اسلایدر

کوی دوست  
کوی دوست  
من ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندانم    ****       تو می روی به سلامت سلام من برسانی 

1 محرم

1 - آغاز ایام حسینی

اولین روز از ماه حزن و اندوه آل محمد علیهم السّلام است، که همه انبیاء و ملائکه و شیعیان و دوستان اهل بیت علیهم السّلام محزون اند. باید گفت: کاه حزن و اندوه تمام عالم است، چرا که همه ساله از اول محرم تا روز عاشورا پیراهن پاره پاره سیّد الشّهداء علیه السّلام را از عرش خدا به رو به زمین می آویزند و حزن و

اندوه عالم را فرا می گیرد.

(خصائص الزینبیه، ص 49، خصیصه نوزدهم)

همچنین آغاز مجالس عزاداری حضرت اباعبداللَّه است، که مردم را به امور اعتقادی خویش آشنا می کند، و دستورات دین خود را از حسینیه ها و تکایا و مساجد به خانه های فکر و دل خود به ارمغان می برند. شرکت در مراسم عزاداری امام حسین علیه السّلام و اشک بر آن حضرت، از وظائف ما در زمان غیبت امام زمان علیه السّلام است.

2 - ماجرای شعب ابی طالب علیه السّلام

در پی بالا گرفتن قدرت اسلام پس از بعثت پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله، قریش پیمان نامه ای نوشتند و طی آن قرار گذاشتند با بنی هاشم تکلم نکنند و با آنان هم سفره و همنشین نشوند و معامله ننمایند، و آنان را به گونه ای در فشار قرار دهند که پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله را به قریش تحویل دهند تا آن حضرت را به قتل برسانند. حضرت ابوطالب علیه السّلام بنی هاشم را به دره ای که منتسب به آن حضرت بود برد، و اطراف آن را محکم کرده و برای حفظ جان پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله شبانه روز کمر همّت بست.

آن حضرت شبها با شمشیر پروانه وار گرد شمع وجود پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله می گردید و می فرمود: «تا زنده ام دست از یاری او بر نمی دارم. او در هر شب چند بار محل خواب پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله را تغییر می داد و عزیزترین فرزند خود یعنی امیر المؤمنین را به جای آن حضرت می خوابانید، و روز فرزندان خود و فرزندان برادرانش را به حفاظت از آن حضرت می گماشت. در مدتی که در شعب بودند بر آن

حضرت و مسلمانان بسیار سخت گذشت، تا آنجا که شبها صدای گریه اطفال گرسنه بنی هاشم را ساکنین اطراف شعب می شنیدند.

پس از دو سال و چند ماه خداوند موریانه ای را مأمور کرد، و پیمان نامه آنان را از بین برد بجز اسماء الهی که در آن بود. حضرت ابوطالب علیه السّلام این خبر را به کفار داد، و آنان با دیدن چنین معجزه ای دست از تصمیم خود برداشتند و بنی هاشم به خانه های خود بازگشتند.

(قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص 9، الوقایع و الحوادث، ج 2، ص 7)

3 - جنگ ذات الرقاع

در سال چهارم هجرت به تحریک کفار قریش بین مسلمانان و قبائلی که اطراف مدینه زندگی می کردند و قصد محاصره مدینه را داشتند جنگی در گرفت. پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله با 400 یا 790 نفر از مدینه بیرون رفتند. در این غزوه حضرت نماز خوف خواندند و جنگ تا سه روز طول کشید تا شر آنان دفع شد. این واقعه به قولی در 15 جمادی الاولی بوده است.

(الوقایع و الحوادث، ج 2، ص 45. توضیح المقاصد، ص 2 - 3. وقایع المشهور، ص 98)

4 - اولین جمع آوری زکات

در روز اول محرم پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله برای اولین بار مأمورانی را برای جمع آوری زکات و صدقات به اطراف مدینه فرستاد.

(الوقایع و الحوادث، ج 2، ص 42. قلائد النحور، ج محرم و صفر، ص 15)

5 - امام حسین علیه السّلام در راه کربلا

روز اول محرم، امام حسین علیه السّلام در قصر بنی مقاتل نزول اجلال فرمودند، و از عبیداللَّه بن حر جعفی دعوت به یاری نمودند، ولی او اجابت نکرد و بعداً پشیمان شد. (ارشاد، ج 2، ص 81)

6 - قیام مردم مدینه بر علیه یزید

در این روز در سال 63 ه’ مردم مدینه برای قیام علیه یزید حرکت کردند. قضیه از آنجا آغاز شد که جمعی از اهالی مدینه به رهبری عبداللَّه بن حنظله به شام رفتند و دستگاه یزید و شرابخواری و قماربازی و سگ بازی او را دیدند، و به مدینه بازگشته و مردم را از وضع فساد دربار اموی آگاه ساختند. با شنیدن این اخبار همگان بر خلع یزید اتفاق نمودند، و به سرپرستی عبداللَّه علیه یزید قیام نمودند و افراد اموی ساکن مدینه را بیرون کردند. لشکر شام پس از اطلاع از این قیام به طرف مدینه حرکت کرد و واقعه حرّه پیش آمد.

(الوقایع و الحوادث، ج 2، ص 49)

7 - کلام عاشورائی امام رضا علیه السّلام

در روز اول محرم ریّان بن شبیب خدمت امام رضا علیه السّلام رسید. حضرت به او فرمود: ای پسر شبیب، مردم عرب در زمان جاهلیت جنگ را در ایام محرم حرام می دانستند، ولی این امت احترام این ماه را از بین بردند و حرمت پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله را رعایت نکردند. در این ماه خون ما را حلال دانستند، و هتک حرمت ما کردند و فرزندان و زنان ما را اسیر نمودند، و سراپرده ما را آتش زدند و اموال ما را غارت کردند و رعایت احترام رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله را در باره ما ننمودند.

همانا روز شهادت حسین علیه السّلام پلک چشمان ما را مجروح کرد و اشکهای ما را روان ساخت و دل ما را سوزاند، و عزیز ما را در زمین کربلا ذلیل کرد و نزد ما محنت و بلا را تا روز جزا به

ارث گذارد. پس گریه کنندگان باید بر حسین علیه السّلام بگریند، زیرا که گریه بر او گناهان بزرگ را از بین می برد.

ای پسر شبیب، اگر خواستی بر چیزی گریه کنی بر حسین بن علی علیه السّلام گریه کن، چه اینکه آن حضرت را کشتند چنانچه گوشفند را می کشند، و با آن حضرت 18 نفر از اهل بیت او کشته شدند که روی زمین شبیه و نظیری نداشتند. آسمانهای هفتگانه و زمینها در شهادت آن حضرت گریستند. چهار هزار ملک روز عاشورا برای نصرت آن حضرت آمده بودند و دیدند حضرت شهید شده است. لذا پریشان و غبارآلود به مجاورت آن قبر مطهر مأمور شدند، تا حضرت قائم علیه السّلام ظهور کند و از یاران او باشند و شعارشان «یا لثارات الحسین» است.

ای پسر شبیب، اگر دوست داری که با ما در درجات عالی بهشت باشی محزون باش برای حزن ما و شاد باش در شادی ما، و بر تو باد به ولایت ما که اگر کسی سنگی را دوست داشته باشد خداوند متعال او را با همان سنگ محشور می کند. . .

2محرم

1 - ورود امام حسین علیه السّلام به کربلا

بنابر مشهور در این روز در سال 61 ه’ آقا و مولایمان حضرت اباعبداللَّه الحسین سیّد الشّهداء علیه السّلام با اهل بیت و اصحابشان وارد کربلای معلی شدند.

(ارشاد: ج 2، ص 84. قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص 24. الوقایع و الحوادث: ج 2ص 89. مناقب ابن شهر آشوب: ج 4، ص 105. جلاء العیون: ص 379. معالی السبطین: ج 1ص 285).

در آنجا اسب حضرت حرکت نکرد. امام علیه السّلام پرسیدند: نام این زمین چیست؟ گفتند: «غاضریه».

نام دیگرش را پرسیدندگفتند: «شاطی الفرات». فرمودند: اسم دیگری هم دارد؟ گفتند: «کربلا» هم می گویند. در این هنگام حضرت آهی از دل کشیدند و گریه شدیدی نمودند و فرمودند: «اللهم انی اعوذ بک من الکرب و البلاء. به خدا قسم زمین کربلا همین است. بخدا اینجا مردان ما را می کشند! بخدا قسم اینجا زنان و کودکان ما را به اسیری می برند! بخدا قسم اینجا پرده حرمت ما دریده می شود. ای جوانمردان، فرود آئید که محل قبرهای ما اینجاست». (از مدینه تا مدینه: ص 326. فیض العلام: ص 142)

3محرم

1 - نامه امام حسین علیه السّلام برای اهل کوفه

در این روز امام حسین علیه السّلام برای بزرگان کوفه نامه ای نوشتند و آن را به قیس بن مسهّر صیداوی دادند که به کوفه برساند. مأمورین در بین راه قیس را گرفتند، و پس از آنکه او بر ضد یزید و ابن زیاد سخن گفت، او را به شهادت رساندند.

(قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص 41)

2 - ورود عمر بن سعد به کربلا

در این روز عمر بن سعد با شش هزار یا نه هزار سوار برای قتل پسر پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله وارد کربلا شد و در مقابل آن حضرت لشکرگاه ساخت و خیمه برافراخت. ورود ابن سعد به کربلا در روز چهارم هم نقل شده است.

(قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص 40. از مدینه تا مدینه: ص 343. معالی السبطین: ج 1، ص 301. فیض العلام: ص 143)

4محرم

1 - فتوای شریح قاضی به قتل امام حسین علیه السّلام

در این روز از سال 61 ه’ ابن زیاد با استناد به فتوائی که از شریح قاضی گرفته بود، در مسجد کوفه خطبه خواند و مردم را به کشتن امام حسین علیه السّلام تحریص کرد.

(الوقایع و الحوادث: ج 2، ص 124)

6محرم

1 - یاری طلبیدن حبیب بن مظاهر از بنی اسد

در شب ششم جناب حبیب بن مظاهر اسدی با اذن امام حسین علیه السّلام برای آوردن یاور و کمک، به قبیله بنی اسد رفت. اسدیان پذیرفتند و حرکت کردند، ولی جاسوسان به عمر سعد خبر دادند و او عده ای را فرستاد تا مانع آنها شوند. لذا درگیری رخ داد که در این میان جمعی از بنی اسد شهید و زخمی و بقیه ناگزیر به فرار شدند و حبیب به خدمت حضرت آمد و جریان را عرض کرد.

(الوقایع و الحوادث: ج 2، ص 149. از مدینه تا مدینه: ص 368 - 370)

2 - اولین محاصره فرات در کربلا

به نقلی در این روز عمر سعد، شبث بن ربعی خبیث را همراه سه هزار مرد سفاک با کوبیدن طبل و دهل کنار فرات فرستاد که اطراف آن را به محاصره در آوردند.

