بخش پنجم نقل علماء از کتاب سلیم به عنوان مدرکی مورد اعتماد
اشارة
شواهدی بر نقل و اعتماد قدما بر کتاب سلیم سخنان علما در نقل و اعتماد قدما بر کتاب سلیم نام محدّثین و مؤلفّین ناقل کتاب سلیم و احادیث آن
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 72
در این بخش نام کلیه کسانی که همه کتاب سلیم یا احادیث آن را نقل کردهاند ذکر خواهد شد. بعنوان پشتوانه سخن، گواهی عدّهای از بزرگان را بر اینکه اوّلا روایات علما از سلیم بنقل از کتاب او بوده، و ثانیا بعنوان اعتماد بر کتاب سلیم از آن نقل کردهاند میآوریم و قرائنی دالّ بر این مطلب ذکر میکنیم.
شواهدی بر نقل و اعتماد قدما بر کتاب سلیم
قرائن بسیاری دلالت میکند که آنچه متقدّمین در کتابهایشان از سلیم نقل کردهاند بنقل از کتاب او بوده است، که شرح آن چنین است:
اوّل: اکثر قدما احادیث کتابهایشان را از اصول چهارصدگانه استخراج میکردند، و بسیار بعید است که در نقل احادیث سلیم به کتاب او که از بزرگترین و قدیمیترین اصول است دست نیافته باشند.
دوّم: شیخ نعمانی که شاگرد شیخ کلینی بوده و در تألیف کتاب کافی او را یاری کرده است، از کتاب سلیم بعنوان یکی از بزرگترین و قدیمیترین کتب شیعه و از کتابهای مرجع و مورد اعتماد ایشان یاد میکند. بنا بر این بعید است این کتاب در دست محدّثین بزرگ متداول نبوده باشد.
سوّم: عدّهای از قدما همچون شیخ نعمانی و شیخ مفید و شیخ نجاشی و شیخ طوسی در کتابهایشان نام «کتاب سلیم» را صریحا آوردهاند.
چهارم: آنچه علما از سلیم نقل کردهاند عینا در نسخههای کنونی کتاب سلیم موجود است و این دلالت بر آن دارد که آنها هم از کتاب سلیم نقل کردهاند.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 73
پنجم: شیخ طوسی و نجاشی و نعمانی که از کتابشناسان عصر خود بودهاند، سند خود را به کتاب سلیم نقل کردهاند، و سپس احادیث سلیم را در تألیفاتشان آوردهاند، و بسیار بعید بنظر میرسد که از نسخه خود نقل نکرده باشند.
ششم: اسنادی که در کتب قدما برای احادیث سلیم دیده میشود با یک دیگر مطابقت دارد، و بسیاری از آنها بر سندی که در اوّل کتاب سلیم است منطبق است. از اینجا میتوان استنباط کرد که آنان از کتاب سلیم نقل کردهاند و بصورت یک حدیث که با یک سند خاص از سلیم نقل شده باشد نبوده است، و گر نه چطور چنین انطباقی در اسناد بوجود میآید؟
هفتم: عدّهای از علما سر آغاز کتاب سلیم را که شامل تاریخچه کتاب است عینا نقل کردهاند. این نیز دلالت بر رؤیت خود کتاب و نقل از آن دارد.
هشتم: سندهایی که برای احادیث سلیم ذکر کردهاند در طبقه سوّم یا چهارم یا پنجم و یا همه این مراتب، با اسناد سر آغاز کتاب منطبق است، و این دلالت میکند که نسخههای موجود نزد ایشان با نسخههای امروزی مطابقت داشته است.
نهم: در بعضی کتب که در همه احادیث آن اسناد ذکر شده است، وقتی از سلیم حدیث نقل کردهاند آن را با حذف سند از خود سلیم نقل کردهاند، و این میتواند قرینه باشد که از کتاب او نقل نمودهاند.
قرائن دیگری نیز در اینجا هست که از مجموع آنها میتوانیم چنین استفاده کنیم:
کتاب سلیم بصورت کامل از دست او به محدّثین منتقل شده است، و او هم از کسانی نبوده که در اجتماع برای مردم حدیث نقل کند. بنا بر این آنچه از او نقل شده بنقل از کتابش است. تطابق اسناد در احادیث منقول از سلیم در کتب مختلف، اضافه بر انطباق آن بر سند موجود در سر آغاز کتاب سلیم، و وجود اکثر احادیث منقول از سلیم در کتاب او، همه اینها کاشف از آن است که نسخههایی از کتاب سلیم نزد ایشان بوده است و همان سند اوّل نسخه را بعنوان سند احادیث سلیم در کتابهایشان آوردهاند.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 74
سخنان علما در نقل و اعتماد قدما بر کتاب سلیم
با در نظر گرفتن قرائنی که ذکر شد گواهی عدّهای از بزرگان علما را در این باره که آنچه قدما از سلیم نقل کردهاند از کتاب او و بعنوان اعتماد بر او بوده نقل میکنیم.
1. علامه مجلسی اوّل میگوید: «اعتماد شیخ کلینی و صدوق بر کتاب سلیم برای ما کافی است». و نیز میگوید: «شیخ صدوق و کلینی حکم به صحت کتاب سلیم کردهاند» «1».
2. علامه مجلسی میگوید: «کلینی و صدوق و غیر ایشان بر کتاب سلیم اعتماد کردهاند» «2».
3. علامه وحید بهبهانی میگوید: «آنچه از روایات سلیم در کتاب کافی و خصال است با اسناد متعدّد و صحیح و معتبر است. و ظاهر این دو کتاب آن است که از کتاب سلیم و با سند موجود در آن کتاب نقل کردهاند ... و ظاهر از روایت ایشان صحّت نسخه کتاب سلیم است. کما اینکه این مطلب از روایات کشی و نجاشی و شیخ در فهرست فهمیده میشود، بلکه باید گفت: از سخن ایشان- بخصوص از روایات کافی- صحّت خود کتاب سلیم فهمیده میشود» «3».
4. محقّق خوانساری از بعضی بزرگان چنین نقل کرده است: «برنامه شیخ کلینی این بوده که احادیث صحیحتر و واضحتر را در اوّل هر بابی ذکر میکرده، و میبینیم که در همه موارد احادیث سلیم را در اوّل باب آورده است. و این دلیل بر آن است که کتاب سلیم نزد او مورد اعتماد بوده است» «4».
5. محدّث قمی میگوید: «شیخ کلینی و صدوق و غیر ایشان از قدما بر کتاب سلیم اعتماد کردهاند» «5».
6. مورخ خیابانی میگوید: «شیخ صدوق و کلینی و دیگر بزرگان از محدّثین بر
______________________________
(1) تنقیح المقال: ج 2 ص 53. روضة المتقین: ج 14 ص 372.
________________________________________
هلالی، سلیم بن قیس - انصاری زنجانی خوئینی، اسماعیل، أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم بن قیس هلالی، 1جلد، نشر الهادی - ایران ؛ قم، چاپ: اول، 1416 ق. أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم ؛ ؛ ص74
(2) بحار الانوار: ج 8 قدیم ص 198.
(3) تعلیقه بر منهج المقال: ص 171. تنقیح المقال: ج 2 ص 54. روضات الجنات: ج 4 ص 70.
(4) روضات الجنّات: ج 4 ص 68. احتمالا منظور از بعضی بزرگان شیخ بهائی یا میر داماد است.
(5) الکنی و الالقاب: ج 3 ص 243.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 75
کتاب سلیم اعتماد کامل کردهاند» «6».
7. حاج آقا بزرگ تهرانی میگوید: «عدّه زیادی از قدمای اصحاب در کتابهایشان از کتاب سلیم با اسناد متعدّد نقل کردهاند که اکثر آنها به ابان منتهی میشود» «7».
