|
کوی دوست
من ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندانم **** تو می روی به سلامت سلام من برسانی
| ||
|
چالش مشروعیت مسئله بی حجابی تاریخی ملت ایران ثابت کرده است که حتی اگر جمهوری اسلامی لائیک هم شود، ایرانیان برای حفظ حجاب خواهند جنگید. بسیاری از آنهایی که در ایران زندگی میکنند، اعتقادی به اسلام ندارند و رعایت حجاب در مجامع عمومی برای آنها وجوب شرعی ندارد هم، نه به دلایل دینی، که از جنبههای دیگری حاضر به رواج بیحجابی نیستند؛ زنان آنها پوشیدگی را بر بیحجابی و برهنگی ترجیح میدهند، مردان آنها هم حاضر نیستند سر و بدن زنان و دخترانشان خوراک دائم چشمهای مردان باشد. تجربه تاریخی ملت ایران ثابت کرده است که حتی اگر جمهوری اسلامی لائیک هم شود، ایرانیان برای حفظ حجاب خواهند جنگید. بسیاری از آنهایی که در ایران زندگی میکنند، اعتقادی به اسلام ندارند و رعایت حجاب در مجامع عمومی برای آنها وجوب شرعی ندارد هم، نه به دلایل دینی، که از جنبههای دیگری حاضر به رواج بیحجابی نیستند؛ زنان آنها پوشیدگی را بر بیحجابی و برهنگی ترجیح میدهند، مردان آنها هم حاضر نیستند سر و بدن زنان و دخترانشان خوراک دائم چشمهای مردان باشد. ۳- علاوه بر دلیل عقلی و حقوقی که در دو بند قبل به آن اشاره شد، یک دلیل اجتماعی دیگر هم تأیید میکند که استمرار بیعملی کنونی در حوزه حجاب، چالشی اساسی برای قانونی بودن نهادهای اجرایی است: با بیتوجهی مسئولان به اجرای قواعد اسلامی، صاحبان اصلی انقلاب اسلامی ایران، یعنی مردم، دچار یأس و سرخوردگی میشوند. این دلزدگی دو واکنش در پی خواهد داشت؛ یا مردم نسبت به امور حکومتداری و شئون مختلف از جلوههای حاکمیت اسلامی بیتفاوت خواهند شد و نسبت به شرکت در مراسمهایی نظیر انتخابات و راهپیماییهای ملی بیرغبت خواهند شد، یا کمکاری مسئولان را با گروههای خودجوش خارج از روال قانون جبران خواهند کرد. این مورد دوم، نمونههایی هم در همین یک ماه گذشته داشته است. گروههایی در شرف تشکیل است که اعضای آن با دغدغههای خاص و با هستههای خودجوش دارای کارویژهای خارج از روالهای اداری و قضایی برای مقابله با وضعیت بیحجابی است. مشارکت پایین در نمودهای زمامداری نظیر انتخابات از یکسو و حرکتهای خودسرانه در پاسخ به بیعملی مسئولان از سوی دیگر، هر دو آفتی است که اولین نتیجه آن سست کردن پایههای قانونی بودن حکمرانی در ایران است. *** با درنظر داشتن همه این موارد است که باید برای وضعیت حجاب فکری عاجل کرد. فکر عاجل هم بهمعنای مقابله فیزیکی و حذف بیحجابان از جامعه نیست. نهادهای متولی و ساختار اجرایی امربهمعروف و نهیازمنکر میتواند، باید و لازم است که با اصلاحاتی کار قانونی خود را قویتر از پیش از سر بگیرند. این اصلاحات میتواند از کار فرهنگی آغاز شود و تا محرومیتهای پیشبینی شده در قوانین جدید گسترش یابد. تفاوت بیحجابی در ایران با دیگر کشورهای اسلامی بیحجاب به آن است که تقید به حجاب در سازمانهای حکومتی و دولتی و نهادها و شرکتهای خدماتی و بانکها میتواند مانع از جولان اقلیت بیحجاب در کل کشور و تلاش برای عادیسازی و همهگیر کردن آن باشد. خجالت در اجرای قانون، به اسم مصلحت یا با هر نام دیگری، مقدمه ذبح مصلحت و عدالت، هر دو با هم است. مراجع عظام که زمانی برای تنباکوی انگلیسی فتوا میدادند، عجیب است که نسبت به فتنه بسیار پیچیدهتر انگلیسی – سعودی کنونی فتوا و رها کردن حاشیه امن که هیچ، موضعگیری ساده هم نکردهاند! ورود جدی حوزههای علمیه و سایر نخبگانِ صاحبکلام، لازمه همبستگی ملی در اعتلای فرهنگهای ارزشمند است. در غیر اینصورت و در صورت استمرار این وضعیت و با هر بهانه جدیدی، حتی چیزی مثل گرمتر شدن هوا، میتوان انتظار داشت که ویروسِ ارزشخوار در جامعه ایرانی با موتور محرکه و پیشران بیحجابی، جولان دهد؛ هرچند پس از مدتی و به همان دلایل فرهنگی که در اولین بند این یادداشت به آن اشاره شد، دیگر خود بیحجابی مسئله جامعه ایرانی نباشد. منبع: روزنامه جوان محمدصادق فقفوری [ چهارشنبه ۱۴۰۱/۰۹/۲۳ ] [ 11:8 ] [ مسافر🍃 ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||