(از مدینه تا مدینه: ص 360)

3 - تراکم لشکر یزید در کربلا

در این روز لشکر زیادی برای جنگ با حضرت اباعبداللَّه علیه السّلام جمع شدند.

(الوقایع و الحوادث: ج 2، ص 153)

7محرم

1 - ملاقات امام حسین علیه السّلام با ابن سعد

در شب هفتم امام حسین علیه السّلام با عمر سعد ملعون ملاقات و گفتگو کردند. خولی بن یزید اصبحی چون عداوت شدیدی با امام علیه السّلام داشت ماجرا را به ابن زیاد گزارش داد و آن ملعون نامه ای برای عمر سعد نوشت و او را از این ملاقاتها بر حذر داشت و دستور منع آب را صادر کرد.

(قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص 63. معالی السبطین: ج 1، ص 315)

2 - منع آب از امام حسین علیه السّلام

در این روز آب را بر اهل بیت سیّد الشّهداء علیه السّلام بستند، چه اینکه نامه ابن زیاد بدین مضمون رسید که نگذارید حتّی یک قطره آب هم به آنها برسد. عمروبن حجاج زبیدی با چهار هزار تیرانداز مأمور منع آب فرات شدند که به هیچ وجه آبی به خیمه گاه پسر پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله برده نشود.

(الوقایع و الحوادث: ج 2، ص 153. فیض العلام: ص 146)

8 محرم

1 - قحط آب در خیمه های حسینی

در این روز آب در خیمه های سیّد الشّهداء علیه السّلام نایاب شد.

(قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص 81. الوقایع و الحوادث: ج 2، ص 154)

9 محرم

1 - محاصره خیمه ها در کربلا

امام صادق علیه السّلام فرمودند: تاسوعا روزی بود که حسین علیه السّلام و اصحابش را در کربلا محاصره کردند و سپاه شام بر قتال آن حضرت اجتماع نمودند و پسر مرجانه و عمر سعد به خاطر کثرت سپاه و لشکری که برای آنها جمع شده بود خوشحال شدند، و آن حضرت و اصحابش را ضعیف شمردند و یقین کردند که یاوری از برای او نخواهد آمد و اهل عراق حضرتش را مدد نخواهند نمود.

(کافی: ج 4، ص 147)

2 - آمدن امان نامه برای فرزندان امّ البنین علیه السّلام

در این روز شمر ملعون برای حضرت عبّاس علیه السّلام و برادرانش امان نامه آورد.

(اعلام الوری: ج 1، ص 455. فیض العلام: ص 146. بحار الانوار: ج 44، ص 361) آن لعین خود را نزدیک خیام با جلالت حضرت اباعبداللَّه علیه السّلام رسانید و بانگ برآورد: «أین بنو اختنا»: «پسران خواهر ما کجایند»؟ ولی آن بزرگواران جواب ندادند. امام حسین علیه السّلام فرمود: جواب او را بدهید اگرچه فاسق است.

حضرت عبّاس علیه السّلام در جواب فرمودند: چه می گوئی؟ شمر گفت: من از جانب امیر برای شما امان نامه آورده ام. شما خود را به خاطر حسین علیه السّلام به کشتن ندهید.

حضرت عبّاس علیه السّلام با صدای بلند فرمود: «لعنت خدا بر تو و بر امیر تو (و بر امان تو) بد. ما را امان می دهید در حالیکه پسر رسول خدا را امان نباشد»؟!

(از مدینه تا مدینه: ص 381 -382)

3 - درخواست تأخیر جنگ از سوی امام حسین علیه السّلام

در عصر تاسوعا امام علیه السّلام برای به تعویق انداختن جنگ یک شب دیگر مهلت گرفتند.

(اعلام الوری: ج 1، ص 455. فیض العلام: ص 146. بحار الانوار: ج 44، ص 392)

چون عمر سعد لشکر را آماده جنگ با امام علیه السّلام نمود و معلوم شد که قصد جنگ دارند، حضرت به برادرش عبّاس علیه السّلام فرمود تا یک شب دیگر مهلت بگیرد. آنها در ابتدا قبول نکردند، ولی بعد قبول نمودند که شبی را صبر کنند.

(مناقب ابن شهر آشوب: ج 4، ص 107)

4 - آمدن لشکر تازه نفس به کربلا

در این روز لشکر مجهزی به دستور ابن زیاد از کوفه وارد کربلا شد، و شمر نامه ابن زیاد را آورد.

(اعلام الوری: ج 1، ص 455. فیض العلام: ص 146)

5 - خطابه امام حسین علیه السّلام برای اصحابش

در عصر این روز امام حسین علیه السّلام در جمع یاران خطبه ای قرائت فرمودند، و اصحاب اعلام وفاداری نمودند.

(مناقب ابن شهر آشوب: ج 4، ص 107)

شب عاشورا

1 - سخنان امام علیه السّلام با اهل بیت و اصحابش

در این شب امام حسین علیه السّلام اصحاب و اهل بیت خود را جمع نمودند و کلماتی را به آنان فرمودند. خلاصه کلمات حضرت این بود که من بیعت خود را از شما برداشتم و شما را به اختیار خود گذاشتم تا به هرجا که می خواهید کوچ کنید. پس از فرمایشات حضرت اهل بیت علیهم السّلام و اصحاب کلماتی در وفاداری و جان نثاری خود نسبت به آن حضرت ابراز داشتند.