8. سیّد صفائی خوانساری میگوید: «طبرسی در کتاب احتجاج از کتاب سلیم نقل کرده است، و این در حالی است که در اوّل احتجاج میگوید: حذف سندها بخاطر واضح بودن روایت و مشهور بودن آن است و از ذکر سند مستغنی مینماید. کلینی نیز که موثّقترین و دقیقترین شخص در حدیث بوده، روایات سلیم را نقل کرده است» «8».
9. از جمله مطالبی که دلالت بر اعتماد علما بر کتاب سلیم میکند آن است که عدّهای از اعاظم فقها در فتاوای خود در احکام شرعی به احادیث سلیم استناد کردهاند. با توجّه به احتیاط شدید علما در مقام فتوی، اعتماد ایشان بر کتاب سلیم معلوم میگردد.
نام محدّثین و مؤلّفین ناقل کتاب سلیم و احادیث آن
در این قسمت نام محدّثین و مؤلّفینی که همه کتاب سلیم یا بعضی احادیث آن را بدون واسطه یا با واسطه نقل کردهاند و یا تصریح به داشتن نسخهای از کتاب سلیم نمودهاند میآوریم. برای رعایت اختصار از ذکر نام کتاب و آدرس در این ترجمه خودداری میشود و طالبین میتوانند به متن عربی مراجعه کنند. همچنین با مطالعه مدارکی که در آخر هر حدیث ذکر خواهد شد میتوان به نام کتابها و آدرس آنها دست یافت.
در ترتیب اسامی علما تاریخ وفات ایشان در نظر گرفته شده است، و آنچه از القاب و کلمات مدح برای محدّثین و علما ذکر میشود از کلمات شیخ طوسی و نجاشی و دیگر بزرگان علم رجال استفاده شده است. این القاب را برای آن آوردهایم که معلوم شود هر یک از این محدّثین از نظر علمی و اجتماعی چه شخصیّتی داشتهاند و
______________________________
(6) ریحانة الادب: ج 6 ص 369.
(7) الذریعة: ج 2 ص 154.
(8) کشف الاستار: ج 2 ص 130.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 76
چه اندازه نزد ائمه علیهم السّلام مقرّب بودهاند. اعتماد و نقل اینان بر کتاب سلیم، مقام والای آن را بعنوان یک مدرک دینی معتبر روشن میکند.
ذیلا اسامی بیش از 130 نفر از شخصیتهای بزرگ شیعه و نیز غیر شیعه، که احادیث کتاب سلیم را نقل کردهاند تقدیم میشود.
1. عالم بزرگ شیعه در بصره عمر بن اذینه متوفای 168، که از اصحاب امام صادق و امام کاظم علیهما السّلام بوده و کتابی دارد.
2. شیخ موثّق ابراهیم بن عمر یمانی، که از اصحاب امام باقر و امام صادق علیهما السّلام بوده و چند کتاب از اصول دارد و کتابهایش مورد اعتماد است.
3. حافظ ابو عروة معمر بن راشد بصری متوفای 152، که از عامه و مورد وثوق ایشان است.
4. مورّخ شهیر نصر بن مزاحم منقری کوفی، که از اصحاب امام باقر علیه السّلام است و تألیفاتی دارد.
5. شیخ موثّق ابو خالد کابلی، که از اصحاب امام سجاد و امام باقر و امام صادق علیهم السّلام است.
6. شیخ موثّق عبد الله بن مسکان از اصحاب امام باقر و امام صادق و امام کاظم علیهم السّلام، که تألیفاتی دارد.
7. شیخ موثّق ابو محمّد عبد الله بن مغیره بجلی از اصحاب امام کاظم علیه السّلام که سی کتاب تألیف کرده است.
8. شیخ موثّق جلیل القدر مفضّل بن عمر جعفی، که از اصحاب امام صادق و امام کاظم علیهما السّلام است.
9. شیخ موثّق محمد بن اسماعیل زعفرانی، که از اصحاب امام صادق علیه السّلام است.
10. شیخ موثّق حماد بن عیسی متوفای 209، که از اصحاب امام صادق و امام کاظم و امام رضا و امام جواد علیهم السّلام است و تألیفات بسیاری دارد.
11. محدّث کبیر عبد الرزاق بن همام صنعانی متوفای 211، که از اصحاب امام صادق علیه السّلام است و تألیفات زیادی دارد. او نزد عامه هم از محدّثین بزرگ است و کتاب «المصنّف» تألیف اوست.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 77
12. شیخ جلیل محمد بن ابی عمیر ازدی بغدادی متوفای 217، که از اصحاب امام کاظم و امام رضا و امام جواد علیهم السّلام است. او از سرشناسان شیعه بوده و نزد شیعه و غیر شیعه جلیل القدر و صاحب منزلت است و 94 کتاب تألیف کرده است.
13. شیخ موثق محمد بن اسماعیل بن بزیع، که از اصحاب امام کاظم و امام رضا و امام جواد علیهم السّلام است و تألیفاتی دارد.
14. محدّث موثّق حسین بن سعید اهوازی، که از اصحاب امام رضا و امام جواد و امام هادی علیهم السّلام است و 30 کتاب تألیف کرده است.
15. شیخ جلیل موثّق علی بن مهزیار اهوازی، که از اصحاب امام رضا و امام جواد و امام هادی علیهم السّلام است و 33 کتاب تألیف نموده است.
16. شیخ موثّق عبّاس بن معروف که از اصحاب امام رضا و امام هادی علیهما السّلام است.
17. شیخ قمیّین محدّث جلیل محمد بن عیسی، که از اصحاب امام رضا علیه السّلام است.
18. شیخ موثّق معتمد عبد الرحمن بن ابی نجران تمیمی، که از اصحاب امام رضا علیه السّلام است و تألیفات بسیاری دارد.
19. شیخ زاهد موثّق حسن بن علی بن فضّال تیملی کوفی، که از اصحاب امام رضا علیه السّلام است.
20. شیخ موثّق یعقوب بن یزید سلمی از اصحاب امام رضا و امام جواد و امام هادی علیهم السّلام که صاحب تألیفاتی است.
21. شیخ و فقیه قمیّین موثّق جلیل القدر احمد بن محمد بن عیسی از اصحاب امام رضا و امام جواد و امام هادی علیهم السّلام که تألیفاتی دارد. او از شدت احتیاط و دقّت در نقل احادیث، کسانی را که از راویان ضعیف نقل میکردند از قم اخراج مینمود.
22. محدّث جلیل ابراهیم بن هاشم قمی، از اصحاب امام رضا علیه السّلام که تألیفاتی دارد.
23. متکلّم فقیه محدّث فضل بن شاذان نیشابوری متوفای 260، که از اصحاب امام هادی و امام عسکری علیهما السّلام است و 180 کتاب تألیف کرده است.
24. شیخ موثّق علی بن حسن بن فضال از اصحاب امام هادی و امام عسکری علیهما السّلام که از غیر شیعه است و 30 کتاب تألیف کرده است.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 78
25. شیخ موجّه حسن بن موسی الخشاب از اصحاب امام عسکری علیه السّلام که از بزرگان شیعه است و تألیفاتی دارد.
26. شیخ جلیل موثّق محمد بن حسین بن ابی الخطاب متوفای 262، که از اصحاب امام جواد و امام هادی و امام عسکری علیهم السّلام است و تألیفاتی دارد.
27. شیخ محدّث موثّق احمد بن محمد بن خالد برقی متوفای 274، که از اصحاب امام رضا و امام جواد و امام هادی علیهم السّلام بوده و حدود 100 کتاب تألیف کرده است.
28. شیخ محدّث مورّخ ابراهیم بن محمد ثقفی متوفای 283.
29. شیخ محدّث موثّق حسین بن حکم حبری متوفای 286.
30. شیخ قمیّین عبد الله بن جعفر حمیری، که در سال 300 زنده بوده و از اصحاب امام هادی و امام عسکری علیهما السّلام است و تألیفات زیادی دارد و در جمع آوری کتب زحمات زیادی کشیده است.
31. شیخ موثّق سلیمان بن سماعة ضبّی کوفی.
32. شیخ و فقیه شیعه سعد بن عبد الله اشعری قمی متوفای 299، که از اصحاب امام حسن عسکری علیه السّلام بوده است. او تألیفات زیادی دارد و در جمع آوری کتب زحمات زیادی کشیده است.
33. فقیه شیعه محمد بن مسعود عیّاشی سمرقندی، که بیش از 200 کتاب تألیف کرده است.
34. سیّد محدّثین محمد بن حسن صفّار متوفای 300، که از اصحاب امام حسن عسکری علیه السّلام است و تألیفاتی دارد.
35. محدّث جلیل فرات بن ابراهیم کوفی متوفای 307.
36. محدّث معتمد علی بن ابراهیم بن هاشم قمّی که در سال 307 زنده بوده و تألیفاتی دارد.
37. محدّث موثّق جلیل محمد بن عباس بن ماهیار، که در سال 328 زنده بوده و تألیفات بسیاری دارد.
38. رئیس محدّثین ثقة الاسلام محمد بن یعقوب کلینی رازی متوفای 329 صاحب کتاب کافی، که رئیس علمای شیعه در زمان خود بوده است.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 79
39. شیخ و فقیه موثّق قمیّین علی بن حسین بن بابویه متوفای 329، که پدر شیخ صدوق است و تألیفاتی دارد.
40. شیخ موثّق بصریّین عبد العزیز بن یحیی جلّودی متوفّای 330، که تألیفاتی دارد.
41. شیخ موثّق مظفّر بن جعفر علوی سمرقندی، که از مشایخ اجازه است.
42. شیخ شیعه محمد بن همام بن سهیل متوفای 332، که از محدّثین دقیق بوده و تألیفاتی دارد.
43. حافظ احمد بن محمد بن سعید بن عقده متوفای 333 که زیدی بوده و تألیفات بسیاری دارد.
44. متکلّم جلیل محمد بن جریر طبری آملی شیعی از علمای قرن چهارم، که تألیفاتی دارد.
45. شیخ محدّث فقیه محمد بن علی ماجیلویه قمی، که از اساتید شیخ صدوق بوده است.
46. شیخ و فقیه قمیّین محمد بن حسن بن ولید که در سال 343 زنده بوده و از اساتید شیخ صدوق است. او در فقه و رجال تخصّصی داشته و تألیفاتی دارد.
47. شیخ موثّق شیعه محمد بن یحیی عطّار اشعری قمی، که از مشایخ کلینی و صدوق است و تألیفاتی دارد.
48. محدّث موثّق محمد بن موسی بن متوکل، که صدوق روایات بسیاری از او نقل کرده است.
49. علامه مورّخ مشهور علی بن حسین مسعودی متوفای 346، که تألیفات بسیار زیادی دارد.
50. شیخ علی بن محمد بن زبیر قریشی کوفی متوفای 348 که از مشایخ اجازه است.
51. حافظ محدّث احمد بن موسی بن مردویه اصفهانی متوفای 352، که از عامه است.
52. حافظ ابو بکر محمد بن احمد جرجرائی متوفای 378.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 80
53. شیخ محدّثین محمد بن علی بن بابویه شیخ صدوق متوفای 381، که تألیفات بسیاری دارد.
54. شیخ محدّث جلیل حسن بن علی بن شعبه حرانی صاحب تحف العقول، که از علمای قرن چهارم است.
55. فقیه موثّق علی بن محمد خزّار قمی از علمای قرن چهارم، که فاضلی جلیل و محدّثی معروف بوده است.
56. محدّث موثّق جلیل هارون بن موسی تلعکبری متوفای 385، که همه کتابهای اصول و تألیفات شیعه را نقل کرده است.
57. شیخ محدّث فقیه محمد بن احمد بن شاذان قمی، که از علمای قرن چهارم است.
58. شیخ حسین بن بسطام بن سابور زیّات نیشابوری متوفای 401.
59. شیخ ابو عتاب عبد الله بن بسطام نیشابوری برادر شیخ حسین، که هر دو مشترکا مؤلف کتاب «طب النبی و الائمه علیهم السّلام» هستند.
60. محدّث جلیل شیخ حسین بن عبید الله غضائری متوفای 411، که از مشایخ اجازه است و تألیفات زیادی دارد.
61. لسان شیعه شیخ مفید محمد بن محمد بن نعمان بغدادی متوفای 413، که بیش از 200 کتاب تألیف کرده است.
62. متکلم جلیل سیّد مرتضی علی بن حسین موسوی متوفای 436، که تألیفات بسیاری دارد.
63. شیخ محدّث علی بن احمد قمی معروف به ابن ابی جید، که از علمای قرن پنجم و از مشایخ اجازه است.
64. شیخ احمد بن عبد الواحد معروف به ابن عبدون، که از مشایخ اجازه است.
65. شیخ موثّق جعفر بن محمّد دوریستی، که از شاگردان شیخ مفید و سید مرتضی است.
66. علّامه جلیل و فقیه محدّث ابو الفتح محمد بن علی کراجکی متوفای 449، که از شاگردان سید مرتضی بوده است.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 81
67. رجالی موثّق شیخ ابو العباس نجاشی متوفای 450 که از ارکان علم رجال است و تألیفاتی دارد.
68. محدّث جلیل شیخ ابو المفضل شیبانی، که تألیفاتی دارد.
69. شیخ الطائفة ابو جعفر محمد بن حسن طوسی متوفای 460، که مؤسّس حوزه علمیه نجف و صاحب کتابخانه عظیم در بغداد بوده و تألیفات بسیاری دارد.
70. علّامه محدّث شیخ ابو عبد الله نعمانی متوفای 426، که از بزرگان مؤلفّین شیعه است.
71. شیخ حسین بن عبد الوهاب که صاحب کتاب عیون المعجزات است.
72. عالم محقّق شیخ ابو الصلاح حلبی، که شاگرد سید مرتضی و شیخ طوسی بوده و تألیفاتی دارد.
73. قاضی محدّث ابو القاسم نیشابوری معروف به حاکم حسکانی متوفای 483، که تألیفاتی دارد.
74. محدّث جلیل شیخ ابو علی فرزند شیخ طوسی معروف به مفید دوّم متوفای 515، که تألیفاتی دارد.
75. فقیه صالح شیخ ابو عبد اللَّه ابن شهریار خزانه دار حرم امیر المؤمنین علیه السّلام که در سال 516 زنده بوده است.
76. عالم جلیل شیخ ابو الحسن عریضی، که از علمای قرن ششم است.
77. فقیه جلیل شیخ ابو عبد الله ابن کمال متوفای 597، که صاحب تألیفاتی است.
78. عالم بزرگ شیخ ابو عبد الله مقدادی.
79. محدّث بزرگ شیخ ابن شهرآشوب مازندرانی پدر صاحب مناقب، که از علمای قرن ششم است.
80. شیخ موثّق امین الاسلام طبرسی متوفای 548، که تألیفاتی دارد.
81. خطیب خوارزمی متوفای 568، که از عامه است و تألیفاتی دارد.
82. شیخ محدّث حسین بن ابی طاهر جاوانی که از علمای قرن ششم است و تألیفاتی دارد.
83. شیخ فقیه جمال الدین سوراوی از علمای قرن ششم، که تألیفاتی دارد.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 82
84. عالم فقیه ابو البقاء هبة الله بن نما حلّی، که از بزرگان علمای قرن ششم است.
85. محدّث جلیل ابو منصور طبرسی متوفای 620، که از اساتید ابن شهرآشوب است.
86. حافظ موثّق علّامه شیخ ابو عبد الله ابن شهرآشوب متوفای 588، که در رجال و حدیث متبحّر بوده و تألیفاتی دارد.
87. شیخ موثّق فقیه سدید الدین شاذان بن جبرئیل قمی متوفای 660، که تألیفاتی دارد.
88. عالم جلیل سید رضی الدین علی بن طاوس حلی متوفای 664، که از بزرگان علمای شیعه است و تألیفات بسیاری دارد.
89. عالم جلیل محمد بن حسین رازی از علمای قرن هفتم، که صاحب کتاب «نزهة الکرام» است.
90. محدّث بزرگ سیّد شمس الدین فخّار بن معد موسوی حائری.
91. فقیه بزرگ شیخ جمال الدین یوسف دمشقی متوفای 676، که صاحب کتاب «الدر النظیم» است.
92. فقیه بزرگ شیخ نجم الدین معروف به محقّق حلّی متوفای 676، که تألیفات بسیاری دارد.
93. علامه مورخ شیخ ابو الحسن علی بن عیسی اربلی متوفای 692، که تألیفاتی دارد.
94. عالم جلیل شیخ رضی الدین علی بن یوسف بن مطهر حلی صاحب کتاب «العدد القویّة» که برادر علامه حلّی است.
95. شیخ ابو اسحاق حموئی متوفای 722 که از محدّثین و حفّاظ عامه و صاحب کتاب «فرائد السمطین» است.
96. علامه بزرگ جمال الدین ابو منصور حسن بن یوسف بن مطهّر علّامه حلی متوفای 726، که تألیفات بسیاری دارد.
97. عالم محدّث ابو محمد دیلمی از علمای قرن هشتم، که صاحب کتاب «ارشاد القلوب» است.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 83
98. محدّث حافظ علی بن شهاب همدانی متوفای 786 از علمای عامّه، که صاحب کتاب «مودّة القربی» است.
99. حافظ فقیه شیخ رجب برسی متوفای 773، که صاحب کتاب «مشارق انوار الیقین» است.
100. علّامه فقیه شیخ عز الدین حسن بن سلیمان حلّی، که در سال 803 زنده بوده و تألیفاتی دارد.
101. علامه بزرگ شیخ نور الدین بیاضی متوفای 877 که تألیفاتی دارد.
102. محدّث جلیل شرف الدین استرآبادی متوفای 940، که صاحب کتاب «تأویل الآیات الظاهرة» است.
103. شیخ جلیل علم بن سیف نجفی که در سال 937 زنده بوده و صاحب کتاب «کنز جامع الفوائد» است.
104. عالم فقیه شیخ ابراهیم قطیفی بحرانی که در سال 927 زنده بوده و صاحب کتاب «تعیین الفرقة الناجیة» است.
105. عالم محقّق فاضل الدین حموئی خراسانی متوفای حدود 950، که صاحب کتاب «منهاج الفاضلین» است.
106. عالم جلیل شیخ احمد بن محمد مقدّس اردبیلی متوفای 993، که تألیفات بسیاری دارد.
107. محقّق جلیل شیخ جمال الدین حسن بن شهید ثانی متوفای 1011، که در فقه و رجال و حدیث متبحّر بوده و تألیفاتی دارد.
108. عالم متبحّر سیّد قاضی نور الله شوشتری شهید در سال 1019، که صاحب تألیفات بسیاری از جمله کتاب «احقاق الحق» است.
109. علّامه جامع شیخ بهائی متوفای 1030، که صاحب تألیفات بسیاری است.
110. محدّث کامل علّامه شیخ محمّد تقی مجلسی پدر علامه مجلسی، متوفای 1070 که صاحب تألیفاتی است.
111. علّامه رجالی سیّد مصطفی تفرشی، که در سال 1015 زنده بوده و صاحب کتاب «نقد الرجال» است.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 84
112. عالم جلیل سیّد محمّد میر لوحی سبزواری متوفای بعد از سال 1038، که صاحب کتاب «کفایة المهتدی فی معرفة المهدی علیه السّلام» است.
113. محقّق متبحّر شیخ محمد علی استرآبادی متوفای 1094، که صاحب کتاب «منهج المقال» است.
114. علّامه محدّث شیخ حرّ عاملی متوفای 1104، که صاحب کتاب «وسائل الشیعه» است و تألیفات بسیاری دارد.
115. علّامه محدّث سیّد هاشم بحرانی متوفای 1107، که تألیفات بسیاری دارد.
116. رئیس المحدّثین علامه مجلسی متوفای 1111، که صاحب کتاب «بحار الانوار» است و تألیفات بسیاری دارد.
117. علامه محدّث سیّد نعمة الله جزائری متوفای 1112، که تألیفات بسیاری دارد.
118. علامه محدث شیخ عبد علی حویزی متوفای 1112، که تألیفات بسیاری دارد.
119. عالم محقّق شیخ بهاء الدین بن تاج الدین مشهور به فاضل هندی متوفای 1135، که صاحب کتاب «کشف اللثام» است.
120. محدّث متبحّر شیخ یوسف بحرانی متوفای 1186، که صاحب کتاب «الدرر النجفیّة» است.
121. عالم متبحّر شیخ عبد الله بحرانی، که صاحب کتاب «عوالم العلوم» است.
122. علّامه محقق میر محمد اشرف عاملی متوفای 1145، که صاحب کتاب «فضائل السادات» است.
123. محقّق رجالی شیخ ابو علی حائری متوفای 1216، که صاحب کتاب «منتهی المقال» است.
124. عالم محقّق شیخ عبد النبی نیشابوری متوفای 1232، که تألیفات بسیاری دارد.
125. علامه محقق شیخ احمد نراقی کاشانی متوفای 1244، که تألیفاتی دارد.
126. علامه محقّق شیخ مرتضی انصاری متوفای 1281، که صاحب کتاب رسائل و مکاسب است.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 85
127. عالم محقّق سید اسماعیل نوری طبرسی که صاحب کتاب «کفایة الموحدین» است.
128. حافظ سلیمان بن ابراهیم قندوزی بلخی متوفای 1294، که صاحب کتاب «ینابیع المودّة» است.
129. علامه سید مهدی قزوینی نجفی متوفای 1300، که صاحب کتاب «الصوارم الماضیة» است.
130. علامه میر حامد حسین هندی متوفای 1306، که صاحب «عبقات الانوار» است و تألیفات بسیاری دارد.
131. عالم محدّث سید اعجاز حسین کنتوری برادر میر حامد حسین که صاحب کتاب «کشف الحجب و الاستار» است.
132. عالم بزرگ سید محمد باقر خوانساری متوفای 1313، که صاحب کتاب «روضات الجنات» است.
133. علامه محدّث شیخ حسین نوری طبرسی، متوفای 1320، که صاحب کتاب «مستدرک الوسائل» و تألیفات بسیاری است.
134. علّامه محقّق شیخ عبد الله مامقانی متوفای 1353، که صاحب کتاب «تنقیح المقال» و تألیفات دیگری است.
135. علّامه بزرگ شیخ عبد الحسین امینی نجفی متوفای 1390، که صاحب کتاب «الغدیر» و تألیفات دیگری است.
با توجّه به آنچه ذکر شد معلوم گردید که چگونه این کتاب از قرن اوّل تاکنون در طول هزار و چهار صد سال مورد توجه علمای شیعه و نیز نسلهای شیعی یکی پس از دیگری بوده، و در حفظ و انتقال آن به نسلهای بعد از خود کوشیدهاند.
