اسلایدر

کوی دوست  
کوی دوست  
من ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندانم    ****       تو می روی به سلامت سلام من برسانی 

سلمان فرزند یک زمین دار ایرانی بود. از شهرهای گوناگونی چون: کازرون فارس، اصفهان ، استان فارس و رامهرمزخوزستان به عنوان زادگاه سلمان فارسی یادشده‌است. برخی از محققان او را از خاندانی مزدکی می‌دانند و برخی معتقدند از طبقه برگزیدگان جامعه مانوی بوده‌است سلمان فارسی از طبقه برگزیدگان جامعه مانوی بوده‌است و چون دین مانی را بر دین زرتشتی ترجیح داده بود مجبور به فرار از ایران شد.

سلمان ابتدا در ایران با عقاید میترایی آشنا بود و بعد عقاید زرتشتی و سپس عقاید مانوی و بدینگونه با حکمت و خرد ایران باستان آشنا بود. به غرب رفت و با عقاید مسیحی آشنا شد و سالها در آنجا در خدمت کلیسا بود و در کنار آنها با عقاید یهودی بیشتر اشنا شد. این گونه با اندیشه مسیحی کاملا آشنا بود. در یثرب حضرت محمد را دید و با اسلام آشنا شد و بر هیچ تاریخ نویسی پوشیده نیست چه میزان با اندیشه اسلامی آشنا بوده. اندیشه سلمان ترکیبی است از حکمت ایرانی و اسلامی که تجربه مطالعه و دریافت ادیان و حکمت های دیگر را داشته است و اکثر فلاسفه اسلامی ایران امروز، خود را پیرو مکتب سلمان می دانند. لویی ماسینیون فرانسوی ، آثار منسوب به سلمان را، چهار كتاب معرفى ‏می كند، كه از جمله آنها «خبر جاثلیق‏» است که ١٠ سند مکتوب را برای ذکر آن آورده است.

حکمت وخرد در ایران از دیرباز وجود داشته و ایرانیان در پیشرفت اندیشه انسانی تاثیر بسیاری داشته اند. سلمان یا روزبه به اعتقاد تمامی فلاسفه ایرانی پیش از هر چیز یک اندیشمند ، خردورز ، حکیم و فیلسوف ایرانی اسلامی می توان دانست.در کتاب نفس الرحمن اثر علامه حاج میرزا حسین نوری طبرسی محدث نوری و اواخر جلد ششم و جلد هشتم کتاب بحارالانوار اثرعلامه مجلسی به زندگی و اندیشه سلمان پرداخته شده است. کسی که در پی حقیقت و کسب علم مرزها را در نوردید و با ادیان و اندیشه های مختلف آشنا شد و در نهایت وقتی از اصحاب پیامبر شد ، تبدیل به صحابه ای خاص شده بود که تمایزش با دیگر صحابه در اندیشه و خرد بود تا آنجا که حضرت محمد در حق او گفت:«(سَلْمانُ مِنّی  اَهْلُ الْبَيْتِ) سلمان از اهل من  بیت است». وحضرت  علی درباره او گفته است: «علم اولین و آخرین را فرا گرفت. او دریایی است که هرچند از آن استفاده شود کم نمی گردد.

 

روایت مستند میان مورخان شیعه و غیر شیعه هست که سلمان چون علائم پیامبر خاتم را شنیده بود روزی ظرفی خرما برای پیامبر آورد و گفت صدقه‌ است حضرت  محمد آن را نپذیرفت. روز دیگری ظرفی خرما آورد و گفت  هدیه‌ است که  حضرت محمد آن را پذیرفت. سلمان از این رویداد (نخوردن صدقه ) و بررسی دیگر نشانه‌ها به پیامبری او ایمان آورد و با کمک وی آزاد شد و کم‌کم بزرگ‌ترین صحابه حضرت محمد(ص)و امام علی(ع) شد

امام باقر (ع) حسب و نسب سلمان را از زبان خودش چنين روايت مي كند: من سلمان فرزند عبدالله ام. گمراه بودم، خداوند به بركت محمد (ص) مرا هدايت كرد، عائله مند بودم به محمد (ص) بي نيازم ساخت و بنده بودم به محمد (ص) آزادم كرد. و اين، حسب و نسب من است. در روايات آمده است كه نام (سلمان) را پيامبر(ص) به او داد

 

