85 تفسیر «زنده بگور» در قرآن به شهیدان اهل بیت علیهم السّلام.

تفسیر «زنده بگور» در قرآن به شهیدان اهل بیت علیهم السّلام سلیم بن قیس از ابن عباس نقل می‌کند «1»:
کلام خداوند تعالی: وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ «2»، «هنگامی که در باره زنده بگور سؤال شود»، او کسی است که در راه دوستی ما اهل بیت کشته شود.
روایت با سند به سلیم:
1. تأویل الایات الظاهرة: ج 2 ص 766 ح 4.
2. کنز الفوائد نجفی (نسخه خطی): ص 372.
روایت از غیر سلیم:
1. تفسیر قمی: ج 2 ص 407.
2. کنز الفوائد نجفی (نسخه خطی): ص 444.
3. تفسیر فرات: ص 203.
4. مناقب ابن شهرآشوب، به نقل تفسیر نور الثقلین:
ج 5 ص 514.
5. تأویل الایات الظاهرة: ج 2 ص 765.
6. مجمع البیان طبرسی در تفسیر سوره تکویر.
7. بحار: ج 23 ص 256.
8. تفسیر برهان: ج 4 ص 431 و 432.
______________________________
(1) اگر چه تصریح به نام امیر المؤمنین علیه السّلام از اوّل این حدیث نشده ولی به دو قرینه باید از آن حضرت منقول باشد: یکی اینکه در آخر حدیث کلمه «مودّتنا اهل البیت» است که بمعنی «دوستی ما اهل بیت» است و پیداست که ابن عباس از اهل بیت نیست. و دیگر اینکه سلیم در طول کتابش تفسیر قرآن را از غیر معصوم علیه السّلام نقل نکرده است.
(2) سوره تکویر: آیه 8.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 668