(فیض العلام: ص 147. وسیله الدارین: ص 298 - 299)

2 - سخنان زینب کبری علیه السّلام با امام حسین علیه السّلام

در این شب بود که زینب کبری سلام اللَّه علیها اشعار «یا دهر اف لک من خلیل. . . » را از زبان برادرش امام حسین علیه السّلام شنیدو هنگامی که متوجه شد فردا روز شهادت حضرت است فرمود: «ای کاش مرگ مرا نابود ساخته بود و این روز را ندیده بودم». سپس سیلی به صورت زد و بیهوش شد. امام علیه السّلام خواهر عزیز و مکرمه خود را به هوش آوردند و مطالبی فرمودند.

(فیض العلام: ص 149. وسیله الدارین: ص 302 -303)

10 محرم

1 - شهادت امام حسین علیه السّلام:

در این روز در سال 61 ه’ که روز شنبه یا دوشنبه بوده، آقا و مولایمان حضرت اباعبداللَّه الحسین علیه السّلام در سن 58 سالگی (و یا 56 و یا 57 سالگی) بعد از نماز ظهر، مظلومانه و با حالت تشنگی و گرسنگی در زمین کربلا به شهادت رسیدند.

(ارشاد: ج 2، ص 133. اعلام الوری: ج 1، ص 420. کشف الغمه: ج 2، ص 40. توضیح المقاصد: ص 3. مسار الشیعه: ص 25. کافی: ج 2، ص 484. تهذیب شیخ طوسی: ج 6، ص 42. زاد المعاد: ص 306. معالی السبطین: ج 2، ص 5. مصباح کفعمی: ج 2، ص 594. مصباح المتهجد: ص 712. مقاتل الطالبین: ص 78). این روز، روز باریدن خون از آسمان است، و روزی است که شهادت اهل بیت و اصحاب امام حسین علیه السّلام در آن به وقوع پیوسته است. (زاد المعاد: ص 307 306).

چهار هزار ملک در این روز به زمین کربلا برای نصرت آن حضرت آمدند، و چون اجازه نیافتند تا ظهور حضرت مهدی علیه

السّلام گریه کنان نزد قبر آن حضرت ماندگارند. در این روز ترک خوردن و آشامیدن بخصوص از غذاهای لذیذ مناسب است.

(توضیح المقاصد: ص 3. مسار الشیعه: ص 25)

2 - شهادت حبیب بن مظاهر اسدی کوفی.

3 - شهادت مسلم بن عوسجه.

4 - شهادت حر بن یزید ریاحی.

5 - شهادت جون مولی ابی ذر الغفاری.

6 - شهادت همسر وهب، به دست رستم غلام شمر.

(منتخب التواریخ: ص 288)

7 - شهادت شبیه ترین مردم به رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله، علی اکبر علیه السّلام فرزند بزرگ سیّد الشّهداء علیه السّلام عموی والامقام حضرت صاحب الامر علیه السّلام.

8 - شهادت قاسم بن الحسن علیه السّلام.

9 - شهادت عبداللَّه بن الحسن علیه السّلام.

10 - شهادت قمر منیر بنی هاشم حضرت عباس بن علی بن ابی طالب علیه السّلام.

11. شهادت مولانا الرضیع باب الحوائج علی اصغر علیه السّلام.

12 - آمدن ذوالجناح با یال و کاکل خونین به سوی خیمه فاطمیات برای آوردن خبر شهادت آن حضرت.

13 - ماتم و ناله و گریه پردگیان حرم بر سیّد الشّهداء علیه السّلام و اولاد و بستگان و اصحاب آن حضرت.

14 - غارت اموال از خیام امام حسین علیه السّلام.

15 - فرار فاطمیات و علویات در بیابانها بعد از شهادت آقا و سرورشان اباعبداللَّه علیه السّلام.

16 - غارت کردن لباس و زره و. . . از بدن مطهر شهدای کربلا.

17 - جدا شدن سرهای مطهر امام حسین علیه السّلام و اهل بیت و اصحاب آن حضرت.

18 - به آتش کشیدن خیمه های آل اللَّه، فرزندان رسول خدا و علی

مرتضی و فاطمه زهراء علیهم السّلام.

19 - شهادت دختران کوچک در کنار خیمه ها.

20 - گریه و ماتم بر سیّد الشّهداء علیه السّلام و عزای زمین و زمان، عرش و آسمان، جن و انس و ملک و وحوش بر آن حضرت.

در این روز ملکی ندا کرد: ای امت ظالمی که عترت پیامبر خود را کشتید، خداوند شما را موفق به درک عید فطر و قربان نفرماید.

(بحار الانوار: ج 45، ص 218. وسائل الشیعه: ج 4، ص 213)

21 - رأس مطهر امام حسین علیه السّلام در کوفه:

عصر عاشورا رأس مطهر و نورانی امام حسین علیه السّلام را توسط خولی بن یزید اصبحی ملعون و حمید بن مسلم ازدی به کوفه فرستادند.

(اعلام الوری: ج 1، ص 470. منتهی الامال: ج 1، ص 401. فیض العلام: ص 155)

22 - خونین شدن ریشه هر گیاهی که از زمین می کشیدند، از مصیبت عظمای آن روز.

23 - قتل ابن زیاد:

ابن زیاد در روز عاشورای سال 67 ه’ به فرمان مختار به جزای ظاهری اعمالش رسید و کشته شد.

(تتمه المنتهی: ص 90. قلائد النحور: ج ذی الحجه، ص 424. استیعاب: ج 1، ص 396. البدایه و النهایه: ج 8 ، ص 310)

حصین بن نمیر و جمعی از قتله امام حسین علیه السّلام نیز همراه ابن زیاد به قتل رسیدند.

(مستدرک سفینه البحار: ج 5، ص 215).