علمای عصر حاضر همچون محدث نوری و شیخ آقا بزرگ تهرانی و علّامه امینی و علّامه سید صادق بحر العلوم و علامه شیخ شیر محمد همدانی عنایت خاصّی در مورد کتاب سلیم داشتهاند، تا آنکه در نیمه دوّم قرن چهاردهم این کتاب برای
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 86
اوّلین بار بچاپ رسید و در طول بیش از پنجاه سال به شکلهای مختلفی منتشر شده و به فارسی و اردو نیز ترجمه گردید و انتشار یافت، که توضیح آن در بخش دهم خواهد آمد.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 87
بخش ششم کتاب سلیم نزد غیر شیعه
اشارة
تفکر آزادانه در بررسی تاریخ نقل راویان غیر شیعه از سلیم سخنان علما در باره اعتبار کتاب سلیم بین شیعه و غیر شیعه اعتراف حسن بصری در باره کتاب سلیم
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 88
تفکر آزادانه در بررسی تاریخ
کتاب سلیم در واقع حکایت تاریخ صحیح اسلام با سند متصل از قول کسانی است که در متن قضایا حاضر بودهاند و بعبارت دیگر بیانگر قسمتهای حسّاس از تاریخ مسلمین است که باعث تفرقه و اختلاف آنان گردیده، همان طور که بیانگر فرقه ناجیه است.
وظیفه مسلمان غیر متعصب آنست که همه کتب تاریخی و حدیثی اسلام را مورد مطالعه قرار دهد و فقط به آنچه اهل مذهبش نوشتهاند اکتفا نکند، تا شاید با کنار گذاردن پیش ساختههای ذهنی حقایقی ناگفته برایش منکشف شود و نور هدایت از روزنههای تاریخ بر قلب او بتابد و ره توشه آخرت را با اطمینان خاطر آماده کند.
ضرورت این مطلب آنگاه بیشتر احساس میشود که بدانیم تاریخ، بمعنای حکایت امور واقعی و حقایقی است که خارج از ذهن بوقوع پیوسته و در آن فقط باید به صدق و کذب مورخ توجّه کرد و هر گونه تعصّبی را کنار گذارد.
در این راستا، باید مخالفین شیعه اثنا عشری نیز چنین باشند، و به آنچه شیعه با اسناد معتبر نقل کرده توجّه کنند و بدون تعصّب آنها را مورد مطالعه قرار دهند.
همان طور که علمای شیعه در جنبههای مختلف دینی، کتب مخالفین خود را نیز مورد مطالعه قرار داده و با استفاده از آنها حقیقت را عرضه نمودهاند.
لذا کتاب سلیم بن قیس هلالی، بعنوان یک مرجع تاریخی و حدیثی با قدمت هزار و چهار صد ساله در عرصه تحقیقات اسلامی مورد توجّه علمای مسلمین بوده و اکنون نیز در بین مدارک تاریخی جای خاص خود را حفظ کرده و خواهد کرد.
نقل راویان غیر شیعه از سلیم
عدهای از علمای غیر شیعه، کتاب سلیم و احادیث آن را نقل کردهاند. حتّی یکی
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 89
از اسناد کتاب سلیم تماما از بزرگان محدثین نزد عامّه هستند که در اوّل نوع «ب» از نسخههای خطی کتاب موجود است، و هم اکنون بیش از ده نسخه خطی به همین سند موجود است. متن سند چنین است:
«محمد بن صبیح بن رجا در دمشق بسال 334 هجری، از عصمة بن ابی عصمة بخاری، از احمد بن منذر صنعانی در صنعا، از عبد الرزّاق بن همام، از معمر بن راشد از ابان بن ابی عیاش، از سلیم بن قیس هلالی» «1».
در این سند عبد الرزاق بن همام متوفای سال 211 از بزرگان محدّثین عامه بشمار میآید و اکثر اصحاب حدیث شاگرد او بودهاند و کتاب معروف او بنام «المصنف» در یازده جلد، هم اکنون بعنوان یکی از مدارک معتبر عامه در دسترس است. معمر بن راشد متوفای سال 152 از بزرگان محدّثین عامّه است و مورد وثوق رجالیّین و تاریخ نویسان و محدّثین آنان است «2».
همچنین امثال ابن مردویه و حاکم حسکانی و خطیب خوارزمی و حموئی خراسانی و ابن شهاب همدانی و قندوزی از محدّثین عامه، و نیز ابن عقده و ابن فضّال از فطحیّه، احادیث سلیم را نقل کردهاند.
از سوی دیگر، عدّهای از علما که بین شیعه و عامّه مورد اتفاق در وثاقت هستند تمام کتاب سلیم یا احادیث آن را نقل کردهاند، همچون ابو الطفیل و عمر بن ابی سلمه و ابراهیم بن عمر یمانی و نصر بن مزاحم و حسین بن حکم حبری و ابن ابی عمیر و ابن ندیم و ابراهیم بن محمد ثقفی و شیخ مفید و مورّخ مسعودی و ابن شاذان «3».
سخنان علما در باره اعتبار کتاب سلیم بین شیعه و غیر شیعه
در اینجا گفتار پنج تن از خبرگان تاریخ و کتابشناسی، در مورد اتفاق شیعه و عامّه بر اعتبار کتاب سلیم ذکر میشود:
علّامه سید شرف الدین میگوید: «سلیم کتابی در موضوع امامت دارد که شیعه و
______________________________
(1) به ص 140 همین کتاب مراجعه شود.
(2) رجال نجاشی: ص 268 رجال طوسی: ص 267 و 315. تنقیح المقال: ج 2 ص 150 و ج 3 ص 234 الغدیر: ج 1 ص 75، جامع الرواة: ج 2 ص 253 استقصاء الافحام: ج 1 ص 743 الذریعة: ج 4 ص 250.
(3) نام این راویان از سلیم مفصّلا در بخش قبلی ذکر شد.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 90
عامه از آن نقل میکنند» «4».
حاج آقا بزرگ تهرانی میگوید: «کتاب سلیم از کتابهای مرجع و اصول مشهور بین شیعه و عامه است» «5».
علامه امینی میگوید: «سلیم کسی است که نزد شیعه و غیر شیعه به او و کتابش استناد میشود» «6». و نیز میگوید: «کتاب سلیم از اصول مشهور و متداول از زمانهای قدیم است و نزد محدّثین شیعه و عامّه و تاریخ نویسان مورد اعتماد است ... و بهمین جهت است که بسیاری از بزرگان عامّه همچون حسکانی از آن نقل کرده و به آن استناد نمودهاند» «7».
علامه مرعشی نجفی میگوید: «کتاب سلیم معروف است و نزد ما و اکثر عامّه مورد اعتماد است» «8».
علامه موحّد ابطحی میگوید: «کتاب سلیم کتابی مشهور بین شیعه و عامه است» «9».
اعتراف حسن بصری در باره کتاب سلیم
از آنجا که حسن بصری متوفای سال 110 از بزرگان محدثین عامه بشمار میآید و اسناد بسیاری از روایات آنان به او منتهی میشود، ذکر سخن او در باره کتاب سلیم در اینجا بسیار بجا است که تفصیل آن چنین است:
ابان کتاب سلیم را بطور کامل بر حسن بصری عرضه کرد و برای او خواند. او همه مطالب را مورد تأیید قرار داد و گفت: «در این کتاب حدیثی نیست مگر آنکه حق است و از افراد مورد اعتمادی از شیعیان علی بن ابی طالب علیه السّلام و دیگران شنیدهام» «10».
در پایان این بخش میتوانیم نتیجهگیری کنیم که کتاب سلیم برای هر محقّقی در تاریخ و حدیث اسلامی لازم است و باید در تحقیقات اسلامی مورد استفاده قرار گیرد.
______________________________
(4) مؤلّفوا الشیعة فی صدر الاسلام: ص 16.
(5) الذریعة: ج 2 ص 153.
(6) الغدیر: ج 1 ص 66.
(7) الغدیر: ج 2 ص 34.
(8) احقاق الحق: ج 1 ص 55 ج 2 ص 421.
(9) تهذیب المقال: ج 1 ص 180.
(10) به ص 195 همین کتاب مراجعه شود.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 91
بخش هفتم بررسی و جواب مناقشات در باره کتاب سلیم
اشارة
روش بحث در جواب شبهات اسامی علمایی که به شبهات جواب دادهاند منشأ فکری در اشکالات نسبت جعل و تحریف به کتاب و جواب آن بررسی در باره ابن غضائری اشکال ابن غضائری و جواب آن اشکال سیزده امام و جواب آن اشکال تکلم محمد بن ابی بکر با پدرش و جواب آن اشکال عرضه سلیم احادیث کتابش را بر غیر معصوم و جواب آن
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 92
روش بحث در جواب شبهات
در این فصل شبهات و اشکالاتی که در مورد کتاب سلیم مطرح شده و آنچه ممکن است بعنوان یک سؤال در ذهن خطور کند مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. در جواب آنها از سخنان علمای گذشته و حاضر استفاده شده تا معلوم شود بیاساس بودن شبهات در طول زمانها در نظر بزرگان علما روشن بوده است. البته مطالبی هم به گفتار ایشان اضافه شده و سعی شده ریشهیابی عمیقی در این باره صورت گیرد.
برای فراگیری بحث نسبت به همه جوانب آن، ترتیب زیر در نظر گرفته شده است:
1. منشأ فکری در اشکالات.
2. جواب شبهه جعل و تحریف که به همه کتاب مربوط میشود.
3. بحث در باره ابن غضائری و کتابش، که منشأ همه شبهات است.
4. بحث در دو اشکال معروف: روایت دال بر سیزده امام، مسأله تکلّم محمد بن ابی بکر با پدرش هنگام مرگ او.
از آنجا که در این بحث، مناظره و مجادله شخصی مطرح نیست و غرض اصلی یک تحقیق علمی در باره کتاب و جواب از شبهات مربوطه است، لذا فقط متن شبهات و اشکالات بدون ذکر نام گوینده آن مطرح خواهد شد. چنان که امیر المؤمنین علیه السّلام میفرماید: «دین خدا با اشخاص شناخته نمیشود، بلکه با دلیل حق شناخته میشود.
پس حق را بشناس تا اهل آن را بشناسی» «1».
______________________________
(1) بحار الانوار: ج 6 ص 178 ح 7.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 93
اسامی علمایی که به شبهات جواب دادهاند
اکثر کسانی که در باره سلیم و کتابش سخن گفتهاند، جواب اشکالات را هم بعنوان گوشهای از این بحث متعرّض شدهاند که ذیلا نام ایشان ذکر میشود:
1. علامه مجلسی اوّل در روضة المتقین: ج 14 ص 371.
2. میرزای استرآبادی در منهج المقال: ص 15 و 171.
3. فاضل تفرشی در نقد الرجال: ص 159.
4. شیخ حرّ عاملی در وسائل الشیعة: ج 20 ص 210.
5. علامه مجلسی در بحار: ج 8 قدیم ص 195 و ج 22 ص 150.
6. وحید بهبهانی در تعلیقه بر منهج المقال: ص 171.
7. شیخ ابو علی حائری در منتهی المقال: ص 153.
8. علامه میر حامد حسین در استقصاء الافحام: ج 1 ص 464، 466، 514، 554، 581، 855.
9. سید اعجاز حسین در کشف الحجب و الاستار: ص 445.
10. سید خوانساری در روضات الجنات: ج 3 ص 30 و ج 4 ص 71.
11. علامه مامقانی در تنقیح المقال: ج 2 ص 52.
12. علامه سید محسن امین در اعیان الشیعة: ج 5 ص 50، ج 35 ص 293.
13. آیة الله خوئی در معجم رجال الحدیث: ج 8 ص 220.
14. علامه شیخ محمّد تقی تستری در قاموس الرجال: ج 4 ص 452.
15. علامه موحّد ابطحی در تهذیب المقال: ج 1 ص 186.
16. حجة الاسلام سید علاء الدین موسوی در مقدمه بر کتاب سلیم.
منشأ فکری در اشکالات
با در نظر گرفتن عظمت کتاب سلیم و جایگاه علمی آن از روز اوّل تاکنون و توجّه خاص علما به آن، شکی باقی نمیماند که اشکالتراشی در مورد چنین کتابی و برخورد نامناسب با بزرگترین اصل از اصول چهارصدگانه شیعه، مسلّما منشأ خاصّی
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 94
داشته و باید در صدد کشف آن باشیم. با دقّت در کیفیّت طرح اشکالات و شکل جواب دادن علما به آنها میتوان یکی از پنج جهت زیر را بعنوان علّت این امر مطرح کرد:
1. مطالعه نکردن دقیق کتاب و بیتوجّهی به اهمیّت خاصّ آن در جنبههای علمی از نظر عقاید و تاریخ.
2. اشتباه در مبانی و نظریّات علمی در معنای غلوّ و امثال آن، و نیز اشتباه در فهم اصطلاحات رجالیین.
3. مطرح کردن هر اشکالی بمجرّد خطور در ذهن بدون تعمّق در آن و بدون در نظر گرفتن اثر فرهنگی و اجتماعی آن از نظر لطمه به شخصیّت مؤلف و درجه علمی کتاب و نیز ضررهایی که از این ناحیه متوجّه دین میشود.
4. ریشه اشکالتراشیها در دشمنان اهل بیت علیهم السّلام همان انگیزه عقیدتی است، که آنان با هر چه موجب بالا رفتن ولایت باشد مخالفت میکنند و به نوعی به آن ضربه وارد میکنند.
مقابله دشمنان با این کتاب، با توجّه به منزلت خاصّ آن در معارف اهل بیت علیهم السّلام، یک مسأله طبیعی است و تعجب ندارد. در واقع اشکال در کتاب سلیم نیست، بلکه افشاگری علیه غاصبین خلافت، آنان را وادار به اشکالتراشی در مورد کتاب سلیم کرده تا بتوانند لکّههای ننگ را از دامان آنان بزدایند.
5. بعضی از اشکالکنندگان، با آنکه از نظر اعتقادی با محتوای کتاب سلیم مخالف نیستند، ولی مانند دشمنان با آن برخورد کردهاند و مطالبی نامناسب با شأن کتاب مطرح کردهاند. در مورد این گونه اشخاص چند احتمال بنظر میرسد:
- بیتوجّهی به مبانی اساسی عقاید شیعه و مطالب ریشهای آن.
- عادت غلط به قبول آنچه بین شیعه و غیر شیعه مورد قبول است و ردّ آنچه شیعه به تنهایی نقل کرده است. روش اشتباهی که موذیانه از طرف دشمنان القا شده و عدهای ناخودآگاه بدان عادت کردهاند. البته این کار در مناظره جای خود دارد، ولی نباید در ترسیم مبانی عقیدتی برای خود شیعه نفوذ کند.
- تقیه از مخالفین و اظهار عدم موافقت با کتاب سلیم از سوی کسانی که بر جان خود خوف داشتهاند و با این اظهار غیر واقعی توانستهاند اصل کتاب یا نسخههایی از
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 95
آن را از شر دشمنان حفظ کنند. دلیل بر این احتمال آن که عدّهای از کسانی که در باره کتاب سلیم مناقشه کردهاند در کتابهای اعتقادی یا فتوایی خود به احادیث آن استناد کردهاند.
با توجه به ریشههای فکری که ذکر شد میبینیم اشکالکنندگان بصور مختلفی با کتاب برخورد کردهاند. بعضی اشکالاتی را مطرح کردهاند ولی خودشان اقرار کردهاند که چنین مطلبی حقیقتا اشکال نیست، و بعضی گفتهاند کتاب در مجموع مورد اطمینان است چرا که احادیث آن در کتب معتبر موجود است، و بعضی هم با آنکه اشکالاتی مطرح کردهاند ولی در کتب فتوایی و اعتقادی خود به مطالب کتاب استناد کردهاند و عملا نشان دادهاند که به کتاب سلیم اعتماد دارند.
نسبت جعل و تحریف به کتاب و جواب آن
یکی از شبهاتی که در رابطه با کتاب سلیم مطرح شده نسبت تحریف و کم و زیادی و حتّی جعل است.
علمای بزرگ متعرّض بطلان این ادعای بیاساس شدهاند که مجموع گفتههایشان چنین است: «2» «مطالعه اوّل تا آخر کتاب سلیم در حکم به صحت آن کافی است و در این کتاب مطلب خاصی که دلالت بر جعل یا تحریف کند وجود ندارد.
نمونههایی هم که بعنوان اشکال مطرح شده هرگز دلالت بر جعل و تحریف در کتاب ندارد، و خلاصه هیچ دلیلی بر جعل در این کتاب نمیتوان پیدا کرد. گذشته از اینکه نقل احادیث کتاب سلیم در طول چهارده قرن توسط علمای شیعه دلیل روشنی است بر اینکه کتاب از هر گونه جعل و تحریفی به دور است، و گر نه این طور مورد توجه واقع نمیشد».
آیا علمای شیعه که در طول چهارده قرن کتاب سلیم را تأیید و از آن نقل کردهاند در صدد تأیید کتابی جعلی بودهاند؟ آیا نه چنین است که میخواستهاند نمونهای از میراث علمی مذهب شیعه را در معرض دید جهانیان قرار دهند؟ آیا با چنین هدفی، کتاب جعلی یا تحریفشدهای را عرضه میکنند؟ آیا در طول هزار و چهار صد سال
______________________________
(2) روضة المتقین: ج 14 ص 372. نقد الرجال: ص 159. منهج المقال: ص 171. وسائل الشیعة: ج 20 ص 210. معجم رجال الحدیث: ج 8 ص 225. تهذیب المقال: ج 1 ص 186.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 96
واقعا هیچ کس متوجّه این مطلب نشده است؟
برای روشن شدن کامل مطلب میتوان چنین گفت: ادعای جعل و تحریف فقط برای ایجاد شکّ و تردید در عظمت کتاب سلیم مطرح شده است. چنین ادعایی بدون ذکر هیچ دلیلی که بتواند حتّی گوشهای از آن را ثابت کند از نظر علمی توجیهی جز این ندارد.
با توجه به این همه ناقلین احادیث سلیم و اعتبار کتاب نزد علمای شیعه و نقل آن با اسناد معتبر و صحیح از ابن اذینة، بسیار خندهآور است که گفته شود کسی کتاب سلیم را جعل کرده و آن را به ابن اذینة نسبت داده است. جالبتر آنکه نسبت دهندگان جعل به کتاب سلیم، در سخن خود نیز اختلاف دارند: یکی جعل کتاب را به ابان نسبت داده و دیگری به ابن اذینه، و یکی از آنان گفته: در دنیا مردی که نامش سلیم باشد اصلا وجود نداشته است!!! و این حاکی از یک تلاش مذبوحانه در تخریب حیثیّت علمی کتاب است.
بعنوان یک ریشهیابی در جواب از نسبت جعل و تحریف باید پرسید: کدامیک از احادیث کتاب سلیم بوی جعل یا تحریف دارد؟ و کدام حدیث آن با عقاید شیعه منافات دارد؟ محتوای کتاب سلیم جز مسائل ریشهای از اعتقادات شیعی چیز دیگری نیست. اگر کسی در مطالب کتاب سلیم شک دارد مسلما مطالب امثال کتاب کافی را هم منکر خواهد بود. بنا بر این ریشه مسأله را در عقاید نادرست اشکالکننده باید جستجو کرد نه در مطالب کتاب سلیم! از سوی دیگر کتاب سلیم یک مدرک تاریخی اصیل و معتبر است که وقایع سقیفه و بعد از آن را برای ما حکایت میکند. مخالفت برخی مطالب آن با منقولات طبری و امثال آن دلیل بر جعل و تحریف در کتاب سلیم نیست، بلکه دلیل بر وجود جعلیّات و تحریفات در تاریخ طبری و امثال آن است، که راه تشخیص آن کتاب سلیم و نظائرش است.
عجیبتر از همه اینکه اشکالکننده نسبت «زندیق» و «کافر» به جاعل فرضی کتاب داده است!!! غافل از اینکه معنای این سخن وجود مطالب دالّ بر کفر در کتاب سلیم است، و در نتیجه گوینده این سخن به همه علمایی که در طول چهارده قرن مطالب کتاب سلیم را نقل کردهاند و آنها را قبول کردهاند نسبت کفر داده است!!؟
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 97
آیا بهتر نیست این نسبت را به کسی بدهیم که بدون مدرک و دلیل، چنین اهانت بزرگی به بزرگان علمای شیعه مینماید؟! آیا در عصر حاضر به کسی که در صدد تحمیل نظر خود باشد و نظر علمای چهارده قرن را نادیده بگیرد، بعنوان صاحب یک روش فرسوده و رنگ باخته نگاه نمیکنند؟ آری تعجب از کسی است که در دنیای علم که یک کلمه بدون دلیل متقن پذیرفته نمیشود این گونه گستاخانه قلم فرسایی کند و متوجّه عواقب سخن خویش نباشد.
اکنون نوبت اشاره به سخن گروه دیگری است که گفتهاند:
«باید آنچه سلیم به تنهایی نقل کرده بر مدارک دیگر هم عرضه کرد تا صحیح آن را از غیر صحیح تشخیص داد».
اگر منظور از این گفته آن است که در اعتبار کتاب و احادیث آن شکّ داشته باشیم، بازگشت این سخن به همان مطالب بالا است و آنچه در عظمت کتاب در طول چهارده قرن نقل شد در جواب این سخن کافی است چرا که همه آنها دالّ بر اعتبار مجموع کتاب سلیم است.
اضافه بر آنکه اگر بگوئیم: «آنچه از کتاب سلیم که مؤیّدی داشته باشد قبول میکنیم» در واقع به غیر سلیم اعتماد کردهایم، و در نتیجه کلام بیاعتباری کتاب سلیم خواهد بود. در قسمتهای گذشته ثابت شد که در اعتبار اصل کتاب سلیم هیچ گونه شکّی نیست تا احتیاج به تطبیق آن بر مدارک دیگر باشد.
ولی اگر منظور این است که اگر کسی در محتوای کتاب سلیم شک دارد میتواند مطالب آن را بر سایر مدارک معتبر تطبیق دهد تا مطمئن شود، و یا منظور این باشد که در صورت تعارض مطالب کتاب سلیم با کتب دیگر باید به مدارک دیگر هم مراجعه کرد و پس از دقّت لازم نظر نهایی را اعلام کرد، نه آنکه فورا مطلب کتاب سلیم کنار گذاشته شود، اگر منظور یکی از این دو جهت باشد درست است، و این مطلبی است که در همه مدارک حدیثی و تاریخی جاری است.
بررسی در باره ابن غضائری
ابن غضائری اوّل کسی است که در مورد کتاب سلیم اشکال مطرح کرده، و آنان که
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 98
بعد از او آمدهاند سخن او را نقل کردهاند و مطلبی غیر از گفته او بچشم نمیخورد.
قبل از هر چیز باید خود ابن غضائری و کتاب رجال منسوب به او مورد بررسی قرار گیرد و مشخص شود که اشکال از لسان چه کسی صادر شده و از کجا نشأت گرفته است.
ابن غضائری کسی است که گفتههایش در کتاب رجال منسوب به او از نظر علمای رجال قابل اعتماد نیست، و این مطلب در چهار جنبه قابل بررسی است:
الف. نسبت کتاب رجال بنام «ضعفاء» به ابن غضائری ثابت نیست، چرا که نسخه کتاب مزبور را سید جمال الدین ابن طاوس در قرن هفتم برای اوّلین بار پیدا کرده است و تا آن روز نامی از آن دیده نمیشود. حتّی شیخ طوسی و نجاشی که در صدد معرفی کتب شیعه بودهاند کتابی به این نام برای ابن غضائری نقل نکردهاند. بلکه صریح کلام شیخ طوسی در کتاب فهرست آن است که دو کتاب ابن غضائری در رجال بدست ورثه او از بین رفته است.
جالبتر اینکه ابن طاوس فقط مطالب آن کتاب را در کتاب «حل الاشکال» خود آورده است، ولی از اصل کتاب «ضعفاء» از زمان او تا امروز نیز خبری نیست، و کسی نسخهای از آن نیافته است.
از سوی دیگر ابن طاوس تصریح کرده که فقط بعنوان نقل محتوای آن اقدام به آوردن مطالب آن در کتاب خود نموده و از نظر اعتبار کتاب «ضعفاء» و مطالب آن ضمانتی نداده است. بلکه صریحا گفته که این کتاب به ابن غضائری نسبت داده میشود و از صحت نسخه شانه خالی کرده است «3».
ب. کتاب «ضعفاء» منسوب به ابن غضائری سرتاسر تضعیف بزرگان علمای شیعه است که مشهور به تقوی و دقّت در نقل و صحت در عقاید بودهاند. و پیداست که کتاب مزبور جعلی بوده و جاعل آن به انواع مختلفی در صدد ضربه زدن به رجال شیعه و در نتیجه به روایات شیعه بوده است.
اگر ابن غضائری آن عالم مشهور شیعه باشد ساحت او مبرّا از چنین اقدامی است و او بزرگتر از آن است که نسبت به استوانههای علمی دین ما چنین هتک حرمتهایی
______________________________
(3) فهرست شیخ طوسی: ص 1. الذریعة: ج 4 ص 288 و 289.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 99
بنماید، و نسبت چنین کتابی به او در درجه اوّل اهانتی به خود او بشمار میآید. لذا هیچ کس نتوانسته است نسبت این کتاب را به او ثابت کند «4».
ج. حاج آقا بزرگ تهرانی میگوید: ظاهر این است که مؤلف حقیقی رجال ابن غضائری، یکی از معاندین نسبت علمای شیعه بوده است و میخواسته به هر صورت نسبتهای ناروا به آنان دهد. لذا این کتاب را تألیف کرده و برخی گفتههای ابن غضائری را به آن وارد کرده تا از این راه سخنان ناروای خود را اعتبار دهد «5».
بنا بر این بجای اینکه بگوئیم کتاب سلیم جعلی است، باید بگوییم کتاب ابن غضائری جعلی است و بدست مخالفین جعل شده و به ابن غضائری نسبت داده شده تا بدین وسیله به امثال کتاب سلیم و سایر مدارک و رجال شیعی ضربه زده شود «6».
با یک دقت نظر روشن خواهد شد که سبک رجال ابن غضائری به سبک کتب رجالی عامه شباهت دارد و به همان اندازه روش تألیف آن از کتب رجالی شیعه فاصله دارد.
د. بر فرض ثبوت کتاب رجال، نظریات موجود در کتاب منسوب به ابن غضائری مورد اعتنا نیست چرا که فورا اقدام به تضعیف میکرده و نسبت به بزرگان شیعه شناخت درستی نداشته است، و کمتر کسی از اشکالتراشی او در امان مانده است. اگر بنا باشد به گفتههای او اعتنا کنیم باید اکثر کتابهای حدیثی مشهور را کنار بگذاریم.
از سوی دیگر او بسیاری از آنچه اشکال حساب نمیشود را مایه نقد قرار داده، و بعبارت دیگر مبانی او از نظر رجالی مورد قبول نیست. لذا اکثر گفتههایش با سخن دیگران مخالف است و هر کس آن را دیده ردّ کرده است «7».
اشکال ابن غضائری و جواب آن
اشارة
در این بخش کلام ابن غضائری را در اشکال به کتاب سلیم نقل میکنیم و از جوانب مختلف به جواب آن میپردازیم.
______________________________
(4) الذریعة: ج 4 ص 290.
(5) الذریعة: ج 10 ص 89. المشیخة: ص 36.
(6) معجم رجال الحدیث: ج 1 ص 102.
(7) الرواشح السماویة: ص 111. تنقیح المقال: ج 1 ص 57 و ج 2 ص 53. فرائد الاصول: ص 334.
اعیان الشیعة: ج 5 ص 50. تهذیب المقال: ج 1 ص 86.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 100
ابن غضائری میگوید:
«کتاب سلیم جعلی است، و بر این مدّعا علاماتی است که بر آن دلالت دارد. از جمله اینکه محمد بن ابی بکر هنگام مرگ پدرش او را موعظه کرده است، و از جمله اینکه امامان سیزده نفرند، و غیر این دو مطلب. سندهای این کتاب مختلف است که گاهی به روایت عمر بن اذینه از ابراهیم بن عمر صنعانی از ابان بن ابی عیاش از سلیم است، و گاهی عمر از ابان بدون واسطه نقل میکند» «8».
جمله «سندهای این کتاب مختلف است ...» در کلام ابن غضائری بعنوان اشکال مطرح نیست، بلکه فقط خواسته بگوید این کتاب به طرق مختلف نقل شده و فقط یک سند ندارد. مؤیّد این مطلب کلمه «و غیر این دو مطلب» است که قبل از جمله مزبور آمده، و با این کلمه اشکالات پایان یافته است.
بنا بر این مجموع سخن ابن غضائری در دو اشکال خلاصه میشود:
1. وجود جملهای در کتاب سلیم که دلالت بر سیزده امام داشته باشد.
2. تکلّم محمد بن ابی بکر با پدرش هنگام مرگ با کمی سنّ او.
جواب از هر دو اشکال ابن غضائری در دو مرحله مطرح میشود:
مرحله اوّل: حدّ اشکال
دو اشکالی که ابن غضائری مطرح کرده و بر فرض اینکه مورد قبول باشد دلالتی بر جعلی بودن کتاب ندارد، و نهایتا اشکالی بر یک یا دو حدیث کتاب است. در اینجا بهتر است به کلام دو نفر از اهل فن توجّه کنیم:
علّامه مجلسی میگوید: «چنین اشکالی باعث اشکال در اصل کتاب نمیشود، چرا که کمتر کتابی از این نوع اشکالات خالی است» «9».
آیة الله خوئی میگوید: «وجود مطلب نادرستی (بر فرض قبول) در یک یا دو مورد از کتابی، دلیل بر جعلی بودن آن نمیشود، چرا که بیش از آنچه در باره کتاب سلیم ذکر شده در اکثر کتب ... یافت میشود» «10».
______________________________
(8) خلاصة الاقوال: ص 83.
(9) بحار الانوار: ج 22 ص 150.
(10) معجم رجال الحدیث: ج 8 ص 225.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم، ص: 101
مرحله دوّم: جواب اشکال
دو اشکالی که ابن غضائری به کتاب سلیم نسبت داده درست نیست، و اصل چنین اشکالاتی ثابت نیست تا به وسیله آن بر کتاب سلیم اشکال شود. بقیه این فصل در بیان این مطلب است:

