
امام رضا (ع) هشتمین امام شیعیان است
امام رضا (ع) هشتمین امام شیعیان از سلاله پاک رسول خدا (ص) و هشتمین جانشین پیامبر مکرم اسلام (ص) است. بنابر نظر مشهور مورّخان وی در یازدهم ذی قعده سال ۱۴۸ هـ. ق، در مدینه منوّره متولد شد. نام مبارکش، علی، کنیه آن حضرت، ابوالحسن و دارای القاب متعددی از جمله؛ رضا، صادق، صابر، فاضل، قرة اعین المؤمنین و... هستند، اما مشهورترین لقب ایشان، «رضا» به معنای «خشنودی» است.
پدر بزرگوار امام رضا، امام موسی کاظم (ع) پیشوای هفتم شیعیان بودند که در سال ۱۸۳ ﻫ.ق، به دست هارون عباسی به شهادت رسیدند، و مادر گرامیشان نجمه (تکتم) نام داشت.
امام رضا (ع) در مدینه، پس از شهادت پدر، امامت بر مردم را بر عهده گرفت، و به رسیدگى امور پرداخت، شاگردان پدر را به دور خودش جمع کرد و به تدریس و تکمیل حوزه علمیه جدش امام صادق (ع) مشغول شد و در این راستا گام هاى بزرگ و استوارى برداشت.
مدت امامت حضرت رضا(ع)، حدود ۲۰ سال طول کشید، که ۱۷ سال آن در مدینه و سه سال آخر آن در خراسان گذشت.
در مورد تعداد فرزندان آن حضرت اختلاف وجود دارد، برخی امام جواد(ع) را تنها فرزند ایشان دانسته و گروهی نیز فرزندان دیگری را برای حضرتشان برمیشمارند.
امام رضا (ع) پس از هفده سال سکونت در مدینه و تبلیغ دین و ارشاد مردم، با نقشه و حیله مأمون عباسی، راه خراسان را در پیش گرفت. آن حضرت پس از قبول اجباری ولایت عهدی مأمون و گذشت سه سال، در ۵۵ سالگی به دست این خلیفۀ عباسی به شهادت رسید.
تاریخ ولادت امام رضا
امام رضا(ع) هشتمین امام شیعیان، از سلاله پاک رسول خدا(ص) و هشتمین جانشین پیامبر مکرّم اسلام است. بنابر نظر مشهور مورّخان امام رضا(ع)، در یازدهم ذی قعده سال ۱۴۸ هـجری قمری در مدینه منوّره متولّد شد.[1]
نام و القاب امام رضا
نام مبارکشان «علی»، کنیۀ آن حضرت، «ابوالحسن» و دارای القاب متعدّدی از جمله؛ رضا، صابر، فاضل، قرة اعین المؤمنین (نور چشم مؤمنان) و... هستند،[2] اما مشهورترین لقب ایشان، «رضا» به معنای «خشنودی» است.
پدر و مادر امام رضا
پدر بزرگوار امام رضا(ع)، امام موسی کاظم(ع) پیشوای هفتم شیعیان بودند که در سال ۱۸۳ ﻫ.ق. به دست هارون عباسی به شهادت رسیدند.
مادر گرامی امام رضا(ع) نجمه نام داشت.[3] البته نام های دیگری نیز برای مادر گرامیشان ذکر کرده اند.[4]
دوران کودکى و جوانى امام رضا
حضرت رضا(ع)، دوران کودکى و جوانى را تا سال 201 هجری قمری در مدینه طیّبه[5] که مهبط وحى بود در خدمت پدر بزرگوارش سپرى کرد و مستقیماً تحت تعلیم و تربیت امام هفتم(ع) قرار گرفت و علوم و معارف و اخلاق و تربیتى را که امام کاظم(ع) از پدرانش به ارث برده بود، به او آموخت.[6]
گزارشی از حضور ایشان در بغداد هنگام زندانی بودن پدر بزرگوارشان در آن شهر در دسترس نیست.
ازدواج امام رضا
امام رضا(ع) دارای تعدادی کنیز بودند، از جمله کنیزان ایشان، سبیکه مادر امام جواد(ع) است. وی کنیزى بود که به او سبیکه یا دُرّه می گفتند، حضرت رضا او را خیزران نام گذاشتند و این بانو از اهالى نوبه (منطقه ای در آفریقا) است.[7] و همسر دائمی امام رضا(ع) ام حبیبه بود.[8]
فرزندان امام رضا
در تعداد و اسامی فرزندان امام رضا(ع) نقل های مختلفی وجود دارد؛ گروهی آنها را پنج پسر و یک دختر، به نام های محمّد قانع، حسن، جعفر، ابراهیم، حسین و عایشه ذکر کرده اند؛[9] همچنین در نقلی شیخ صدوق در سلسله سند روایتی از فاطمه به عنوان یکی از دختران آن حضرت نام برده است؛[10] امّا شیخ مفید بر این عقیده است، که امام هشتم(ع)، فرزندی جز امام جواد(ع) نداشتند.[11] ابن شهرآشوب[12] و طبرسى،[13] نیز بر همین اعتقادند.
امامت امام رضا
امامت و وصایت حضرت رضا(ع) بارها توسط رسول خدا(ص)، پدر بزرگوار و اجداد طاهرینشان(ع) اعلام شده بود. به ویژه امام کاظم(ع) بارها در حضور مردم، ایشان را به عنوان وصی و امام بعد از خویش معرّفی کرده بودند که به یک نمونه از آنها اشاره می شود:
از محمّد بن اسماعیل بن فضل هاشمىّ چنین روایت شده است که گفت: بر امام موسى کاظم(ع) وارد شدم در حالى که ایشان به شدّت مریض بودند، به حضرت عرض کردم: اگر خداى ناکرده براى شما اتّفاقى بیفتد- و خدا آن روز را نیاورد- به چه کسى رجوع کنیم (امام بعد از شما کیست)؟ فرمود: «به فرزندم علىّ، نوشته او، نوشته من است، و او وصىّ و جانشین من بعد از مرگم خواهد بود».[14]
امام رضا (ع) در مدینه، پس از شهادت پدر، امامت بر مردم را بر عهده گرفت، و به رسیدگى امور پرداخت، شاگردان پدر را به دور خودش جمع کرد و به تدریس و تکمیل حوزه علمیه جدش امام صادق (ع) مشغول شد و در این راستا گام هاى بزرگ و استوارى برداشت.
پس از شهادت امام کاظم(ع) که در سال ۱۸۳ هـ ق رخ داد، آغاز امامت حضرت رضا(ع) شروع شد، و با توجه به این که هارون (پنجمین خلیفه عباسى) در سال ۱۹۳ از دنیا رفت، ده سال از امامت حضرت رضا(ع) معاصر زمان هارون بود.
مدت امامت آن حضرت، حدود ۲۰ سال طول کشید که ۱۷ سال آن در مدینه و سه سال آخر آن در خراسان گذشت.
شهادت امام رضا
امام رضا(ع) پس از هفده سال سکونت در مدینه و تبلیغ دین و ارشاد مردم، با نقشه و حیلۀ مأمون عباسی، راه خراسان را در پیش گرفت. آن حضرت پس از قبول اجباری ولایت عهدی مأمون و گذشت سه سال، در ۵۵ سالگی به دست مأمون خلیفه عباسی به شهادت رسید.
در تعیین سال شهادت امام نقل های مختلفی به ثبت رسیده است. گروهی سال ۲۰۲ هجری قمری را سال شهادت حضرت می دانند[15] و عده ای سال ۲۰۳ هجری قمری را؛ [16] اما مشهور، نظریه دوم است.
در تعیین روز شهادت آن حضرت نیز اتفاق نظر نیست؛ مانند در روز جمعه از ماه رمضان،[17] هفدهم ماه صفر،[18] و آخر ماه صفر.[19]
در میان این نقل ها، نظریه آخر؛ یعنی آخرین روز از ماه صفر، مشهورترین و قابل اعتمادترین نقل است.
بنابراین، مشهورترین و قوی ترین نظریه در تاریخ شهادت آن حضرت، روز جمعه، آخرین روز ماه صفر سال ۲۰۳ هجری قمری است.[20]
فضائل امام رضا
از نگاه بزرگان شیعه، امام رضا(ع) همانند دیگر امامان معصوم(ع)، دارنده تمام کمالات و فضایل اخلاق انسانی در مرتبه اعلی است. به گفتۀ آنان، او آن چنان در قلّه شکوهمند کمال و فضیلت قرار دارد که نه تنها دوستان و پیروانش او را ستوده اند، بلکه دشمنان کینه توز و سرسخت هم به مدح و ستایش او پرداختهاند. درباره اوصاف اخلاقی آن حضرت «ابراهیم بن عباس» می گوید: «هرگز ندیدم که امام رضا(ع) به کسی یک کلمه جفا کند و ندیدم که سخن شخصی را قطع کند و ندیدم که نیازمندی را از درگاه خویش رد کند. او هرگز در حضور افراد تکیه نمیداد و هرگز او را ندیدم که با صدای بلند بخندد، بلکه خنده اش تبسم و لبخند بود. وقتی که کنار سفره می نشست، همه خدمت کاران و غلامان را کنار سفره می نشاند».[21]
خلفای هم عصر امام رضا
امام رضا(ع) در دوران امامت خود با سه تن از حُکّام و خلفای عباسى روبه رو و معاصر بود: هارون الرشید، امین و مأمون.[22]
===================================
[1]. کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق و مصحح: غفارى، على اکبر، آخوندى، محمد، ج 1، ص 486، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق؛ مجلسى، محمد باقر، مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، محقق و مصحح: رسولى محلاتى، هاشم، ج 6، ص 70، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ دوم، 1404ق؛ شیخ مفید، الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، ج 2، ص 247، کنگره شیخ مفید، قم، چاپ اول، 1413ق.
[2]. خصیبى، حسین بن حمدان، الهدایة الکبرى، ص 279، البلاغ، بیروت، 1419ق؛ اربلى، على بن عیسى، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، محقق و مصحح: رسولى محلاتى، هاشم، ج 2، ص 284، بنى هاشمى، تبریز، چاپ اول، 1381ق.
[3]. طبرسى، احمد بن على، الاحتجاج على أهل اللجاج، ج 2، ص 374، نشر مرتضی، مشهد، چاپ اول، 1403ق؛ شیخ مفید، الاختصاص، ص 196، کنگره شیخ مفید، قم، 1413ق.
[4]. امین عاملی، سید محسن، سیره معصومان، ترجمه حجتی کرمانی، علی، ج 6، ص 142، نشر سروش، تهران، 1376ش؛ قرشی، باقر شریف، پژوهشى دقیق در زندگانى امام رضا علیه السلام، ترجمه صالحی، سید محمد، ج 1، ص 40 و 41، اسلامیة، تهران، چاپ اول، 1382ش.
[5]. جعفریان، رسول، حیات فکرى و سیاسى امامان شیعه علیهم السلام، ص 426، انصاریان، قم، چاپ ششم، 1381ش؛
[6]. ر.ک: پژوهشى دقیق در زندگانى امام رضا علیه السلام، ج 1، ص 50.
[7]. طبرسی، فضل بن حسن، إعلام الورى بأعلام الهدى، ج 2، ص 91، نشر آل البیت، قم، 1417ق؛ امین عاملى، سید محسن، أعیان الشیعة، ج 2، ص 32، دار التعارف، بیروت، 1403ق.
[8]. شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا علیه السلام، محقق و مصحح: لاجوردی، مهدی، ج 2، ص 147، نشر جهان، تهران، چاپ اول، 1378ق؛ مازندرانی، ابن شهر آشوب، المناقب، ج 4، ص 367، نشر علامه، قم، 1379ق؛ أعیان الشیعة، ج 2، ص 23؛ شمس الدین محمد بن طولون، الأئمة الاثنا عشر، ص 97، نشر رضی، قم، بی تا؛ المرعشى التستری، القاضی نورالله، إحقاق الحق و إزهاق الباطل، ج 12، ص 386، مکتبة آیة الله المرعشى النجفى، قم، چاپ اول، 1409ق.
[9]. مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ج ۴8، ص 320، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ دوم، 1403ق؛ محدث اربلی، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، ج 2، ص 791، نشر رضی، قم، چاپ اول، 1421ق؛ أعیان الشیعة، ج 2، ص 13؛ و ر.ک: شبراوى، جمال الدین، ص 346 و 347، دار الکتاب، قم، چاپ اول، 1423ق؛ حَمَوى، محمد بن اسحاق، أنیس المؤمنین، ص 203، بنیاد بعثت، تهران، 1363ش؛ حسینى عاملى، سید تاج الدین، التتمة فی تواریخ الأئمة علیهم السلام، ص 123، نشر بعثت، قم، چاپ اول، 1412ق.
[10]. «حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ ... قَالَ حَدَّثَنَا فَاطِمَةُ بِنْتُ عَلِیِّ بْنِ مُوسَى (ع)...»؛ شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا علیه السلام، محقق و مصحح: لاجوردی، مهدی، ج 2، ص 71، نشر جهان، تهران، چاپ اول، 1378 ق.
[11]. الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، ج 2، ص 271: «وَ مَضَى الرِّضَا عَلِیُّ بْنُ مُوسَى (ع) وَ لَمْ یَتْرُکْ وَلَداً نَعْلَمُهُ إِلَّا ابْنَهُ الْإِمَامَ بَعْدَهُ أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ(ع)».
[12]. المناقب، ج 4، ص 367: «وَ وَلَدُهُ مُحَمَّدٌ الْإِمَامُ فَقَط».
[13]. إعلام الورى بأعلام الهدى، ج 2، ص 86: «و کان للرضا علیه السلام من الولد ابنه أبو جعفر محمد بن علیّ الجواد علیه السلام لا غیر».
[14]. عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج 1، ص 20 و 21.
[15]. الأئمة الاثنا عشر، ص 98؛ ابن ابى الثلج، تاریخ أهل البیت، تحقیق: حسینی، سیدمحمدرضا، ص 83، آل البیت، قم، چاپ اول، 1410ق.
[16]. الکافی، ج 1، ص 486؛الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، ج 2، ص 247؛ أنیس المؤمنین، ص 203؛ طبرسی، فضل بن حسن، تاج الموالید، ص 98، دار القار، بیروت، چاپ اول، 1422ق؛التتمة فی تواریخ الأئمة علیهم السلام، ص 123.
[17]. فتال نیشابورى، روضة الواعظین و بصیرة المتعظین، ج 1، ص 531، نشر دلیل ما، قم، چاپ اول، 1423ق.
[18]. التتمة فی تواریخ الأئمة علیهم السلام، ص 123.
[19]. الأئمة الاثنا عشر، ص 98؛ إعلام الورى بأعلام الهدى، ج 2، ص 41؛ أنیس المؤمنین، ص 203.
[20]. بحار الأنوار، ج ۴۹، ص ۳.
[21]. عیون اخبار الرضا(ع)، ج ۲، ص 184.
[22]. پژوهشى دقیق در زندگانى امام رضا علیه السلام، ج 2، ص 347.
&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&
ابوالحسن علی بن موسی الرضا، امام هشتم شیعیان که وی را با نام امام رضا یاد میکنند
ابن صباغ مالكی درباره حضرتش مینویسد: «حضرت از مناقبی والا و صفاتی پسندیده برخوردار است. نفس شریفش پاك، هاشمی نسب و از نژاد پاك نبوی است.»
بعد از جریان ولایتعهدی، روزی عبدالله بن مطرف بن هامان بر مأمون وارد شد. حضرت رضا(علیه السلام) نیز در مجلس حضور داشت. خلیفه رو به عبدالله كرد و گفت: درباره ابوالحسن علی بن موسی الرضا چه میگویی؟
عبدالله گفت: «چه بگویم درباره كسی كه طینت او با آب رسالت سرشته شده و ریشه در گوارای وحی دوانیده است. آیا از چنین ذاتی جز مشك هدایت و عنبر تقوا میتواند ظاهر شود؟ [1]»
زهد امام رضا
عیون اخبار الرضا: ابو عباد گفت: حضرت رضا در تابستان روى بوریا در زمستان روى پلاس مى نشست و لباس خشن مى پوشید مگر موقعى كه میان جمعیت می رفت كه خود را براى آنها مى آراست.
علم امام رضا
عیون اخبار الرضا: ج 2 ص 179- ابو ذكوان گفت: از ابراهیم بن عباس شنیدم كه می گفت: هر چه از حضرت رضا علیه السّلام مى پرسیدند می دانست از زمان او كسى راجع بتاریخ گذشته تا آن روز از حضرت رضا واردتر نبود مأمون او را آزمایش می كرد به سؤالها در هر مورد. جواب آنها را میداد تمام سخن و جواب و مثالى كه مىآورد از قرآن استفاده می نمود در هر سه روز یك مرتبه قرآن را ختم می كرد.
می فرمود: اگر بخواهم در كمتر از سه روز ختم كنم می توانم ولى بهر آیهاى- كه میرسم در آن دقت می كنم كه در باره چه چیز و چه زمانى نازل شده بهمین جهت در هر سه روز یك مرتبه ختم می كنم.
آداب معاشرت امام رضا
عیون اخبار الرضا: ابراهیم بن عباس گفت: هرگز ندیدم حضرت رضا علیه السّلام با سخن خود كسى را برنجاند و هرگز ندیدم سخن كسى را قطع كند تا او صحبت خود را تمام می كرد و هرگز محتاجى را رد نكرد بقدرى كه قدرت داشت. هرگز پاهاى خود را مقابل كسى كه نشسته بود دراز نمی كرد و نه تكیه می كرد در مقابل كسى كه نشسته بود و هرگز غلامان خود را ناسزا نمی گفت: و ندیدم كه آب دهان بزمین بیاندازد و نه هرگز در موقع خنده قهقهه نمیزد خنده آن جناب تبسم بود.
در خلوت سفرهاش را می گستردند غلامان خود را بر سفره خویش می نشاند حتى دربانها و مهتر چهارپایان را،
عبادت امام رضا
شبها كم می خوابید و بسیار بیدار بود بیشتر شبها از ابتداى شب تا صبح شب زنده دار بود خیلى روزه میگرفت. روزه سه روز در ماه از او فوت نمیشد میفرمود: این سه روز روزه تمام عمر است خیلى كمك میكرد و صدقه میداد در پنهانى بیشتر در شبهاى تاریك چنین كارى را میكرد هر كس بگوید چون او در مقام و شخصیت دیده است باور نكنید.
امام رضا و اطعام فقرا
محاسن برقى: معمر بن خلاد گفت. هر وقت سفره براى حضرت رضا مى- گستردند قدحى نزدیك آن جناب می گذاشتند از هر غذائى بقدرى برمی داشت و در آن قدح می ریخت بعد دستور می داد به فقراء بدهند؛ بعد این آیه را می خواند: «فلا اقتحم العقبة» سپس می فرمود: خداوند می داند كه همه مردم قدرت بنده آزاد كردن ندارند براى آنها راهى براى بهشت گشوده با غذا دادن بفقرا.
امام رضا و آراستن ظاهر
كافى: حسن بن جهم گفت: خدمت ابو الحسن علی بن موسى الرضا علیه السّلام رسیدم با رنگ سیاه خضاب كرده بود.كافى: محمّد بن ولید كرمانى گفت: بحضرت جواد عرض كردم در باره مشك چه می فرمائید فرمود: پدرم دستور داده بود كه مشك را با برگ درخت بان (كه درخت معطرى است و از برگش براى بوى خوش استفاده می كنند) مشكى بسازند به هفتصد درهم. فضل بن سهل برایش نوشت كه مردم این كار را عیب میدانند.
در جوابش نوشت تو مگر نمیدانى یوسف با اینكه پیامبر بود لباس دیبا كه آمیخته با طلا بود مى پوشید و روى صندلى طلا مى نشست این كار مقام علم و دانش او را نكاست. بعد دستور داد عطردانى برایش بسازند به چهار هزار درهم.كافى: معمر بن خلاد گفت: حضرت رضا علیه السّلام به من دستور داد برایش روغنى تهیه كنم كه در آن مشك و عنبر باشد به من فرمود: كه آیة الكرسى و سوره ام الكتاب و دو قل اعوذ و آیاتى كه براى حفظ از شیطان خوب است در كاغذى بنویسم و آن را بین شیشه و جعبه آن قرار دهم این كار را كردم بعد كه خدمتش رسیدم محاسن خود را عطرآگین می كرد من تماشا می كردم.كافى: حسن بن جهم گفت: حضرت رضا علیه السّلام از منزل خارج شد بوى خوش بخور از آن جناب ساطع بود.كافى: حسن بن جهم گفت: دیدم حضرت رضا علیه السّلام با خیرى «1» سر و صورت خود را روغن میزد. [2].
امام رضا علیه السلام، بیشتر شبها تا صبح شب زنده دار بود و عبادت می کرد
تواضع امام رضا
یکبار شخصی که امام را نمی شناخت در حمام از امام خواست تا او را کیسه بکشد،امام علیه السلام پذیرفت و مشغول شد،دیگران امام را بدان شخص معرفی کردند،و او با شرمندگی به عذرخواهی پرداخت ولی امام بی توجه به عذر خواهی او همچنان او را کیسه می کشید و او را دلداری می داد که طوری نشده است.
شخصی به امام عرض کرد:به خدا سوگند هیچکس در روی زمین از جهت برتری و شرافت پدران به شما نمیرسد.
امام فرمود:تقوی به آنان شرافت داد و اطاعت پروردگارآنان را بزرگوار ساخت.
مردی از اهالی بلخ می گوید:در سفر خراسان با امام رضا علیه السلام همراه بودم،روزی سفره گسترده بودند و امام همه ی خدمتگزاران و غلامان حتی سیاهان را بر آن سفره نشاند تا همراه او غذا بخورند. من به امام عرض کردم:فدایتان شوم.بهتر است اینان بر سفره یی جداگانه بنشینند.فرمود: ساکت باش،پروردگار همه یکی است،پدر و مادر همه یکی است،و پاداش هم به اعمال است.
كرم و سخاوت امام رضا :
هنگام ذكر اخبار مربوط به ولایت عهدى آن حضرت خواهیم گفت كه یكى از شاعران به نام ابراهیم بن عباس صولى به خدمت آن حضرت آمد و امام به او ده هزار درهم داد كه نام خودش بر آن ضرب شده بود. همچنین آن حضرت به ابو نواس سیصد دینار جایزه داد و چون جز آن، مال دیگرى نداشت استر خویش را هم به وى بخشید. و نیز به دعبل خزاعى ششصد دینار جایزه داد و با این وجود از وى معذرت هم خواست.
در مناقب از یعقوب بن اسحاق نوبختى نقل شده است كه گفت: مردى به ابو الحسن رضا (علیه السلام) برخورد كرد و گفت: به قدر مردانگى ات بر من ببخش. امام گفت: به این مقدار ندارم. مرد گفت: به قدر مردانگى خودم ببخش. امام فرمود: این قدر دارم. سپس فرمود: اى غلام دویست دینار به او بده.
همچنین در مناقب از یعقوب بن اسحاق نوبختى نقل شده است كه امام رضا (علیه السلام) تمام ثروت خود را در روز عرفه تقسیم نمود. پس فضل بن سهل به وى گفت: این ضرر است. امام فرمود: بل سود و بهره است. چیزى را كه پاداش و كرامت بدان تعلق مى گیرد ضرر محسوب مكن.
كلینى در كافى به سند خود از الیسع بن حمزه نقل كرده است كه گفت: در مجلس ابو الحسن رضا (علیه السلام) بودم. مردم بسیارى به گرد آن حضرت حلقه زده بودند و از وى درباره حلال و حرام پرسش مى كردند كه ناگهان مردى بلند قامت و گندمگون داخل شد و گفت: السلام علیك یا بن رسول الله. من یكى از دوستداران تو و پدران و نیاكان تو هستم، من از حج باز مى گردم و خرجى خود را گم كرده ام و با آنچه همراه من است نمى توانم به یك منزل هم برسم، پس اگر صلاح بدانى كه مرا به دیارم روانه كنى كه براى خدا بر من نعمتى داده اى و اگر به شهرم رسیدم آنچه از تو گرفته ام به صدقه مى دهم. امام (علیه السلام) به او فرمود: بنشین خدا تو را رحمت كند. آنگاه دوباره با مردم به گفت و گو پرداخت تا آنان پراكنده شدند و تنها سلیمان جعفرى و خیثمه و من مانده بودیم پس امام فرمود: اجازه مى دهید داخل شوم سلیمان گفت: خداوند فرمان تو را مقدم داشت. پس امام برخاست و به اتاقش رفت و لختى درنگ كرد و سپس بازگشت و در را باز كرد و دستش را از بالاى در بیرون آورد و پرسید: آن خراسانى كجاست؟پاسخ داد: من اینجایم. فرمود: این دویست دینار را برگیر و در مخارجت از آن استفاده كن و بدان تبرك جو و آن را از جانب من به صدقه بده. اكنون برو كه نه من تو را ببینم و نه تو مرا. مرد بیرون رفت. سلیمان به آن حضرت عرض كرد: فدایت شوم بخشش بزرگى كردى و رحمت آوردى، پس چرا چهره از او پوشاندى؟فرمود: از ترس آن كه مبادا خوارى خواهش را در چهره او ببینم. مگر این سخن رسول خدا را نشنیدى كه مى گوید: آن كه به نهان نكویى آورد با هفتاد حج برابرى مى كند و آن كه پلیدى و زشتى را اشاعه مى دهد، مخذول و خوار است و كسى كه در نهان گناه كند، آمرزیده است. آیا سخن اول را نشنیده اى كه مى گوید:
متى آته لا طلب حاجة
رجعت الى اهلى و وجهى بمائه (1)
ششم، فراوانى صدقات: پیش از این از ابراهیم بن عباس صولى نقل كردیم كه گفت: امام رضا (علیه السلام) بسیار نكویى مى كرد و در نهان صدقه مى داد و بیشتر این عمل را در شبهاى تاریك به انجام مىرساند [4].
1.پایگاه اطلاع رسانی آستان قدس رضوی - شخصیت اخلاقی
2.ترجمه موسى خسروى ، جلد دوازدهمین بحار الأنوار، بنیاد پژوهشهای اسلامی،
3.پایگاه اطلاع رسانی آستان قدس رضوی - اخلاق و رفتار امام رضا علیه السلام
4.سیره معصومان، ج 5، ص 148،سید محسن امین، ترجمه: على حجتى كرمانى