سلمان فارسى، سال هاى دراز در پى حقيقت و يافتن پيامبر موعود بود و سرانجام گمشده خود را در شخص پيامبر اكرم (ص) يافته بود. از آن روز تمام عشق و محبت خود را متوجه پيامبر (ص) و خاندانش، به ويژه اميرمؤمنان عليه السّلام و خانواده گرامى اش نمود. هيچ گاه راضى نمى شد كه از آنان دور شده و يا ذره اى از محبت و دوستى خويش را نسبت به آنان كاهش دهد. حتى آن هنگامى كه مهاجر و انصار، هم دست شده و پس از رحلت پيامبر (ص)، خلافت اسلامى را غاصبانه از اميرمؤمنان عليه السّلام ربودند و آن حضرت و همسر گرامى اش حضرت فاطمه زهرا (س) را در اذيت و آزار قرار دادند، لحظه اى از آن بزرگواران جدا نشد. و از چهار نفراني كه اولين بار به عنوان شيعه علي نام گرفتند: سلمان فارسي، ابوذر غفاري، مقداد، و عمار ياسر محسوب ميشد.

سلمان با اين كه در حيات خود، حكومت و خلافت حضرت على عليه السّلام را درك نكرده و پيش از خلافت آن حضرت و امامت امامان بعدى، رحلت كرده بود، در عين حال، عارف به مقام آنان و معتقد به امامت امامان معصوم عليهم السّلام از ذريه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و از نسل اميرمؤمنان عليه السّلام بود.  او خواهان خلافت حضرت على عليه السّلام پس از رحلت پيامبر اكرم (ص) و بنا به سفارش آن حضرت بود. هم چنين وى اعتقاد راسخ داشت بر اين كه اميرمؤمنان على بن ابيطالب عليه السّلام، نخستين مردى است كه به پيامبر اكرم (ص) ايمان آورد و آيين مسلمانى را برگزيد.

درباره نقش تقوا در سنجش ارزش آدمي در روايات، حكايت زيبايي آمده است كه روزي سلمان فارسي وارد مسجد نبوي شد و صحابه پيامبر(ع) به احترام او از جاي خود برخاستند و در صدر مجلس به او جاي دادند. لحظه اي نگذشته بود كه يكي از صحابه معروف نيز وارد مسجد شد، و چون سلمان را در صدر مجلس مشاهده كرد؛ لب به اعتراض گشود و گفت: «من هذا العجمي المتصدر فيمابين العرب؛ اين مرد ايراني و عجمي كه در صدر مجلس نشسته در ميان عرب ها چه مي كند؟»

رسول خدا (ص) با شنيدن اين سخن غير اسلامي به خشم آمد و بر بالاي منبر قرار گرفت و فرمود: «اي مردم! آگاه باشيد كه تمام انسان ها از زمان حضرت آدم تا زمان ما مثل دندان هاي ما يكسانند، عرب بر عجم، گندمگون بر سياه پوست امتيازي ندارد، مگر به تقوا سلمان فارسى چه در حيات رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و چه پس از رحلت آن حضرت، هم چنين وى چه در ايامى كه در مدينه ساكن بود و چه در ايامى كه به حكومت مدائن منصوب شده بود، هميشه زندگى بى آلايش و ساده اى داشت. آن چه از بيت المال به عنوان حقوق سالانه به او مى رسيد، صدقه مى داد و خود با بافت زنبيل و دست رنج هاى خود معيشت مى نمود. هيچگاه مقام و منزلتش و يا حكومتى كه به وى واگذار شده بود، ذره اى وى را به عافيت طلبى و رفاه گرايى سوق نداد.

حتى آن هنگامى كه به حكومت مدائن رسيد، با روش هاى ساده زيستى و قناعت پيشه گى خويش، محرومان و مستمندان را به زندگى اميدوار مى كرد و با آنان همراه و همراز مى گرديد. از او نقل كرده اند كه به او گفتند: چرا از امارت ناخرسندى پاسخ داد: به خاطر حلاوت رسيدن به آن و مرارت جدايي اش.

ابونعيم و ذهبي نوشته اند كه سلمان در حالي كه بر حدود سي هزار نفر حكومت مي كرد، تنها با يك عبا كه فرش و لباس او نيز بود، براي مردم خطبه مي خواند. به همين جهت مورد سرزنش خليفه وقت، عمربن خطاب قرارگرفت. او در پاسخ خليفه چنين نوشت:

گفته بودى كه من حكومت خدا را ضعيف و سست كرده و خود را خوار گردانيده و خدمتكار مردم نموده ام به حدى كه اهالى مدائن نمى دانند كه من امير آن هايم ! پس مرا به منزله پلى گردانيده اند كه بر من مى گذرند و بارهاى خود را بر دوش من مى گذارند! و نوشته بودى كه اين ها باعث سستى سلطنت خدا مى شود! پس بدان كه ذلت در اطاعت الهى، دوست داشتنى تر است در نزد من از عزت در معيصت و نافرمانى خدا و تو خود مى دانى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله تأليف دل هاى مردم مى نمود و به ايشان نزديكى مى جست و مردم هم به سوى او تقرب مى جستند...

به اين ترتيب وى، خليفه وقت را به سنت هاى فراموش شده رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله تذكر داد كه مردمى بودن و با آنان و همچون آنان زندگى كردن، نه تنها مغاير با زمامدارى نيست بلكه لازمه حكومت الهى و مردمى است و از سنت هاى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله است

مجلسي (رحمت الله عليه) روايت مي كند كه علي (ع) در بامدادي به مسجد درآمد و خطاب به مردم فرمود: اي مردم! خداوند شما را در مرگ برادرتان سلمان پاداش بزرگي عطا فرمايد. پيامبر خدا (ص) را در خواب ديدم، گفت: سلمان وفات يافته است و مرا به غُسل و كفن و نماز و دفنش سفارش فرمود و اكنون به سوي مداين مي روم. مردم خليفه خود را تا بيرون شهر بدرقه كردند و آن حضرت به طرف مداين حركت كرد و همان روز نزديك ظهر بازگشت و گفت: سلمان را دفن كردم.

مقبره سلمان فارسي كه در منطقه مدائن عراق و در جنوب بغداد قرار دارد، طي اقدامات تروريستي به دنبال هتك حرمت حرم ائمه اطهار سامراي عراق مورد اصابت خمپاره قرار گرفت.

سلمان فارسي از شخصيت هاي بحث انگيز و چند بعدي تاريخ اسلام و ايران است. قاطبه مسلمانان، از شيعه و سني، او را به عنوان يكي از اصحاب بلندمرتبه پيامبر (ص) و علي (ع) مي ستايند. او در منظومه فكري فرق و مذاهب اسلامي جايگاه ويژه اي دارد و سني و امامي و اسماعيلي و زيدي و اهل حق و اصحاب تصوف و فتوت، هريك به فراخور جهان بيني خود، تصويري از او ارائه كرده اند. اين تصوير اگرچه گاه اغراق  آميز يا غير واقعي است، اما همواره با حرمت و تقدس همراه است. در متون ادب فارسي كه آيينه تمام نماي فرهنگ ايراني است، سلمان در هيئت انساني حق جو، عارفي وارسته، زاهدي سجاده نشين، حاكمي عادل و حكيمي فرزانه رخ نموده است. سنايي مي فرمايد:

از اين مشتي رياست جوي رعنا هيچ نگشايد

مسلماني ز سلمان جوي و درد دين ز بودردا

سلمان فارسي، مثل همه شخصيت هاي موثر تاريخي، دشمناني دارد. واقعيت و ماهيت سلمان، همواره كساني را به ستيزه با وي برانگيخته است. در روزگار ما باستان پرستان ايراني، كه از عمق حوادث و وقايع تاريخي بي خبرند، به جاي آن كه علل سقوط ساسانيان را در واقعيات عيني جست وجو كنند، گناه سقوط اين سلسله و غلبه اعراب را يكسره به گردن سلمان مي گذراند و سيل دشنام ها را از طريق نوشته ها و رسانه هاي خودشان به طرف اين فرزند ايران و اسلام سرازير كرده اند!

ناصبي ها و سلفي ها و روشنفكران عرب طرفدار بني اميه، كه روزگار آل اميه و مروان را اوج درخشش اقبال قوم عرب مي دانند، نيز نظر خوشي به سلمان به عنوان يكي از بزرگان شيعه و يكي از اركان فرهنگ ايراني ندارند. سلمان در ميان مستشرقان نيز دشمنان آشكاري دارد، از جمله هرو ویتز و كليمان هوار رسما واقعيت تاريخي او را انكار كرده اند. آقاي ناصر پورپيرار ظاهرا آخرين كسي است كه با تلفيق ديدگاه هاي برخي خاورشناسان و قوميت گرايان عرب به نبرد با اين شخصيت تاريخي كمر بسته است.

"وسلام ودرودخدا برفرزند پاک اسلام سلمان فارسی باد"

 

 

 

[ جمعه ۱۳۹۱/۰۲/۰۱ ] [ 11:4 ] [ مسافر🍃 ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

🌟بسم الله الرحمن الرحیم🌟
💚اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم💚

ذکر تعجیل فرج،رمزنجات بشر است ما بر آنیم که این ذکر جهانی بشود
""اللهم عجل لولیک الفرج""


🍃🌸باد صبا بیار نسیمی ز کوی دوست
کاین بوی دوست عالمی آباد میکند🌸🍃
موضوعات وب
امکانات وب


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب