سلیم در زمان حجّاج‌

در سال 75 هجری، حجّاج بن یوسف ثقفی از طرف عبد الملک بن مروان حاکم عراق شد و وارد کوفه گردید. از اوّلین کسانی که حجاج سراغشان را گرفت سلیم بن قیس بود، چرا که سابقه او با امیر المؤمنین علیه السّلام روشن بود.
بهمین جهت با ورود حجاج، سلیم بن قیس بهمراه کتابش از عراق فرار کرد و به سمت ایران آمد تا در سرزمین فارس در نزدیکی شیراز به شهر بزرگی بنام «نوبندجان» «7» رسید. سلیم در این تبعید ناخواسته که علّتی جز ولایت امیر المؤمنین علیه السّلام نداشت، هفتاد و هفت سالگی عمر خود را می‌گذراند.

ارتباط سلیم با ابان بن ابی عیّاش در ایران‌

در شهر نوبندجان، سلیم با جوانی که 14 سال از عمرش می‌گذشت و نامش «ابان» بود ملاقات کرد. البته جنبه آشنایی بین سلیم و ابان برای ما معلوم نیست که آیا فامیل بوده‌اند و یا سابقه دوستی داشته‌اند یا یک اتّفاق و تصادف بوده است. ولی به هر حال سلیم در خانه پدری ابان بن ابی عیّاش اقامت کرد.
ابان در آن سنین قرائت قرآن را آموخته بود ولی از آنچه بعد از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله بر اهل بیت علیهم السّلام رفته بود آگاهی نداشت، چرا که در طول پنجاه سال پس از فتح مناطق فارس و توابعش، همان دین منسوخ از طرف حاکمان به مردم تفهیم شده بود.
در چنین شرائطی، مردی همچون سلیم نعمتی عظیم برای ابان بود که حقایق دینی را از او بگیرد، و آنچه را ندیده از شاهد عینی بپرسد.
سلیم هم در فکر کسی بود که بتواند امانت بزرگ و ثمره عمرش را بخوبی حفظ کند و آن را سالم به نسلهای بعد منتقل کند. لذا بفکر تربیت عقیدتی ابان افتاد و آهسته آهسته او را با حقایق گذشته تاریخ اسلام آشنا کرد و وقایع بعد از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله را برای او تشریح نمود و بدین وسیله او را متوجّه شرائط موجود نمود.
______________________________
(7) این شهر در آن زمان بسیار بزرگ و خوش آب و هوا بوده است. هم اکنون از این شهر روستایی بنام «نوبندگان» بین شیراز و فسا باقی مانده است.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 27
ابان در باره مدّتی که با سلیم معاشرت داشته چنین می‌گوید:
«او پیرمردی اهل عبادت بود و چهره‌ای نورانی داشت. بسیار پر تلاش، صاحب نفسی بزرگوار و حزنی طولانی بود. او استتار را دوست می‌داشت و از اشتهار پرهیز می‌کرد».
سلیم هم در باره ابان گفته است:
«من با تو معاشرت داشتم و جز آن گونه که دوست می‌داشتم چیزی ندیدم».
بدین ترتیب شرائط عقیدتی و فکری بین ابان و سلیم برای تحویل کتاب آماده شده بود.

تصمیم سلیم در باره کتاب‌

دیری نگذشت که سلیم احساس کرد در سرزمین غربت، عمرش به پایان خود نزدیک می‌شود، و مهمترین مسأله برای او حفظ کتابش بود. کتابی که سرتاسر آن بیان مظلومیّت اهل بیت علیهم السّلام و افشای بدعتها و جنایات غاصبین خلافت بود و می توانست چراغ هدایتی برای نسلهای آینده باشد تا بتوانند دوستان را از دشمنان تشخیص دهند.
سلیم نگران کتابی بود که با تمام وجود در راه تألیف و حفظ آن فداکاری کرده بود و مطالب آن را بطور شفاهی از خود معصومین علیهم السّلام یا از اصحابشان گرفته بود.
کتابی که در بر دارنده نکات و گوشه‌های بسیار دقیقی از تاریخ اسلام بود و او در بدست آوردن آنها زحمت فراوان کشیده بود. کتابی که در یک نگاه مجموعه‌ای از معارف و تاریخ اسلام بود که می‌بایست بعنوان پایه تولّی و تبرّی تلقی شود.
در مسائل مربوط به تولّی شامل مطالبی همچون امامت دوازده امام علیهم السّلام و ذکر نام ایشان، فضائل اهل بیت علیهم السّلام، احتجاجها و اتمام حجت‌های امیر المؤمنین و امام حسن و امام حسین علیهم السّلام و اصحابشان در مقابل غاصبین خلافت و بیانات کاملی از ائمه علیهم السّلام در معارف اسلام بود.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 28
از سوی دیگر در جنبه‌های تبرّی شامل پیشگوئی‌های پیامبر صلی اللَّه علیه و آله در باره اختلافات امّت و فتنه‌های بعد از آن حضرت و نیز در باره ظلم قریش و غصب حقوق اهل بیت علیهم السّلام، رفتار منافقین در زمان پیامبر صلی اللَّه علیه و آله، اخبار مفصّلی از غصب خلافت و شهادت حضرت زهرا و حضرت محسن علیهما السّلام، ذکر مطاعن غاصبین خلافت بخصوص اصحاب صحیفه ملعونه، گوشه‌های مهمی از جنگهای جمل و صفین و نهروان، اخباری از فتنه‌های معاویه بعد از امیر المؤمنین علیه السّلام و جنایات او نسبت به شیعیان بود.
از یک سو با توجه به محتوای کتاب ممکن بود در دسترس ماندن آن، آن را بدست نااهلان برساند و مسأله‌ای ایجاد کند، و از سوی دیگر از بین بردن آن به قیمت نابود کردن زحمات پرارزش او بود.
بهمین جهت سلیم گاهی بفکر از بین بردن کتابش می‌افتاد، ولی اقدامی نمی‌کرد زیرا متوجّه بود که چنین سرمایه علمی گرانبها را نباید بدست تلف سپرد، و از سوی دیگر در پی کسی بود که بتواند امانتش را به او بسپارد.
بالاخره فردی که سلیم توانست بعنوان حافظ کتابش به او اعتماد کند کسی جز ابان بن ابی عیّاش تربیت‌شده خود سلیم نبود.

وصیّت سلیم و تحویل کتاب به ابان‌

سلیم پس از فرار از شرّ حجاج و ورود به شهر نوبندجان بیش از یک سال دوام نیاورد و بیمار شد. همین که آثار مرگ را در خود دید مخفیانه مسأله کتابش را با ابان در میان گذاشت و سرگذشت خود را در تألیف کتاب برای او تشریح کرد و او را متوجه این نکته نمود که مطالب این کتاب برای جامعه‌ای که با سیره ابو بکر و عمر و عثمان و معاویه پرورش یافته‌اند قابل تحمل نخواهد بود و نباید در دسترس هر نااهلی قرار بگیرد.
بعد از آن، طی برنامه‌ای دقیق کتاب خود را رسما به او تحویل داد که مراحل آن چنین بود:
اولا: ابان را از نظر اعتقادی و امانتداری مورد آزمایش قرار داد و از هر دو جهت مطمئن شد.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 29
ثانیا: سه شرط اساسی با ابان قرار داد و در مورد آنها عهد و پیمان الهی از او گرفت، که آنها از این قرارند:
1. تا سلیم زنده است از کتاب و مطالب آن به کسی خبر ندهد.
2. پس از رحلت او نیز کتاب و مطالبش را جز به موثّقین از شیعه خبر ندهد.
3. هنگام مرگ کتاب را به شخصی موثق و دیندار از شیعه بسپارد.
ثالثا: تمام کتاب را برای ابان قرائت کرد و او به دقت گوش فرا داد تا در مطالب آن جای ابهامی نماند.
رابعا: با دست مبارکش کتاب را بطور رسمی بدست ابان داد و بعبارت دیگر آن را تحویل او داد تا در ادای امانت وظیفه خویش را بطور کامل به انجام رسانده باشد.

وفات سلیم بن قیس‌

در اواخر سال 76 هجری، سلیم در شهر نوبندجان فارس در سن 78 سالگی بدرود حیات گفت و ظاهرا در همان شهر بخاک سپرده شد «8».
او در حالی که بیش از شصت سال از عمر شریفش را در راه احیاء ولایت اهل بیت علیهم السّلام سپری کرده بود بدیدار موالیانش شتافت و این یادگار بزرگ را از خود بر جای گذاشت. رحمت خدا بر روان پاکش باد.

کتاب سلیم در نوبندجان و بصره‌

پس از سلیم، ابان بن ابی عیّاش در نوبندجان به مطالعه کتاب سلیم پرداخت، و آنچه در باره مطالب کتاب از او شنیده بود شخصا دریافت. بهمین جهت تصمیم گرفت به شهرهای بزرگ اسلامی سفر کند تا آگاهی بیشتری در باره دینش پیدا کند.
______________________________
(8) تعیین سال 76 بعنوان سال رحلت سلیم از مجموعه قرائن زیر بدست آمده است:
حجاج در سال 75 هجری بعنوان حاکم عراق وارد کوفه شد. طبق تصریح ابان در سر آغاز کتاب سلیم، حجاج پس از ورود به عراق فورا سراغ سلیم را گرفته و سلیم هم بی‌وقفه فرار کرده و به نوبندجان آمده است. همچنین ابان تصریح می‌کند که پس از ورود به نوبندجان دیری نپایید که سلیم از دنیا رفت. بنا بر این از سال 75 زمان زیادی نگذشته که سلیم از دنیا رفته که اگر حد اکثر حساب کنیم سال 76 می‌شود.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 30
او کتاب سلیم را بهمراه خود برداشت و عازم بصره نزدیکترین شهر به منطقه فارس شد. در بصره کتاب سلیم را به حسن بصری نشان داد، و او پس از مطالعه کتاب مطالب آن را مورد تأیید قرار داد و گفت: «تمام احادیث آن حق است که از شیعیان امیر المؤمنین علیه السّلام و غیر ایشان شنیده‌ام».
ابان، بصره را بعنوان وطن دوّم خود انتخاب نمود و طبق قوانین آن عصر خود را به طایفه «بنی عبد القیس» ملحق نمود و نام او در شمار آن قبیله ثبت شد.

کتاب سلیم در مکّه و مدینه‌

ابان از بصره بهمراه کتاب سلیم عازم سفر حج شد. او در مکّه با بیش از صد نفر از اصحاب پیامبر صلی اللَّه علیه و آله و تابعین ملاقات کرد و از آنان احادیثی فرا گرفت.
بعد از آن، مقصد او رسیدن به حضور امام زین العابدین علیه السّلام بود تا هر سؤال و مشکلی دارد از امام زمانش بپرسد و از حجّت خدا فرا گیرد، و این برای اطمینان کامل خود و نسلهای آینده بود و برای اینکه هر گونه سؤال اعتقادی برایش حل شود.

کتاب سلیم در محضر امام زین العابدین علیه السّلام‌

ابان در حالی که کتاب سلیم را همراه داشت خدمت امام سجّاد علیه السّلام رسید. ابو الطفیل و عمر بن ابی سلمة دو صحابی پیامبر صلی اللَّه علیه و آله نیز در خدمت حضرت حضور داشتند.
او کتاب سلیم را خدمت آن حضرت تقدیم نمود، تا کلامی در باره کتاب و مؤلّفش از آن حضرت بشنود.
امام علیه السّلام دستور دادند تا کتاب سلیم نزد آن حضرت قرائت شود. ابو الطفیل و عمر بن ابی سلمة، سه روز- از صبح تا شب- در حضور امام زین العابدین علیه السّلام می‌نشستند و کتاب را می‌خواندند و آن حضرت استماع می‌فرمودند.
این برنامه، عنایتی بس عجیب را در شأن این کتاب می‌رساند که امام معصوم علیه السّلام سه روز بنشیند تا کتاب یکی از اصحابش را که از دنیا رفته در محضرش بخوانند.
قرائت‌کنندگان هم دو نفر از بزرگان اصحاب پیامبر صلی اللَّه علیه و آله بودند که تا آن زمان حیات داشتند. اهمیّت دیگر مطلب اینکه امام علیه السّلام بدون قرائت هم می‌توانستند مطلبی در باره
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 31
کتاب بفرمایند، ولی شکل رسمی قرائت را اجرا کردند تا هیچ شبهه‌ای در بین نماند و همه بدانند آن حضرت کلمه کلمه کتاب را مورد توجه قرار داده‌اند.
پس از قرائت کامل کتاب، همه در انتظار سخن امام علیه السّلام بودند. لبان مبارک حضرت با کلامی نورانی در شأن سلیم و کتابش گشوده شد و فرمودند:
«سلیم راست گفته است، خدا او را رحمت کند. همه اینها احادیث ما است که نزد ما شناخته شده است».
این سخن در حقیقت امضا و مهر تأیید الهی از لسان حجة اللَّه بود، که اصالت و اعتبار کتاب سلیم را به ثبت رسانید و آن را جاودانی ساخت و سندی محکم برای این کتاب بنیادی اسلام گردید.
ابو الطفیل و عمر بن ابی سلمه هم گفتند: «تمام احادیث آن را از امیر المؤمنین علیه السّلام و از سلمان و ابو ذر و مقداد شنیده‌ایم».
پس از آن، ابان سؤال مهمّی در رابطه با کتاب خدمت امام علیه السّلام مطرح کرد و عرضه داشت: اکنون که مطالب آن صحیح و مورد تأیید است، پس تکلیف امّت اسلامی چه می‌شود که اکثرشان از راه شما اهل بیت منحرفند؟ آیا واقعا همه آنان که دین شما اهل بیت را نپذیرفته‌اند در هلاکت‌اند؟
امام علیه السّلام در پاسخ به این سؤال، دو حدیث متواتر بین همه مسلمانان را مطرح کردند و فرمودند: آیا این حدیث را شنیده‌ای که پیامبر صلی اللَّه علیه و آله فرموده است:
«مثل اهل بیت من چون کشتی نوح است که هر کس بر آن سوار شد نجات یافت و هر کس بر جای ماند هلاک شد، و مثل اهل بیتم همچون باب حطه «9» در بنی اسرائیل است»؟
______________________________
(9) «باب حطه» در بنی اسرائیل دری بوده که همه باید هنگام عبور از آن در مقابل خدای عز و جل سر تعظیم فرود می‌آوردند. اهل بیت علیهم السّلام از این جهت به «باب حطه» تشبیه شده‌اند که همه مردم باید در مقابل ایشان سر تعظیم فرود آورند و سخن ایشان را بپذیرند، تا بدین وسیله در مقابل خداوند اظهار تعظیم و خضوع نموده باشند. به بحار الانوار: ج 13 ص 185- 180 مراجعه شود.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 32
ابان اقرار کرد که این حدیث را بطور متواتر بنقل از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله شنیده است.
ابو الطفیل و عمر بن ابی سلمة گفتند: ما هم این حدیث را از لبهای مبارک پیامبر صلی اللَّه علیه و آله شنیده‌ایم.
حضرت فرمود: آیا همین حدیث نگرانی و تعجب ترا حلّ نمی‌کند؟ یعنی اگر اهل بیت علیهم السّلام تنها راه نجات هستند و همه امت فقط باید در مقابل آنان سر تعظیم فرود آورند، پس این راهی که امّت اسلامی در پیش گرفته‌اند و از این کشتی نجات تخلف ورزیده و در مقابل هر کسی جز ایشان سر تعظیم فرود آورده‌اند، آیا نتیجه‌ای جز هلاکت در بر خواهد داشت؟ پس هیچ تعجبی ندارد که معتقد باشیم آن عده از امت اسلامی که مهمترین دستور پیامبر خود را که پیروی از اهل بیت علیهم السّلام است رها کرده‌اند، راه جهنم را پیش گرفته‌اند و خود را به هلاکت انداخته‌اند.
از این رهگذر معلوم می‌شود که کتاب سلیم با محتوای شیعی آن، براحتی می‌تواند تکلیف بقیه فرق اسلامی را تعیین کند، و این را قبل از کتاب سلیم احادیث متواتر منقول از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله تعیین نموده است.
بهر حال، این مجلس پس از سه روز با این نتیجه گرانبها در مورد سلیم و کتابش پایان یافت، و اینک ابان پس از چند روز بهمراه کتاب سلیم به بصره باز می‌گردد.

جهاد علمی ابان‌

ابان پس از بازگشت به بصره، بدون آنکه تشیّع خود را علنی کند با محدّثین بزرگ و علمای دینی آن عصر ارتباط برقرار کرد و از آنان حدیث اخذ می‌کرد، تا کم کم در شمار محدّثین و معتمدین زمان خود در آمد، بطوری که طایفه بنی عبد القیس بوجود فقیهی چون او افتخار می‌کردند.
ابان در همین حال، ارتباط خود را با امام سجاد علیه السّلام و اصحاب آن حضرت حفظ کرده بود، و بدور از چشم دشمن با آنان رفت و آمد داشت.
در آغاز قرن دوّم هجری که ممنوعیّت تدوین حدیث رسما لغو شد، محدّثین و مورّخین آزادانه به انتشار آنچه جمع کرده بودند پرداختند و بدین ترتیب دهها کتاب تألیف شد. ولی چه انتظاری می‌توان داشت از جامعه‌ای که حدود یک قرن راه
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 33
انحراف را آموخته بودند و هر چه بعنوان دین فرا گرفته بودند سبّ و شتم و لعن اهل بیت علیهم السّلام بود؟! آیا این آزادی نشر حدیث، نتیجه‌ای جز انتشار میراث عمر و معاویه ثمر دیگری داشت؟! آیا کتابهای تدوین شده در آن شرائط جز مجموعه‌ای از اکاذیب بود؟
البته در چنین فرصتهایی، ائمّه علیهم السّلام و همچنین اصحابشان حد اکثر استفاده را بردند و تا حدّی معارف اصیل تشیع را در معرض دید جهانیان قرار دادند، که ابان بن ابی عیّاش نیز از این زمره بحساب می‌آمد.

درگیری ابان با علمای مخالف شیعه‌

در این گیر و دار، حاکمان و نیز علمای مخالفین متوجّه انتشار و مقبولیّت معارف شیعه در بین مردم شدند، ولی کمی دیر شده بود که بتوانند مانع آن شوند. لذا برای ایجاد سدّ در مقابل چشمه زلال معارف اهل بیت علیهم السّلام اقدام به دو کار اساسی نمودند:
اوّلا: از طریق علمای معروف خود، تهمتهای ناروا به علمای شیعه نسبت می‌دادند که کمترین آن نسبت نسیان و عدم دقت بود.
ثانیا: خود تشیع را بعنوان یک جرم بحساب می‌آوردند، و بمجرد تشیع راوی حدیث را ساقط می‌کردند اگر چه موثّق بودن او مورد قبول بود.
از جمله کسانی که به این تهمت‌ها مبتلا شد، ابان بن ابی عیّاش بود. او که تا دیروز مورد اعتماد بزرگان علمای مخالفین واقع شده بود و صدها حدیث بنقل از او روایت کرده بودند و از نظر تقوا و عبادت هم او را در درجه بالایی قبول داشتند و بوجود او افتخار می‌کردند، بمحض اینکه از تشیّع او- که عمری آن را مخفی کرده بود- مطلع شدند شروع به طعن و تعرّض به شخصیّت او نمودند و سخنان ناروا در حق او شایع ساختند و یکباره از او کناره گرفتند. این اهانتها پس از مرگ او نیز ادامه یافت تا آنجا که آثار این خیانت در صفحات تاریخ باقی ماند و بسیاری از آنان که به امثال شعبة بن حجاج و سفیان ثوری اعتماد می‌کردند، طعن‌های آنان را هم علیه ابان می‌پذیرفتند، ولی علمای شیعه در طول تاریخ با اعتماد کامل بر او کتاب سلیم را بنقل از او روایت می‌کرده‌اند.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 34

تحقیق کتاب سلیم بدست ابان‌

ابان بن ابی عیّاش در طول زمانهایی که در بصره یا غیر آن با ائمّه علیهم السّلام و اصحابشان تماس داشت، آنچه در رابطه با کتاب سلیم و مطالب آن بدست می‌آورد در محل مناسب آن اضافه می‌کرد. تأییدات ائمه علیهم السّلام را نسبت به احادیث کتاب ثبت می‌کرد، و در چند مورد احادیث جدیدی که ارتباطی با احادیث سلیم داشت به آن اضافه می‌نمود.
البته در همه این موارد کاملا مشخص می‌کرد که چه مقدار از حدیث از طرف او اضافه شده است. بدین ترتیب نسخه‌های کتاب سلیم که اکنون در دست ما است، شامل تحقیقات ابان، اوّلین ناقل آن از سلیم است که در حضور ائمّه علیهم السّلام انجام داده و به کتاب ملحق نموده است «10».

ابان در زمان امام باقر و امام صادق علیهما السّلام‌

در زمان امام زین العابدین علیه السّلام ابان از اصحاب آن حضرت بشمار می‌آمد، و پس از شهادت آن حضرت در زمره اصحاب امام باقر علیه السّلام بود و با اصحاب آن حضرت ارتباط قوی داشت. بعد از آن حضرت در شمار اصحاب امام صادق علیه السّلام در آمد و از علمای بزرگ شیعه بود، و تا آن لحظه بخوبی از عهده حفظ کتاب سلیم بر آمده بود.

انتقال کتاب از ابان بن ابن اذینه‌

در این حال که عمر ابان از 70 می‌گذشت در فکر کسی بود که بتواند کتاب سلیم را به او تحویل دهد تا وصیّت سلیم را بخوبی عمل کرده باشد.
اتفاق عجیبی که در سال 138 هجری در 76 سالگی ابان اتفاق افتاد این بود که یک شب سلیم را در عالم رؤیا دید. سلیم نزدیکی مرگ او را خبر داد و گفت:
______________________________
(10) برای نمونه احادیث 6، 10، 12، 37 و 58 ملاحظه شود.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 35
«ای ابان، تو در این روزها از دنیا می‌روی، در باره امانت من تقوی پیشه کن و آن را ضایع مکن و به وعده‌ای که به من در مورد کتمان آن داده‌ای عمل کن، و آن را جز نزد مردی از شیعیان امیر المؤمنین علیه السّلام که صاحب دین و آبرو باشد مسپار».
این خواب از رؤیاهای صادقه بود، چه آنکه یکماه از آن نگذشته ابان از دنیا رفت.
در پی این رؤیا، ابان خود را در مقابل بزرگترین مسئولیّت عمر خود دید. او برای تحویل کتاب سلیم، عمر بن اذینه بزرگ علمای شیعه در بصره را انتخاب کرد که یکی از اصحاب امام صادق علیه السّلام بود و بعد از آن حضرت در شمار اصحاب امام موسی کاظم علیه السّلام در آمد.
از آنجا که ابان و ابن اذینه هر دو از طایفه «بنی عبد القیس» بودند، احتمال می‌رود ارتباط نزدیک آن دو از این جهت هم باشد، گذشته از جنبه عقیدتی که اصل علّت ارتباط بود.
صبح آن شب که ابان سلیم را خواب دید با ابن اذینه ملاقات کرد و رؤیای شب گذشته را و نیز اجمالی از تاریخچه کتاب را با او در میان گذاشت. سپس کتاب را رسما به او تحویل داد، و او هم مانند سلیم تمام کتاب را برای ابن اذینه قرائت کرد.
بدین ترتیب، امانت سلیم را به بزرگ مردی از شیعیان امیر المؤمنین علیه السّلام که مورد اعتماد بود سپرد و دقیقا به وصیّت سلیم عمل کرد. ناگفته نماند که ابان مطالب کتاب سلیم را در طول عمرش برای افراد مورد اعتمادی نقل کرده، ولی کتاب را فقط به ابن اذینه تحویل داده است.

وفات ابان بن ابی عیّاش‌

بیش از یکماه از تحویل کتاب سلیم به ابن اذینه نگذشته بود که ابان در ماه رجب سال 138 هجری در بصره از دنیا رفت، و بحقّ مسئولیّت بزرگ خود در مورد کتاب را بخوبی به انجام رساند. رحمت خدا بر روح پاکش باد.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 36

کتاب سلیم در دست محدّثین بزرگ‌

تا این مرحله کتاب سلیم، از دست مؤلّف عظیم الشأن آن به عالمی بزرگ چون ابان بن ابی عیّاش، و از دست او به بزرگ علمای شیعه در بصره یعنی ابن اذینه منتقل شد. اکنون مراحل بعدی در حفظ کتاب او را پی می‌گیریم:
کتاب سلیم پس از وفات ابان، توسط ابن اذینه به دست هفت نفر از بزرگان محدّثین رسیده است: ابن ابی عمیر، حماد بن عیسی، عثمان بن عیسی، معمر بن راشد بصری، ابراهیم بن عمر یمانی، همام بن نافع صنعانی، عبد الرزاق بن همام صنعانی.
این عدّه از نسخه اصلی کتاب نسخه‌برداری کردند، و از آنجا که با یک دیگر معاصر بودند احادیث کتاب را گاهی بنقل از یک دیگر و گاهی از خود نسخه نقل می‌کردند.
اینان ناقلین اوّلیه نسخه کتاب سلیم بودند که نسخه‌های بعد، از روی نسخه‌های آنان استنساخ شده و تا امروز بدست ما رسیده است.
با توجه به مدارک موجود، محدثینی که در مراحل بعد کتاب سلیم به دستشان رسیده معرفی می‌کنیم: اسانیدی که امروزه کتاب سلیم را برای ما نقل می‌کند به هفت سند منتهی می‌شود. چهار سند آن به شیخ طوسی، و یک سند آن به محمد بن صبیح بن رجا، و یک سند به ابن عقده، و یک سند به شیخ کشّی، و یک سند به حسن بن ابی یعقوب دینوری منتهی می‌شود.
این هفت سند به سه نفر از بزرگان محدّثین یعنی ابن ابی عمیر و حماد بن عیسی و عبد الرزاق بن همام- که قبلا نامشان ذکر شد- بر می‌گردد. یعنی نسخه‌های کتاب سلیم نزد این سه نفر بوده و بدست ایشان انتشار یافته است که توضیح آن چنین است:
اوّل: نسخه عبد الرزاق، که به چهار طریق به دست ما رسیده است: طریق ابن عقده متوفّای 333، طریق محمد بن همام بن سهیل متوفّای 332، طریق حسن بن ابی یعقوب دینوری متوفای قرن سوم، طریق ابو طالب محمد بن صبیح بن رجا در دمشق سال 334.
نسخه سوّم و چهارم تا امروز متداول است و نسخه‌هایی از آن هم اکنون در کتابخانه‌های خطی موجود است.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 37
دوّم: نسخه حماد بن عیسی، که از طریق شیخ طوسی و شیخ نجاشی با اسناد متصل برای ما نقل شده است.
سوّم: نسخه ابن ابی عمیر، که از طریق شیخ طوسی با اسناد متصل به دست شیخ حرّ عاملی و علّامه مجلسی رسیده است. هم اکنون نسخه‌هایی از آن در کتابخانه‌های خطی وجود دارد، و چاپهای اوّل کتاب سلیم هم از روی همین نسخه‌ها انجام شده است.

سلسله متّصل علما در نسخه برداری از کتاب سلیم‌

بعنوان نمونه، یکی از اسنادی که نسخه کتاب سلیم را در یک سلسله متصل از زمان سلیم تاکنون برای ما نقل کرده‌اند و همگی از بزرگان علمای شیعه محسوب می‌شوند بیان می‌شود تا ارزش کتاب و توجّه خاصّ علما به این کتاب بیشتر روشن شود. ترتیب این سند چنین است:
مؤلّف کتاب، سلیم بن قیس هلالی متوفای 76 هجری که از اصحاب امیر المؤمنین و امام حسن و امام حسین و امام زین العابدین و امام باقر علیهم السّلام است، کتابش را به ابان تحویل داده است.
ابان بن ابی عیّاش متوفای 138 هجری که از اصحاب امام زین العابدین و امام باقر و امام صادق علیهم السّلام است، کتاب را به بزرگ علمای شیعه در بصره عمر بن اذینه تحویل داده است.
ابن اذینه متوفای حدود 168 هجری که از اصحاب امام صادق و امام موسی کاظم علیهما السّلام است، کتاب را به یکی از بزرگترین علمای شیعه یعنی محمد بن ابی عمیر تحویل داده است.
ابن ابی عمیر متوفای 217 هجری که از اصحاب امام کاظم و امام رضا و امام جواد علیهم السّلام است، کتاب را برای سه نفر از بزرگان علمای شیعه نقل کرده است که عبارتند از:
1. عالم بزرگ قم احمد بن محمد بن عیسی از علمای قرن سوم که از اصحاب امام رضا و امام جواد و امام هادی علیهم السّلام بوده است.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 38
2. شیخ معتمد یعقوب بن یزید سلمی از علمای قرن سوم که از اصحاب امام رضا و امام جواد و امام هادی علیهم السّلام بوده است.
3. شیخ جلیل محمد بن حسین بن ابی الخطاب متوفای 262 هجری که از اصحاب امام جواد و امام هادی و امام عسکری علیهم السّلام بوده است.
این سه نفر از بزرگان اصحاب ائمّه علیهم السّلام بوده‌اند و هر یک صاحب تألیفات بسیاری هستند.
بزرگ علمای قم عبد اللَّه بن جعفر حمیری که در سال 300 هجری زنده بوده و از اصحاب امام هادی و امام حسن عسکری علیهما السّلام است، بنقل از سه عالم مذکور کتاب سلیم را روایت کرده است.
عالم بزرگ شیعه ابو علی محمد بن همام بن سهیل متوفای 332 هجری کتاب سلیم را بنقل از عبد الله حمیری و عبد الرزاق بن همام از علمای قرن سوم نقل کرده است.
عالم بزرگ شیعه هارون بن موسی تلعکبری متوفای 385 هجری بنقل از شیخ ابو علی محمد بن همام کتاب سلیم را روایت کرده است.
محدّث جلیل حسین بن عبید الله غضائری متوفای 411 هجری کتاب را بنقل از تلعکبری روایت کرده است.
شیخ طوسی متوفای 460 هجری کتاب سلیم را از ابن غضائری نقل کرده است.
شیخ طوسی که اکثر اسانید کتب شیعه به او منتهی می‌شود و صاحب کتابخانه عظیم در بغداد بوده و مؤسّس حوزه علمیّه نجف اشرف است کتاب را برای سه نفر نقل کرده است:
1. محدّث بزرگ شهرآشوب جدّ صاحب مناقب، از علمای قرن پنجم.
2. فقیه صالح محمد بن احمد بن شهریار خزانه دار حرم امیر المؤمنین علیه السّلام، از علمای قرن ششم.
3. عالم جلیل شیخ ابو علی فرزند شیخ طوسی، از علمای قرن ششم.
این سه نفر هم کتاب را به این تفصیل روایت کرده‌اند:
- شیخ شهرآشوب نسخه‌اش را برای نوه‌اش ابن شهرآشوب صاحب کتاب مناقب
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 39
نقل کرده است و صاحب مناقب در سال 567 هجری در شهر حلّه کتاب سلیم را نقل کرده است.
- شیخ ابن شهریار کتاب را برای عالم بزرگ شیخ ابو الحسن عریضی نقل کرده است و شیخ عریضی در سال 597 هجری کتاب را برای شیخ فقیه محمد بن کال نقل کرده است.
- شیخ ابو علی فرزند شیخ طوسی کتاب را برای دو نفر روایت کرده است:
1. شیخ فقیه حسن بن هبة اللَّه بن رطبة سوراوی، که او هم در کربلا به سال 560 هجری کتاب را روایت کرده است.
2. شیخ امین حسین بن احمد بن طحال مقدادی که شیخ ابو علی در سال 490 هجری کتاب را برای او نقل کرده است. شیخ مقدادی هم در سال 520 هجری در نجف کتاب را برای شیخ هبة اللَّه بن نما نقل کرده است. شیخ ابن نما هم در سال 565 هجری در شهر حلّه کتاب سلیم را نقل کرده است.
این نسخه‌های کتاب که با این اسناد عالی از شیخ طوسی نقل شده دست به دست توسط علمای بزرگ همچنان نقل و استنساخ شده و نسخه‌های آن تکثیر گردیده تا به دست دو عالم بزرگ شیعه یعنی شیخ حرّ عاملی متوفّای 1104 و علّامه مجلسی متوفای 1111 رسیده است.
علّامه مجلسی تمام نسخه خود را در کتاب بحار الانوار در ابواب مناسب هر حدیث منعکس نموده است.
نسخه شیخ حرّ عاملی هم از روی نسخه عتیقه‌ای به سال 1085 در اصفهان استنساخ شده است. سپس آن نسخه به دست فرزندانش و بعد به دست افراد معینی رسیده که نامشان در اوّل نسخه مذکور است. در آخرین مرحله به دست شیخ محمد سماوی در سال 1370 در نجف رسیده است و بارها از روی آن نسخه‌برداری شده تا چاپ نجف کتاب سلیم از روی همان نسخه انجام شده است، و خود نسخه هم اکنون در کتابخانه آیة اللَّه حکیم در نجف است.
نسخه دیگری در سال 609 هجری استنساخ شده و به دست علّامه مجلسی و شیخ حرّ عاملی رسیده که هم اکنون نسخه‌ای از روی آن با مهر علامه مجلسی در کتابخانه دانشگاه تهران نگهداری می‌شود.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 40
نسخه‌های دیگری که سابقه آنها به سال 334 هجری بر می‌گردد، ابتدا در یمن بوده و سپس به دمشق منتقل شده است. هم اکنون بیش از ده نسخه از آن موجود است و در کتابخانه‌های ایران و عراق و هند نگهداری می‌شود.
نسخه دیگری بخطّ کوفی با قدمت هزار ساله که در ایران بوده در سالهای اخیر مفقود شده است.
امروزه بیش از 60 نسخه خطی از کتاب سلیم قابل معرفی است، و در همین حال بیش از 24 نسخه خطی آن در کتابخانه‌های عمومی و خصوصی موجود است، و نسخ بسیاری هم در طول تاریخ در دست علما بوده است که در کتابهای خود آنها را ذکر کرده‌اند.
با نگاهی به تاریخچه کتاب سلیم در طول تاریخ هزار و چهار صد ساله آن، نسخه‌های آن را در شهرهای مختلف اسلامی می‌یابیم که عبارتند از: مکّه و مدینه از شهرهای حجاز، صنعا و بندر مخا از شهرهای یمن، نجف و کربلا و حلّه و بغداد و بصره و کوفه از شهرهای عراق، دمشق از شهرهای شام، اصفهان و قم و مشهد و تهران و یزد از شهرهای ایران، لکنهو و بمبئی و فیض‌آباد از شهرهای هند.
بدین ترتیب در می‌یابیم که این کتاب در هر دوره‌ای از تاریخ اسلام با منزلت و ارزش خاصّش مورد توجه علما بوده و بعنوان اوّلین و قدیمی‌ترین میراث عقیدتی و علمی اسلام حفظ شده است و بعنوان یک کتاب مرجع، از مطالب آن در علوم مختلف از جمله فقه و اصول و رجال و حدیث و تاریخ و تفسیر استفاده‌های وافری برده‌اند.
از نیمه دوم قرن چهاردهم به تحقیق و چاپ متن عربی کتاب سلیم تحت اشراف علمای بزرگ اقدام شده و در اواخر این قرن به زبان اردو ترجمه و چاپ شده است.
در آغاز قرن پانزدهم اقدام به ترجمه فارسی آن نیز شده و در سطح وسیعی انتشار یافته است.
خدا را شکر که این امانت ذی قیمت سلیم و محصول عمر او را که با اقتباس از انوار علوم ائمه علیهم السّلام و با کمک اصحابشان تألیف نموده، بدست محدّثین و علمای بزرگ حفظ فرموده است.
در شأن چنین عالمانی امام هادی علیه السّلام فرموده‌اند:
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 41
«لو لا من یبقی بعد غیبة قائمنا من العلماء الدّاعین الیه و الدّالّین علیه و الذّابّین عن دینه بحجج اللَّه و المنقذین لضعفاء عباد اللَّه من شباک إبلیس و مردته و من فخاخ النّواصب لما بقی احد الّا ارتدّ عن دینه» «11»، «اگر نبودند علمایی که بعد از غیبت قائم ما باقی می‌مانند و به او دعوت می‌کنند و به سوی او راهنمایی می‌نمایند و با حجّتهای الهی از دین دفاع می‌کنند و بندگان ضعیف خدا را از دامهای ابلیس و یاران او و ناصبیان نجات می‌دهند، اگر اینان نبودند احدی نمی‌ماند مگر آنکه از دین خود بر می‌گشت».
در اینجا یک دوره خلاصه از زندگانی سلیم و تاریخچه کتابش پایان می‌پذیرد، که در واقع ترسیمی از یک جهاد علمی و فداکاری دینی است و آمادگی لازم را برای مطالعه دسترنج شصت ساله مؤلف و تشکر از زحمات هزار و چهار صد ساله علما برای حفظ آن، در ذهن خواننده ایجاد می‌کند.
______________________________
(11) بحار الانوار: ج 2 ص 6 ح 12.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 43