ابن زیاد ملعون به دست ابراهیم پسر مالک اشتر نخعی کشته شد، و سر نحسش را برای مختار فرستادند. مختار هم سر او را برای امام زین العابدین علیه السّلام فرستاد. هنگام وارد کردن سر ابن زیاد

حضرت مشغول غذا خوردن بودند. لذا سجده شکر به جای آورده فرمودند: «روزی که ما را بر ابن زیاد وارد کردند غذا می خورد. من از خدا خواستم که از دنیا نروم تا سر او را در مجلس غذای خود مشاهده کنم، همچنان که سر پدر بزرگوارم مقابل او بود و غذا می خورد. خداوند به مختار جزای خیر دهد که خونخواهی ما را نمود». سپس حضرت به اصحاب خود فرمود: همه شکر کنید.

24 - قیام حضرت مهدی علیه السّلام:

به روایتی حضرت بقیه اللَّه الاعظم حجه بن الحسن العسکری ارواحنا له الفداه در این روز قیام خواهند کرد.

(اعلام الوری: ج 2، ص 286. بحار الانوار: ج 95، ص 190)

25 - وفات امّ سلمه:

در این روز در سال 63 62 ه’ امّ سلمه همسر پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله از دنیا رحلت فرمود.

(مستدرک سفینه البحار: ج 5، ص 215). نام او هند، پدرش ابی امیّه، مادرش عاتکه دختر عبدالمطلب بود. شوهر اول او پسر خاله اش ابوسلمه بن عبدالاسد بن مغیره بود. چون به شرف اسلام مشرف شد با همسرش امّ سلمه به حبشه مهاجرت کردند. پس از بازگشت از حبشه بر اثر زخمی که در جنگ احد بر او وارد شده بود، بعد از مدتی شهید شد.

سلمه، عمر، زینب و درّه، فرزندان او بودند، و عمر در جمیع جنگهای امیر المؤمنین علیه السّلام شرکت کرد ومدتی از طرف آن حضرت والی بحرین بود.

بعد از اینکه عدّه امّ سلمه در وفات شوهرش سر آمد، ابوبکر و عمر جداگانه به خواستگاری او رفتند، ولی امّ سلمه اجابت نکرد. در سال چهارم ه’ پیامبر

صلّی اللَّه علیه و آله از او خواستگاری کرد و امّ سلمه قبول کرد، و به فرزند خود عمر بن ابی سلمه گفت: عقد را جاری کن.

عایشه وقتی دید پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله امّ سلمه را به عقد خویش در آورده بسیار ناراحت شد، چه اینکه امّ سلمه در جمال کم نظیر بود. عایشه به حفصه گفت: امّ سلمه چقدر زیباست! او باور نکرد تا اینکه امّ سلمه را دید. از هین جهت حسادت این دو با امّ سلمه بسیار زیاد بود.

امّ سلمه فضائلی دارد که او را از دیگر همسران پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله به جز خدیجه کبری سلام اللَّه علیهاممتاز کرده است:

1 بارها امّ سلمه عایشه را نصیحت می کرد در پیروی از علی بن ابی طالب علیه السّلام، ولی او نمی پذیرفت. فضائل و مناقب آن حضرت را برای عایشه می گفت ولی او قبول نمی کرد، تا اینکه پسرش عمر بن ابی سلمه را با نانه ای خدمت امیر المؤمنین علیه السّلام فرستاد و در آن خبر داد که عایشه به سوی بصره حرکت کرده است. . . .

2 امّ سلمه شهادت داد که عایشه دشمن امیر المؤمنین علیه السّلام است.

3 امّ سلمه شنید که یکی از آزاد شده هایش امیر المؤمنین علیه السّلام را ناسزا گفته است. آن شخص را فرا خواند و آنقدر از فضائل و مناقب علی علیه السّلام که از پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله شنیده بود برای آن شخص بازگو کرد، تا او توبه کند.

4 امّ سلمه حدیث «نحن معاشر الانبیاء لانورّث. . . » را که ابوبکر آن را

به دروغ به رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله نسبت داد تکذیب کرد.

5 هنگامی که امیر المؤمنین علیه السّلام برای جنگ جمل حرکت کردند، امّ سلمه پسرش عمر بن ابی سلمه را برای یاری آن حضرت فرستاد، و به آن حضرت پیغام داد: «اگر پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله همسرانش را به ملازمت خانه ها امر نفرموده بود می آمدم و در نصرت و یاری شما کوتاهی نمی کردم».

6 بعد از رحلت خدیجه کبری سلام اللَّه علیها مراقبت حضرت زهراء سلام اللَّه علیها با فاطمه بنت اسد سلام اللَّه علیها بود. بعد از رحلت فاطمه بنت اسد این مهم از طرف پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله به امّ سلمه سپرده شد، و عایشه از این ماجرا بسیار خشمناک بود. امّ سلمه می گفت: «مردم گمان می کنند من آموزگار فاطمه سلام اللَّه علیها هستم! بخدا قسم که آن حضرت آموزگار من است».

7 روزی پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله پوست گوسفندی را طلبیدند و مطالبی را فرمودند و امیر المؤمنین علیه السّلام نوشتند. بعد آن پوست را به امّ سلمه دادند و فرمودند: «هرکس بعد از من فلان و فلان نشانه را به تو داد، این پوست را به او تسلیم کن». آن سه نفر آن نشانه ها را نداشتند، و امّ سلمه آن پوست را در خلافت ظاهری امیر المؤمنین علیه السّلام به آن حضرت که همه نشانه ها را دارا بود تسلیم نمود.

8 هنگام حرکت امام حسین علیه السّلام از مدینه به مکه امّ سلمه آمد و خبر شهادت آن حضرت را که از پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله شنیده بود با اندوهی

فراوان بازگو کرد. امام حسین علیه السّلام محل شهادت و موضع دفن خود و اصحابشان و. . . را به معجزه نشان دادند. سپس مقداری از خاک آن بقعه طیّبه را به امّ سلمه دادند و در نزد آن حضرت بود تا روز عاشورا که امّ سلمه پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله را با حالتی گردآلود و ژولیده مو در خواب دید، و عرض کرد: یا رسول اللَّه، این چه حالت است که در شما می نگرم؟ فرمودند: «ای امّ سلمه، حسین مرا کشتند و دیشب برای او و اصحاب او قبر می کندم».

وقتی از خواب بیدار شد خاکی که پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله و امام حسین علیه السّلام به او داده بودند به خون تازه تبدیل شده است.

(ریاحین الشریعه: ج 2، ص 305 283)

شب یازدهم محرم

1 - شام غریبان کربلا

نخستین شب عزا و سوگ خاندان پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله پس از شهادت سیّد الشّهداء علیه السّلام است. شبی تیره تر از سیاهی! شبی جانسوز که در آن تلخترین لحظات بر خاندان امام حسین علیه السّلام گذشت.

آیا می شود رنج و سوز و مصیبت بازماندگان حضرت را در آن شب بیان کرد و یا حتّی تصّور نمود؟ آیا کسی درک می کند که دیدگان خونفشان عمه امام زمان علیه السّلام و اهل بیت چقدر و چگونه بر آن حضرت گریستند؟ آیا می تواند تصویر کند که آه و ناله سوزناک آن عزیزان چگونه بوده است؟

با چه زبانی و با چه لفظی می توان دلهای شکسته، قلبهای جریحه دار، ناله و نوای بلبلان بال و پر سوخته گلستان نبوی و علوی، و سوز دل یتیمان و بانوان حسینی را بیان

کرد؟

شام غریبان است! کودکان یتیم که دیشب پدر داشتند، و بانوان بی سرپرست که دیشب سرپرست و کاشانه داشتند، امشب با آشیانه سوخته و دلهای داغدار، بدون سرورشان حضرت اباعبداللَّه چه می کنند؟

تفاوت بین این دو شب چقدر است: شب عاشورا و شب یازدهم؟ دیشب چه سالاری داشتند؟ دیشب چه کسی از خیمه ها محافظت می کرد؟ دیشب چه کسانی در خیمه ها بودند؟ امروز اما بدن مبارکشان بدون سر روی زمین است!آن شب چه کسی سرپرستی علویات و فاطمیات را بر عهده داشت؟ زینب کبری سلام اللَّه علیها آن شب چه حالی داشت؟ از یک سو مراقبت از حجّت خدا زین العابدین علیه السّلام و همسران و یتیمان برادر، و از سوی دیگر به دنبال دخنران گمشده !! همه اینها در سرزمینی که بدن برادرش و عزیزانش با آن وضع روی زمین افتاده باشند !

آه چه شبی بود آن شب و چه حالی داشت دختر امیر المؤمنین علیه السّلام. «سلام علی قلب زینب الصبور و لسانهاالشّکور».

(از زیارت حضرت زینب علیها السّلام)

2 - سر امام حسین علیه السّلام در تنور خولی

شب یازدهم شبی است که سر مطهر امام حسین علیه السّلام در تنور منزل خولی بود در حالیکه نورانیّت آن سر فضا را روشن نموده بود .

(فیض العلام: ص 155 - 156)

11محرم

1 - حرکت کاروان اسرا از کربلا

عمر سعد ملعون روز یازدهم تا وقت ظهر در کربلا ماند، و بر کشتگان سپاه خود نماز گذارد و آنان را به خاک سپرد. وقتی روز از نیمه گذشت فرمان داد تا دختران پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله را بر شتران بی جهاز سوار کردند و سیّد سجّاد علیه السّلام را نیز با غل جامعه بر شتر سوار کردند. هنگامی که آنان را از قتلگاه عبور دادند و نظر بانوان بر جسم مبارک امام حسین علیه السّلام افتاد، لطمه ها بر صورت زدند و صدا به صیحه و ندبه برداشتند.

(قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص 184. فیض العلام: ص 156. معالی السبطین: ج 2، ص 90)

2 - تشکیل مجلس ابن زیاد

روز یازدهم عمر سعد به کوفه آمد. ابن زیاد اذن عمومی داد تا مردم در مجلس حاضر شوند. سپس رأس مطهر امام حسین علیه السّلام را نزد او گذاشتند و او نگاه می کرد و تبسّم می نمود و با چوبی که در دست داشت جسارت می نمود.

(اعلام الوری: ج 1، ص 471)

3 - حرکت اهل بیت امام حسین علیه السّلام به سوی کوفه

عصر روز یازدهم اهل بیت علیهم السّلام را با حالت اسارت به کوفه بردند.

(اعلام الوری: ج 1، ص 471)

نزدیک غروب حرکت کردند و شبانه به کوفه رسیدند. لذا آن بزرگواران داغدار و مصیبت زده را تا صبح پشت دروازه های کوفه نگه داشتند. هنگام صبح عمر سعد ملعون از کوفه خارج شد، و بسان فرماندهی که از فتوحات خویش خوشحال است همراه اسرائ وارد کوفه شد.

(قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص 204)

12محرم

1 - دفن شهدای کربلا

روز دفن بدنهای مطهر سیّد الشّهداء علیه السّلام و اهل بیت و اصحاب آن حضرت، توسّط امام سجّاد علیه السّلام به یاری جمعی از بنی اسد است.

(اعلام الوری: ج 1، ص 470. الوقایع و الحوادث: ج محرم، ص 61. وقایع الایّام: تتمه محرم، ص 132)

2 - ورود اهل بیت علیه السّلام به کوفه

روز دوازدهم روز ورود اهل بیت علیهم السّلام با حالت اسارت به کوفه است.

(قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص 204. الوقایع و الحوادث: ج محرم، ص 25)

در این روز ابن زیاد فرمان داد که احدی حق ندارد با اسلحه از خانه بیرون آید، و ده هزار سوار و پیاده بر تمام کوچه ها و بازارها موکل گردانید، که احدی از شیعیان امیرالمؤمنین علیه السّلام حرکتی نکند. سپس فرمان داد سرهایی را که در کوفه بود برگردانند و در پیش روی اهل بیت علیه السّلام حرکت دهند، و با هم وارد شهر کرده در کوی و بازار بگردانند.

مردم با دیدن حالت زار ذریه ی پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله و سرهای بر نیزه و بانوان و مخدرات در هودجهای بدون پوشش، صدا به گریه بلند نمودند. زینب کبری، ام کلثوم، فاطمه بنت الحسین و امام زینالعابدین علیه السّلام به ترتیب با جگرهای سوزان و قلوب دردناک ایراد خطبه نمودند، که عده ای از لشکر با دیدن این اوضاع از کرده خود پشیمان شدند، اما هنگامی که خیلی دیر شده بود!!

(قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص 205)

3 - روز شهادت حضرت سجّاد علیه السّلام

شهادت امام زین العابدین علیه السّلام بنابرقولی در این روز در سال 94 ه’ در سن 57 سالگی واقع شده است

(توضیح المقاصد: ص 3)

و قول دیگر 25 محرم است که خواهد آمد.

13محرم

1 - اسرای اهل بیت علیه السّلام در مجلس ابن زیاد

پس از آنکه اسرا و سرهای مقدس شهدا را در کوفه گردانیدند، ابن زیاد در کاخ خود نشست و دستور داد سر مطهر امام حسین علیه السّلام را در برابرش گذاشتند. آنگاه زنان و کودکان آن حضرت را به همراه امام سجّاد علیه السّلام در حالیکه به طناب بسته بودند وارد مجلس نموده، در برابر تخت آن ملعون ایستاده نگه داشتند. در این حال درباریان آن ملعون به تماشا ایستاده بودند. (الوقایع و الحوادث: ج 4، ص 63. وقایع الایّام: تتمه محرم، ص 256)

2 - اسرای اهل بیت علیه السّلام در زندان کوفه

پس از مجلس شوم ابن زیاد، اهل بیت علیهم السّلام را با غل و زنجیر وارد زندان کوفه نمودند. (الوقایع و الحوادث: ج محرم ص 94. وقایع الایّام: تتمه محرم، ص 263)

3 - خبر شهادت امام حسین علیه السّلام در مدینه و شام

ابن زیاد به مدینه و شام نامه نوشت و خبر شهادت امام حسین علیه السّلام را منتشر ساخت. (الوقایع و الحوادث: ج محرم، ص 96. وقایع الایّام: تتمه محرم، ص 263)

4 - شهادت عبداللَّه بن عفیف

عبداللَّه بن عفیف ازدی بزرگواری از اصحاب امیر المؤمنین علیه السّلام بود و در جنگهای جمل و صفین دو چشم خویش را از دست داده بود. لذا مشغول عبادت بود.

او هنگامی که شنید پسر زیاد ملعون به امیر المؤمنین و امام حسین علیه السّلام نسبت کذب می دهد، از میان جمعیت برخاست و گفت: ساکت باش ای پسر مرجانه، دروغگو توئی و پدر تو که به تو این مقام را داد. ای دشمن خدا! فرزندان پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله را می کشی و در منابر مؤمنین اینچنین سخن می گوئی؟ مأموران خواستند متعرض او شوند که با کمک قبیله اش به خانه رفت، ولی بعد آمدند و خانه او را محاصره کردند. پس از رشادتهای او و دخترش دستگیر شد و همانطور که از خدا خواسته بود به دست بدترین خلق یعنی ابن زیاد به شهادت رسید. (الوقایع و الحوادث: ج 4، ص 80، 87 - 88)

15محرم

1 - فرستادن سرهای مطهر شهدا به سوی شام

بنابر بعضی اقوال، در این روز سرهای مطهر اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السّلام را به سوی شام حرکت دادند. (وقایع الایّام: تتمه محرم، ص 281) البته بعداً اهل بیت علیهم السّلام سرهای مطهر را به بدنها ملحق کردند.

19محرم

1 - حرکت کاروان کربلا به سوی شام:

در این روز اهل بیت سیّد الشّهداء علیه السّلام را از کوفه به سوی شام حرکت دادند. (الوقایع و الحوادث: ج 4، ص 114) زنهای غیر هاشمیه از انصار امام حسین علیه السّلام که در کربلا اسیر شدند با شفاعت اقوام و قبایلشان نزد ابن زیاد از قید اسیری خلاص شدند، و فقط زنهای هاشمیات برای اسارت به شام برده شدند.

