|
کوی دوست
من ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندانم **** تو می روی به سلامت سلام من برسانی
| ||
|
💠 به خدا که خدا هست!
🔸مرد الهی شیخ هادی مقدس تهرانی چون در حج اول خود تردیدی داشت در سال ۱۳۷۶ قمری دوباره به حج مشرف شد. 🔸حاج شیخ، بعد از اعمال، عجله داشت که برگردد و فقط دو شرکت هواپیمایی ایرانی به مسافران بلیت می داد: شرکت هواپیمایی پارس و شرکت هواپیمایی ایران بلیت ایشان، مال شرکت هواپیمایی ایران بود. من(حاج محمد علامه) با زحمت رفتم و بلیت ایشان را با شرکت پارس عوض کردم که ایشان را زودتر ببرم 🔸با زحمتی رفتم جده و برگشتم و خوشحال بودم که ایشان را بر می گردانم، وقتی آمدم، گفت: عید غدیر است و عید غدیر خوب است در خانه ی خدا بمانیم ، پس از عید غدیر، به جده رفت 🔸موقع حرکت به سوی بغداد، نزدیک اذان صبح بود حاج مقدس گفت: نماز را می خوانیم و حرکت می کنیم گفتند: نمی شود گفت: با هواپیمای بعدی می رویم ، وقتی خلبان آماده ی پرواز شد، چراغ قرمز نشان داد که هواپیما نقص فنی دارد ، مسؤولان فنى (تکنسین ها) ریختند و مشغول بررسی شدند. حاج مقدس هم خیلی با متانت نماز خود را خواند 🔸وقتی ایشان سوار شد چراغ سبز روشن شد و ایشان به پهلو دستی خود فرمود: به خدا که خدا هست. 🔸این مرد بزرگوار از آنجا به کربلا مشرف شد و پس از چند روز زیارت به نحف رفت و در آنجا فوت کردند جنازه ایشان را از نجف به کربلا و از کربلا به نحف بردند و در وادی السلام کنار قبر هود و صالح دفن کردند. رحمة الله علیه
[ سه شنبه ۱۳۹۷/۰۴/۲۶ ] [ 18:41 ] [ مسافر🍃 ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||