|
کوی دوست
من ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندانم **** تو می روی به سلامت سلام من برسانی
| ||
|
〖از بیانات حجت الاسلام عالی〗
مبحث_یادمرگ ۱ 💟 ابدیت در پیش داریم 💟 ما معتقد هستيم که يک ابديتي در پيش داريم . ابديتي که تمام زندگي دنيا در مقابل آن به اندازه ي پلک زدني هم نيست . اگر فکر کنيم که ابديت يعني چه و بدانيم که ابديت ميليون ها و ميلياردها سال نيست بلکه چيزي است که انتها ندارد . شاگردان علامه طباطبايي تعريف مي کردند که ايشان در بين درس و بي مناسبت مي فرمود که آقايان ما ابد در پيش داريم . و اين را تکرار مي کردند . انسان در لابلاي زندگي اش نبايد دچار غفلت بشود و فراموش کند که چه چيزي را در پيش دارد . ده ها برابر عمر زندگي نوح در مقابل ابديت پلک زدني بيش نيست . نقل مي کنند که وقتي حضرت عزرائيل براي قبض روح کردن حضرت نوح آمده بودند ، حضرت نوح پرسيد که وقت اجل رسيد ؟ حضرت نوح با تعجب فرمود که چقدر زود تمام شد .با اينکه عمر نوح خيلي طولاني بود و قرآن دوره ي نبوت ايشان را950 سال ذکر کرده است . حضرت عزرائيل فرمود که پس عمر مردم آخر الزمان را چه مي گويي که شصت هفتاد سال بيشتر نيست . نوح فرمود که اگر عمر من شصت سال بود دنيا را با يک سجده تمام مي کردم . نوح هم مي گويد که عمرش زود گذشته است . اعتقاد ما به زندگي ابدي است و اگر ما به اين زندگي نپزدازيم و از آن غفلت بکنيم و نسبت به آمدن عالم ديگر غافلگير بشويم و يک دفعه عالم عوض بشود ، ممکن است که صحنه هاي هولناکي پيش بيايد . پس بايد بدانيم که قبل از مرگ چه اتفاقاتي رخ مي دهد ، انسان هنگام احتضار چه مشاهداتي دارد ، ما چه آداب و وظايفي نسبت به خودمان و نسبت به فردي که در حال احتضار است ، هنگامي که ملک الموت مي آيد چه چيزي ديده مي شود ، هنگام جان دادن چه اتفاقي رخ مي دهد ، چه عواملي باعث آسان يا سخت جان دادن مي شود . در روايات پانزده مورد گفته شده که سکرات مرگ را آسان مي کند . 🔰🔰🔰🔰🌟🌟🌟🌟🔰🔰🔰🔰 #مبحث_یادمرگ ۲
واقعا کسي ضمانت نداده که ما تا پيري برسيم و در جواني نمي ميريم . کسي به ما چنين تضميني نداده است . رابطه ي حضرت عزرائيل با گرفتن جان ما ، يک رابطه ي دفعي و آني است. ما در دنيايي زندگي مي کنيم که همه چيز تدريجي است و عالم مادي همين است. وقتي مي خواهد باران بيايد ، قبل از آن هوا ابري مي شود و صداي رعد و برق مي آيد . قبل از آمدن شب و روز نشانه هايي است . ما به امور تدريجي و زماني عادت کرده ايم و فکر مي کنيم که حضرت عزرائيل هم با سر و صدا و نشانه مي آيد و جان ما را مي گيرد . مثلا فکر مي کنيم که اول بايد يک پيري يا بيماري بيايد بعد حضرت عزرائيل بيايد . حضرت عزرائيل موجود مجرد است نه مادي و جان ما را هم که مي خواهد بگيرد مجرد است . رابطه ي حضرت عزرائيل با جان ما رابطه ي آني و دفعي است نه تدريجي . شبيه اراده کردن شماست . براي اراده کردن که مي خواهد در جان شما اتفاق بيفتد زمان برنمي دارد . همين که اراده بکنيد که آب بخوريد ، اين اراده آني است البته ممکن است براي اينکه بخواهيد حرکت کنيد و ليوان آب را برداريد زماني طول بکشد چون بدن مادي است ولي اراده در جان شما آني مي آيد . وقتي اجل فرا برسد پير و جوان ندارد . حضرت امير در شعري مي فرمايد که مرگ ناگهان مي رسد. آيت الله اراکي اشک مي ريخت و اين ابيات اميرالمومنين را مي خواند : اي کسي که مشغول شدي و غافل شدي از مرگ ، مرگ ناگهان مي رسيد . کسي نبايد خودش را ايمن از مرگ بداند و بايد هميشه آماده باشد . به آيت الله شيرازي در کربلا گفتند که اگر يقين داشته باشيد که يک هفته ي ديگر مرگ شما فرا مي رسد چه کار مي کنيد ؟ گفت همان کاري که تابحال مي کردم يعني از جواني حواسش بوده است . پس اولا کسي ايمن نيست و ثانيا جوان بايد دنبال اين مباحث باشد. براي اينکه از همان اول فرصت ها را بدست بياورد و فرصت سوزي نکند . چون وقتي سني از او مي گذرد ديگر نمي تواند کاري بکند و به گذشته اش با حسرت نگاه مي کند . 🔰🔰🔰🔰🌟🌟🌟🔰🔰🔰🔰 #مبحث_یادمرگ ۳
🔸 یاد مــرگ عامل اصلی تربیت 🔸 هيچ عاملي از نظر تربيتي و رشد و اهميت يادمرگ ، سازنده و مربي نيست . چه چيزي در هشت سال دفاع مقدس باعث شده بود که اين قدر فداکاري ، اخلاق خوب ، گذشت ، ايثار ، رعفت ، صميميت و رعايت حقوق در بين جمع ايجاد بشود ؟ زيرا آنها خودشان را دائما در معرض مرگ مي ديدند . کسي که خودش را دائم در معرض مرگ ببيند طبيعي است که سبکبال و سبکبار است . در واقع شان دنيا را به اندازه آن مي بيند نه بيشتر . ودر مقابل ابديت دنيا را خيلي جدي نمي گيرد که بخاطر آن حرص بزند ، با ديگران درگير بشود و به ديگران ظلم بکند . او مي داند از پس امروز فردايي هست که اعمال و اخلاقش مجسم مي شود . من در باطن خودم اخلاقياتي دارم . حسد ، کينه ، سوءظن و بدبيني باعث شده که روح من تنگ بشود . چه بسا اين تنگي ها که در باطن من است زندگي آخرتي من را تنگ بکند . وقتي من اين چيزها را بدانم طبيعي است که رفتار خودم راعوض مي کنم . در جبهه اين اتفاق افتاده بود و آنها بدون هيچ تعلقي سرباز خدا و ولي خدا شده بودند . تا کسي مشکل خودش را با مسئله ي مرگ حل نکند نمي تواند سرباز خوبي براي خدا و ولي او باشد . در جنگ تبوک پيامبر فراخواني داد که نيروها جمع بشوند تا به سمت تبوک بروند . تبوک شش صد کيلومتر با مدينه فاصله داشت . و آنها مي خواستند که با روم مقابله بکنند . تابستان بود . عده اي شروع به بهانه جويي کردند که هوا گرم است و ممکن است که چشم ما به دختر مسحيان بيفتد و ما تحريک بشويم . آيا نازل شد وتعبيرش اين بود : آيا به زندگي دنيايي راضي شديد و سنگين بار شده ايد ؟ همين سنگين باري باعث شد که آنها جواب رسول خدا را ندهند . در وصف ياران ولي عصر داريم که آنها تمناي شهادت دارند . يعني تعلقات ندارند . معنايش اين است که آنها سبک بار هستند نه اينکه الان مي خواهند شهيد بشوند . ياد مرگ است که اين سبک بالي را بوجود مي آورد . 🔰🔰🔰🔰🌟🌟🌟🔰🔰🔰🔰 #مبحث_یادمرگ ۳
🔵 عوامل آسان تر شدن مرگ 🔵
مرحوم شيخ عباس قمي در کتاب منازل الاخرة ( من توصيه مي کنم که اين کتاب بخوانيد . شايد اثر آن از صد تا سخنراني اخلاقي بالاتر باشد .) نقل کرده که پيامبر بر بالين جواني بودند که در حال احتضار بود . پيامبر ان جوان را تلقين کرد و گفت که بگو لا اله الا الله . جوان زبانش بسته بود . پيامبر به مادرش گفت که تو از او ناراضي هستي ؟ مادر گفت که اوشش سال است که به من جفا کرده است و من از او راضي نيستم . پيامبر فرمود که الان وقت ناراضي بودن نيست . او در سختي است . زن گفت که خدا بواسطه راضي بودن شما راضي باشد . زبان جوان باز شد . پيامبر گفت که چه مي بيني ؟ گفت : يک فرد بد هيکل و بد بود را مي بينم که از بوي بد آن راه نفس من بسته شده است . پيامبر فرمود که بگو : يا من يقبل اليسير و يعفوا عن الکسير اقبل من اليسير يعفوا عن الکثير . اي کسي که از گناهان بزرگ ما مي گذري و اعمال کوچک و کم ما را قبول مي کني ، کم هاي ما را قبول بکن و گناهان زياد ما را ببخش . جوان اين را تکرار کرد . گفت: الان مي بينم که آن سياه رو دور شد و سفيد رويي معطر وارد شد. بعد راحت جان داد . محدث قمي مي گويد که نيکي نکردن به پدر و مادر باعث مي شود که نتواند تلقين پيامبر را هم بگويد.
🔰🔰🔰🔰🌟🌟🌟🔰🔰🔰🔰 #مبحث_یادمرگ ۵
✨ یاری خدا به مومنین هنگام مرگ ✨ در روايات داريم که از هنگام قبض روح تا منازل بعدي مرگ ، امدادهاي خاصي به مومنين مي رسد . روايتي از امير المومنين از کتاب کافي نقل شده است که انسان که در آخرين روز دنيا و در آستانه ي آخرت است مال ، فرزند و اعمالش پيش چشم او مجسم مي شوند . او به مالش مي گويد که من براي تهيه شما خيلي زحمت کشيده ام ما براي من چه مي کنيد ؟ گفتند که از اين اموال کفني را براي تو تهيه مي کنيم که مي تواني با خودت ببري . به فرزندانش مي گويد که من محب شما بودند و براي بزرگ شدن شما زحمت زيادي کشيده ام . شما براي من چکار مي کنيد ؟ آنها مي گويند که ما تو را تا قبر همراهي مي کنيم و بيشتر از اين کاري از دستشان بر نمي آيد . اعمال در ملکوت عالم باقي مي ماند و مجسم مي شود که بعدا در مورد آن توضيح خواهيم داد . بعد به عمل خودش روي مي کند و مي گويد که تو براي من چه مي کني ؟ مي گويد : تو نسبت به من خيلي راغب نبودي که اعمال انجام بدهي ولي من هميشه با تو هستم . اگر اين شخص از مومنين باشد زيباترين و خوش بوترين و خوش پوش ترين افراد به سمت او مي آيند و به او بشارت رحمت الهي را مي دهند و به او خير مقدم خواهند گفت . فرد به اين زيبارو مي گويد که تو که هستي ؟ مي گويد که من عمل صالح تو هستم . از دنيا بيرون بيا و به سمت بهشت برزخي برو . بعد دو تا ملک براي سوال در قبر مي آيند . وقتي ملک از دين و خداي او سوال مي کند ، مي گويند که خدا تو را محکم نگه دارد . امير المومنين مي فرمايد که اين معناي آيه يثبت الله الذين امنو ... است و خدا اين جوري مومنين را امداد و دستگير مي کند .
🔰🔰🔰🔰🌟🌟🌟🔰🔰🔰🔰 #مبحث_یادمرگ ۶
🔸 مـرگ اندیشـی 🔸 ما بايد بهانه هاي مختلفي را براي مرگ انديش بودن ايجاد بکنيم . پيامبر وقتي بهار را مي ديد مي فرمود : بهار را که ديديد به ياد قيامت بيفتيد. اين يک بهانه است که انسان به ياد مرگ بيفتد و به آن توجه بکند . پيامبر وقتي از خواب بلند مي شد مي فرمود : خدارا شکر که ما را زنده کرد پس از مردن . زيرا خواب يک مرگ سبک است که در تعابير قرآن کنار مرگ گذاشته شده است . در خواب تعلق روح کاملا قطع نمي شود و اگر خدا اجازه بدهد روح بر مي گردد و اين تعبير قرآن است. تعبير پيامبر بعد از بلند شدن خواب اين بود که الحمدلله زنده شديم . اين عاقل بودن و زيرک بودن فرد است . پيامبر فرمود : نشاني انسان عاقل اين است که زياد ياد مرگ بکند . يکي از کارهايي که مي تواند به انسان کمک بکند رفتن به قبرستان است . البته نه قبرستاني که به شکل فضاي سبز درآمده است . به شکلي که در آنجا تامل بکنيم و خلوتي داشته باشيم و به قلب مان برسانيم که ما هم به اينجا گذر خواهيم کرد . کار ديگري که مي تواند به ما کمک کند شنيدن موعظه هاست . مثل موعظه هاي شنيداري زيرا ما احتياج به موعظه هاي شنيداري داريم . حضرت علي (ع) به بعضي افراد مي فرمودند که من را موعظه کن . طرف گفت که شما همه را مي دانيد . حضرت فرمودند : در شنيدن اثري است که در دانستن نيست . انسان بايد بشنود . آقايي مي گفت که پدرم وقتي مي خواست مادرم را براي نمازصبح اول وقت بيدار کند مي گفت : خانم بلند شو .آنقدر بخوابيم که ديگر کسي نيست که ما را صدا بزند . کار ديگر وصيت کردن است . کسي با وصيت کردن نمي ميرد.
🔰🔰🔰🔰🌟🌟🌟🔰🔰🔰🔰 #مبحث_یادمرگ ۷ 💠 علت ترس ما از مرگ چيست؟ پاسخ – اين يک چيز عمومي است که همه ي افراد يک ترس و وحشتي از مرگ دارند . حتي برخي از افراد از نام مرگ هم فراري هستند . ما به طور کلي دو جور ترس از مرگ داريم . بعضي از ترس ها ، ترس هايي هستند که ارزش و تقدسي ندارند و بايد کاري کنيم که به تدريج از بين بروند . ولي برخي از ترس ها مقدس هستند . منشأ برخي از ترس ها بدليل بي ايماني ، جهالت و ضعف و نقصي است که دردرون انسان وجود دارد. در موارد زيادي در روايات به اينگونه ترس ها اشاره شده است . در روايت داريم که امام هادي (ع) به بالين يکي از دوستان خود که در حال احتضار بود رفتند . او خيلي گريه مي کرد و مي ترسيد . يک کسي از حضرت سوال کرد که چرا ما اينقدر از مرگ مي ترسيم ؟ امام فرمودند : از مرگ مي ترسيم به اين خاطر که نمي دانيم چيست و آن را نمي شناسيم . يک راننده اي که در يک جاده ي تاريک و ناشناخته حرکت مي کند، نگران است . از اين وحشت دارد که هر لحظه چه اتفاقي مي خواهد پيش بيايد . امام هادي (ع) فرمودند : اگر به فرض چرک و کثافت بدن تو را گرفته باشد . در عين حال مريضي هاي پوستي و زخم هايي نيز به بدن تو وارد شده باشد. اگر همه ي اينها را با يک حمام رفت شستشو دهيد پاک مي شود و از رنج رهايي پيدا مي کنيد . آيا در اين صورت باز هم مي ترسيد حمام برويد و از آن بدتان مي آيد ؟ گفتند : نه . مرگ نيز يک چنين چيزي است براي کسي که يک کثافات و آلودگي هايي بر جان او مانده و در دنيا پاک نشده ، بوسيله ي آن شستشو پيدا کرده و از رنج ها خلاصي پيدا مي کند . آن شخص با آرامش به استقبال مرگ رفت و چند لحظه ي بعد از دنيا رفت .
🔰🔰🔰🔰🌟🌟🌟🔰🔰🔰🔰 #مبحث_یادمرگ ۸ 💠 علت ترس ما از مرگ چيست؟ بسياري از دلايل ترس از مرگ جهالت است . در روايتي امام جواد (ع) فرمود : مانند بچه اي است که چون خاصيت دارو را نمي داند از آن فراري است . اما آن کسي که عاقل است و مي فهمد که آن دارو او را از رنج خلاص مي کند به استقبال آن مي رود . گاهي اوقات سبب آن جهل است و گاهي نيز تعلقات شديد به دنيا است . اگر شما روي کف دست خود چسبي بزنيد که مويي ندارد مي توانيد به راحتي و بدون درد آن را بکنيد . اما اگر آن را در جاي پرمويي ، مثلاً روي پا يا پشت دست خود بزنيد که با صدها مو گره خورده، وقتي که مي کنيد درد دارد . چه بسا انسان نسبت به امورات مختلف دنيا تعلقات شديد پيدا کرده و مانند هزاران زنجير به جان او وابسته شده است . طبيعتاً دل کندن از آنها و به سمت مرگ رفتن يعني دوري کردن از محبوب او . يک کسي خدمت پيامبر اکرم (ص) رسيد و گفت: من از مرگ مي ترسم و از آن بدم مي آيد . پيغمبر فرمود : آيا تو اموالي داري ؟ گفت بله . پيامبر فرمود: آيا در راه خدا چيزي را براي بعد از مرگ خود داده اي ؟ گفت نه . فرمود به خاطر همين مي ترسي چون به جان تو وابسته شده است . 🔰🔰🔰🔰🌟🌟🌟🔰🔰🔰🔰 #مبحث_یادمرگ ۹ 💠 علت ترس ما از مرگ چیست؟ (بخش نهم) يکي ديگر از علل ترس از مرگ که خيلي شيوع دارد ، گناهان ، ظلم ها و آلودگي هايي است که در وجود انسان است . همه ي ما مي دانيم که پس از مرگ ميهمان سفره ي خود هستيم و بعد از مرگ دست پخت خودمان را مقابل ما مي گذارند . چيزي غير از اعمال ما نيست . اگر خوب باشد و آن را در دنيا خوشمزه درست کرده باشيم که کار خودمان است و اگر هم تلخ باشد که باز هم کار خودمان است . اگر بوته خار است خود کشته اي اگر پرنيان است خود رشته اي . مار و مور و حيوانات ديگر عالم قبر و جهنم را از جاي ديگري نمي آورند بلکه ما با اعمال خود آنها را درست کرده ايم . ظلمت هاي قبر ظلم هاي ما است . در روايتي از پيامبر اکرم (ص) است که همان ظلم هايي که مي کنيم ظلمت هاي روز قيامت مي شود . وگرنه اگر اينجا اعمال ما سالم باشد کاري با ما ندارند . دليلي ندارد که خداوند بخواهد کسي را در فشار قرار دهد . نقل مي کنند که کنار روستاي ملانصرالدين قبرستاني بود زماني که در حال سرزدن به آنجا بود ديد يک قبري شکافته است . وارد آن قبر شد و دراز کشيد . نزديک غروب بود که جمعي از دوستان با اسب و الاغ وارد قبرستان شدند . بخاطر سرو صدايي که ايجاد شده بود ملانصرالدين فکر کرد که نکير و منکر هستند که آمده اند . ترسيد و يکباره از جاي خود بلند شد . وقتي آن افراد در تاريکي اين صحنه را ديدند، اسب و قاطرهاي آنها رم کرد و به هم ريختند . وقتي فهميدند که ملانصرالدين يک چنين کاري کرده است حسابي او را کتک زدند . او نيز با لباس پاره و خوني از دست آنها فرارکرد و به منزل آمد . همسر او گفت چه شده است ؟ گفت که من يک چنين کاري کردم . زماني که يک مقدار آرام گرفت همسر از او پرسيد از عالم قبر چه خبر؟ ملانصرالدين گفت اگر قاطر کسي را رم ندهيد با شما کاري ندارند . درواقع اگر قاطر کسي را رم ندهيم و در دنيا ظلمي نکنيم با ما کاري ندارند . امام مجتبي (ع) يک دوستي داشتند که بسيار شوخ بود . چند روز او را حضرت نديده بودند بعد از چند روز که ديدند گفتند چطور هستيد ؟ گفت آقا يک جوري زندگي مي کنم که نه خدا راضي است ، نه شيطان راضي است و نه خودم . حضرت لبخندي زدند و گفتند چطور؟ گفت خدا راضي نيست به اين خاطر که مي خواهد مدام از او اطاعت کنم و معصيتي انجام ندهم که من اينگونه نيستم . شيطان از من راضي نيست چون مي خواهد دائم معصيت کنم و هيچ اطاعتي نداشته باشم که آن هم نيستم . خودم هم راضي نيستم چون دوست دارم که تا آخر بمانم و هيچ گاه نميرم که اينطور هم نيست . همان موقع يک نفر کناري ايستاده بود گفت ، چرا ما از مرگ بدمان مي آيد و هرگاه حرف مي زنيم مي گوييم نمي خواهيم بميريم. حضرت فرمودند : چون شما خرابکاري کرده ايد و اين طرف را آباد کرده ايد و مي ترسيد که از يک جايي که آباد شده به يک جاي خراب برويد .
✨🍀✨ 💠 علت ترس ما از مرگ چیست؟ (بخش دهم)
يا گاهي اوقات فرد مومن است و اعمال زيادي هم دارد اما از کم و کيف اعمال خود مي ترسد که لياقت نداشته باشد . مبادا اين اعمال براي سفر ابدي او کم باشد . يا آنقدر خالص نباشد که لايق درگاه خدا باشد . گفت چگونه سرزخجالت برآورم بردوست که خدمتي به سزا برنيامد از دستم . اينها اهل عمل بودند اما خيلي اعمال خود را نمي ديدند . حضرت خديجه (س) در آخر عمر خود که در بستر بودند گريه مي کردند . حضرت رسول پرسيدند که چرا شما گريه مي کنيد؟ ايشان گفتند من مي ترسم که آيا خداي من از من راضي است يا خير. اين بانو فداکاري هاي بزرگي داشتند و اولين بانويي بودند که به پيامبر اکرم ايمان آوردند. همانجا جبرائيل نازل شد و سلام خداوند را رساند و به حضرت رسول گفت به حضرت خديجه بفرماييد که خداوند فرمود من کمال رضايت را از شما دارم . اين ترس از اين مسئله است که مبادا اين اعمال لايق اعمال نباشد . حضرت آيت اله بروجردي هنگام مرگ خود گريه مي کردند . وقتي اطرافيان خواستند به ايشان تسلي دهند گفتند شما اين همه خدمات انجام داده ايد . اين تعداد شاگرد تربيت کرده ايد ، مسجد ساخته ايد و کارهاي بزرگي انجام داده ايد . آيت اله بروجردي با همان گريه گفتند : عمل خالص را آنجا مي خرند و آن کسي که اعمال را حسابرسي مي کند خيلي آگاه است . اين ترس از روي معرفت و ايمان است . اين ترس ترس مقدسي است و از فرد جدا نمي شود . سازنده است و اثر مثبت هم دارد . اثر مثبت آن اين است که فرد مدام عمل خود را بيشتر و خالص تر خواهد کرد . از اين دو نوع ترسي که گفتيم ، قسمت اول آن بايد از بين برود، اما قسمت دوم آن مقدس است .
🔰🔰🔰🔰🌟🌟🌟🔰🔰🔰🔰 مبحث_یادمرگ ۱۱
✅ احتضار چيست و هنگام آن چه اتفاقي مي افتد ؟ آن زماني است که شخص محتضر مشاهداتي خواهد داشت . در عين حال که چشمي به دنيا دارد اما آن طرف را نيز مي بيند . پنج چيز را به عنوان مشاهدات محتضر از روايات پراکنده مي توان استخراج کرد . يکي از چيزهايي که مي بيند جايگاه خود در بهشت و يا جهنم برزخ است . ما در چندين روايت داريم که اجمالاً در آن موقع مي فهمد که جاي او کجا است . در روايتي از امام صادق (ع) است که وقتي که جاي مومن را در بهشت برزخي به او نشان مي دهند ، به ملائکه ي مرگ خطاب مي کند که به من اجازه مي دهيد به خانواده ي خود بگويم ؟ مي گويند ديگر فرصتي نيست . دومين چيز از مشاهدات شخص محتضر ، حضور حضرت عزرائيل (ع) يا ملائک زير دست او است . داريم که موقع احتضار ملائکه ي رحمت و غضب صف مي کشند . اگر شخص محتضر از مومنين باشد ملائکه ي رحمت به او بشارت داده و به خوش آمد مي گويند و همينطور برخورد بسيار خوبي با او خواهند داشت . و اگر اهل عذاب باشد از همان لحظه و با برخورد سختي که با او مي کنند عذاب او شروع مي شود . 🔰🔰🔰🔰🌟🌟🌟🔰🔰🔰🔰 مبحث_یادمرگ ۱۲
✅ سومين چيزي که محتضر مي بيند معصومين هستند. دهها روايت در اين زمينه داريم که شخص معصومين را مي بيند . اولاً به چه علتي اميرالمومنين (ع) ، پيامبر اکرم و سيد الشهدا را مي بيند ؟ به يک جهت فلسفه ي اين ديدن که درروايات به آن اشاره شده اين است که شخص مومني که عاشق و دوستدار اين افراد بود ، وقتي چهره ي زيباي آنها را مي بيند از دنيا دل مي کند و راحت جان مي دهد . از طرف ديگر شخصي که اين افراد را قبول نداشت و در جهت عکس مسير آنها و دشمني و بغض آنها قدم بر مي داشت مي بيند، شرمندگي عجيبي بر او وارد مي شود . و غمي بر غم هاي او افزوده مي شود که من چه کساني را که اينجا همه کاره هستند از دست داده ام . در فرازي از زيات اميرامومنين که در مفاتيح هم آمده تعبير اين است : سلام بر آن علي (ع) که نعمت خدا است بر ابرار و خوبان و نقمت خدا و نوعي عذاب براي بدان است . اين نشان مي دهد که فلسفه ي آمدن آنها نوعي لذت و يا نوعي عذاب است . يکي از شاگردان خوب امام صادق (ع) سوال مي کند که آيا مومن در موقع قبض روح خود ناراحت است ؟ آيا از مرگ کراهت دارد ؟ حضرت فرمودند نه . زماني که ملک الموت براي قبض روح مي آيد ابتدا ناله اي سر مي دهد . ملک الموت مي گويد اي ولي و دوست خدا ناله نکن من از پدر براي تو مهربان تر هستم . چشم خود را باز کن و نگاه کن . مومن نگاه مي کند و در آن حال رسول خدا و اميرالمومنين (ع) ، حضرت زهرا (س) ، امام حسن (ع) و امام حسين (ع) و فرزندان آنها ، يعني همه ي معصومين را مي بيند . به مومن گفته مي شود اينها رفيقان و هم نشينان تو در بهشت هستند . مومن نگاه مي کند ، در همين زمان خطاب مي رسد: اي کسي که باور کردي و به اهل بيت اطمينان پيدا کردي ، به سمت خدا بيا در حالي که با اين ولايتي که داري رضايت داري ، خدا هم از تو رضايت دارد به ثواب و پاداشي که به تو مي دهد ، بيا داخل اين بندگان من ، يعني حضرت محمد (ع) و اهل بيت او . در اين حال هيچ چيز براي او محبوب تر از اين نيست که روح او از بدن جدا گردد و به اين بزرگواران ملحق شود . اما فقط اينکه آيا همه مي بينند و اينکه همه ي اهل بيت را مي بينند يا خير؟ آنچه که قدر مطلق همه ي روايات است و از مجموع روايات بر مي آيد اين است که همه بي استثناء ، مومن و کافر پيغمبر اکرم (ص) و اميرالمومنين(ع) را مي بينند . البته طبيعي است که مومن آنها را با چهره ي باز و خندان مي بيند و از او استقبال مي کنند . و شخصي که کافر و فاسق است که در مسير خلاف آنها قدم گذاشته است ، طبيعتاً با روي غضبناک آنها را مي بيند و با آنها روبرو مي شود . از جزئيات قدم به قدم مسائل پس مرگ به جز اينکه روايات و آيات قرآن به ما خبر بدهند کس ديگري نمي توانست صادقانه خبر بدهد که ما بتوانيم اطمينان داشته باشيم . اصل مسئله ي معاد با عقل اثبات مي شود که از اصول دين است . اما جزئيات مراحل آخرت ، برزخ ، قبر و عالم قيامت از روايات استخراج مي شود .
مبحث_یادمرگ ۱۳ ✨🍁✨
چهارمين مشاهده محتضر شياطين هستند . چون اينجا آخرين مرحله ي دنيا است ، بعد از مرگ و در عالم برزخ ديگر شيطان نمي تواند دسترسي داشته باشد بنابراين تمام هم و غم او بر اين است که بتواند وسوسه کند . اتفاقاً در اين لحظه ي آخر تمام توان خود را بکار مي برد که مومن را نسبت به اعتقادات خود به شک بيندازد . اموري که مورد علاقه ي فرد است در چشم او جلوه دهد که از دل کندن از دنيا بيزار شود . يکي از آقايان مي گفت طلبه اي بود که فرد خوبي هم بود اما موقع مرگ من به او تلقين مي گفتم و کلمه ي لا اله الا الله را مي گفتم اما مي گفت نگو نمي شکنم . بعد از يک مدت حال او خوب شد يعني به دنيا باز گشت . از او پرسيديم که چه چيزي را مي گفتي ؟ گفت آن موقع شيطان را مي ديديم و يک ساعتي که من خيلي به آن علاقه داشتم جلوي چشم من گرفته بود و مي گفت اگر بگويي لا اله الا الله من آن را مي شکنم . گفت آن ساعت را بياوريد که من آن را به کسي ببخشم و از آن دل بکنم . بخاطر همين است که گفته اند موقع مرگ و احتضار تلقين کنيد و کمک به فرد بدهيد که در حال گيجي است . براي اينکه شيطان نتواند غالب شود خواند سوره ي ياسين و صافات موثر است . بخصوص سوره ي صافات بسياري از وسوسه هاي شياطين را دفع مي کند . همچنين خواند دعاي عديله باعث مي شود که فرد ايمان خود را از دست ندهد . آخرين مورد که در روايت امير المومنين(ع) نيز به آن اشاره شد اين است که اعمال ، اموال و فرزند فرد به گونه اي براي او مجسم مي شوند . همان روايتي که فرد به اموال خود مي گويد من در جهان براي شما خيلي زحمت کشيدم ، شما براي من چکار مي کنيد ؟ گفتند کفني تهيه مي کنيم . به فرزندان خود خطاب مي کند ، گفتند ما تو را تا قبر مي بريم . به اعمال خود خطاب مي کند ، گفتند ما تا قيامت با تو هستيم . اين چيزهايي است که محتضر در هنگام مرگ مشاهده مي کند .
[ پنجشنبه ۱۳۹۷/۰۹/۲۹ ] [ 18:29 ] [ مسافر🍃 ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||