(ابصار العین فی انصار الحسین علیه السّلام: ص 133)

20محرم

1 - دفن بدن جون در کربلا

بعد از ده روز از واقعه عاشورا جمعی از بنی اسد بدن شریف جون غلام ابی ذر غفاری را پیدا کردند در حالی که صورتش نورانی و بدنش معطر بود و سپس او را دفن کردند. (منتخب التواریخ: ص 311)

جون کسی بود که امیر المؤمنین علیه السّلام او را به 150 دینار خرید و به ابوذر بخشید. هنگامی که ابوذر را به ربذه تبعید کردند این غلام برای کمک به او به ربذه رفت و بعد از رحلت جناب ابوذر به مدینه مراجعت کرد و در خدمت امیر المؤمنین علیه السّلام بود تا بعد از شهادت آن حضرت به خدمت امام مجتبی علیه السّلام و سپس به خدمت امام حسین علیه السّلام رسید و همراه آن حضرت از مدینه به مکه و از مکه به کربلا آمد.

هنگامی که جنگ در روز عاشورا شدّت گرفت او خدمت امام حسین علیه السّلام آمد و برای میدان رفتن و دفاع از حریم ولایت و امامت اجازه خواست. حضرت فرمودند: در این سفر به امید عافیت و سلامتی همراه ما بودی! اکنون خویشتن را به خاطر ما مبتلا مساز .

جون خود را بر قدمهای مبارک امام حسین علیه

السّلام انداخت و بوسید و گفت: ای پسر رسول خدا، هنگامی که شما در راحتی و آسایش بودید من کاسه لیس شما بودم، و حال که به بلا گرفتار هستید شما را رها کنم؟

جون با خود فکر کرد: من کجا و این خاندان کجا؟ لذا عرضه داشت: آقای من، بوی من بد است و شرافت خانوادگی هم ندارم و نیز رنگ من سیاه است. یا اباعبداللَّه، لطف فرموده مرا بهشتی نمائید تا بویم خوش گردد و شرافت خانوادگی به دست آورم و روسفید شوم. نه آقای من، از شما جدا نمی شوم تا خون سیاه من با خون شما خانواده مخلوط گردد. جون می گفت و گریه می کرد به حدّی که امام حسین علیه السّلام گریستند و اجازه دادند.

با آنکه جون پیرمردی 90 ساله بود، ولی بچه ها در حرم با او انس فراوانی داشتند. او به کنار خیمه ها برای خداحافظی و طلب حلالیّت آمد، که صدای گریه اطفال بلند شد و اطراف او را گرفتند. هریک را به زبانی ساکت کرد و به خیمه ها فرستاد و مانند شیری غضبناک روی به آن قوم ناپاک کرد. او جنگ نمایانی کرد، تا آنکه اطراف او را گرفتند و زخمهای فراوانی به او وارد کردند. هنگامی که روی زمین افتاد، امام حسین علیه السّلام سر او را به دامن گرفت و بلند بلند گریست، و دست مبارک بر سر و صورت جون کشید و فرمود: «اللهم بیّض وجهه و طیّب ریحه و احشره مع محمد و آل محمد علیهم السّلام: بار الها رویش را سفید و بویش را خوش فرما و با خاندان عصمت علیهم السّلام محشورش نما.

از برکت

دعای حضرت روی غلام مانند ماه تمام درخشیدن گرفت و بوی عطر از وی به مشام رسید. چنانکه وقتی بدن او را بعد از ده روز پیدا کردند صورتش منّور و بویش معطر بود.

(وسیله الدارین فی انصار الحسین علیه السّلام: ص 115)

 

 

^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

 

تقویم شیعه

 

مشخصات کتاب

سرشناسه :نیشابوری، عبدالحسین، 1342 -

عنوان و نام پدیدآور :تقویم شیعه / عبد الحسین نیشابوری .

مشخصات نشر :قم : موسسه احیاء التراث الشیعی، 1384.

مشخصات ظاهری: 670ص. ؛ 12×17 س م.

شابک : 50000 ریال 978-964-397-505-0 : ؛ 50000 ریال (چاپ دوم)

وضعیت فهرست نویسی : فاپا

یادداشت : کتاب حاضر در سالهای مختلف توسط ناشرین مختلف منتشر شده است.

یادداشت : چاپ دوم: بهار 1389.

یادداشت: کتابنامه به صورت زیرنویس.

موضوع: حسین بن علی (ع)، امام سوم، 4 - 61ق.

موضوع :گاه شماری اسلامی

موضوع :شیعه -- تاریخ -- سالشمار

موضوع :واقعه کربلا، 61ق.

موضوع: ماه های قمری

رده بندی کنگره : BP14/ت7 1384

رده بندی دیویی : 297/912

شماره کتابشناسی ملی : 1040365

 

اهداء

به چهارده معصوم پاک علیهم السّلام

که دوازده ماه سال را بر گرد نور وجودشان در طوافیم، و خورشید و ماه و ستاره ما آنانند، و لحظه ها و ساعات و روزها و هفته ها و ماه ها و سالهای خود را، به یاد آن ستارگان تابناک وجود سپری می کنیم، در سرور آنان شادیم، و در حزن آنان اندوهناک، و این چنین حرمت ماه های الهی را به نمایش می گذاریم. 

 

 

[ پنجشنبه ۱۳۹۵/۰۷/۱۵ ] [ 23:18 ] [ مسافر🍃 ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

🌟بسم الله الرحمن الرحیم🌟
💚اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم💚

ذکر تعجیل فرج،رمزنجات بشر است ما بر آنیم که این ذکر جهانی بشود
""اللهم عجل لولیک الفرج""


🍃🌸باد صبا بیار نسیمی ز کوی دوست
کاین بوی دوست عالمی آباد میکند🌸🍃
موضوعات وب
امکانات وب


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب